چهار سوار آخرالزمان دوام تمدن بشری و کل اکوسیستم طبیعی سیاره را در معرض تهدیدی جدی قرار دادهاند. اما چه در مقابل این بحران چه باید کرد؟
تغییرات اقلیمی و از دست رفتن تنوع زیستی دوگانه وحشتناکی هستند که در کنار هم به طور جدی موجودیت بشر را در زمین تهدید میکنند. متاستفانه این دو با دو عامل دیگر یعنی جمعیت رو به رشد و مصرفگرایی روزافزون که به همان اندازه فاجعهآمیز هستند همراه شدهاند تا جمع چهار سوار آخرالزمان تکمیل باشد.
چهار تهدید محیط زیست کدامند؟
هر نوع تغییر درازمدت جوی که پایدارتر از رویدادهای منفرد آب و هوایی باشد و منجر به برهم خوردن تعادل آب و هوایی یک منطقه بزرگ یا کل سیاره شود را تغییر اقلیم میدانند. تغییرات اقلیمی معمولا اثرات شدیدا خطرناکی بر تنوع زیستی و همه اشکال حیات از موجودات میکروسکوپی گرفته تا گیاهان و جانوران و انسانها دارد. بر اینها اگر رشد جمعیت و مصائب اقتصاد مصرفگرا را هم اضافه کنیم، وضعیت بغرنجی برای ادامه تمدن بشری در حال شکلگیری است. در ادامه با گجت نیوز همراه باشید.
تغییرات اقلیمی
بعد از چند دهه ارائه اطلاعات نادرست و بیتوجهی به واقعیت تغییرات اقلیمی، در مدت اخیر دولتها در حال پذیرش هشدارهای دانشمندان درباره تغییرات خطرناک و رو به افزایش آب و هوایی هستند. با این وجود در حال حاضر اقدامات قابل توجهی برای جلوگیری از این روند صورت نگرفته است، آن هم در شرایطی که بشر برای دوام تمدن انسانی ناگزیر است در دو دهه آینده انتشار گازهای گلخانهای را متوقف کند تا حداقل یکی از چهار سوار آخرالزمان متوقف شود.
البته نکته مثبت اینکه همچنان حاشیه امنیت علم وجود دارد و بشر میتواند موفقیت و شکست خود را با اندازهگیری دیاکسید کربن و متان موجود در جو بسنجد. به علاوه همواره این گزینه در دسترس است که اگر تلاشها برای جلوگیری از انتشار گازهای گلخانهای شکست بخورد با صرف هزینهای صدها میلیارد دلاری، جو را از گازهای گلخانهای تخلیه کنیم.
در حال حاضر اما مسئله اساسی این است که بخش عمده تغییرات اقلیمی وابسته به اصلاحات تکنولوژیکی است که بسیار پیچیده و پرهزینه هستند و به علاوه خود آسیبهای زیست محیطی جانبی به همراه دارند.
از دست رفتن تنوع زیستی
از دست رفتن تنوع زیستی یکی دیگر از چهار سوار آخرالزمان است. تغییرات آب و هوایی همانطور که در ابتدای بحث ذکرش رفت به طور مستقیم بر بحرانهای تنوع زیستی موثر است. البته در حال حاضر حتی اگر تغییرات اقلیمی مهار شود، بحران از دست رفتن تنوع زیستی همچنان ادامه مییابد اما شاید با سرعتی کمتر. مسئله اساسی در اینباره مربوط به مصرف زیاد منابع محدود طبیعی توسط جمعیتی بیش از اندازه است که در حال حاضر کنترلی بر آن وجود ندارد.
در سال 2019، متن «هشدار اضطراری آب و هوایی» که توسط بیش از 11000 دانشمند امضا شد، افزایش مستمر جمعیت و تولید ناخالص داخلی را به عنوان اساسیترین عوامل کاهش تنوع زیستی بیان کرد. متاستفانه علم در توضیح اینکه چگونه از دست رفتن تنوع زیستی به تمدن پایان میدهد به خوبی درک نشده است.
