Excoino
پیامدهای قطعی اینترنت

بحران جدید در کمین است؛ پیامدهای قطعی اینترنت خطرناک‌تر از ناآرامی‌ها؟

تداوم سیاست قطعی اینترنت و انسداد طولانی‌مدت فضای مجازی، زنگ خطر را برای کارشناسان سیاسی و اجتماعی به صدا درآورده است؛ چرا که این وضعیت می‌تواند بستر‌ساز یک بحران امنیتی تازه و آسیب‌های روانی جبران‌ناپذیر برای نسل جوان باشد.

در حالی که جامعه هنوز در شوک محدودیت‌های بی‌سابقه ۱۸ دی‌ماه به سر می‌برد، تحلیلگران معتقدند که استمرار وضعیت اضطراری در فضای سایبری، آن هم زمانی که التهابات خیابانی فروکش کرده، فاقد توجیه منطقی است. تبدیل شدن اینترنت به یک کالای نایاب و تقلیل یافتن سطح مطالبات مردم از «رفع فیلترینگ» به «اتصال اولیه»، نشان‌دهنده عقب‌گردی نگران‌کننده در اکوسیستم ارتباطی کشور است. اکنون بحث فراتر از اقتصاد دیجیتال رفته و امنیت روانی جامعه‌ای را هدف گرفته که زندگی‌اش با دیتا و ارتباطات گره خورده است.

سقوط مطالبات؛ از رفع فیلتر تا آرزوی «وصل شدن»

سید محمدعلی ابطحی، فعال سیاسی و چهره شناخته‌شده اصلاح‌طلب در گفتگو با خبر آنلاین، با ارائه تحلیلی آسیب‌شناسانه از وضعیت موجود، به پارادوکس تلخ دولت چهاردهم اشاره می‌کند. دولتی که با شعار آزادی گردش اطلاعات و رفع فیلترینگ روی کار آمد، اکنون درگیر مدیریت بحرانی است که در آن، شهروندان حتی به اینترنت فیلترشده هم راضی شده‌اند.

به گفته او، مسیر مطالبات عمومی تغییر جهت داده و حالا «داشتن اینترنت» به دغدغه اصلی تبدیل شده است. این تغییر فاز، ناشی از تصمیمات نهادهای امنیتی است که اگرچه در کوتاه مدت برای کنترل آشوب‌ها اتخاذ شد، اما ادامه آن در شرایط ثبات فعلی، خود می‌تواند عامل نارضایتی‌های عمیق‌تر شود. نگاه امنیتی صرف به مقوله تکنولوژی، بدون در نظر گرفتن پیامدهای قطعی اینترنت بر لایه‌های زیرین جامعه، ریسک بزرگی است که دولت پزشکیان با آن مواجه است.

نسل زد و خطر فروپاشی روانی در قرنطینه دیجیتال

یکی از ابعاد مغفول مانده در این خاموشی سراسری، ضربه مهلکی است که به روان‌شناسی «نسل جدید» وارد می‌شود. برخلاف نسل‌های گذشته که سیاست و اقتصاد محور زندگی‌شان بود، زیست‌بوم نوجوانان و جوانان امروزی (نسل Z) کاملاً در بستر ارتباطات مجازی تعریف می‌شود.

قطع ناگهانی این شریان حیاتی، تنها به معنای آفلاین شدن نیست؛ بلکه به مثابه حبس خانگی و قطع ارتباط این نسل با دنیای پیرامون است. تحلیلگران هشدار می‌دهند که حبس کردن پتانسیل‌های این نسل و ایجاد ناامیدی مطلق با مسدودسازی دریچه‌های ارتباطی، می‌تواند خشم فروخفته‌ای ایجاد کند که مدیریت آن به مراتب دشوارتر از ناآرامی‌های فیزیکی است. والدین نگران که ترجیح می‌دادند فرزندانشان در خانه و پای اینترنت باشند تا در خیابان، حالا با فرزندانی کلافه و عصبی روبه‌رو هستند که ابزار اصلی زندگی‌شان سلب شده است.

سکوت اجباری مدافعان و جولان مخالفان

جنبه استراتژیک دیگری که در نقد وضعیت فعلی مطرح می‌شود، خالی کردن میدان رسانه‌ای به نفع جریان‌های رادیکال خارج از کشور است. با پیامدهای قطعی اینترنت، عملاً صدای نیروهای میانه‌رو، هواداران منطقی نظام و تحلیلگران داخلی که می‌توانستند در تبیین شرایط نقش‌آفرینی کنند، قطع شده است.

در مقابل، شبکه‌های ماهواره‌ای و جریان‌های اپوزیسیون که نیازی به اینترنت داخلی ندارند، یک‌تار و بی‌رقیب بر فضای افکار عمومی خیمه زده‌اند. باز کردن فضا و بازگشت اینترنت، نه تنها نیاز اقتصادی و روانی جامعه است، بلکه یک ضرورت امنیتی برای شنیده شدن صدای داخل در برابر هجمه رسانه‌ای خارج محسوب می‌شود. اکنون چشم‌ها به تصمیم علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی دوخته شده تا با اجرای دستور رئیس‌جمهور، پایان این وضعیت اضطراری را اعلام کند.

مطالب مرتبط