امروز به رتبهبندی بهترین و بدترین سریال ها و فیلم های استودیو مارول میپردازیم. از شاهکارهایی مثل اونجرز اندگیم تا فاجعههایی مثل آيرون هارت را بررسی خواهیم کرد. کدام یک شما را میخکوب میکنند و کدام فقط وقتتان را هدر میدهند؟
از سال ۲۰۰۸ استودیو مارول ۳۷ فیلم، ۱۵ مجموعه و دو برنامه تلویزیونی ویژه را منتشر کرده است. همه آنها نیز در قالب جهان خاصی که دنیال مارول نامیده میشود قرار میگیرند. در میان بهترین فیلم های مارول آثاری هستند که حتی نمیتوانید لحظهای از آنها چشم بردارید. هرچند در طول چند سال اخیر آثاری را نیز شاهد بودهایم که حرف چندانی برای گفتن ندارند.
مروری بر دنیای شگفتانگیز قهرمانان در بدترین و بهترین فیلم های مارول
اگر از فیلمهای ابرقهرمانی مارول لذت میبرید و میخواهید بهترینها را تماشا کنید، این مطلب برای شماست. ما لیست شامل ۵۴ اثر را از ضعیفترین به بهترین فیلم رتبهبندی کردهایم. لیستی که قطعا برای تماشا در آخر هفته به آن نیاز دارید. توجه داشته باشید که توضیحات مربوط به برخی از این عناوین ممکن است تا حدودی داستان کلی را لو بدهد.
تهاجم مخفی (Secret Invasion)
اگر به دنبال یک مینی سریال تماشایی هستید، میتوانید مطلب بهترین مینی سریال های جهان را در گجتنیوز مطالعه کنید. هرچند نه در لیست ما و نه در لیست هیچ وبسایت دیگری نامی از تهاجم مخفی نخواهید دید. بسیاری تصور میکردند حضور ساموئل جکسون و امیلیا کلارک باعث میشود با یک اثر جدی، تاریک و هیجانانگیز طرف باشیم. هرچند در عوض داستانی کند و فاقد هیجان را مشاهده میکنیم.
نیک فیوری پس از سالها دوری از زمین متوجه میشود اسکرالها در حال نفوذ به لایههای بالای قدرت هستند. در نتیجه تصمیم میگیرد جلوی این توطئه بزرگ را گرفته و انسانها را از جنگ جهانی و نابودی حتمی نجات دهد. در این مسیر نیز تالوس رهبر سابق اسکرالها با او همراهی میکند. هرچند متاسفانه داستان پر از حفرههای منطقی است و پایانبندی آن نیز مسخره به نظر میرسد.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: ثور دنیای تاریک (Thor: The Dark World)
اگر بین ثور: دنیای تاریک و هر فیلم دیگری شک داشتید، گزینه دوم را انتخاب کنید. دنیای تاریک در لیست بدترین و بهترین فیلم های استودیو مارول در جایگاه بسیار بدی قرار میگیرد. بسیاری از ریتم کند فیلم گله دارند و داستان آن را نیز کاملا کلیشهای و پیشبینیپذیر میدانند. همچنین جلوههای ویژه چندان جذاب نیست و شخصیت شرور داستان نیز نمیتواند مخاطب را جلب کند.
داستان پس از حوادث فیلم اونجرز رخ میدهد. زمانی که ثور به آسگارد برگشته و میخواهد صلح را برای همه به ارمغان بیاورد. هرچند الفهای تاریک پشت سر رهبر خود مالکیث قرار گرفتهاند تا با یک نبرد آخرالزمانی کار را تمام کنند. آنها میخواهند جهان را نابود کرده و تاریکی ابدی را حکمفرما کنند. به همین خاطر ثور باید با لوکی متحد شده و جهان را از سرنوشتی فاجعهبار نجات دهد.
مرد مورچهای و زنبورک: شیدایی کوانتومی (Ant-Man and the Wasp: Quantumania)
مرد مورچهای و زنبورک: شیدایی کوانتومی را باید در انتهای لیست بهترین فیلم های استودیو مارول قرار داد. به جای این اثر میتوانید سراغ بهترین فیلم های علمی تخیلی جهان بروید و چند ساعتی از تماشای آنها لذت ببرید. مرد مورچهای و زنبورک داستانی آشفته و پراکنده دارد و از جلوههای ویژه ضعیف رنج میبرد. همچنین ریتم فیلم متعادل نیست و شخصیتها چندان عمیق بهنظر نمیرسند. طنز موجود در فیلم نیز چندان چنگی به دل نمیزند.
در این فیلم میبینیم که مرد مورچهای و رنبورک کمی آرامش پیدا کردهاند و دیگر درگیر نبردهای مرتبط با نجات جهان نیستند. مرد مورچهای بهعنوان یک نویسنده فعالیت میکند و زنبورک نیز فعال حقوق بشر است. هرچند دختر مرد مورچهای دستگاهی برای ارتباط با دنیای کوانتومی میسازد. کمی بعد نیز بهصورت ناخواسته کل خانواده را به آن جهان میبرد. جایی که یک موجود قدرتمند بهنام کانگ میخواهد جهانهای دیگر را نابود کند.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: شوالیه ماه (Moon Knight)
قرار دادن شوالیه ماه در میان بهترین سریال ها و فیلم های استودیو مارول کار آسانی نیست. هرچند حداقل میتوان گفت که ما با یک مینی سریال متفاوت طرف هستیم. بهجای داستان کلیشهای و صحنههای اکشن تکراری، شوالیه ماه سراغ جنبههای روانشناختی و باستانی میرود.
داستان در مورد یک کارمند ساده است که از اختلال هویت چندگانه رنج میبرد. او متوجه میشود که بدن خود را با یک مزدور جنایتکار بهنام مارک اسپکتور به اشتراک گذاشته و یکی از خدایان مصر باستان بهنام خنشو هم او را بهعنوان آواتار انتخاب کرده است. ورود شخصیت اصلی به دنیای خدایان مصر باستان و مواجه با توهم و قدرتهای الهی از جمله جنبههای زیبای این اثر محسوب میشوند. هرچند متاسفانه داستان متعادل نیست و ریتم یکسانی ندارد. شخصیتها نیز بدون دلیل منطقی تغییر میکنند.
ثور: عشق و تندر (Thor: Love and Thunder)
حتی طرفداران دنیای مارول نیز نمیتوانند ثور: عشق و تندر را در میان بهترین فیلم های این استودیو قرار دهند. ریتم فیلم نامتعادل است و طنز بیش از حد مخاطب را کلافه میکند. آن هم در حالیکه فیلم به موضوعات مهمی مثل سرطان و مرگ میپردازد. همچنین بسیاری باور دارند که فیلم از جنبههای مهم با سرعت رد میشود و صرفا روی مسائل بیاهمیت دست میگذارد.
ثور در حال سفر با گروه نگهبانان کهکشان و تلاش برای رسیدن به آرامش است که متوجه یک شخصیت شرور بهنام گور قصاب خدایان میشود. او ميخواهد بهخاطر از دست دادن دخترش از خدایان انتقام بگیرد. در نتیجه ثور با گروهی از افراد از جمله عشق قدیمی خود جین فاستر همراه میشود. جین میتواند بهشکل معجزهآسایی چکش و قدرتهای ثور را در اختیار بگیرد. هرچند درگیر سرطان است و این تغییر عواقبی برای او دارد.
هالک شگفتانگیز (The Incredible Hulk)
داستان هالک شگفتانگیز روی کاغذ واقعا زیبا است. ماجرا در مورد یک دانشمند بهنام بروس بنر است که هنگام کار در آزمایشگاه بهصورت اتفاقی در معرض پرتوهای گاما قرار میگیرد. پس از این اتفاق هربار عصبانیت باعث میشود که بروس به موجودی غولپیکر و خطرناک بهنام هالک تبدیل شود. ارتش آمریکا نیز متوجه این ماجرا شده و میخواهد از خون بروس برای ساخت سلاحهای بیولوژیک استفاده کند.
