در این مطلب به معرفی ده فیلم برتر دهه اخیر میپردازیم که نهتنها تماشاگران را حسابی ترساندند، بلکه بازتعریفی جسورانه از ژانر وحشت ارائه دادند.
ژانر وحشت از آغاز شکلگیری سینما تا امروز، همواره بهعنوان یکی از ژانرهای ماندگار و تاثیرگذار شناخته شده است که فراتر از مرزهای زبان و فرهنگ، قادر بوده است ترس را با نیرویی ملموس در قلب و ذهن مخاطب جاری کند. برخلاف بسیاری از قالبهای هنری که برای برانگیختن واکنش احساسی به نمادپردازی و استعاره متکی هستند، سینمای وحشت مستقیماً سراغ غریزههای انسانی میرود.
از صحنههای خونین و تصاویری آمیخته با خشونت بیپرده گرفته تا لحظات تعلیق و دلهرهای که بهتدریج بر جان بیننده چنگ میاندازد، این ژانر توانسته است در هر دوره، چهرهای تازه از «ترس» را به جهان نشان دهد. در ادامه این مطلب از رسانه گجت نیوز قصد داریم ۱۰ فیلم شاهکار ژانر وحشت در دهه 2020 را معرفی کنیم تا شما نیز حس ترس واقعی در فیلمهای جدید را تجربه کنید.
نگاهی به ده فیلم برتر ژانر وحشت دهه اخیر
فیلمهای کلاسیک دهههای پیشین راه را برای نسل جدیدی از فیلمسازان گشودند که در دهه ۲۰۲۰ با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته، روایتهای چندلایه و دغدغههای روانشناختی، وحشت را به قلمرویی هنریتر و عمیقتر تبدیل کردند. دهه ۲۰۲۰ را میتوان نقطه عطفی برای سینمای وحشت دانست که در آن تجربهگرایی، جسارت در روایت و پرداخت واقعگرایانه به ترسهای امروزی، موجی تازه در این ژانر آفرید.
فیلمسازان مطرح جهان با نگاهی نو، ترس را نه فقط در موجودات فراطبیعی و خونریزیهای بصری، بلکه در اضطرابهای اجتماعی، تنهایی انسان مدرن و بحرانهای درونی جستوجو کردند. در ادامه به سراغ 10 فیلم برتر ژانر وحشت این دوران میرویم؛ شاهکارهایی که مرزهای سنتی وحشت را جابهجا کردند و تعریفی تازه از ترس ارائه دادند.
10. The Invisible Man (محصول سال ۲۰۲۰)
در روزگاری که سینمای وحشت بارها با بازسازیهای بیجان و تکراری از کلاسیکهای قدیمی اشباع شده، موفقیت فیلم «مرد نامرئی» بیش از هر زمان دیگری درخشان و استثنایی به نظر میرسد. لی ونل، کارگردانی که پیشتر نیز نگاه منحصربهفرد خود را در آثاری چون Upgrade و Insidious: Chapter 3 نشان داده بود، در این فیلم با بازآفرینی یکی از معروفترین هیولاهای یونیورسال، اثری خلق کرده که تعریف تازهای از ترس ارائه میدهد.
در نسخهی جدید، وحشت نه از طریق جلوههای ویژه اغراقآمیز یا موجودی ترسناک، بلکه از دل دستکاری روانی بیرون کشیده میشود. ونل با تمرکز بر ذهن شخصیت اصلی ترسی ملموس و معاصر میسازد؛ ترسی از دیده نشدن، از باور نکرده شدن، و از فروپاشی اعتماد به واقعیت خود. فیلمبرداری دقیق و طراحی قابهای سنجیده، در خدمت همین ایده است و هر پلان عمداً فضایی خالی در خود دارد.
این ترکیب هوشمندانه باعث میشود تماشاگر، درست مانند قهرمان داستان میان شک و یقین سرگردان بماند و هر لحظه در انتظار حملهای نامرئی باشد. صحنههایی که در ظاهر کاملاً عادی هستند تنها با سکوت و حرکت جزئی یک شیء به تصویری مملو از تنش تبدیل میشوند. مرد نامرئی تنها یک بازسازی موفق نیست؛ بلکه به عنوان یک فیلم ژانر وحشت بازتعریفی از مفهوم هیولا در قرن بیستویکم ارائه میدهد.
