Excoino

چرا آمریکا و قدرت‌های جهانی به دنبال تصاحب گرینلند هستند؟

پس از رجزخوانی‌های دونالد ترامپ برای تصاحب جزیره گرینلند، طرح این پرسش ضروری است که چرا و به چه علت آمریکا به دنبال مالکیت این منطقه است؟

دونالد ترامپ پس از دستگیری مادورو و انتقال وی به نیویورک، چندین کشور مختلف از جمله مکزیک، کلمبیا و گرینلند را تهدید کرد، اما چرا؟ رئیس جمهور دیوانه آمریکا که تقریبا هیچ کس از صحبت‌های او و نقشه‌هایش اطلاع دقیقی ندارد، پس از رهبری دستگیری رئیس جمهور ونزوئلا و همسرش، سراغ چند هدف بزرگ دیگر رفت که از قضا یکی از آن‌ها، بزرگ‌ترین جزیره جهان است.

آمریکا و قدرت‌های جهانی به دنبال تصاحب گرینلند

در یک هفته اخیر، ترامپ بارها از طرح تصاحب گرینلند و افزودن این جزیره بزرگ به ایالات متحده صحبت کرده است. پیش از آن هم سراغ مکزیک و کارتل‌های مواد مخدر این کشور رفت و با تهدید و ترساندن آن‌ها، سعی کرد به اهدافش برسد. پس از اعلام رسمی ترامپ مبنی بر تصاحب گرینلند و طرح نقشه‌های نظامی از سوی بعضی مقامات آمریکا، با اینکه تعدادی از ژنرال‌های نظامی این کشور با سوداگری‌های ترامپ مخالفت کردند، همچنان گزینه حمله نظامی و تسخیر این جزیره در دستور کار او قرار دهد، اما پرسش مهم اینجاست که چرا و به چه علت گرینلند اهمیت دارد؟

آمریکا و قدرت‌های جهانی به دنبال تصاحب گرینلند

گرینلند متعلق به کشور دانمارک است و ترامپ مثل همیشه با توسل به زور و تهدید، قصد دارد این جزیره بزرگ را تصاحب کند. مقامات بلندپایه نظامی آمریکا بر این باورند که طرح رئیس جمهور ترامپ غیرقانونی است، اما آیا مخالفت آن‌ها تأثیری بر برگشتن ورق به نفع دانمارک دارد؟

بیشتر بخوانید

گرینلند هدف آمریکاست یا دانمارک؟

یکی از شاهراه‌های حیاتی کشتیرانی که دسترسی گسترده‌ای به منابع طبیعی را فراهم می‌کند، جزیره ارزشمند گرینلند است. به همین خاطر در طول تاریخ، خیلی از قدرت‌های بزرگ دنیا سودای تصاحب این منطقه را داشته‌اند. چین و روسیه علاوه بر آمریکا، علاقه زیادی به سرمایه گذاری و حضور گسترده در این جزیره نشان داده‌اند و همین سرکشی‌های گاه و بیگاه آن‌هاست که غرب را نسبت به این ناحیه حساس کرده است.

آمریکا و قدرت‌های جهانی به دنبال تصاحب گرینلند

گرینلند علاوه بر موقعیت حساس و باارزشی که به لحاظ کشتیرانی و دسترسی به منابع طبیعی دارد، در مسیر کریدورهای هوایی و دریایی بین آمریکای شمالی، اروپا و آسیا قرار گرفته است. در واقع این جزیره موقعیت مناسبی برای کنترل و نظارت بر حمل‌و‌نقل در منطقه قطب شمال دارد و از آنجایی که یخ‌های قطب در حال باز شدن هستند، هر از گاهی مسیرهای جدیدی باز می‌شوند و اینجاست که اهمیت استراتژیک گرینلند افزایش می‌یابد.