صحنههای اکشن هالک شگفتانگیز جذاب هستند و باعث میشوند هیجانزده شوید. پس چرا هالک در میان بهترین فیلم های استودیو مارول جایگاه مناسبی ندارد؟ بخشی از ماجرا به عمق کم شخصیتها مربوط میشود. همچنین جلوههای ویژه فیلم چندان قوی نیست و داستان نسبتا خطی پیش میرود. در واقع اگر عوامل فیلم میتوانستند کمی از آشفتگی موجود کم کنند، شاید با اثری کسلکننده مواجه نمیشدیم.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: مرد آهنی ۲ (Iron Man 2)
مرد آهنی در زمره بهترین فیلم های استودیو مارول قرار میگیرد. هرچند قسمت دوم این فیلم نتوانست آنطور که باید مخاطبان را جذب کند. داستان بیش از حد پیچیده و پیگیری چند خط داستانی از نقاط ضعف فیلم محسوب میشود. همچنین عدم تمرکز و ریتم نامتعادل باعث شده بود که فیلم چندان هیجانانگیز بهنظر نرسد. البته که بازی رابرت داونی جونیور و صحنههای اکشن تا حدودی وضعیت را بهبود بخشیدند.
در مرد آهنی ۲ همه دنیا فهمیدهاند که تونی استارک کیست و او را بهعنوان یک قهرمان بزرگ دوست دارند. هرچند مرد آهنی باید با مشکلات متعددی کنار بیاید. اول از همه اینکه ارتش آمریکا میخواهد از تکنولوژی اختصاصی او برای سربازان خود استافاده کند. دوم اینکه عنصر پالادیوم موجود در زره آهنی در حال مسموم کردن تونی است و باید فورا راهی برای این مشکل پیدا کرد. در کنار اینها یک دانشمند روسی بهنام وانکو نیز ظاهر میشود تا بهخاطر گذشته خود از تونی استارک انتقام بگیرد.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: اکو (Echo)
اکو اولین فیلم ابرقهرمانی محسوب میشود که در آن قهرمان داستان از بومیان آمریکا و ناشنوا است. ایده اولیه داستان جالب بوده، اما فشرده کردن آن در ۵ قسمت باعث شده این مینیسریال آشفته بهنظر برسد. از رابطه پیچیده مایا با خانواده خود در اکلاهما تا ماجرای پیچیدهتر او با شخصیت جنایتکاری مثل ولسون فیسک به بررسی بیشتری نیاز داشتند. همچنین به تواناییهای افسانهای مایا نیز بهخوبی پرداخته نشده است.
داستان در مورد زنی ناشنوا بهنام مایا لوپز از قبیله چوکتاو است که میخواهد پیش خانواده خود برگشته و با گذشته مواجه شود. مایا میخواهد از جرم و جنایت فاصله بگیرد، اما فیسک او را رها نمیکند و افراد زیادی را برای انتقام به سمت اکلاهاما میفرستد.
جاودانگان (Eternals)
جاودانگان یک بلندپروازی جالب از سوی مارول بود. آنها میخواستند با داستانی متفاوت و خاص جاودانگان را در میان بهترین فیلم های استودیو مارول قرار دهند. هرچند به دلایل مختلف در این زمینه ناکام ماندند. طولانی بودن فیلم، پراکندگی داستان و فلشبکهای بسیار زیاد باعث میشوند که مخاطب خسته شود. همچنین عدم ارتباط مشخص با دنیای قهرمانان مارول و تلاش برای ارائه ریتم کند و فلسفی با شکست مواجه میشود.
داستان به گذشته زمین مربوط میشود. وقتی که هزاران سال پیش سلستیالها موجوداتی جاودانه بهنام اترنالز را به زمین میفرستند تا از انسانها در برابر یک گروه از موجوداتی وحشی بهنام دیوینتها محافظت کنند. آنها در مسائل انسانی دخالت نمیکنند و فقط وظیفه دارند جلوی دیوینتها را بگیرند. هرچند پس از نابودی آخرین دیوینت جاودانگان پراکنده شدهاند و در انتظار دستور جدید هستند.
کاپیتان آمریکا: دنیای جدید شجاع (Captain America: Brave New World)
اگر میخواهید از تماشای بهترین فیلم های استودیو مارول لذت ببرید، حتما از این عنوان فاصله بگیرید. چراکه شما را فوقالعاده ناامید خواهد کرد و دیگر چندان تمایلی به تماشای آثار مارول نخواهید داشت. فیلمنامه بسیار ضعیف و پراکنده نوشته شده و صحنههای اکشن نیز در بهترین حالت متوسط ارزیابی میشوند. همچنین شخصیت اصلی عمق کافی را ندارد و انتخاب بازیگران نیز درست نبوده است. در واقع انتخاب هریسون فرود برای نقش تادئوس تاندربولت راس سبب شده که توجه بیشتر به او جلب شود.
داستان به ماموریت کاپیتان آمریکا برای جلوگیری از یک فساد سیاسی و تهدید تروریستی در مقیاس جهانی میپردازد. هرچند همزمان با پیش رفتن داستان متوجه میشویم که ترفندهای سیاسی، چالشهای اخلاقی و توطئههای بزرگ بهعنوان مانعی در برابر کاپیتان آمریکا قرار میگیرند.
فالکون و سرباز زمستانی (The Falcon and the Winter Soldier)
فالکون و سرباز زمستانی میخواهد عمیقتر از اکثر آثار مارول ظاهر شود. به همین خاطر به مسائل مهمی مثل عدالت اجتماعی، مسائل نژادی و نحوه کنترل قدرت میپردازد. همچنین از ترکیب لحظات احساسی و خندهدار برای جذب مخاطب بهره میبرد.
داستان در مورد یک گروه تروریستی جدید است که از وضعیت جدید شکلگرفته پس از بلپ ناراحت هستند. آنها فکر میکنند که جهان جدید ناعادلانه تقسیم شده و باید با استفاده از خشونت همهچیز را به حالت قبلی برگردانند. اینجاست که فالکون و سرباز زمستانی مجبور میشوند با هم همکاری کرده و جلوی گروه تروریستی را بگیرند. تلاش این مینیسریال ۶ قسمتی برای پوشش مسائل گسترده با شکست مواجه میشوند. همچنین شخصیتهای شرور ضعیف هستند و پایانبندی ماجرا نیز چندان چنگی به دل نمیزند.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: چه میشد اگر (What if)
چه میشد اگر این ظرفیت را داشت که در صدر بهترین سریالها و فیلم های استودیو مارول قرار بگیرد. همچنین میتوانست در میان بهترین سریالهای انیمیشنی جهان نیز جایگاه ویژهای داشته باشد. هرچند افت کیفیت در فصلهای دو و سه، تمرکز بیش از حد روی شخصیتهای تکراری، پایانبندی ضعیف در برخی قسمتها و عدم استفاده از پتانسیل قوی ایده باعث شد که متوسط بهنظر برسد.
چه میشد اگر یک سریال انیمیشنی سه فصلی است که در آن از مولتیورس برای بررسی احتمالهای متفاوت استفاده میکند. مثلا اگر یک شخصیت خاص نمیمرد، چه اتفاقاتی رخ میداد یا اگر یک شخصیت محبوب کشته میشد، داستان چگونه پیش ميرفت. مشاهده نسخههای متفاوت ابرقهرمانان محبوب میتواند جذاب باشد. هرچند که در فصل سه عملا دیگر هیچ ایده جدیدی دیده نمیشود.
انتقامجویان: عصر اولتران (Avengers: Age of Ultron)
صحنههای اکشن نفسگیر، انتخاب درست بازیگران و صحنههای احساسی قوی از نقاط قوت این فیلم هستند. هرچند عدم عمق کافی شخصیت منفی اصلی، کند پیش رفتن داستان در نیمه ابتدایی فیلم و عدم استفاده درست از ظرفیت اولتران نیز جزء نقاط منفی محسوب میشوند.
پس از ماجرای نیویورک انتقامجویان تمرکز خود را روی پیشبینی و از بین بردن تهدیدهای آینده گذاشتهاند. در نتیجه تونی استارک و بروس بر با استفاده از هوش مصنوعی موجودی بهنام اولتران را برای دفاع از جهان خلق میکنند. اولتران خیلی زود خودآگاه میشود و به این نتیجه میرسد که انسانها بزرگترین تهدید برای کره زمین هستند. او حتی یک ارتش رباتیک نیز میسازد تا نقشه خود را عملی کند. اینجاست که تیم انتقامجویان باید اشتباه خود را جبران کرده و بشر را از سرنوشتی تاریک نجات دهد.