- ۱۰ تا از بهترین فیلمهای ترسناک غیر انگلیسی زبان در تاریخ سینما
- بهترین فیلمهای ترسناک در سال 2025؛ ترس و هیجان در بالاترین درجه
9. Longlegs (محصول سال ۲۰۲۴)
«لنگدراز» ساخته اسگود پرکینز، یکی از جسورانهترین و تاثیرگذارترین نمونههای فیلم ژانر وحشت مدرن است که مرز میان ترس روانی، جنایت و ماوراءالطبیعه را با دقتی حیرتانگیز در هم میآمیزد. پرکینز که پیشتر با آثاری چون The Blackcoat’s Daughter و I Am the Pretty Thing That Lives in the House توانایی خود را در خلق فضاهای سرد و پراضطراب ثابت کرده بود، در این فیلم به بلوغ کامل سبک شخصی خود میرسد.
در مرکز داستان، لی هارکر (مایکا مونرو) قرار دارد، مأمور جوان افبیآی با گذشتهای پررمز و راز که مأمور رسیدگی به پرونده پیچیده قاتل زنجیرهای لنگدراز (نیکلاس کیج) میشود. بیش از ۳۰ پرونده قتل و خودکشی به این قاتل نسبت داده شده است. در ادامه فیلم ارتباط روانی مرموزی که میان او و قاتل شکل میگیرد، به محور اصلی فیلم تبدیل میشود و حس ترس را از سطح فیزیکی به قلمرو ذهنی و ماورایی منتقل میکند.
پرکینز با مهارت در طراحی فضای سرد و مینیمالیستی، نورپردازی تیره و خنثی و قاببندیهایی که نااطمینانی را به اوج میرسانند، تماشاگر را در چرخهای از انتظار و اضطراب نگاه میدارد. تدوین فیلم ریتمی کنترلشده دارد و موسیقی متن نیز با نُتهای پراکنده و ناهنجار، حس فاجعهای نزدیک را تقویت میکند. با وجود محتوای خشن و مفاهیم سنگین دربارهی تروما و قتلهای خانوادگی، فیلم از سطح شوک صرف فراتر میرود و روایتی انسانیتر از وحشت ارائه میدهد. بازی درخشان مایکا مونرو در کنار نیکلاس کیج ترکیبی از جذابیت و انزجار را در چهره قاتل تجسم میبخشد.
8. Barbarian (محصول سال ۲۰۲۲)
فیلم «بربر» نخستین تجربه کارگردانی زَک کرِگِر در ژانر وحشت است؛ فیلمسازی که پیشتر بهعنوان یکی از اعضای گروه کمدی The Whitest Kids U’ Know شناخته میشد، اما با این اثر نشان داد تسلطی شگفتانگیز بر خلق تنش، تعلیق و بازی با روان مخاطب دارد. او در بربر موفق میشود از دل ایدهای ظاهراً ساده، یک فیلم ژانر وحشت جسورانه با بازخورد عالی بسازد که با هر پیچش تازه روایت را از نو مینویسد.
داستان درباره تِس (جورجینا کمبل) است، زنی جوان و مستقل که برای شرکت در مصاحبهای کاری راهی دیترویت میشود. او اقامتگاهی از طریق Airbnb رزرو کرده، اما با رسیدن به مقصد متوجه میشود خانه بهطور اشتباه به شخص دیگری نیز اجاره داده شده است؛ مردی به ظاهر مؤدب و بیخطر (با بازی بیل اسکارسگارد) که از قبل در آنجا سکونت دارد. تصمیم تِس برای ماندن در همان خانه نقطه آغاز مجموعهای از کشفهای کابوسوار در زیرزمین است. کرگر در بربر با مهارت درخشانش در ساختار روایی چندپاره، تماشاگر را مدام فریب میدهد و مسیر داستان را در لحظهای که انتظار ندارد تغییر میدهد.
فیلم در ظاهر از قواعد آشنای وحشت پیروی میکند، اما درست وقتی بیننده تصور میکند میداند چه در پیش است، ناگهان تمام فرضیات را زیر و رو میکند. از ترس روانشناختی تا تعلیق کلاسیک، از خشونت ناگهانی تا طنزی سیاه و هوشمندانه، همهچیز در این فیلم با تعادل مثالزدنی در کنار هم قرار گرفتهاند. یکی از جذابترین ویژگیهای بربر توانایی آن در ترکیب ترس و طنز است و این توازن ظریف به فیلم ریتمی تماشایی میدهد، بهویژه در نیمه دوم که شوکهای ناگهانی و تغییر زاویهی دید، تجربهی مخاطب را به سفری پرهیجان و غیرقابلپیشبینی تبدیل میکند.
