در اینجا با ۸ مورد از زشتترین طراحیهای داخلی خودروها آشنا میشویم که در تاریخ صنعت خودروسازی زبانزد هستند.
وقتی به فکر خرید یک خودروی جدید میافتید، چه چیزی بیش از همه برایتان اهمیت دارد؟ آیا به دوام و استحکام آن فکر میکنید یا قدرت موتور و عملکرد آن؟ شاید هم طراحی بیرونی و ظاهر جذاب خودرو برایتان در اولویت باشد؟ یا شاید هم به دنبال چیزی هستید که با احساسات شما ارتباط برقرار کند؟ در حالیکه همه این موارد مهم هستند، یک جنبه کلیدی وجود دارد که اغلب نادیده گرفته میشود: فضای داخلی خودرو.
زشتترین طراحیهای داخلی خودروها
اگرچه عملکرد فضای داخلی خودرو بسیار مهم است، اما زیبایی و جذابیت آن نیز نباید نادیده گرفته شود. داشتن یک فضای داخلی خوب با طراحی دقیق، تجربهای لذتبخش را برای شما فراهم میکند. در حالی که برخی از تولیدکنندگان خودرو به طراحی داخلی اهمیت ویژهای میدهند، برای برخی دیگر، این بخش صرفاً یک موضوع فرعی و کماهمیت تلقی میشود. معمولاً، کیفیت پایین طراحی داخلی با کیفیت ساخت نامناسب همراه است، اما در بسیاری از موارد، مشکلات ارگونومیکی نیز به این مسئله دامن میزند. به طور کلی، اینگونه فضاهای داخلی، محیطهای ناخوشایند و دلگیری را برای سرنشینان ایجاد میکنند.
Ford Taurus
خودروی فورد تاروس که در تاریخ خودروسازی آمریکا به عنوان یکی از نمادهای جذابیت شناخته میشد، پس از گذشت بیش از سه دهه، در سال 2019 از خط تولید خارج شد. در بین همه نسلهای این خودرو، نسل سوم که در اواخر دهه 90 و اوایل دهه 2000 به بازار عرضه شد، به دلیل طراحی خاص خود، همواره موضوع بحث و جدل بوده است.
دلیل اصلی آن، دو عامل مهم بود: طراحی بیرونی گرد عجيب، و تصمیم طراحان فورد برای اعمال همین سبک در طراحی داخلی خودرو. محور اصلی طراحی این نسل از تاروس، تاکید بر اشکال گرد بود و به همین دلیل، تیم طراحی فورد تصمیم گرفتند که بیشتر کنترلهای داخلی خودرو را روی یک پنل بیضیشکل در مرکز داشبورد قرار دهند. هنوز مشخص نیست که چه کسی این طرح را تایید کرد، اما نتیجهی کار بسیار عجیب بود. این طراحی، تا حدودی یادآور تلفنهای قدیمی نوکیا است که در تلاش برای بازآفرینی طراحی سنتی صفحه کلید، به شکلی ناامیدکننده شکست خوردند.
Jeep Grand Cherokee (WK)
گرند چروکی WK که در نمایشگاه خودروی نیویورک سال 2004 به نمایش گذاشته شد، اولين نسلي بود که شاسیبلند SRT8 را ارائه ميکرد. با این حال، مدلهای معمولی گرند چروکی با انتقادات جدی، به ویژه در زمینه طراحی و کیفیت فضای داخلی، مواجه شدند.
با وجود ادعای لوکس بودن، فضای داخلی گرند چروکی WK هیچگونه تجملاتی را به نمایش نمیگذاشت. به نظر میرسید که طراحان جیپ، تنها به نصب سیستم ناوبری، صندلیها و پدالهای برقی برای ایجاد حس لوکس بودن اکتفا کرده بودند. غافل از اینکه استفاده از پلاستیکهای ارزانقیمت و چوب مصنوعی نهتنها جذابیتی ایجاد نمیکند، بلکه به شدت از کیفیت خودرو میکاهد. فضای داخلی این خودرو به طور نامناسبی طراحی شده بود و احساس میشد که طراحان تلاش کافی برای بهینهسازی آن نکردهاند.