گرگینه شب (Warewolf by Night)
گرگینه شب یک ویژهبرنامه هالووینی ۵۰ دقیقهای است که سبک متفاوتی نسبت به بهترین فیلم های استودیو مارول دارد. در واقع ما با یک اثر در سبک فیلمهای ترسناک دهه ۱۹۳۰ طرف هستیم. فیلمی سیاه و سفید با نورپردازی دراماتیک، تعقیب و گریز پر هیجان و خونریزی زیاد که شما را میخکوب میکند. هرچند کوتاه بودن اثر باعث شده که چندان عمیق به شخصیتها پرداخته نشود.
داستان در مورد یک گروه مخفی از شکارچیان موجودات ماورایی است که رهبر خود را از دست دادهاند. آنها به عمارت اصلی دعوت میشوند تا یک هیولای قدرتمند را شکار کنند. هر کسی که در این مسیر موفق شود، کنترل سنگ خون و رهبری گروه را به دست آورد.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: ثور (Thor)
در سال ۲۰۱۱ استودیو مارول تصمیم گرفت فیلمی جذاب را حول داستان خدایا قدرتمند رعد و برق در قلمرو آسگارد بسازد. علاقهمندان به دنیای مارول از این فیلم استقبال کردند؛ اما نظر منتقدان چندان مثبت نبود. به باور آنها در بهترین حالت ثور را میتوان یک اثر سرگرمکننده دانست. فیلمی که تا حد زیادی کند پیش میرود و از یک داستان ساده و کاملا پیشبینیپذیر رنج میبرد.
ثور بیخاطر بیاحتیاطی در جنگ با غولهای یخی مورد غضب پدرش قرار گرفته و باید در زمین زندگی کند. آن هم در شرایطی که دیگر قدرتهای پیشین خود را ندارد و عملا در حد یک انسان عادی است. او با جین فاستر آشنا میشود و تلاش میکند دوباره توجه پدرش را به خود جلب کند. متاسفانه فیلم مخاطب را همچون یک کودک فرض میکند و در تلاش برای دادن درس اخلاقی است. اینکه ثور باید غرور خود را کنار بگذارد و عشق و دوستی را بیاموزد تا بلکه جایگاه پیشین خود را بازیابد.
شی هالک: وکیل دادگستری (She-Hulk: Attorney at Law)
شی هالک نمیتواند راه خود را به لیست بهترین سریالها و فیلم های استودیو مارول باز کند. این فیلم تلاش کرده مشکلات زنان در محیط کار، انتظارات اشتباه جامعه از آنها و نگاه جنسیتی را نقد کند. هرچند همه این مسائل را در ترکیبی اشتباه از کمدی و داستان ابرقهرمانی ارائه میدهد. در نهایت نه کمدی موفق میشود و نه مخاطبان تحت تاثیر مسائل مطرحشده قرار میگیرند. داستان نیز بسیار کمعمق و ضعیف بهنظر میرسد.
ماجرا در مورد یک وکیل مجرد ۳۰ ساله بهنام جنیفر والترز است که بهصورت اتفاقی خون هالک را دریافت کرده است. در نتیجه میتواند به شی هالک تبدیل شده و از قدرتهای خارقالعاده خود استفاده کند. گرچه قدرتهای جدید ادامه زندگی عادی را با مشکلاتی مواجه میکنند. مشکلاتی که ربطی با دنیای ابرقهرمانی مارول ندارند و بیشتر چالشهای دنیای مدرن را نشان میدهد.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: مرد مورچهای و زنبورک (Ant-Man and the Wasp)
مرد مورچهای و زنبورک یک فیلم سرگرمکننده و شاد است. همچنین ترکیب درست بازیگران و صحنههای اکشن باعث شده اثری جذاب را ببینیم. گرچه برخی افراد از ضعیف بودن شخصیت شرور داستان و پایانبندی متوسط آن انتقاد دارند.
داستان به وضعیت مرد مورچهای پس از رخدادهای فیلم کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی میپردازد. مرد مورچهای آخرین روزهای خود در حبس خانگی را میگذراند و امیدوار است که بتواند زندگی آرامی با دختر خود داشته باشد. هرچند زنبورک از مرد مورچهای درخواست میکند که او را در ماموریتی سخت همراهی کند. همسر او سالهای پیش در قلمرو کوانتومی گم شده است و باید راهی برای بازگرداندن او پیدا کنند. مشکل اینجاست که یک هیولا بهنام گوست نیز در این قلمرو حضور دارد.
چهار شگفتانگیز: گامهای نخست (The Fantastic Four: First Steps)
چهار شگفتانگیز گامهای نخست نسبت به سه قسمت پیشین این مجموعه جایگاه بهتری در میان بهترین فیلم های استودیو مارول کسب میکند. طراحی رترو فوتوریستی واقعا حیرتانگیز است و بازیگران نیز عملکردی درخشان از خود نشان میدهند. هرچند بهنظر میرسد وجود خطهای داستانی موازی باعث شده روایت کمی با عجله پیش برود. همچنین مشخص است که برخی موارد کوتاه شدهاند تا فیلم کسلکننده نباشد.
در دنیایی موازی چهار داشمند در یک ماموریت فضایی شرکت میکنند. هرچند پس از قرار گرفتن در معرض یک طوفان کیهانی متوجه میشوند که هرکدام توانایی عجیبی را به دست آوردهاند. البته که این تواناییها فقط برای تفریح نیست. چهار شگفتانگیز خیلی زود خود را در برابر یک موجود کیهانی عجیب بهنام گالاکتوس میبینند که قصد دارد زمین را نابود کند.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: بیوه سیاه (Black Widow)
بازی اسکارلت ژوهانسون در بیوه سیاه عالی است و صحنههای اکشن فیلم نیز کاملا واقعی بهنظر میرسند. همچنین داستان با محوریت جاسوسی و تعقیب و گریز باعث میشود هر لحظه با هیجان فیلم را دنبال کنید. هرچند برخی افراد انتقاد دارند که بخشهای ابتدایی فیلم بیش از حد کند پیش میرود و داستان تا حدودی پیشبینیپذیر است.
بیوه سیاه یا همان ناتاشا رومانوف نمیتواند از گذشته تاریک خود بهعنوان یک جاسوس روس فرار کند. او نهتنها باید خود را از چشمان نیروهای امنیتی آمریکا پنهان نگه دارد، بلکه باید با اشتباهات خود در گذشته نیز کنار بیاید. بیوه سیاه متوجه میشود یک توطئه بزرگ در حال شکل گرفتن است و احتمال دارد گروه بزرگی از جاسوسان اقدامات خطرناکی را انجام دهند.
مرد آهنی 3 (Iron Man 3)
طرفداران دنیای مارول در رابطه با فیلم مرد آهنی ۳ به دو دسته تقسیم شدهاند. برخی به بازی فوقالعاده رابرت داونی جونیور و ترکیب جذاب طنز و اکشن اشاره میکنند و آن را یکی از بهترین فیلم های استودیو مارول میدانند. هرچند برخی تاکید دارند که هر شخصیت ابرقهرمانی در برابر شخصیت منفی اصلی خود معنی پیدا میکند. با توجه به اینکه شخصیت منفی این فیلم در زمره ضعیفترین شرورهای دنیای مارول قرار میگیرد، فیلم جذابیت خود را از دست میدهد.
داستان پس از نبرد نیویورک انتقامجویان روایت میشود. تونی استارک از مشکلات روانی رنج میبرد و مرتب در تلاش است بتواند زره جدیدی را طراحی کند. در همین زمان یک تروریست بهنام ماندارین با انجام انفجارهای بزرگ مرد آهنی را به مبارزه فرا میخواند. اینبار تونی استارک مجبور است بهعنوان یک انسان و بدون زره خاص خود جلوی نابودی بشر را بگیرد.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: کاپیتان مارول (Captain Marvel)
بری لارسون در نقش ورس آنقدر موفق ظاهر شد که کاپیتان مارول توانست بهعنوان اولین فیلم ابرقهرمانی زنمحور رکورد ۱ میلیارد دلار فروش در گیشه را بشکند. فضای داستان در دهه ۱۹۹۰ رخ میدهد و صحنههای اکشن نیز زیبا هستند. هرچند مشکل اینجاست که برای بخش قابل توجهی از فیلم شخصیت اصلی نمیداند که چه کسی است و از قدرتهای خود نیز خبر ندارد. همین هم باعث درمانده شدن او و البته مخاطبان میشود.