- رتبهبندی 10 تا از بهترین انیمیشن های پیکسار در تمام دوران
- 12 فیلم وسترن که بر اساس داستان های واقعی ساخته شدهاند
- 20 تا از بهترین فیلمهای کمپانی برادران وارنر در تمام دوران
7. I Saw the TV Glow (محصول سال ۲۰۲۴)
فیلم «درخشش تلویزیون» ساخته جِین شوئنبرَن، یکی فیلم ژانر وحشت متفاوت در مجموعه تجربههای سینمای ترسناک سالهای اخیر است که خشونت آشکار یا جامپاِسکرهای ناگهانی ندارد، اما چنان فضایی از اضطراب و بیقراری میسازد که ذهن تماشاگر را تا مدتها پس از پایان فیلم درگیر میکند. برخلاف آثار کلاسیک، شوئنبرَن ترس را از درون میسازد و در مرکز این تجربه وهمآلود، اووِن (با بازی جاستیس اسمیت) قرار دارد؛ نوجوانی خجالتی و درونگرا که در میان سالهای آشفته بلوغ و احساس بیگانگی با جهان اطراف، به سریال تلویزیونی مرموزی به نام The Pink Opaque و دوستی پررمز و راز با مِدی روی میآورد.
آنچه در ابتدا گریزگاهی از تنهایی به نظر میرسد، به مرور زمان به کانالی میان رؤیا و واقعیت، زندگی و خیال تبدیل میشود؛ تا جایی که مرز میان تلویزیون و تجربه شخصی در ذهن اووِن فرو میریزد. شوئنبرَن با ظرافت از این فروپاشی ذهنی برای پرداخت تمهای هویت جنسی، سرکوب و خودشناسی بهره میگیرد. فیلم نه تنها دربارهی وحشت فرو رفتن در دنیایی خیالی است، بلکه درباره وحشتی عمیقتر یعنی حس زندگی در بدنی نادرست و تلاش برای یافتن شکلی از آزادی درون جهانی بیهمدلی است.
در واقع، ناآرامی و کابوسهای ذهنی اووِن بازتابی از اضطراب ناشی از نارضایتی جنسیتی است. از لحاظ بصری، فیلم یک کابوس نئونوستالژیک است؛ نئونی، غبارآلود و غرق در رنگهای صورتی و بنفش که هم یادآور رؤیاهای تلویزیونی دهه ۹۰ است و هم آرامآرام به تصویری از مغز قهرمان فیلم بدل میشود. موسیقی ابرآلود و طراحی صدای خفه و موجدار نیز تماشاگر را به درون همان وضعیت روانی ناپایدار شخصیت اصلی میبرد.
6. Titane (محصول سال ۲۰۲۱)
فیلم ژانر وحشت «تیتان» ساخته ژولیا دوکورنو، یکی از تکاندهندهترین و در عین حال احساسیترین آثار دهه اخیر در ژانر وحشت بدنی است که مرز میان خشونت، میل و انسانیت را فرو میریزد و در هر لحظه تماشاگر را میان انزجار و همدلی معلق نگه میدارد. دوکورنو که پیشتر با فیلم Raw جسارت خود را در کاوش مرزهای بدن و هویت نشان داده بود، در تیتان این دغدغهها را به اوج میرساند و فیلمی میآفریند که به همان اندازه که غریزی و بیپرده است، عاطفی و شکننده نیز روایت میشود.
در مرکز این کابوس شخصیت الِکسیا با بازی آگاته روسل قرار دارد؛ زنی که بدنش به شکلی استعاری و واقعی میان انسان و ماشین درگیر است. او مدل خودرو و قاتلی زنجیرهای است که پس از سلسلهای از قتلهای خونین و برقراری رابطهای جنونآمیز با یک خودروی کادیلاک، بهناچار از چنگ پلیس میگریزد. او برای پنهانکردن هویت خود را به جای پسری جا میزند که ده سال پیش ناپدید شده است. اما این نقاب زمانی فرو میریزد که نشانههای یک بارداری عجیب و غیرانسانی در بدنش پدیدار میشود.
