سنگ گمشده هرم جیزه

راز سنگ گمشده هرم بزرگ جیزه: چه بلایی سر نوک هرم آمد؟

از نگاه باستان‌شناسان، سرنوشت سنگ گمشده نوک هرم بزرگ جیزه همچنان معمایی حل‌نشده باقی‌مانده و تبدیل به یکی از پرچالش‌ترین معماهای مصر باستان شده است.

هنگامی که به فراز هرم جیزه می‌نگرید، متوجه می‌شوید این بنای عظیم که روزگاری کامل‌ترین سازه روی زمین بود، اکنون نوکی ندارد و بالای آن صاف و تراشیده است، در حالی که هرم‌های دیگر با رأس تیز و سنگی درخشان به پایان می‌رسند که همچون تاجی مقدس نشانه‌ اوج شکوه سازندگانش به شمار می‌رود. در معماری سنتی مصر باستان، بخش نهایی یک هرم را سنگ رأس یا Capstone می‌نامیدند که به عنوان آخرین قطعه‌ پس از اتمام ساخت، بر قله‌ بنا قرار می‌گرفت.

این سنگ نه‌تنها از نظر فیزیکی، بلکه از دیدگاه نمادین نیز مهم‌ترین بخش سازه محسوب می‌شد. گمان می‌رود در برخی هرم‌ها از سنگ آهک سفید، گرانیت صیقل‌خورده یا حتی روکشی از طلا برای ساخت آن استفاده می‌شد تا در زیر نور خورشید از کیلومترها دورتر بدرخشد. اما راز سنگ گمشده هرم بزرگ جیزه هنوز یکی از پررمز و رازترین پرسش‌های باستان‌شناسی است. با این اوصاف چه بلایی سر نوک هرم آمد؟ آیا در طول قرن‌ها توسط زلزله، فرسایش، یا غارت‌های دوران باستان از بین رفته است؟

فهرست مطالب

ردپای سنگ گمشده هرم جیزه در منابع باستانی

هرم بزرگ جیزه، عظیم‌ترین بنای ساخته‌شده به‌دست انسان در دوران باستان همواره با راز نوک گمشده‌ خود ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است. برخلاف تصور عمومی از هرم‌ها که به نقطه‌ای تیز در اوج خود ختم می‌شوند، این هرم با سطحی مسطح پایان می‌یابد. اما آیا این نوک هرگز ساخته نشد یا در گذر زمان نابود یا ربوده شد؟

باور عمومی آن است که سنگ رأس هرم هرگز در جای خود قرار نگرفته است. در منابع کهن و حتی گزارش‌های مسافران یونانی و رومی پیش از میلاد مسیح، اشاره شده که هرم در آن دوران هم فاقد سنگ بالایی بوده است. این نکته احتمال ناتمام ماندن ساخت آن را تقویت می‌کند. با این‌ حال، فرضیه‌ دومی نیز وجود دارد که عنوان می‌کند سنگ رأس می‌توانسته از طلا یا پوشیده از فلز الکتروم (آلیاژی درخشان از طلا و نقره) ساخته شود و در نتیجه در نخستین قرون پس از احداث، هدف سرقت یا ذوب فلزات گرانبها برای استفاده‌ مذهبی یا تزئینی قرار گیرد.

بیشتر بخوانید

با توجه به ابعاد فیزیکی هرم، نوک مسطح آن تقریباً مربعی به ضلع حدود ۱۰ متر (۳۰ فوت) است. بنابراین سنگ رأس اگر واقعاً وجود داشته، سازه‌ای عظیم و سنگین بوده که انتقال و نصب آن نیاز به فناوری و نیروی انسانی بسیار داشته است. همین امر باعث شده برخی باستان‌شناسان گمان کنند شاید هرگز امکان حمل یا قرار دادن آن فراهم نشده باشد و پروژه در مرحله‌ پایانی رها شده است.

اگر امروز از مسیر پرشیب ضلع شمالی بالا بروید، در بالاترین نقطه صفحه‌ای هموار و بادخورده می‌یابید که چشم‌انداز نیل و صحرا را در خود دارد. درست در مرکز این بخش میله‌ای فلزی دیده می‌شود که ساختاری شبیه دکل یا میله‌ پرچم دارد و در سال ۱۸۷۴ میلادی توسط دو ستاره‌شناس بریتانیایی در آنجا نصب شد تا محل دقیق رأس از‌دست‌رفته را نشانه‌گذاری کند.

