طوفان بزرگ نوح

آیا طوفان بزرگ نوح واقعا رخ داده است؟ کشف در دریای سیاه به این معمای باستانی پاسخ می‌دهد

آیا طوفان بزرگ نوح واقعا رخ داده است؟ کشف در دریای سیاه به این معمای باستانی پاسخ می‌دهد

کشف یک گورستان کشتی باستانی در دریای سیاه ممکن است سرانجام به معمای طوفان بزرگ نوح پاسخ دهد. تحقیقات جدید، بحث‌های علمی و مذهبی درباره واقعی بودن طوفان نوح را دوباره داغ کرده است.

داستان طوفان نوح، یکی از شناخته‌شده‌ترین روایات کتاب مقدس، همواره مورد بحث و کاوش بوده است. باستان‌شناسان دریایی با بررسی اعماق دریای سیاه، شواهدی یافته‌اند که می‌تواند پرده از راز این رویداد باستانی بردارد.

گورستان کشتی‌های باستانی در دریای سیاه

باستان‌شناسان دریایی، از جمله ژدراوکا گئورگیوا و تیمی از مرکز باستان‌شناسی زیر آب بلغارستان، با همکاری پروفسور جان آدامز از دانشگاه ساوت‌همپتون، با استفاده از فناوری سونار و وسایل نقلیه هدایت‌پذیر از راه دور (ROV)، کف دریای سیاه را نقشه‌برداری کردند. این تیم به یک محوطه شگفت‌انگیز برخوردند: یک کشتی تجاری یونانی که قدیمی‌ترین کشتی از نوع خود بود که تا کنون کشف شده است.

طوفان بزرگ نوح

در اعماقی که این تیم به کاوش می‌پرداخت، به دلیل کمبود اکسیژن، چوب‌ها به‌ندرت دچار پوسیدگی شده‌اند. برخی از این قایق‌های باستانی آنقدر در وضعیت خوبی قرار دارند که «آثار حکاکی ابزار فردی» روی تخته‌های بدنه آن‌ها دیده می‌شود.

فرضیه سیل دریای سیاه و طوفان نوح

زمین‌شناسان دریایی، ویلیام رایان و والتر پیتمن، در سال ۲۰۰۰ کتابی با عنوان «سیل نوح» منتشر کردند. آن‌ها در این کتاب پیشنهاد دادند که سیل واقعی که ممکن است الهام‌بخش داستان کتاب مقدس بوده باشد، حدود ۲۰۰۰۰ سال پیش در دریای سیاه رخ داده است. طبق این فرضیه، دریای سیاه در آن زمان یک دریاچه آب شیرین کوچک بود که توسط یک پل زمینی از دریای مدیترانه جدا شده بود.

طوفان بزرگ نوح

در پایان عصر یخبندان، سطح دریای مدیترانه بالا آمد و سیلی با نیروی «۲۰۰ برابر قدرتمندتر از آبشار نیاگارا» دریای سیاه را «منفجر» کرد و طی چند ماه منطقه‌ای به «اندازه ایرلند» را زیر آب برد. شواهدی مانند «پایه‌های ساختمان‌های باستانی» در امتداد خط ساحلی قبل از سیل، در فاصله ۱۹.۳ کیلومتری از سواحل ترکیه، تا حدی این فرضیه را تایید می‌کند.

بیشتر بخوانید

شواهد علمی علیه وقوع سیل جهانی

طوفان بزرگ نوح

با وجود فرضیه‌های جذاب، بسیاری از منتقدان سناریوی سیل بزرگ دریای سیاه را بسیار بعید می‌دانند. دانشمندان پروژه MAP دریای سیاه «اعتقادی» به وقوع چنین سیلی ندارند. دکتر ژدراوکا گئورگیوا به صراحت بیان کرده است که «هیچ مدرکی برای حمایت از این نظریه وجود ندارد و معتقد است که دریاها در طول دوره‌های زمانی طولانی تغییر کرده‌اند.»

طوفان بزرگ نوح

بهترین اثبات علمی مبنی بر عدم وقوع یک سیل جهانی گسترده، در «ردپای قطرات باران» یافت می‌شود. این ردپاها که در فسیل‌ها حفظ شده‌اند، تاریخ باران‌های زمین را ثبت می‌کنند. دانشمندان می‌گویند این ردپاها نمی‌توانستند شکل بگیرند و حفظ شوند اگر گل‌ولای حاوی آن‌ها در طول طوفان نوح زیر آب ته‌نشین شده بود. داستان طوفان بزرگ نوح یک افسانه جذاب است که در برابر موشکافی علمی دوام نمی‌آورد، اما پیام اصلی آن، یعنی حفاظت از سیاره و حیات روی آن، همچنان اهمیت دارد.