با وجود فضای خشن و مضامین شوکهکننده، دوکورنو در بطن تیتان داستانی عمیقاً انسانی دربارهی پیوند و رهایی را پنهان کرده است. رابطه تدریجی و لطیف میان الکسیا و ونسان (با بازی ونسان لِندون)، قهرمانی مردانه و زخمخورده از تاریکی فیلم میکاهد و آن را بدل به سفری در جستوجوی عشقِ بیقید و قاعده میکند. از نظر بصری، تیتان اثری تپنده و مهندسیشده است. دوکورنو با استفاده از نورهای فلزی، رنگهای نئون، بافتهای سرد صنعتی و موسیقی الکترونیکی، جهانی خلق میکند که هم یادآور ماشین است و هم بدن؛ سرد و در عینحال زنده، دقیق و درعینحال بیثبات.
- 10 تا از بهترین فیلمهای ترسناک HBO Max
- ۱۰ فیلم ترسناک مورد انتظار در سال ۲۰۲۶
- بدترین فیلمهای ترسناک سال 2025
5. Mad God (محصول سال ۲۰۲۱)
فیلم «خدای دیوانه» ساخته فیل تیپت، نهتنها یکی از برجستهترین پروژههای انیمیشن در تاریخ سینماست، بلکه تجسمی از وسواس و عشق خالص به هنر تصویرسازی است که بیش از سه دهه طول کشید تا کامل شود و نتیجه سالها صبر، دیوانگی خلاق و دلبستگی عمیق به جزئیات است. تیپت، که پیشتر بهعنوان استاد جلوههای ویژه در آثاری چون Star Wars و Jurassic Park شناخته میشد، در اینجا جهانی میسازد که منطق و نظم را کنار میگذارد و تماشاگر را درون ذهنیتی جهنمی از زوال و فساد غرق میکند.
Mad God با استفاده از تکنیک فوقالعاده استاپموشن عملی، جهانی پر از هیولاهای خزنده، شهرهای ویرانشده و مناظری کابوسوار میآفریند که بهسختی میتوان از آن چشم برداشت. داستان فیلم نه حول شخصیت بلکه حول سقوط و نابودی میچرخد؛ سفری به دل تاریکی که در آن هر نما، استعارهای از فروپاشی تمدن، بیمعنایی خشونت و احمقانه بودن خودِ خلقت است. این بیروایتگی عمدی باعث میشود تماشاگر در سطح حسی و شهودی با اثر درگیر شود.
اما آنچه Mad God را از دیگر آثار ترسناک متمایز میکند، تلفیق حیرتآور زیبایی و انزجار است. تیپت در هر قاب با دقت جهانی میسازد که هم نفرتانگیز و هم خیرهکننده است. هر حرکت کوچک عروسکها، هر افکت دود و هر جزئیات بافتدار از خون و زنگزدگی، حاصل هزاران ساعت کار دستی است و همین وسواس در اجرا، فیلم را به اثری زنده و تنفسکننده بدل میکند.
4. Nope (محصول سال ۲۰۲۲)
فیلم ژانر وحشت «جواب منفی» ساخته جردن پیل، تجسمی از جاهطلبی و بلوغ هنری فیلمسازی اوست که پس از Get Out و Us، نشان میدهد پیل نهتنها استاد بازتعریف ترس، بلکه خالق جهانی تازه برای سینمای وحشت مدرن است. در ظاهر، Nope یک بلاکباستر علمیتخیلی با جلوههای بصری عظیم است، اما در بطن خود کاوشی فلسفی و استعاری دربارهی تماشا، خشونت، و میل انسان به ثبتِ لحظات هولناک را روایت میکند.
در مرکز داستان، دو خواهر و برادر صاحب مزرعه اسب در کالیفرنیا قرار دارند که بهتدریج متوجه میشوند شیئی ناشناخته در آسمان، رفتوآمدی هولناک دارد. پیل با چیرگی در کارگردانی، این پیشفرض ساده را به بستری برای ترکیب ترس خام، نقد فرهنگی و کشمکش انسانی تبدیل میکند. همانطور که در Get Out، نژاد و اجتماعیبودن ترس را نشان داد، در Nope به بررسی پدیده تماشاگر و ابزار رسانهایکردن خشونت میپردازد؛ اینکه چرا نگاهکردن به چیزی خوفناک، خود میتواند عملی ویرانگر و اعتیادآور باشد.
