یک استاد برجسته علوم ارتباطات با هشدار نسبت به تبعات روانی و اجتماعی قطع اینترنت، تأکید کرد که نسلی که زیستبومش در فضای مجازی شکل گرفته، تابآوری خود را در برابر محدودیتهای طولانیمدت از دست داده و این وضعیت میتواند به تشدید خشم اجتماعی منجر شود.
در دنیای امروز، تعریف نیازهای اولیه بشر دستخوش تغییرات بنیادین شده است. اگر روزگاری «حق دسترسی به اطلاعات» اوج دموکراسی محسوب میشد، اکنون پارادایم جدیدی تحت عنوان «حق ارتباط» شکل گرفته است. نادیده گرفتن این حق بدیهی در عصر دهکده جهانی، صرفاً یک تصمیم فنی یا امنیتی نیست؛ بلکه دستکاری در شریانهای حیاتی جامعهای است که هویت، اقتصاد و روابط عاطفیاش با بایتها و سیگنالها گره خورده است. هشدارهای کارشناسان نشان میدهد که ادامه سیاست انسداد، میتواند گسست نسلی را به یک تقابل خطرناک تبدیل کند.
فراتر از اطلاعات؛ «حق ارتباط» را به رسمیت بشناسید
دکتر محمدمهدی فرقانی، استاد باسابقه روزنامهنگاری و ارتباطات، در تحلیلی عمیق از وضعیت فعلی، دریچه تازهای را به روی مفهوم فیلترینگ گشوده است. به باور او، تقلیل دادن اینترنت به یک «رسانه خبری»، خطای استراتژیک تصمیمگیران است. ما امروز با مفهومی فراتر روبرو هستیم: حق ارتباط.
این حق به معنای آزادی تمام آحاد جامعه برای استفاده از ابزارهای تعاملی جهت تماس با عزیزان، خانواده و دوستان در هر نقطهای از کره خاکی است. زمانی که دکمه قطع اینترنت فشرده میشود، میلیونها ایرانی نه تنها از اخبار محروم میشوند، بلکه از سادهترین حق انسانی خود یعنی «باخبر بودن از حال یکدیگر» باز میمانند. این انزوا و قطع اجباری پیوندها، بهویژه برای خانوادههایی که عزیزانی در خارج از کشور دارند، بار روانی سنگینی ایجاد میکند که خروجی آن چیزی جز عصبانیت انباشته نیست.
شکاف نسلی و طغیان علیه محدودیتهای سایبری
نکته کلیدی و جامعهشناسانه این هشدار، متوجه «نسل زی» (Gen Z) و متولدین عصر دیجیتال است. فرقانی تصریح میکند که این نسل، برخلاف گذشتگان، مهاجر فضای مجازی نیست؛ بلکه بومیِ این فضاست و با آن بزرگ شده است. برای جوانی که هویت اجتماعی، سرگرمی و حتی زبان گفتگویش در پلتفرمهای آنلاین شکل گرفته، قطع اینترنت حکم قطع اکسیژن را دارد.
تحمیل محدودیتهای فیزیکی بر ذهنیتی که مرزهای جغرافیایی را بیمعنا میداند، تضادی آشکار ایجاد میکند. آستانه تحمل این نسل در برابر مسدودسازی، بسیار پایینتر از نسلهای قبل است و نادیده گرفتن این واقعیت، میتواند به واکنشهای پیشبینیناپذیر اجتماعی منجر شود. نمیتوان از نسلی که در اقیانوس اطلاعات شنا کرده، خواست که ناگهان در حوضچه محدود اینترانت داخلی زندگی کند.
اقتصاد آنلاین و خطر تشدید نارضایتیهای عمومی
ضلع سوم این مثلث بحران، معیشت است. در شرایطی که اقتصاد رسمی توان اشتغالزایی کافی را ندارد، بخش عظیمی از جمعیت فعال کشور سفره خود را در شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای آنلاین پهن کردهاند.
مسدودسازی طولانیمدت، به معنای حمله مستقیم به امنیت شغلی و درآمدی این قشر است. وقتی امرار معاش مختل شود، نارضایتی از سطح گلایههای کلامی فراتر رفته و به کنشهای اعتراضی تبدیل میشود. کارشناسان متفقالقولاند که تداوم وضعیت فعلی، نه تنها دستاوردی ندارد، بلکه با تخریب سرمایه اجتماعی و اقتصادی، هزینههای اداره کشور را به شدت افزایش میدهد.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 