نفت، گاز طبیعی، اورانیوم و عناصر کمیاب از مهم‌ترین دارایی‌های غنی این منطقه هستند که هر قدرت بزرگ جهانی را ترغیب به لشگرکشی نظامی می‌کند. البته جز ایالات متحده آمریکا، کشور دیگری به گزینه نظامی فکر نمی‌کند. با همه مزایایی که این جزیره دارد، به نظر نمی‌رسد که آمریکا فقط به دنبال منابع طبیعی‌اش باشد.

به گفته سخنگوی کاخ سفید، ایالات متحده به منظور کنترل بیشتر قطب شمال به گرینلند نیاز دارد و برای رسیدن به این هدف همه گزینه‌ها همواره برای ترامپ روی میز است، اما اولین گزینه او همیشه دیپلماسی بوده است. با این اوصاف، مشخص می‌شود که رئیس جمهور آمریکا به دنبال سلطه بر قطب شمال است و اولین گام برای تصاحب آن، گرینلند خواهد بود.

بیشتر بخوانید

چرا برای رسیدن به قطب شمال گرینلند اهمیت دارد؟

تمام کشورهایی که به قطب شمال نزدیک هستند، بر سر تصاحب این پهنه یخی با یکدیگر رقابت دارند. چندین دهه است که آن‌ها به اشکال مختلف بر سر به چنگ آوردن قطب شمال جنگ پنهان دارند، اما همچنان نظارت بر این منطقه بر عهده سازمان‌های بین المللی است. در حال حاضر همه کشورها به یک اندازه از قطب شمال سهم دارند، اما آیا ترامپ راضی می‌شود که از یک چهارم منابع نف و گاز جهان که در این پهنه یخی خوابیده به آسانی بگذرد؟

در جنگ جهانی اول و دوم به وضوح دیدیم که یک باور و آرمان خام و غلط، توانست آتش نبردی بزرگ و خانمان سوز را شعله‌ور کند. حالا سوال اینجاست که چرا یک چهارم منابع نفت و گاز دنیا که هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته، نتواند آتش سومین جنگ بزرگ را برافروزد؟ رقابت سنگین دنبال می‌شود و حتی به تازگی پای کشورهایی که مرز مشترک با قطب شمال ندارند هم به این بازی کثیف باز شده است.

می‌دانیم که در حقوق بین الملل نمی‌توان صحبت از پایبندی به قوانین و قواعد جهانی کرد، اما به نظر می‌رسد که پیروی از مسیرهای قانونی به منظور تصاحب این منطقه، ساده‌ترین و کم دردسرترین راه است. با استناد به کنوانسیون حقوق دریایی مصوب 1982 میلادی، هر کشوری تا 200 مایلی سواحل خود، مالک بستر دریایی آن خواهد بود؛ بنابراین، یک میلیون کیلومتر مربع از قطب شمال بلامالک است.

با در نظر گرفتن آنچه گفتیم، در شرایط فعلی تنها کشورهایی می‌توانند ادعای مالکیت خود بر سرزمین‌های بلاصاحب قطب شمال را مطرح کنند که بتوانند ثابت کنند ادامه یک رشته کوه در آن کشور تا اعماق آب‌های اقیانوس منجمد شمالی کشیده شده است. با این اوصاف، پنج کشور روسیه، کانادا، دانمارک، نروژ و آمریکا چنین امکانی برایشان مهیا و فراهم است.

چین جزو کشورهای فوق نیست، اما مشتری سرسخت جزیره گرینلند به حساب می‌آید و در صورتی که موفق شود، می‌تواند از این طریق سروقت طرح ادعای مشروع و قانونی‌اش برود. از طرفی آمریکا به تنهایی می‌تواند از طریق آلاسکا، ادعای مالکیت خود را طرح کند، اما آیا نیازی به گرینلند دارد؟ بله! روسیه دارنده بیشترین مرز با قطب شمال است و ترامپ علاقه‌ای ندارد که حداقل نیمی از این منطقه را دو دستی تحویل پوتین دهد و به همین خاطر با طرح ادعای مالکیت بر گرینلند و کانادا، در تلاش است تا حداقل سهمی به اندازه روسیه به دست آورد.

بیشتر بخوانید