از نظر فنی، فیلم نقطهی اوج تواناییهای پیل در کار با مقیاس بزرگ و تصویر سینمایی است. سکانسهای عظیم و پرهیجان با قاببندیهای باشکوه و طراحی صوتی بینظیر، حسی از ترس وجودی را برمیانگیزند. جلوههای ویژه فیلم بهجای نمایش صرف، به ابزار خلق معنا تبدیل میشوند؛ هیولای آسمانی نه صرفاً موجودی فضایی، بلکه نماد نگاه بلعندهی مدرن است که هر واقعیت را به نمایش و هر فاجعه را به محتوا بدل میکند.
مانند دیگر آثار پیل، Nope نیز در لایههای زیرین خود پر از جزئیات نمادین است: از ریشههای تماتیک فیلم در تاریخ هالیوود و بهرهکشی از حیوانات در صنعت سرگرمی، تا گفتوگوهای ظریف درباره قدرت تصویر و قربانیکردن واقعیت در برابر میل به دیدهشدن. همچنین بازی دانیل کالویا و کیکی پالمر به فیلم عمق عاطفی میدهد و سبب شده با یکی از بهترینهای ژانر وحشت در دهه 2020 طرف باشیم.
- ۱۰ فیلم ترسناک برتر سال ۲۰۲۵ از نگاه کولایدر؛ رتبهبندی وحشتناکترینها
- ۱۰ فیلم ترسناک ناشناخته که احتمالاً اسمشان را هم نشنیدهاید!
- 20 تا از بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم تاکنون (2025-2000)
3. Nosferatu (محصول سال ۲۰۲۴)
فیلم ژانر وحشت «نوسفراتو» به کارگردانی رابرت اگرز، نهفقط احیای یک کلاسیک ترسناک بلکه بازتولید کامل یک افسانه سینمایی در قالبی مدرن، شاعرانه و خیرهکننده است. فیلم در نخستین لحظات، بیننده را با جهان بصری خود مسحور میکند. فیلمبرداری کنتراست مناسبی دارد و و استفاده هوشمندانه از سایهها و تاریکی جلوهها را کامل میکند. طراحی صحنه و لباس با دقتی مثالزدنی، ما را به دل اروپای قرن نوزدهم میبرد که هر دیوار، هر شمع و هر نگاه، بوی مرگ و میل را توأمان در خود دارد. حس فضا در این اثر نه صرفاً بازسازی تاریخی، بلکه تجربهای حسی است.
اما قدرت فیلم تنها در بازآفرینی فرم کلاسیک نیست. اگرز در نسخه خود عناصر آشنای افسانهی خونآشام را با دغدغههای انسانیتر درمیآمیزد. تأکید او بر اشتیاق و میل سرکوبشده، بر کشاکش میان تمنای جاودانگی و نفرین تنهایی، فیلم را از محدوده یک قصه ترسناک فراتر میبرد و به اثری دربارهی طبیعت تسخیرگر عشق و هوس بدل میسازد. در این میان، بیل اسکاشگورد در نقش کُنت اورلاک اجرایی میآفریند که بهسختی میتوان از یاد برد.
بازی ظریف او میان حرکات فیزیکی خفاشگونه و چهرهای که از درون رنج میکشد، یادآور پنیوایزِ فیلم IT است. اگرز با اتکا به زبان سینما نسبت میان تماشاگر و تاریکی را بازتعریف میکند. او بهجای پرهیز از سکوت، از آن بهره میگیرد؛ بهجای خون و هیاهو، از نگاهها و سایهها میترساند. این همان فلسفهای است که او در آثاری نظیر «نور» و «ویچر» نیز دنبال کرده بود، اما در نوسفراتو به کمال میرسد.
2. The Substance (محصول سال ۲۰۲۴)
فیلم «ماده» همچون تهاجمی دیداری و حسی، بدن و ذهن مخاطب را در هم میکوبد و تعریفی تازه از مفهوم وحشت جسمانی در سینمای معاصر ارائه میدهد. کارگردان با بهرهگیری از جلوههای فیزیکی پرجزئیات، نورپردازیهای تیز و تدوینی تهاجمی، جهانی خلق میکند که در آن بدن انسان به میدان نبرد میان میل و انزجار بدل میشود. دمی مور در یکی از بیپرواترین نقشهای کارنامه هنری خود، تصویری تکاندهنده از زنی ارائه میدهد که در جستوجوی بازپسگیری جوانی ازدسترفته به ورطهای از جنون و فروپاشی جسمی و روانی سقوط میکند.
