پنجاه سال پیش، ماموریتهای وایکینگ ناسا ممکن است به طور ناخواسته حیات در مریخ را کشف کرده باشند. اکنون، دانشمندان برجستهای معتقدند که دادههای قدیمی این ماموریتها باید بازنگری شوند تا حقیقت آشکار گردد.
پس از فرود موفقیتآمیز وایکینگ ۱ و وایکینگ ۲ در سال ۱۳۵۵ خورشیدی (۱۹۷۶ میلادی) روی سیاره سرخ، سه آزمایش تشخیص حیات در این ماموریت وایکینگ نتایج مثبتی را نشان دادند. با این حال، عدم شناسایی مولکولهای آلی توسط یکی از ابزارها سبب شد تا دانشمندان وقت ناسا وجود حیات در مریخ را رد کنند.
معمای ۵۰ ساله ماموریتهای وایکینگ
در سال ۱۱۹۷۶ میلادی، مأموریتهای وایکینگ ۱ و ۲ ناسا روی مریخ فرود آمدند و سه آزمایش برای تشخیص حیات انجام دادند که نتایج مثبتی به همراه داشتند. اما ابزار طیفسنج جرمی کروماتوگراف گازی (GC-MS) نتوانست مولکولهای آلی، که برای حیات ضروری هستند، را شناسایی کند. این موضوع باعث شد تا جرالد سافن، دانشمند پروژه وایکینگ، نتیجه بگیرد: «نه جسم، نه حیات.»
با این حال، دانشمندانی به رهبری دکتر استیو بنر از بنیاد تکامل مولکولی کاربردی، اکنون معتقدند که دادههای وایکینگ داستان متفاوتی را روایت میکنند. دستگاه GC-MS با حرارتدادن نمونههای خاک مریخ، بهجای مولکولهای آلی، مقادیری از دیاکسید کربن، متیل کلرید و متیلن کلرید را شناسایی کرد. تیم وایکینگ این گازها را باقیمانده از جو مریخ و آلودگیهای زمینی از حلالهای تمیزکننده دانستند.
- اعتراف دانشمندان به شکست نظریههای حیات باستانی در مریخ!
- چمدانها را برای مریخ بستهایم، اما آیا برای «بچهدار شدن» در فضا آمادهایم؟
- دانشمندان بهترین مکان برای فرود انسان در مریخ را پیدا کردند
اما بنر تاکید میکند که متیل کلرید یک حلال تمیزکننده نیست و نمیتواند منبع آلودگی باشد. همچنین، برای توضیح نتایج مثبت آزمایشهای دیگر، تیم وایکینگ نیاز به وجود یک «اکسیدکننده قوی ناشناخته» را مطرح کردند که میتوانست مولکولهای آلی را از بین ببرد و نتایج مثبت را نیز توجیه کند. گیل لوین، محقق اصلی آزمایش آزادسازی برچسبگذاریشده (Label Release)، هرگز نپذیرفت که آزمایشش حیاتی پیدا نکرده است.
پرکلرات: کلید کشف حیات در مریخ
کلید حل این معما در سال ۲۰۰۸ میلادی کشف شد؛ زمانی که کاوشگر فونیکس ناسا ماده پرکلرات را در سطح مریخ شناسایی کرد. پرکلرات نیز یک اکسیدکننده است، که به اندازه کافی قوی است تا مواد آلی حاصل از شهابسنگها را در طول هزاران سال از بین ببرد.
در سال ۲۰۱۰ میلادی، رافائل ناوارو-گونزالس نشان داد که ترکیبات آلی در حضور پرکلرات و حرارت، متیل کلرید و دیاکسید کربن تولید میکنند. این کشف دقیقاً همان ترکیباتی هستند که GC-MS وایکینگ شناسایی کرده بود. این بدان معناست که GC-MS در واقع مولکولهای آلی را کشف کرده، اما نه به صورت مستقیم، بلکه از طریق محصولات تجزیهشده آنها.
این یافتهها به شدت این استدلال را تقویت میکنند که سه آزمایش اصلی تشخیص حیات در ماموریتهای وایکینگ (آزادسازی برچسبگذاریشده، آزادسازی پیرولیتیک و تبادل گازی) واقعاً حیات را کشف کرده بودند. این تفسیر جدید، نیاز به وجود آن «اکسیدکننده قوی و ناشناخته» را از بین میبرد و نتایج اولیه را معنادار میسازد.
مدل BARSOOM و درخواست بازنگری علمی
برای توصیف میکروبهای احتمالی مریخ، بنر و همکارانش «مدل BARSOOM» را توسعه دادهاند. این مدل به باکتریهای خودپرورشی اشاره دارد که با استفاده از اکسیژن ذخیرهشده روی مریخ تنفس میکنند. این باکتریها میتوانند با فتوسنتز غذای خود را تولید کرده و در شب به حالت خواب بروند و اکسیژن تولید شده را برای بیداری مجدد ذخیره کنند. این مکانیسم میتواند انتشار اکسیژن مشاهدهشده در آزمایش تبادل گازی وایکینگ را توضیح دهد.
بنر معتقد است که تفسیر اولیه نادرست از نتایج GC-MS، تحقیقات اخترزیستشناسی در مریخ را ۵۰ سال به عقب انداخته است. او خواستار آغاز یک بحث و گفتوگوی علمی جدی در سالگرد ۵۰ سالگی فرود وایکینگها است تا این اشتباه تاریخی جبران شود. نتایج تحقیقات تیم بنر که شامل دیرک شولز-ماکوش، یان اسپاسک و کلی آبراهام نیز میشود، ماه گذشته در ژورنال اخترزیستشناسی منتشر شد.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 