با این حال هیچ مدرک قطعی دال بر وجود یا جنس واقعی سنگ رأس پیدا نشده است. حتی تصویر مشهور هرم ناقص در پشت اسکناس یک‌دلاری آمریکا که در طراحی آن نوک جدا شده و فضایی نورانی در بالای آن دیده می‌شود، برای بسیاری نمادی از همین راز تاریخی تلقی می‌شود.

آیا هرم جیزه بخشی از چرخه انرژی آتلانتیس بود؟

در روایت‌ها , نوشته‌های «ادگار کایس» (Edgar Cayce)، تمدن آتلانتیس به سبب سوء‌استفاده از نیروهایی نابود شد که از کریستال‌ها و انرژی پنهان درون آن‌ها سرچشمه می‌گرفتند که نظم را می‌آفرید یا نابودی را رقم می‌زد، بسته به این که چه دستی آن را هدایت می‌کرد. اگر این روایت را نقطه‌ی آغاز بنگریم، پرسش این است که آیا ممکن است هرم بزرگ جیزه بخشی از همان چرخه‌ باستانی نیرو بوده باشد؟

اگر چنین فرضی درست باشد، شاید سنگ گمشده هرم جیزه نقش محوری در تعادل این سیستم ایفا می‌کرده است و برداشتن آن نه صرفاً نتیجه‌ سرقت یا تخریب، بلکه اقدامی آگاهانه بوده تا از فعال‌شدن دوباره نیروهایی ناشناخته جلوگیری شود؛ نیروهایی که شاید در گذشته به فاجعه انجامیدند.

در این میان، خود ساختار هرم نیز در طی قرون آسیب دیده و دگرگون شده است. بادها و شن‌های بیابان دیواره‌های سنگی را ساییده‌اند و باران‌های نادر ولی سهمگین، ترک‌هایی در پوسته‌ بیرونی ایجاد کرده‌اند. مهم‌تر از همه، صاعقه‌ها به عنوان تهدیدی همیشگی برای بنایی به این بلندی در میان بیابان بارها بر فراز آن فرود آمده و اثراتی ناشناخته بر سنگ‌ها و شاید بر میدان انرژی نهفته در پیرامون آن بر جای گذاشته‌اند.

همچنین بخوانید

از میدان‌های مغناطیسی جیزه و نیروی پنهان در قلب هرم

هر تغییر فیزیکی، از سایش سطحی تا فرسایش درونی می‌تواند تنظیم طبیعی هرم را دگرگون کرده باشد و عملکرد اولیه‌ آن دیگر به‌درستی قابل شناسایی نباشد. اگر هدف نهایی سازندگان، نه فقط بنایی یادمانی بلکه دستگاهی انرژیایی یا کیهانی بوده، آنگاه حذف سنگ رأس همچون برداشتن کلید فعال‌ساز، موقتاً چرخه‌ آن را متوقف کرده است. با وجود این، هیچ‌کس نمی‌داند که آیا این سیستم هنوز در سطحی بنیادین فعال است یا خیر.

انرژی‌ که شاید درون لایه‌های سنگی و مجراهای داخلی‌ آن محبوس مانده، هنوز می‌تواند رازهایی در خود داشته باشد که فراتر از درک فناوری ماست. تا هنگامی که هدف دقیق و عملکرد واقعی این سازه شناخته نشده، نمی‌توان گفت آیا هرم هنوز به‌گونه‌ای پنهان در حال کار است یا تنها به عنوان میراثی شکوهمند از گذشته ایستاده است.

برخی پژوهشگران مستقل بر این باورند که خطوط میدان مغناطیسی زمین در محل جیزه ناهم‌خوانی‌هایی نشان می‌دهند که ممکن است با طراحی هندسی هرم مرتبط باشد. دیگران آن را مکانی برای هم‌ترازی کیهانی با کمربند صورت فلکی جبار می‌دانند. اما حقیقت هرچه باشد، هنوز راز سنگ گمشده هرم جیزه و انرژی نهفته در قلب هرم پاسخ روشنی ندارد. شاید روزی علم به اندازه‌ی کافی پیشرفت کند تا بتواند بفهمد این سازه چه رازهای بزرگی پنهان کرده است.

پاسخ بدهید

در اینجا می‌توانید نظر خود را ثبت کنید. لطفاً از درج توهین و مطالب خلاف قوانین خودداری کنید. دیدگاه‌ها پس از تایید منتشر می‌شوند.