Hummer H2
اگر دوران نوجوانی شما در اوایل دهه ۲۰۰۰ سپری شده باشد، احتمالاً خاطراتی از هامر H2 در ذهن دارید. این خاطرات ممکن است به دلیل حضور این خودرو در موزیک ویدئوهای رپ و استفادهی آن توسط افراد مشهوری مانند لبرون جیمز باشد. شرکت جنرال موتورز پس از تصاحب AM General، هامر H2 را به عنوان ادای احترام به هاموی و هامر H1 تولید کرد. این خودرو به عنوان یک شاسیبلند لوکس معرفی شد که یادآور شکوه و عظمت مدلهای نظامی قبلی بود. با وجود تمام تلاشهای صورت گرفته، این مدل نتوانست انتظارات را به طور کامل برآورده کند.
علاوه بر طراحی بیرونی این خودرو که اغلب جنبهی تزئینی داشتند، فضای داخلی آن نیز با مشکلات متعددی مواجه بود. این فضای داخلی کاملاً ناهماهنگ و بی کیفیت بود، تریمهای نامناسبی داشت که حتی برای استانداردهای جنرال موتورز در آن زمان نیز پایینتر از حد انتظار بود. همچنین، دید محدود راننده به دلیل طراحی نامناسب، از دیگر نقاط ضعف این خودرو به شمار میرفت.
Fiat Uno Vivace
پیش از آنکه فیات پونتو موجی در بازار ایجاد کند، فیات اونو به عنوان رقیب اصلی فیات برای فولکسواگن گلف شناخته میشد. این خودرو یک هاچبک ساده و مکعبیشکل بود. حتی پس از پایان تولید اونو در اروپا، نام آن در برخی از بازارهای سودآور فیات، به ویژه برزیل و آمریکای لاتین، همچنان زنده ماند.
مدل پایه فیات اونو ویواس از نظر طراحی داخلی بسیار ساده و حتی ناامیدکننده بود. تمام داشبورد از پلاستیک سخت مشکی ساخته شده بود، يک صفحه خالي روي پنل راديو وجود داشت و شما تنها دو دکمه و یک اهرم برای کنترل سیستم تهویه داشتید. واقعاً میتوان با هر کسی که مجبور بود با این فضای داخلی سر کند، احساس همدردی کرد. مدلهای گرانتر تا حدودی وضعیت را بهبود میبخشیدند، اما این سوال مطرح میشود که تا چه حد میتوان از هزینهها کاست، بدون آنکه تجربه رانندگی را به طور قابلتوجهی تحت تأثیر قرار داد.
Wheego LiFe
در اوایل دهه 2010 شاهد ظهور و سقوط متوالی بسیاری از شرکتهای نوپای خودروسازی در ایالات متحده بودیم. یکی از این شرکتها، Wheego نام داشت که طراحی اولیهاش روی کاغذ، بسیار امیدوارکننده به نظر میرسید. این شرکت، بدنه خودروهای خود را از شرکت چینی Shuanghuan Noble خریداری میکرد و سپس با نصب پیشرانههای برقی، دو مدل خودروی برقی به نامهای Whip با سرعت پایین و LiFe با قابلیت استفاده در بزرگراهها را تولید کرد.
صنعت خودروسازی چین از آن زمان تاکنون پیشرفتهای چشمگیری را تجربه کرده، اما در زمان عرضه خودروی LiFe، شرایط کاملاً متفاوت بود. مفاهیمی مانند کنترل کیفی و ساخت محصولات بادوام، برای شرکت Shuanghuan Noble بیگانه به نظر میرسیدند. طراحی داخلی خودرو LiFe به گونهای انجام شده بود که شباهتهایی به اسمارت فورتو داشته باشد، اما فضای داخلی آن این حودرو به سرعت دچار فرسودگی و از هم پاشیدگی میشد و قطعات مختلف آن، به طور کامل از کار میافتادند.