داستان در مورد یک جنگجوی قدرتمند از سیارهای دیگر است که در یک نبرد کهکشانی با اسکرالها شرکت میکند. او در نبرد شکست میخورد و بهصورت اتفاقی به زمین سقوط میکند. جایی که نیک فیوری جوان را میبیند و درگیر تعقیب و گریزهای نفسگیر میشود. حضور او در زمین نیز باعث میشود که سیاره ما به مرکز جنگی در مقیاس کهکشانی بدل شود.
مارولها (The Marvels)
اگر بهخاطر بازی بسیار خوب سه بازیگر اصلی و لحظات طنز متعدد نبود، قطعا مارولها باید در انتهای لیست بهترین فیلم های استودیو مارول قرار میگرفت. مارولها کمترین فروش را در میان تمام آثار دنیای مارول داشت و باعث شد آنها با ضرر خالص ۲۳۷ میلیون دلاری مواجه شوند. جلوههای ویژه ضعیف، ریتم ناهمانگ، شخصیت شرور کم اهمیت و داستان پراکنده از جمله نقاط منفی این فیلم هستند.
داستان به وضعیت جدید کاپیتان مارول میپردازد. او اکنون هویت واقعی خود را میداند؛ اما در قدرتهایش اختلال ایجاد شده است. همین نیز باعث میشود که او با دو زن دیگر با قدرتهای ماورایی جابهجا شود. در واقع هروقت که یکی از آنها از قدرت خود استفاده کند، این مشکل پدیدار میشود. آنها میخواهند مشکل را حل کنند؛ اما رهبر جدید کریها جلوی راهشان قرار میگیرد.
خانم مارول (Ms. Marvel)
خانم مارول یک مینی سریال خاص است که با فیلمهای ابرقهرمانی دنیای مارول کمی تفاوت دارد. شما یک اثر شاد را میبینید که شاید تا حدی حتی مناسب تماشا در کنار خانواده نیز باشد. همچنین در طول مینی سریال به فرهنگ پاکستانی بهطور کامل پرداخته میشود. هرچند همین موارد باعث شدهاند که برخی افراد چندان از خانم مارول استقبال نکنند. چراکه حس و حال دنیای مارول را منتقل نمیکند.
داستان در مورد یک دختر نوجوان پاکستانی بهنام کامالا خان است که از خواندن داستانهای کمیک لذت میبرد. کامالا خان یک دستبند عجیب را از مادربزرگ خود به ارث برده است. او ناگهان متوجه میشود که این دستبند میتواند قدرتهای خارقالعادهای مثل تغییر شکل و ایجاد انرژی را بدهد. در واقع کامالا خان با این دستنبد به خانم مارول تبدیل میشود. او حالا باید بین زندگی عادی در کنار خانواده و دوستان و زندگی ابرقهرمانی تعادل برقرار کند.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: مرد مورچهای (Ant-Man)
بدون تردید مرد مورچهای در میان بهترین فیلم های استودیو مارول قرار دارد. هرچند جالب است بدانید که ساخت این فیلم با چالشهای زیادی مواجه شد و حتی کارگردان اثر چند ماه پیش از فیلمبرداری از پروژه کنار رفت. با وجود این مرد مورچهای توانست با طنز فوقالعاده، شیمی قوی بین بازیگران و سبک متفاوت خود خیلی راحت مخاطبان را جلب کند.
در اکثر فیلمهای ابرقهرمانی شاهد تبدیل شدن شخصیت اصلی به موجودی قدرتمند و غولپیکر هستیم. هرچند در مرد مورچهای دقیقا برعکس این ماجرا رخ میدهد. اسکات لنگ بهتازگی از زندان آزاد شده و میخواهد یک زندگی عادی داشته باشد. هرچند توسط دکتر هنک پیم برای یک ماموریت بزرگ انتخاب میشود. او با استفاده از یک تکنولوژی خاص فوقالعاده کوچک میشود تا از یک تهدید بسیار خطرناک جهانی جلوگیری کند.
آیرون هارت (Ironheart)
در بهترین سریال های علمی تخیلی بهشکل قابل توجهی از تکنولوژی استفاده میشود. در سریالهای ترسناک نیز شاهد جادو و عناصر ماورایی هستیم. هرچند اگر میخواهید ترکیبی از این دو را در یک سریال داشته باشید، بهتر است آيرون هارت را تماشا کنید. این مینی سریال ۶ قسمتی ترکیبی از عناصر طنز، اکشن، احساسی را در کنار چالشهای یک جوان سیاهپوست ارائه میدهد.
داستان در مورد یک دانشجوی نابغه بهنام ریری ویلیامز است که میخواهد پس از اتفاقات بلک پنتر: واکاندا فوراور به شهرش برگشته و روی پروژههای علمی کار کند. او پیشتر یک زره خاص ساخته است؛ اما حالا در کنار ترکیب تکنولوژی و جادوگری قرار میگیرد.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: دکتر استرنج (Doctor Strange)
دکتر استرنج یکی از زیباترین و بهترین فیلم های استودیو مارول محسوب میشود. در این اثر زیبا با قهرمانی طرف هستیم که بهجای اتکا به نیروی فیزیکی از نیروی ذهنی خود استفاده میکند.
بندیکت کامبریج هم توانسته با بازی زیبای خود هم به شخصیت کاریزما ببخشد و هم عمق آن را بیشتر کند. هرچند برخی ادعا میکنند که در داستان دکتر استرج صرفا جادو جایگزین تکنولوژی شده است. با وجود این، دکتر استرنج برای کسانی که از روایتهای تکراری مارول خسته شدهاند گزینهای عالی محسوب میشود.
- 10 شخصیت جدید مارول که در سال 2025 معرفی شدند
- همه فیلمها و سریالهای مارول در سال 2026؛ هیجان به MCU بازمیگردد
- مارول اعتراف کرد: دنیا از فیلمهای ابرقهرمانی خسته شده است
داستان در مورد یک جراح مغز معروف بهنام دکتر استفن استرنج است که در نتیجه یک تصادف رانندگی بهشدت آسیب میبیند. او پس از درمانهای مختلف متوجه میشود که دیگر نمیتواند جراحی کند. در نتیجه سراغ مواردی مثل جادو و عرفان میرود تا بلکه راهی پیدا شود. اینجاست که دکتر استرج با مفهوم جهانهای موازی و ابعاد دیگر آشنا میشود. ابعادی که برای ورود به آنها باید قدرت خارقالعاده ذهنی داشته باشید.
تاندربولتز (Thunderbolts)
در نگاه اول تصور میکنید که تاندربولتز نباید ارزش دیدن داشته باشد. چراکه برخی از شخصیتهای ضدقهرمان، خاکستری و نسبتا کماهمیت دنیای مارول را در کنار هم جمع کرده است. همچنین فیلم بهشدت به داستانهای فالکون و سرباز زمستانی، بیوه سیاه و مرد مورچهای و زنبورک اشاره میکند. با وجود همه اینها، کارگردانی قوی و بازی خوب بازیگران باعث شده که یک اثر بسیار قوی را داشته باشیم.
در داستان والنتینا گروهی از جمله یلنا بلووا، سرباز زمستانی، یو اس ایجنت، رد گاردین و گوست را در کنار هم جمع کرده تا یک ماموریت محرمانه را انجام دهند. هرچند ماموریتی در کار نیست و این افراد در تله افتادهاند. در واقع والنتینا میخواهد آنها را حذف کند تا کسی از گذشته تاریک او خبرنار نشود. این شخصیتها مجبور هستند برای خارج شدن از تله با همدیگر همکاری کنند. گرچه آنها بهشدت ناهماهنگ هستند و هرکدام از مشکل روانی خاصی رنج میبرند.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: دردویل: تولد دوباره (Daredevil: Born Again)
دردویل: تولد دوباره را میتوان یک سریال بسیار موفق از سمت مارول دانست. سریالی که توانست مارول را از بحران تماشاگران در سال ۲۰۲۵ نجات دهد. بسیاری فضای تاریک و خشن، شخصیتپردازی عمیق، صحنههای اکشن بسیار خشن و داستان جذاب را از نکات مثبت این اثر میدانند.
مت مورداک پیشتر شبها لباس دردویل را بر تن میکرد تا با جنایتکاران مقابله کند. هرچند اکنون تصمیم گرفته این لباس را کنار گذاشته و بهعنوان یک وکیل عادی از مردم حمایت کند. دقیقا زمامی که مورداک فکر میکند میتواند یک زندگی عادی داشته باشد، دشمن قدیمی او قدرتمندتر شده و بهعنوان شهردار نیویورک انتخاب میشود. حضور ولسون فیسک در این جایگاه سیاسی باعث میشود که رویارویی این دو شخصیت اجتنابناپذیر باشد.