به بیان ساده باید گفت اکوسیستمهای سالم متشکل از شبکههای به هم پیوستهای از میلیونها موجود زنده و محیط آنها هستند که حفظ آنها برای همه اعضای اکوسیستم ضروری است. این اکوسیستمها و شبکههای زیستی در واقع پشتیبانهای زندگی ما هستند و آب شیرین، هوای تمیز، خاک حاصلخیز را برای زندگی انسان و تامین غذا و داروی او به ارمغان میآورند. در حالی که بشریت خود بخشی از اکوسیستم است در دوران مدرن به طور غیرقابل جبرانی در حال غارت منابع طبیعی است.
مقیاس تهدیدات ناشی از این فرایند به حدی برای همه اشکال حیات از جمله بشریت بزرگ است که حتی برخی دانشمندان هم از درک آن عاجزند. در چنین شرایطی طبیعتا فهم دولت و صنایع خصوصی از خطر زیستی بسیار ناقص است که البته این خود توضیحی برای علت ناکارآمدی قوانین در زمینه مورد بحث است.
بخش مهمی از پیامدهای از دست رفتن تنوع زیستی به نابودی کشاورزی مرتبط است که به نوبه خود منجر به گرسنگی، قحطی و درگیری میشود. در فاجعه داست بول (Dust Bowl) در دهه 1930 که به کاسه غبار هم معروف است، خشکسالی طولانی مدت منجر به از دست رفتن 1.2 میلیارد تن خاک حاصلخیز در سراسر دشتهای کشاورزی آمریکا شد. این فاجعه زیستمحیطی حتی در شاهکار جان اشتاینبک یعنی خوشههای خشم که در 1939 منتشر شد هم بازتاب یافته است.
با میانگین بارندگی کمتر از 500 میلیمتر، چرای دام با کشاورزی و تولید گندم جایگزین شد و نهایتا پایداری خاک در اثر رشد فزاینده علفهای هرز از بین رفت. البته انکارکنندگان تغییرات اقلیمی میگویند که چنین رویدادهایی همیشه وجود داشته اند و در عین حال چشم خود را بر حوادث و رویدادهای مشابه و پرشمار در سراسر جهان میبندند.
در حال حاضر اما چند تحول امیدوارکننده، نشان از افزایش آگاهی دولتها دارد. برای مثال در آمریکا همکاری خاصی میان دو حوزه علمی و دولتی شکل گرفته است. از سویی، ماه گذشته یک کارگروه بینالمللی برای افشاگری تخلفات مالی مرتبط با طبیعت راهاندازی شده است که چارچوبی برای شرکتها و موسسات مالی ایجاد میکند تا در مورد خطرات فیزیکی مرتبط با طبیعت گزارش دهند.
رشد جمعیت
فیلیپ کافارو استاد فلسفه در دانشکده پایداری محیط زیست جهانی از دانشگاه ایالتی کلرادو خاطرنشان میکند که مطالعات زیادی نشاندادهاند که کاهش روند رشد جمعیت یکی ارزانترین و موثرترین راهها برای محدود کردن تغییرات اقلیمی و کمک به جوامع برای سازگاری با پیامدهای آن است. البته مسئله جلوگیری از رشد جمعیت در این بحث همواره نوعی تابو بوده و نگرانیهای حقوق بشری درباره آن وجود داشته است. ولی در هر حال باید رشد جمعیت با روند رشد دیگر گونههای جانوری که به آنها وابسته هستیم متعادل شود.
کافارو همچنین میگوید که گزارش هیئت بینالمللی تغییرات اقلیمی (IPCC) در سال 2014 بر این مسئله تاکید دارد که «در سطح جهان، رشد اقتصادی، مصرفگرایی و افزایش جمعیت همچنان از مهمترین محرکهای افزایش انتشار کربندیاکسید و احتراق سوختهای فسیلی است». گرچه این موضوع در گزارش یکی از کارگروههای IPCC 2021 هم تکرار شد اما از گزارش نهایی 3676 صفحهای حذف شده بود.