1 دیدگاه
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

معلوم نیست آنکه طوفان نوح ع را [العیاذ بالله] افسانه پنداشته، خودش کیه؟ چکاره است؟ اگر عضو سازمانی است که مرجعیت علمی دارد از چه ابزار و روشهایی استفاده کرده و چه مقدار از مساحت کرۀ زمین را مورد پژوهش قرار داده/ نداده؟ مثلًا تا چه لایه‌ای از پوسته‌اش را بررسی نموده؟ همینطوری الکی نمیشود چندتا نمونه‌گیری خاص را بر همۀ عالم تعمیم داد؟ تازه بعد از آن هم، نیافتن که دلیل نبودن نیست. آیا کسی حق دارد پس از چند تلاش بی‌نتیجه بگوید: گنج افسانه است! اگر واقعیت داشت ما چرا نیافتیم؟ حالا چون یارو گنج پیدا نکرده ما هم باید باور به گنج را افسانه انگاریم؟ اگر فردا یافت چه؟ آنگاه چطور میخواهد سست‌کردن پایۀ اعتقادی دانش‌دوستان علم‌زدۀ زودباور را جبران کند؟ اصلًا از کجا معلوم شواهد علمی را کتمان نکرده؟ تا گرایش إلحادی اش لطمه نخورد. چون بهای ایمان سنگین است: پشتش لزوم رعایت آموزه‌های اخلاقی هست؛ جهاد با نفس میخواهد.
به هر حال، چنین مقالات زردی مسئولیت دارد. عالم‌نمای فاسق متأسفانه از زاهد احمق خطرناکتره چون معمولًا حرفش خریدار بیشتری دارد. بازی با عقاید جوانان خام چنانچه باعث گمراهی میشود حرام است. زیرا امنیّت روانی افراد بنیاد جامعۀ سالم و زندگی مسالمت‌آمیز است.
اینکه چیزی نیست! گویند: ناسا هرگونه ارتباط گرند کانیون ماه را با معجزۀ شق‌القمر انکار کرده.
– او زیر بار نمی‌رود چون میترسد کاخ سفید حسینیه شود؛ تو چرا دیده را نادیده، انگاری؟ از «فکت» بیشتر میخواهی مگر؟
گفته: با علم جور در نمی‌آید چون شق‌القمر باعث اختلال در منظومه میشود.
– اولًا دلیلی که برای انکار شق‌القمر آورده، خودش ادعاست: آیا ٢ نیم کردن سیب و در ٢ کفّۀ ترازو نهادنش معادله را بهم می‌زند؟ البته که نه، اگر دقیق باشد؛ و خدای والا کارش درسته!
پس می‌ماند اینکه عذر آورد: «شق القمر» به این سادگی نیست! خیلی نیرو میخواهد.
– این بهانه هم نمی‌تواند باعث انکار شق‌القمر شود چون در هر حال، بود/ نبودش مستلزم نیروست: همان قدرتی که ماه را در این فاصله از زمین نگهداشته، میتواند آنرا در ٢ قسمت مساوی نگهدارد (٠.٥+٠.٥=١). وانگهی، از نمی‌توانیم تا نمیشود خیلی راه است. انگ محال بر آنچه لا اقل از لحاظ تئوری فرضش ناممکن نیست، نوعی زورگویی یا سوءاستفاده از مقام علمی است. شایستۀ عالم نیست که ناتوانی را به حساب نشدنی گذارد.
ناسا بالأخره با شاهد عینی (گرند کانیون ماه) چه میکند؟ هست را که نمیشود انکار کرد. اگر علّتش شق‌القمر نباشد، بگو چیست؟ الآن توپ در زمین شماست تا وقتی توجیه بهتری نداری باید به معجزه گردن نهی. چون این واقعۀ تاریخی با واقعیت جغرافی همخوانی دارد. در حالیکه انکارش خلاف واقع است، پایۀ علمی هم ندارد. بله کسی مجبورت نکرده بهش ایمان آوری («لا إكْراهَ فِي ٱلدّينِ» ٢٥٦ البقرة) لٰکن حق نداری با سوءاستفاده از شخصیت حقوقی ات، باور/ ناباوری شخص حقیقی ات را جا بزنی!
– ثانیاً معجزه اگر قابل محاسبه بود [چنانکه مرجع کذائی میخواهد] که دیگر معجزه نبود. معجزه رخداد فرا علمی/ فرا ابزاری است. پس بحث اثبات آزمایشگاهی اش آنهم با این بضاعت ناچیز، اساساً انحرافی است.
عقل و دانش آکادمیک بعد رنسانس از حوزۀ باور خارج شد و کوشید با نهضت «تحویل کیف به کمّ» برای سنجش امور، معیار بتراشد. گرچه شاید در امور رفاهی پیش افتاده ولیک در امور فرهنگی لنگ می‌زند. چون پس از رهش از کلیسا، عوض جستجوی جایگزین بهتر، با دین بطور کلی قطع رابطه کرد. حال اینکه علم و دین ٢ بال فرهیختگی و لازمۀ پرواز بسوی تعالي اند. و السلام

1
0
در بحث شرکت کنیدx