مرد عنکبوتی محله دوستداشتنی (Your Friendly Neighborhood Spider-Man)
مرد عنکبوتی محله دوستداشتنی جزء انیمیشنهای قوی استودیو مارول محسوب میشود. بسیاری از این اثر بهخاطر طنز هوشمندانه، نزدیکی به ریشههای کمیک و داشتن حالت نوستالژیک تعریف کردهاند. هرچند برخی نیز احساس میکنند که سبک انیمیشن انتخاب شده برای صحنههای اکشن چندان مناسب نیست و مصنوعی بهنظر میرسد. همچنین با توجه به اینکه به داستان اصلی مرد عنکبوتی پرداخته شده با یک روایت تقریبا پیشبینیپذیر طرف هستیم. 
اگر به نسخه کلاسیک مرد عنکبوتی علاقه دارید و از طرفداران دنیای کمیک هستید، مرد عنکبوتی محله دوستداشتنی میتواند شما را راضی کند. هرچند اگر به دنبال یک نوآوری بزرگ یا انیمیشن بینقص هستید، احتمال دارد از این اثر ناامید شوید.
داستان نیز دقیقا روزهای اولیه پیتر پارکر را روایت میکند. با این تفاوت که پیتر در یک دنیای دیگر قرار دارد و پس از نیش عنکبوت با اتفاقات متفاوتی مواجه میشود. در واقع بهخاطر اقدامات دکتر استرنج عنکبوتی از یک بعد دیگر پیتر را نیش زده و حالا نورمن آزبورن بهعنوان راهنمای او عمل میکند.
دکتر استرنج در مولتیورس جنون (Doctor Strange in the Multiverse of Madness)
دکتر استرنج در مولتیورس جنون در زمره بهترین فیلم های استودیو مارول قرار میگیرد. هرچند که نظرات در رابطه با این اثر متفاوت هستند. برخی بهخاطر اکشنهای جادویی، صحنههای ترسناک و جلوههای بصری هیجانانگیز مثل حضور در جهانهای متفاوت و خم شدن جهان از آن استقبال میکنند. البته برخی دقیقا همین موارد را سبب آشفتگی و سردرگمی مخاطب میدانند. در واقع گویی داستان بیش از حد شلوغ شده است.
ماجرا پس از اتفاقات Spider-Man: No Way Home رخ میدهد. دکتر استرنج پیشتر درهای مولتیورس را باز کرده بود و حالا باید با عواقب کارهای خود رو برو شود. در این میان او با دختری بهنام چاوز مواجه میشود که میتواند بهراحتی بین جهانهای موازی رفتوآمد کند. دکتر استرنج پس از صحبت با چاوز به این نتیجه میرسد که یک تهدید بزرگ میخواهد آمریکا و کل جهان را بهنابودی بکشاند. به همین خاطر مجبور است وارد جهانهای مختلف شده و با نسخههای متفاوت خودش مبارزه کند.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: نگهبانان کهکشان ۳ (Guardians of the Galaxy Vol. 3)
برخلاف بسیاری از فیلمهای مارول در نگهبانان کهکشان ۳ شاهد شخصیتپردازی عمیق هستیم. همچنین ترکیب طنز، اکشن و درام نیز کاملا متعادل است و مخاطب را راضی نگه میدارد. علاوه بر اینها شخصیت شرور داستان واقعا قوی و ترسناک بهنظر میرسد و نویسندگان نیز موفق شدهاند پایانی تماشایی را برای این فیلم در نظر بگیرند. بهطور کلی میتوان گفت که نگهبانان کهکشان ۳ واقعا ارزش دیدن دارد.
در داستان نگهبانان کهکشان روی سیاره نوور حضور دارند و سعی میکنند بدون دردسر و حاشیه به زندگی خود ادامه دهند. هرچند زخمی شدن راکت همهچیز را بهم میزند. او در خطر مرگ قرار گرفته و باید برای نجات او به نقاط ترسناک کهکشان سفر کرد. جایی که خالق راکت در انتظار نگهبانان قرار دارد.
نگهبانان کهکشان: ویژه تعطیلات (The Guardians of the Galaxy Holiday Special)
نگهبانان کهکشان ویژه تعطیلات حدود ۴۵ دقیقه است و در همین مدت نیز بهخوبی دل مخاطبان را بهدست میآورد. این ویژه برنامه مملو از لحظات طنز و شاد است و با موسیقی کریسمسی حس خوبی به شما منتقل میکند. هرچند برخی انتقاد دارند که بهخاطر کوتاه و ساده بودن تا حدودی بچهگانه بهنظر میرسد و حضور آن در مجموعه مارول چندان ضروری نبود.
داستان پیش از نگهبانان کهکشان ۳ رخ میدهد. نگهبانان کهکشان در سیاره نوور جشن کریسمس را برگزار کردهاند و میخواهند همهچیز عالی پیش برود. هرچند راکت و گروت تصمیم گرفتهاند امسال به کره زمین رفته و یک هدیه جذاب برای پیتر کویل بیاورند. آنها میدانند که کوین بیکن پدر واقعی پیتر است و فکر میکنند که با آوردن او به سفینه فضایی لحظات جذابی را رقم خواهند زد.
مرد عنکبوتی: دور از خانه (Spider-Man: Far From Home)
شیمی عالی بین تام هالند، زندایا و جیک جیلنهال از جمله نقاط قوت این فیلم محسوب میشود. همچنین پایانبندی داستان واقعا تاثیرگذار است و برخی حتی باور دارند که دور از خانه را میتوان بهترین فیلم مرد عنکبوتی چند سال اخیر دانست. البته توجه داشته باشید که با یک اثر نوجوانمحور طرف هستیم و اکثرا دغدغههای نوجوانان در آن مطرح میشود.
پس از اتفاقات انتقامجویان: پایان بازی پیتر پارکر حال و روز خوبی ندارد و میخواهد از دنیای ابرقهرمانی فاصله بگیرد. مدرسه او نیز یک سفر دو هفتهای را برای اروپا تدارک دیده تا بلکه شرایط بهتر شود. پیتر با اشتیاق منتظر این سفر است تا هم مدتی را با دوستانش بگذراند و هم بتواند احساسات واقعی خود را به امجی بگوید. هرچند خیلی زود نیک فیوری از راه میرسد و به پیتر میگوید که موجودات المنتالز قصد دارند اروپا را نابود کنند. یک شخصیت جدید بهنام میستریو نیز از راه رسیده که ادعا میکند میخواهد با آنها بجنگد.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: هاوکآی (Hawkeye)
بسیاری باور دارند هاوکآی پس از وانداویژن یک از بهترین سریالهای استودیو مارول است. چراکه هم شاهد یک فضای گرم و دلنشین هستیم و هم شیمی بین بازیگران بهخوبی احساس میشود. صحنههای اکشن خلاقانه و پایانبندی مناسب نیز از نکات مثبت این اثر بهحساب میآيند.
داستان با محوریت یک دختر نوجوان بهنام کیت بیشاب در نیویورک آغاز میشود. او عاشق هاوکآی یا همان کلینت بارتون است و در تیراندازی با کمان نیز مهارت ویژهای دارد. کیت پس از پیدا کردن لباس و کمان قدیمی هاوکآی تصمیم میگیرد مثل قهرمانان عمل کرده و با افراد شرور مبارزه کند. هرچند همین تصمیم اشتباه باعث میشود یک گروه شرور واقعی او را هدف قرار دهند.
حالا هاوک آی مجبور است هم کیت را از این دردسر نجات دهد و هم از زندگی آرامی که در نظر داشته فاصله بگیرد. آن هم در حالیکه کل نیویورک در خطر نابودی قرار گرفته است.
بلک پنتر: واکاندا برای همیشه (Black Panther: Wakanda Forever)
بسیاری گفتهاند که بلک پنتر واکاندا برای همیشه از جنبه بصری چشمگیر و از جنبه احساسی فوقالعاده است. همچنین اگر از داستانهای تکراری مارول در مورد نابودی نیویورک و آمریکا خسته شدهاید، این فیلم میتواند جایگزین مناسبی باشد. چراکه بیشتر به فرهنگ آفریقایی و مفاهیم متفاوتی مثل غم عمیق، میراث باقیمانده از یک رهبر قدرتمند و جایگزینی او میپردازد. گرچه طولانی بودن فیلم برخی کاربران را اذیت میکند.