البته در حال حاضر زوجهای آمریکایی نسبت به گذشته فرزندان کمتری دارند ولی سیاستهای جمعیتی خاصی برای جلوگیری از افزایش جمعیت وجود ندارد و جمعیت به طور مدوام در حال افزایش است. از سوی دیگر، در برخی کشورها مانند استرالیا حتی رشد جمعیت تشویق میشود. برای مثال در زمان معرفی طرح «پاداش نوزاد» در سال 2002، وزیر خزانهداری استرالیا پیتر کاستلو طرح را با شعار «یک فرزند برای مادر، یکی برای پدر و دیگری برای کشور» ترویج کرد. این دیدگاه همچنان در استرالیا رایج است آن هم در حالی که محیط زیست با سرعت رو به نابودی میرود.
اقتصاد مصرفگرا
یکی دیگر از چهار سوار آخرالزمان، وسوسه رشد اقتصادی است که طرفدارانش هیچگاه نمیپذیرند سیاره ما و منابع بیولوژیکی آن محدود است. مسئله سوختهای فسیلی و اهمیت آن در ایدئولوژی «رشد، پیشرفت و شکوفایی» موضوع بحث سران و نمایندگان دولتها در اجلاس آب و هوایی سازمان ملل متحد بود. همچنان اما دولتها در هدایت اصلاحات اقتصادی به سمتی که منجر به مهار مصرفگرایی شود ناموفق بودهاند و در نتیجه در گزارش IPCC 2021 هم به آن پرداخته نشد.
متاستفانه این روزها پنجمین سوار آخرالزمان از استپهای روسیه برخواسته است اما نباید اجازه دهیم جنگ ما را از ماموریت فوری برای جلوگیری از چهار سوار آخرالزمان منحرف کند.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 








سلام
واقعاً درسته که دود و آلودگی از هوش میکاهد: خرپولی که ترجیح میدهد ربع عمرش در ترافیک بماند/ تن لشی که ساعتها آویزان مترو باشد. در حالیکه اغلب با پول مستأجری تهران هم میتواند زندگی شهرستانی آبرومند داشته باشد تا مثل فراری از زندان -با یکروز تعطیلی- جادهها را قفل ترافیک نکند/ ناقل امراض باشد و آشغال پراکند.
البته ارباب زر، زور و تزویر هم مقصّرند مافیایی که پایتون وار بر ۳ قوّه چنبره زده: با فضولی در کاربری اراضی نمیگذارد کشاورز/ دامدار/ تولیدگر در زمینی ارزان ساکن شود، کار کند و محصولاتش را در شهر بفروشد؛ به بهانۀ واهی کشاورزی/ آنفلانزای مرغی.
ناغافل از اینکه فئودال هم به سودای قیمت ۱۰ برابری ملک مجاور مسکونی چندین سال عمداً زمین را بایر گذارد. تا دهاتی ناگزیر شود برای بیگاری کارخانجاتی که باید رباتیک باشند، ناز کاریابی کشد و با شندرغاز حقوق بخور نمیر در صف همان تخم و مرغ ایستد و در آلونک آسمان اجاری با کابوس ملزومات و اقساط معوّقه خوابزده شود. یکی نیست بپرسد: آنفلانرای پدرسوخته! چرا فقط سراغ محصولات ارگانیک رفته ولی با سگ نجس آپارتمانی قهر است؟
معلوم است اگر خانوار کشور اکثراً در باغ و مزرعۀ خود ساکن باشند، با برق بادآفتابی آب چاه اختصاصی نوشند و پسماندش را -برای تصفیه و جبران برداشت- به زمین باز گردانند، از اینترنت ماهوارهای و آموزش رایگان (آنلاین و آفلاین) بهرمند باشند، حمل و نقل عمومی و اورژانس هوائی در خدمتشان باشد. آنگاه دیگر هزاران مفتلنگ یافت نشود برای تماشای چند بیکاری که دنبال ۱ توپ سگدو میزنند یا تماشای فیلمی جفنگ در تاریکخانه شهرفرنگ یا راهپیمایی بیفایده و دموی کراسی.