در مقابل، مارگارت کوالی حضوری پرانرژی و برهنه از نظر روحی دارد که تقابل میان معصومیت و هیولاوارگی را تجسم میبخشد. بازی این دو نهتنها در سطح احساسی، بلکه در سطح فیزیکی و غریزی، تقابل دو شکل از وجود زنانه را میسازد: یکی پوسیده از درون، و دیگری زاده عطش بیپایان زیبا ماندن. تدوین شتابدار و موسیقی تپندهای که همچون ضربان ناپایدار قلب به گوش میرسد، به فیلم حالتی از تب و توهم میدهد.
ترس این فیلم از دل خشونت صرف نمیآید، بلکه از مواجهه با حقیقتی دردناک برمیخیزد: میل انسان به کنترل بدن خود است که در نهایت او را نابود میکند. فیلم در پرده نهایی به مرزی میرسد که کمتر اثری در ژانر وحشت جرأت نزدیکشدن به آن را داشته است. ترکیبی از کابوس، انزجار و لذت بصری که همزمان جذب و تهوع برمیانگیزد. این انفجار پایانی، نتیجه منطقی مسیری است که بهتدریج بدن را از فرم انسانی به تودهای از ماده زنده و بیفرم بدل میکند.
- بدترین فیلمهای ترسناک سال 2025
- ۱۰ تا از بهترین فیلمهای ترسناک غیر انگلیسی زبان در تاریخ سینما
- شاهکارهای کوتاه؛ ۱۰ مینی سریال نتفلیکس که از شروع تا پایان بینقص هستند
1. Sinners (محصول سال ۲۰۲۵)
فیلم «گناهکاران» ساخته رایان کوگلر، یادآور لحظههایی است که سینمای وحشت ناگهان مرزهای خود را فرو میریزد و به قلمرو سینمای بزرگ و عمومی قدم میگذارد. این اثر که تازه اکران شده است، بهدرستی عنوان شاهکار ژانر وحشت دهه 2020 را یدک میکشد و نهتنها وحشت را بازتعریف میکند، بلکه نشان میدهد چگونه میتوان آن را با شکوه بلاکباسترهای پرحادثه و عمیقترین لایههای روان انسان ترکیب کرد. کوگلر که پیشتر با آثاری چون Black Panther قدرت تلفیق فرهنگ، احساس و اکشن را ثابت کرده بود، در گناهکاران گامی بلندتر برمیدارد.
او در دل یک روایت خونآشامی پرتنش، تصویری از اجتماعی فرورفته در گناه، رنج و موسیقی ترسیم میکند که در آن خون به نماد حافظه و صدا بدل میشود. فیلم بهظاهر با ظرافتی کلاسیک شروع میشود، اما با نزدیکشدن به نیمه دومش، هیولای واقعی را آشکار میسازد. اگر چیزی گناهکاران را از دیگر آثار ترسناک متمایز میکند، همان تاخیر هوشمندانه در ورود عناصر آشکار وحشت است. نیمه اول بیشتر شبیه درامی شخصیتمحور با لحظاتی از اکشن کنترلشده و فضایی آشنا است. سپس فیلم ناگهان پوست میاندازد و به تجربهای دیوانهوار بدل میشود.
این ساختار دو مرحلهای باعث میشود ترس در پرده دوم با قدرتی دوچندان منفجر شود. اجرای بازیگران نیز درخشان است و شیمی میان نقشهای اصلی، عمق احساسی غیرمنتظری را تزریق میکند که ژانر وحشت مدتها از آن بیبهره بود. حضور خونآشامها فیلم را از سطح اکشن یا فانتزی به اثری درباره رستگاری هنری و تاریخی ارتقا میدهد. موسیقی، با حضور دائم و ضربآهنگی پرشور خود به کاراکتری زنده تبدیل میشود. از لحاظ فنی، Sinners نقطه عطفی است در جلوههای تصویری و کارگردانی اکشن در ژانر وحشت. نماهای پویای فیلم، تدوین دقیق و نورپردازی متغیر میان رنگهای زنده و سایههای خونآلود، به آن کیفیتی بیبدیل میبخشد.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 
