داستان مردم واکاندا را نشان میدهد که پادشاه قدرتمند خود یعنی بلک پنتر را از دست دادهاند و درمانده بهنظر میرسند. راموندا و دخترش شورا سعی میکنند کشور را پیش ببرند؛ اما جهان بیرونی مرگ بلک پنتر را فرصتی طلایی برای بهره بردن از منابع ویبرانیوم واکاندا میداند. در نتیجه مردم واکاندا باید تصمیم بگیرند که چطور میخواهند با تهدیدهای بیرونی و جنگ کنار بیایند و چه کسی را جایگزین پادشاه پیشین خود کنند.
کاپیتان آمریکا: اولین انتقامجو (Capitan America: The First Avenger)
شاید عجیب بهنظر برسد، اما کاپیتان آمریکا: اولین انتقامجو یکی از بهترین فیلم های ساخته شده با محوریت جنگ است. شخصیتپردازی قوی، طراحی صحنه فوقالعاده، لحن حماسی، شخصیت شرور ترسناک و موسیقی فوقالعاده همه دست به دست هم دادهاند تا اثری ماندگار را بسازند. با توجه به اینکه این فیلم در سال ۲۰۱۱ ساخته شده است، شاید جلوههای ویژه کمی قدیمی بهنظر برسند؛ اما ارزش دیدن دارد.
داستان در زمان جنگ جهانی دوم رخ میدهد. جوانی بهنام استیو راجرز بسیار مشتاق است به ارتش آمریکا پیوسته و با آلمان نازی بجنگد. هرچند ارتش آمریکا او را بهخاطر ضعف جسمانی رد میکند. دکتر آبراهام ارسکین که متوجه ماجرا میشود به راجرز این انتخاب را میدهد که در یک آزمایش سری شرکت کند. در نتیجه دریافت یک سرم خاص او به حداکثر قدرت انسانی ميرسد و کاپیتان آمریکا لقب میگیرد. هرچند یک هیولای نازی بهنام رد اسکال نیز همین سرم را دریافت کرده و حالا میخواهد با کاپیتان آمریکا مقابله کند.
شانگ چی و افسانه ده حلقه (Shang-Chi and the Legend of the Ten Rings)
در دنیای مارول کمتر به فرهنگ چینی پرداخته میشود. به همین خاطر شانگ چی با صحنههای اکشن رزمی و موسیقی آسیایی متفاوت جلوه میکند. هرچند که برخی همین را یکی از نقاط ضعف این اثر میدانند. جدا از این مورد، جلوههای بصری شانگ چی قوی هستند و از نظر احساسی نیز اثری تاثیرگذار محسوب میشود.
داستان در مورد جوانی بهنام شانگ چی است که در سانفرانسیسکو زندگی میکند. او فرزند رهبر یک سازمان خطرناک مخفی بهنام ده حلقه است و از کودکی آموزشهای سختی را پشت سر گذرانده است. گرچه شانگ چی هیچ علاقهای به زندگی مخفی ندارد و میخواهد گذشته را فراموش کند. تا حدی نیز در این زمینه موفق میشود. البته که با بازگشت سازمان ده حلقه به زندگی او همهچیز تغییر میکند.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: ددپول و ولورین (Deadpool & Wolverine)
بسیاری باور دارند که ددپول و ولورین یکی از بهترین فیلم های استودیو مارول محسوب میشود. شیمی بین ددپول و ولورین فوقالعاده است و موسیقی فیلم نیز از همان ابتدا حس خوبی را به شما منتقل میکند. همچنین طنز موجود در فیلم جالب است و البته برای همه مناسب نیست. هرچند از سوی دیگر برخی معتقد هستند که داستان بیش از حد پراکنده بهنظر میرسد و شوخیها نیز خستهکننده میشوند.
داستان در ابتدا ددپول را نشان میدهد که دیگر یک ابرقهرمان نیست و باید زندگی فاجعهوار خود را کنترل کند. در این موقعیت است که سازمان زمان او را مجبور به همکاری با ولورین میکند. هرچند مشکل اینجاست که این دو شخصیت چندان میانه خوبی با همدیگر ندارند و مرتب در حال دعوا کردن هستند. آن هم در حالیکه باید به جهانهای مختلف سفر کرده و با دشمنان خطرناک مواجه شوند.
آگاتا همهچیز (Agatha All Along)
نمیتوان از بهترین سریال ها و فیلم های استودیو مارول نام برد و به آگاتا همهچیز اشاره نکرد. بازی کاترین هان در نقش آگاتا فوقالعاده است و ما شخصیتی طنز، کاریزماتیک و عمیق را مشاهده میکنیم. همچنین ترکیب المانهای ترس، جادو و درام باعث میشود که سریال مخاطب را به خود جذب کند. البته توجه داشته باشید که برای درک این سریال حتما باید ابتدا واندا ویژن را دیده باشید.
پس از اتفاقات واندا ویژن آگاتا قدرتهای خود را از دست داده و از طلسم واندا رنج میبرد. آگاتا ناگهان با یک نوجوان مواجه میشود که میتواند به او در این زمینه کمک کند. در واقع مشخص میشود که آگاتا باید سفری به جاده جادوگران داشته و چالشهای بسیار سختی را پشت سر بگذراند. در این مسیر نیز دشمنان قدیمی و جنبههای تاریک گذشته در انتظار آگاتا به انتظار نشستهاند. ترکیب صحنههای اکشن جادویی و طنز سیاه باعث میشود که پس از تماشای یک قسمت اگاتا همهچیز را رها نکنید.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: انتقامجویان (Avengers)
سال ۲۰۱۲ بود که یکی از آثار فراموشنشدنی سینمای جهان و البته یکی از بهترین فیلم های استودیو مارول یعنی انتقام جویان اکران شد. جمع شدن بسیاری از قهرمانان در کنار هم، صحنههای اکشن حماسی و جلوههای بصری ویژه باعث شدند که این فیلم بسیاری از مخاطبان را هیجانزده کند.
لوکی برادر ثور یک ارتش قدرتمند را آماده کرده و قصد دارد کره زمین را تسخیر کند. نیک فیوری که از ماجرا خبردار میشود، گروهی از قهرمانان را جمع میکند تا بلکه جلوی یک فاجعه جهانی را بگیرد. کاپیتان آمریکا، آيرون من، ثور، بیوه سیاه و هاوکآی در این جمع حضور دارند. هرچند مشکل اینجاست که این افراد کار گروهی را بلد نیستند و بهصورت مداوم با هم دعوا میکنند. گرچه همانند تمام فیلمهای مارول پس از مدتی یاد میگیرند که قدرت در اتحاد نهفته است و باید اختلافها را برای هدف مشترک کنار بگذارند.
مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه (Spider-Man: Homecoming)
بسیاری باور دارند که ترکیب تام هالند و زندایا در فیلم مرد عنکبوتی بازگشت به خانه بهترین ترکیب ممکن بوده است. آنها دقیقا همچون نوجوانان رفتار میکنند و دغدغههای سادهای دارند. در واقع ما شاهد پرورش پیتر پارکر در همان مراحل اولیه هستیم و هنوز قرار نیست ماجرا خیلی پیچیده یا جدی شود. این فیلم بیشتر میخواهد حس مثبت و فضایی شاد را انتقال دهد و در این زمینه نیز موفق میشود.
پیتر پارکر یک نوجوان ۱۵ ساله است که بهخاطر نیش عنکبوت به قدرتهای خاصی دست پیدا کرده است. او میخواهد به یک قهرمان واقعی بدل شده و از کره زمین در برابر تهدیدات بزرگ محافظت کند. آیرون من نیز در این مسیر بهعنوان مربی پیتر ظاهر میشود. مرد آهنی باور دارد که پیتر باید فعلا به کارهای کوچک و محلهمحور بپردازد و خود را چندان درگیر مسائل بزرگتر نکند. هرچند وجود یک شرور خطرناک بهنام والچر همهچیز را تغییر میدهد. اینبار پیتر باید وارد ماجرا شود.
کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی (Capitan America: Civil War)
با توجه به امتیاز کاربران عادی و منتقدان میتوان گفت که کاپیتان آمریکا جنگ داخلی در زمره بهترین فیلم های استودیو مارول قرار دارد. صحنههای اکشن خلاقانه، داستان هوشمندانه و ترکیب مناسب بازیگران از جنبههای مثبت این فیلم محسوب میشوند. همچنین عوامل فیلم توانستهاند به زیبایی ترکیب متعادلی از درام، طنز و اکشن را پیاده کنند. هرچند گاهی احساس میشود که فیلم بیش از حد شلوغ است.
ماجرا در رابطه با قانون سوکوویا است. دولتها تصمیم گرفتهاند که ابرقهرمانان را تحت کنترل خود داشته باشند و به آنها اجازه ندهند مستقل تصمیم بگیرند. آیرون من با تصمیم جدید موافق است و فکر میکند قهرمانان زیادهرویی کردهاند. گرچه در سمت مقابل کاپیتان آمریکا خواهان استقلال قهرمانان است و به سیاستمداران اعتماد ندارد.
اختلاف نظر بین این دو باعث میشود که قهرمانان نیز به دو دسه تقسیم شده و شاهد درگیریهای گسترده باشیم. در واقع جنگ بین قهرمانان بزرگ یکی از قسمتهای جذاب این فیلم محسوب میشود.
انتقامجویان: جنگ ابدیت (Avengers: Infinity War)
در انتقامجویان جنگ ابدیت بیش از ۲۰ شخصیت اصلی حضور دارند؛ اما تیم سازنده توانستهاند با مدیریت شگفتانگیز خود از آنها به بهترین شکل استفاده کنند. در واقع مخاطب نه احساس شلوغی میکند و نه گیج میشود. همچنین شخصیت منفی داستان یعنی ثانوس واقعا ترسناک و پیچیده است و حس یک مبارزه بزرگ را منتقل میکند. فیلم در ابتدا کمی آهسته پیش میرود، ولی اگر کمی تحمل کنید صحنههای نبرد شما را پر از هیجان میکنند.
داستان انتقامجویان، نگهبانان کهکشان، ثور، دکتر استرنج، بلک پنتر و بسیاری از قهرمانان دنیای مارول را در برابر شخصیتی بهنام ثانوس قرار میدهد. او میخواهد شش سنگ ابدیت را به دست آورده و صاحبت قدرت بینهایت شود. پس از آن نیز قصد دارد نیمی از موجودات جهان هستی را نابود کند تا تعادل کیهانی حفظ گردد. قهرمانان مارول باید با مبارزه در زمین و سایر قسمتهای جهان جلوی ثانوس را بگیرند.
نگهبانان کهکشان ۲ (Guardians of the Galaxy Vol. 2)
نگهبانان کهکشان ۲ توانسته بهلطف موسیقی زیبا، طنز هوشمندانه و شخصیت شرور پیچیده در میان بهترین فیلم های استودیو مارول قرار بگیرد. برخی باور دارند برخلاف بسیاری از دنبالههای ساخته شده، نگهبانان کهکشان ۲ حتی از فیلم اول نیز بهتر بوده است. هرچند تنها مشکل اینجاست که برخی داستانهای فرعی کامل به نتیجه نمیرسند.
فیلم بیشتر روی داستان پیتر کوئیل و پدرش ایگو تمرکز دارد. پیتر پس از سالها پدرش را پیدا کرده است. کسی که ادعا میکند یک موجود قدرتمند کیهانی است و قصد دارد تغییرات مثبت و خوبی را در جهان ایجاد کند. در ابتدا نیز پیتر هیجانزده میشود و سعی ميکند با سایر نگهبانان کهکشان پدرش را یاری دهد. هرچند همزمان با پیشرفتن ماجرا متوجه میشویم که ایگو شخصی که ادعا میکند نیست.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: لوکی (Loki)
لوکی یکی از سریالهای جذاب دنیای مارول است که در دو فصل بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ ساخته شد. این سریال داستان هوشمندانه و پیچیدهای دارد؛ اما موفق میشود در سادهترین حالت و بدون گیج کردن مخاطب مولتیورس و مفهوم زمان را توضیح دهد. اجرای فوقالعاده تام هیدلستون در نقش لوکی نیز در جذب مخاطب کمتاثیر نبوده است. بسیاری باور دارند که نیمه نخست فصل اول سریال کمی کند پیش میرود. هرچند پس از آن شاهد بهبود سریال هستیم. فصل دوم نیز توانست بهخوبی انتظارات طرفداران را برآورده کند.
داستان سریال پس از ماجرای اونجرز اندگیم رخ میدهد. سازمان TVA که مسئول کنترل خطوط زمانی بهمنظور مقدس نگه داشتن آنها است لوکی را دستگیر میکند. در نتیجه این اتفاق لوکی مجبور میشود با تهدیدی بسیار بزرگ مواجه شده و عواقب انتخابهای خود را بپذیرد. مواجهه با نسخههای مختلف لوکی (از جمله نسخه زنانه)، بررسی لحظات احساسی گذشته و طنز خاص این شخصیت از مواردی هستند که داستان را پیش میبرند.
ثور: رگناروک (Thor: Ragnarok)
کارگردانی عالی تایکا وایتیتی باعث شده که فیلمی متفاوت، زنده و پرشور را شاهد باشیم. جلوههای بصری خارقالعاده و ترکیب طنز و اکشن نیز مخاطب را جلب میکند. البته که برای برخی مخاطبان جنبههای طنز این فیلم کمی زیادی بودند؛ اما در کل ثور رگناروک در میان بهترین فیلم های استودیو مارول قرار میگیرد.
ثور در تلاش است سنگهای ابدیت را پیدا کرده و قدرتی باورنکردنی داشته باشد. هرچند در این ماموریت اسیر میشود و چشمان خود را در سیارهای دور افتاده بهنام ساکار باز میکند. ثور باید در این سیاره با گلادیاتورها مبارزه کند و حتی هالک را نیز در آنجا میبیند. با این تفاوت که دیگر هیچ اثری از بروس بنر در غول سبز نیست.
- 9 سریال ابرقهرمانی جذاب که لغو شدن آنها یک تصمیم اشتباه بود
- چرا ستارههای بزرگ هالیوود دیگر انتخاب اول فیلمهای ابرقهرمانی نیستند؟
- معرفی برترین فیلمهای ابرقهرمانی نیم قرن اخیر سینما
در این شرایط سخت ثور متوجه میشود که خواهر بزرگترش به آسگارد برگشته و قصد دارد آخرالزمان را رقم بزند. ثور باید در گام اول راهی برای فرار پیدا کند و بعد در برابر دشمنی بسیار قدرتمند قرار بگیرد.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: مرد آهنی (Iron Man)
مرد آهنی در سال ۲۰۰۸ اکران شد و توانست خیلی راحت در میان بهترین فیلم های استودیو مارول قرار بگیرد. آیرون من نسبت به قهرمانان قبلی از جمله بتمن و سوپرمن متفاوت بود و حس تازهای را منتقل میکرد. جلوههای ویژه این فیلم کمی قدیمی بهنظر میرسند؛ اما نمیتوان بازی جذاب رابرت داونی جونیور را فراموش کرد. با توجه به اینکه داستان اولیه مرد آهنی و شروع یک مجموعه را شاهد هستیم، نباید آن را از دست بدهید.
داستان در مورد یک میلیاردر باهوش و مدیرعامل یک شرکت تولیدکننده سلاح بهنام تونی استارک است که در افغانستان اسیر شده میشود. تونی زخمی شده و احتمال دارد هر لحظه جان خود را از دست دهد. او با کمک یک دانشمند زندانی یک راکتور کوچک در سینه خود میسازد و یک زره فلزی نیز برای دفاع از خود آماده میکند. همین ترکیب هم زمینه فرار او از افغانستان و بازگشت به آمریکا را فراهم میکند. هرچند تونی استارک پس از بازگشت متوجه میشود که در آمریکا باید با تهدیدهای بزرگتری مواجه شود.
مرد عنکبوتی: بدون راه بازگشت (Spider-Man: No Way Home)
مرد عنکبوتی بدون راه بازگشت یکی از محبوبترین عناوین مارول است. چراکه توانست با سورپرایزهای فوقالعاده کاربران را هیجانزده کند و بهخوبی از حس نوستالژی بهره ببرد. پایانبندی داستان نیز تاثیرگذار و رضایتبخش بود. هرچند برخی باور دارند که بهخوبی از ظرفیت این ایده جذاب استفاده نشد و میتوانستیم فیلم جذابتری را شاهد باشیم.