Yugo
وقتی صحبت از نامناسبترین طراحیهای داخلی خودروها به میان میآید، نمیتوان از یوگو چشمپوشی کرد. این خودرو که در یوگسلاوی سابق تولید شد، در واقع یک وسیله نقلیه ابتدایی بود که از ابتدا با هدف ارائه یک خودروی ارزانقیمت برای اقشار گستردهای از مردم یوگسلاوی طراحی شده بود.
اگرچه یوگو در ساخت بسیاری از قطعات خود از خودروهای فیات الگوبرداری کرده بود، اما شرکت خودروسازی یوگسلاویایی Zastava تغییراتی را در آن اعمال کرد تا با سلیقه مصرفکنندگان داخلی همخوانی داشته باشد. با این حال، به دلیل استانداردهای پایین تولید، فضای داخلی یوگو به هیچ وجه قابل تحسین نبود. شرکت سازنده در تولید این خودرو از ارزانترین مواد پلاستیکی و روشهای ساخت بسیار ساده استفاده کرد که در نتیجه، فضای داخلی یوگو را به مکانی دلگیر و ناخوشایند برای سرنشینان تبدیل کرد.
Trabant
بسیاری از مردم بر این باورند که هیچ خودرویی نمیتوانست از یوگو در زشتترین طراحیهای داخلی خودروها بدتر باشد، اما این تصور کاملاً اشتباه است. در حالی که یوگسلاوی با خودروی یوگو و سایر مدلهای فیات که تحت لیسانس تولید میشدند دست و پنجه نرم میکرد، آلمان شرقی خودروی ترابانت را به بازار عرضه کرد. این خودرو، یک سدان دو درب بود که طراحی آن از مدلهای دهه 50 میلادی الهام گرفته شده بود. بدنه آن از پنبه بازیافتی ساخته شده و مجهز به یک موتور دو زمانه بود که دود حاصل از آن از طول خود خودرو نیز بیشتر بود.
اما در مورد فضای داخلی ترابانت، شاید تا به امرور خودرویی با این میزان کمبود امکانات ندیده باشید. چند دستگیره، چند دکمه، یک سرعتسنج و یک اهرم تعویض دنده که روی ستون فرمان قرار دارد. البته یک فرمان هم وجود دارد. نکته جالب اینجاست که در اکثر مدلهای ترابانت، حتی نشانگر سوخت نیز تعبیه نشده است و برای اندازهگیری میزان سوخت، باید از یک میله مخصوص استفاده میکردید.
Lada Oka
شرکت لادا، همانند زاستاوا، تعداد قابل توجهی خودروی نه چندان مطلوب تولید کرد که در واقع ریشه در مدلهای فیات داشتند. احتمالاً با مدلهای ریوا و نیوا/4×4 آشنایی دارید، اما لادا برای مدت طولانی، یک مدل پایه و اقتصادی نیز در سبد محصولات خود داشت. لادا اوکا که با نام VAZ-1111 نیز شناخته میشود، یکی از زشتترین طراحیهای داخلی خودروها را داشت. این خودرو از اواخر دههٔ 80 تا اواخر دههٔ 2000، به عنوان ارزانترین گزینه در محصولات لادا به شمار میرفت.
اکثر مدلهای اوکا از موتورهای کوچک دو سیلندر بهره میبردند که نیرو را از طریق یک گیربکس دستی چهار سرعته به چرخها منتقل میکردند. برای رانندگی با این خودرو، باید در فضایی داخلی و کاملاً دلگیر قرار میگرفتید. دریایی بیانتها از پلاستیک مشکی، دو دریچه کنترل تهویه هوا، چند دکمه ساده و یک سرعتسنج، تمام امکانات این خودرو را تشکیل میدادند.