اقتصاد را اختصاد و خردش را خورد کردند تا کلان کلّاش خائن به میهن خون این ملّت را بمکد و ملیارها $ به آرمانشهر ماورای بحار روانه کند امّا به آمدن پول نفت در برابر غذا که رسد نوبت قهر سوئیفت است. امثال داعش و بوکوحرامزاده لابد صلواتی سر ميبرند وگرنه چطور کشور ۸۸ ملیونی را میشه بست! چارتا تروریست پاپتی را نمیشود؟
برای دستیابی به نیمچه استقلال نسبی اگر بر قلّۀ قاف روی یا به دل کویر زنی تا بلکه با چارتا جوجه سر کنی و باغچهای بکاری، پلیس و شهرداری و قاضی و لودر بر سرت خراب میشوند. همانها که قبلًا باج ساختش را ستاندهاند.
مافیای جهانخوار امّا کوهخواری و شهرتراشی کند جاش در پردیس است و بانک حق ندارد چکش را برگشت زند چونکه منّت نهاده مثلًا کارآفرین است این وامپیر ناخنخشک
دو ثلث ایران بیابان است و بر لب دریای عمان تشنه و گشنه به چکنم نشستهایم با ترس و لرز که مبادا جنگ جهانی شود و همین قوت لا یموت هم قحط گردد
برای اینکه استعمار دیکته فرموده: «ارتش روی شکمش راه میرود». ملّتی که نان دارد توان هم دارد و ما را چکار به جاهطلبی؟ از فرط لارژی و مهربانی بمب اتم را مفتی هم نمیخواهیم چون چیزی برای دفاع نداریم. چارراه خاورمیانه است هرچه از شرق غرب، چنگیز و اسکندر آید مهمان نوازیم
یکی نیست بگوید: تو را بخدا/ بخاطر زن و بچّۀ خودتان اینهمه بر آتش جنگ بنزین انساندوستی نریزید که اکراین هرچه باشد به جنگ جهانی نمیارزد. شماها اگر انساندوست بودید ۷ سال از کشتار مستضعفین یمن حمایت نمیکردید. لا اقل بگذارید ایندو هم مثل صدتای دیگر آنقدر بر سر هم کوبند تا یکیشان کوتاه آید. نه نمیشود، پای حیثیت ارباب در میان است! ابرقدرتی که از چارتا تروریست پاپتی گریخته، آشوب به کنگرهاش افتاده و رئیسش عامل متقلّب رقیب بوده؛ تازه فیلش یاد هندوستان کرده که ای داد و ای هوار نگذارید کدخدا عوض شود که چنین و چنان میشود. شونصد دیکتاتور ذلیل هم بعله گویند. چون به این نظم کثیف خو کردهاند. و پدرخواندۀ مافیا اگر بمیرد کلان کلّاشها همگی یکجا یتیم میشوند. اینها را برای طرفداری از بلوک شرق نگفتم که اصلًا اهل طرفداری نیستم. و سگ زرد را برادر شغال میدانم. و تف به این، لعنت به آن!
راه سلامت اینست که بفرمودۀ میر مؤمنین (س) همچو بچه شتری رها باشی که نه میدوشند و نه بارش کنند. و بفرمودۀ رئیس مذهب (س) زیرانداز خانهات باش و تکان مخور تا ندای آسمانی صدات کند.
میرسد مردی که زنجیر غلامان بشکند، دیدهام از روزن دیوار زندان شما
و السلام
حتما یه سر به مشاور بزن
والسلام
این مشاوره نیاز نداره. اساتیدی مثل ایشون توی مملکت زیاده. استاد avvvvab، اسطوره بلامنازع کامنت جفنگیات در گجت نیوز هستن. اینبار زیاد تلاوت فرمودن