پس از اتفاقات دور از خانه همه از هویت مرد عنکبوتی خبردار شدهاند. پیتر پارکر به دکتر استرنج پناه میبرد تا بلکه با طلسم خاصی باعث فراموشی همه انسانها شود. هرچند دخالت پیتر باعث میشود که جادو خوب کار نکند و در عوض درهای مولتیورس باز گردد. در نتیجه این اتفاق افراد شرور مختلف از جمله دشمنهای قدیمی مرد عنکبوتی وارد جهان پیتر پارکر میشوند. پیتر درمانده شده و نمیتواند با این همه دشمن مقابله کند. اینجاست که ورود توبی مگوایر، اندرو گارفیلد مثل بمب منفجر میشود. سه مرد عنکبوتی مختلف باید در برابر دشمنان بزرگ خود قرار بگیرند.
مردان ایکس ۹۷ (X-Men ’97)
در نگاه اول شاید این انیمیشن سریالی چندان جذاب بهنظر نرسد. هرچند اگر آن را تماشا کنید، قطعا نظر دیگری خواهید داشت. پس از گذشت ۲۵ سال از پایان X-Men: The Animated Series شاهد نسخه مدرنی از آن اثر هستیم. آن هم دنبالهای که کاملا فراتر از انتظارات ظاهر میشود و با داستانپردازی قوی، شخصیتسازی عالی و انیمیشن متناسب شما را شگفتزده میکند. 
تیم مردان ایکس حالا پروفسور را در اختیار ندارد و باید با چالشهای جدید و تهدیدهای مختلف مقابله کند. سریال مملو از ماموریتهای خطرناک، لحظات احساسی و پیچشهای داستانی غافلگیرنده است. مردان ایکس هم باید اتحاد بین خودشان را حفظ کنند و هم در برابر فشارهای خارجی از سوی دولت و جامعه مقاومت نشان دهند.
کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان (Capitan America: The Winter Soldier)
صحنههای اکشن فوقالعاده، شیمی بین کریس ایوانز و اسکارلت جوهانسون و شخصیت شرور پیچیده از جمله عواملی هستند که کاپیتان آمریکا سرباز زمستان را به یکی از بهترین فیلم های استودیو مارول تبدیل کردهاند. جالب اینکه داستان شبیه دیگر عناوین ابرقهرمانی نیست و ما بیشتر با یک فیلم جاسوسی هیجانانگیز طرف هستیم. 
داستان دو سال پس از نبرد نیویورک رخ میدهد. استیو راجرز یا همان کاپیتان آمریکا در دنیای مدرن بیدار میشود و سعی میکند خود را با شرایط تطبیق دهد. او به سازمان شیلد میپیوندد و در کنار ناتاشا رومانوف ماموریتهای مختلف را انجام میدهد. در طول یک ماموریت خاص استیو متوجه میشود که ناتاشا ماموریت دیگری برای سرقت اطلاعات از کشتی دارد. همین نیز سبب میگردد که به همهچیز شک کند.
پس از آشکار شدن برخی جنبههای تاریک برای کاپیتان آمریکا یک قاتل خطرناک بهنام سرباز زمستان او را تعقیب میکند. قاتلی که حذف آن اصلا ساده نیست.
بدترین و بهترین فیلم های مارول: وانداویژن (WandaVision)
وانداویژن یکی مینیسریال فوقالعاده بود که در سال ۲۰۲۱ اکران شد. با وجود گذشت چند سال هنوز این مینیسریال در میان محبوبترین آثار جهان قرار دارد. ایده نوآورانه استفاده شده در آن واقعا برای همه جذاب بود. در ابتدا همهچیز مثل یک سریال تلویزیونی قدیمی پیش میرود. ما شاهد مسائل خانوادگی عادی و یک زندگی ایدهآل در شهری کوچک هستیم. هرچند خیلی زود قرار است همهچیز تغییر کند و نوبت به بخش ابرقهرمانی برسد.
ترکیب حس نوستالژیک و جادوگری در این فیلم بهوضوح دیده میشد. همچنین الیزابت اولسن توانست با مهارتی باورنکردنی که هم غمگین و آسیبپذیر و هم قدرتمند و پیچیده است شخصیت واندا را نشان دهد. در ابتدا ما زندگی یک زوج معمولی به نامهای واندا و ویژن را میبینیم. هرچند کمکم اوضاع به هم میریزد و شرایط شهر از حالت عادی خارج میشود. تازه متوجه میشوید که با یک دکور زیبا برای بحرانی بزرگ طرف بودهاید.
نگهبانان کهکشان (Guardians of the Galaxy)
نگهبانان کهکشان با امتیاز ۹۲ درصد در راتن تومیتوز بهعنوان یکی از ماندگارترین و بهترین فیلم های مارول شناخته میشود. داستان کمی ساده و خطی بهنظر میرسد و کمی هم آرام شروع میشود. هرچند کمکم طراحی زیبای سیارهها و فضا شما را به خود جلب میکنند. همچنین موسیقی خاطرهانگیز، طنز عالی و عملکرد قوی بازیگران نیز فیلم را تقویت میکنند.
داستان به یک دزد فضایی بهنام پیتر کوئیل میپردازد که یک گوی قدرتمند و خطرناک را دزدیده است. اهمیت بالای گوی باعث میشود که گروهی از افراد از جمله گامورا، راکت، گروت و درکس به دنبال پیتر بیفتند. آنها در ابتدا بسیار ناهماهنگ هستند و اختلافات زیادی دارند. هرچند در نهایت مجبور میشوند برای مقابله با یک دشمن قدرتمند و مشترک در کنار همدیگر قرار بگیرند.
بدترین و بهترین فیلم های مارول:بلک پنتر (Black Panther)
کارگردانی عالی رایان کوگلر و بازی فوقالعاده چادویک بوزمن و مایکل بی جردن باعث شده با یک اثر فراموشنشدنی طرف باشیم. بلک پنتر یک فیلم تکراری از سمت استودیو مارول نیست و توانسته با تاکید بر فرهنگ غنی آفریقا و طراحی لباس خیرهکننده توجهات زیادی را جلب کند. همچنین هم از نظر جلوههای بصری و هم داستان احساسی بسیار قوی ظاهر میشود.
داستان در مورد شخصیتی بهنام تیچالا است که پس از مرگ پدرش باید به زادگاه خود در آفریقا برگردد. او باید به کشور مخفی و پیشرفته واکاندا رفته و بهعنوان بلک پنتر جدید تاج پادشاهی را بر سر بگذارد. فیلم واکاندا را بهعنوان کشوری نشان میدهد که بهخاطر استفاده از منابع ویبرانیوم فوقالعاده پیشرفت کرده و توانسته خود را از جهان جدا کند. تیچالا هم باید در این مسیر هم با دشمنان بیرونی مواجه شود و هم مشکلات داخلی را از بین ببرد. آیا او میخواهد واکاندا همچنان مخفی باقی بماند؟
انتقامجویان: پایان بازی (Avengers: Endgame)
در صدر بهترین فیلم های استودیو مارول انتقامجویان: پایان بازی قرار میگیرد. پایانبندی بسیار جذاب و احساسی، صحنههای اکشن حماسی، استفاده از شخصیتهای قدیمی، ترکیب درست بازیگران و تعادل شگفتانگیز بین بخشهای طنز، درام و اکشن از جمله ویژگیهایی هستند که سبب شدهاند انتقامجویان پایان بازی به اثری فراموشنشدنی تبدیل شود. این فیلم توانسته امتیاز ۹۴ درصد را از راتن تومیتوز و امتیاز 8.4 را از IMDb دریافت کند.
داستان پس از ماجراهای جنگ ابدیت رخ میدهد. یعنی زمانی که ثانوس موفق شده بسیاری از قهرمانان و در کنار آنها نیمی از موجودات کل جهان هستی را نابود کند. افراد باقیمانده بهخاطر شکست بزرگ خود اندوهگین هستند و نمیدانند چطور میتوان با شرایط جدید کنار آمد. تا اینکه یک فرصت باورنکردنی برای درست کردن همهچیز ایجاد میشود. کاپیتان آمریکا، تونی استارک، ناتاشا رومانوف و سایر قهرمانان باقیمانده دست به دست هم میدهند تا بزرگترین نبرد دنیای مارول را برای نابودی ثانوس رقم بزنند.
شما کدام موارد را بهعنوان بهترین فیلم های دنیای مارول میدانید؟
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 






