در این مطلب شما را با آیرودینامیکترین خودروهای آمریکایی آشنا خواهیم کرد؛ ماشینهایی که مرز سرعت و شتاب را با مهندسی پیشرفته جابهجا کردند.
آیرودینامیک یکی از حیاتیترین اصول مهندسی در ساخت خودرو است. توانایی یک خودرو در شکافتن هوا یا هدایت هوشمندانه جریان آن، میتواند تعیین کننده مصرف سوخت پایینتر یا ثبت زمانهای سریعتر در پیست باشد. در دنیای خودرو، اصطلاح «Aero» اغلب برای قطعاتی به کار میرود که به منظور افزایش چسبندگی و پایداری در سرعت بالا، عمدا مقاومت هوا را افزایش میدهند که از جمله این قطعات میتوان به اسپویلرها و اسپلیترها اشاره کرد.
آیرودینامیکترین خودروهای آمریکایی
اما آیرودینامیک فقط به داون فورس (نیروی رو به پایین که باعث چسبندگی خودرو به سطح زمین میشود) و عملکرد مسابقهای محدود نمیشود، بلکه نقش مهمی در بهرهوری و کاهش مصرف انرژی نیز دارد. بهترین خودروها آنهایی هستند که با کمترین مقاومت ممکن از میان هوا عبور میکنند.
معیار اصلی سنجش این ویژگی ضریب درگ است. هرچه این عدد پایینتر باشد، خودرو راحتتر حرکت میکند و انرژی کمتری هدر میدهد. گرچه خودروهای آمریکایی معمولا با ابعاد بزرگ، موتورهای حجیم و طراحیهای عضلانی شناخته میشوند – از پیکاپهای غول پیکر گرفته تا ماسلکارهای باابهت – اما همه آنها قربانی جثه بزرگ نشدهاند. در میان محصولات ساخت آمریکا نیز مدلهایی وجود دارند که با طراحی هوشمندانه و تمرکز بر بهرهوری، به شکل چشمگیری آیرودینامیک بودهاند. در این مطلب از گجت نیوز، آیرودینامیکیترین ماشینهای آمریکایی را با یکدیگر بررسی خواهیم کرد.
- ابرخودرو چهارنفره کونیگزگ جمرا با پکیج آیرودینامیک F10 رونمایی شد
- جنجال بر سر آواتار 12؛ آیا ادعای آیرودینامیکترین سدان جهان حقیقت دارد؟
فورد تاروس 1986
فورد تاروس برای بیش از سه دهه یکی از ستونهای اصلی بازار سدانهای آمریکا بود. این خودرو خانوادگی سایز متوسط زمانی چنان محبوب و پرفروش بود که به نماد موفقیت فورد در آن دوره تبدیل شد، هرچند در نهایت رقابت شدید سدانهای ژاپنی آن را از صحنه خارج کرد. با وجود شش نسل تولید، نسل نخست تاروس در سال ۱۹۸۶ جایگاهی ویژه در تاریخ صنعت خودرو دارد.
در اواسط دهه ۸۰ میلادی، خیابانها پر از خودروهای بزرگ و سنگین وزن بودند. در چنین فضایی، تاروس با طراحی نرم، خمیده و آیندهنگرانهای که داشت مثل خودرویی بود که از آینده آمده است. این تغییر نگرش به طراحی سدان خانوادگی، موجی تازه در بازار ایجاد و استانداردهای جدیدی برای خودروسازان آمریکایی تعریف کرد.
از نظر مهندسی نیز تاروس پیشرو بود. سیستم تعلیق نرم و فرمان رک و پینیون دقیق آن تجربه رانندگی متفاوتی ارائه میداد. موتور 6 سیلندر با قدرت ۱۴۰ اسب بخار شاید امروز چشمگیر به نظر نرسد، اما برای آن زمان کاملا مناسب بود. با این حال، آنچه تاروس را متمایز میکرد، آیرودینامیک این خودرو بود. طراحی یکپارچه بدنه، چراغهای جلو هم سطح با بدنه و حذف جلوپنجره سنتی باعث شدند این سدان خانوادگی ضریب درگ ۰.۳۲ را ثبت کند و این عدد در آن زمان برای یک خودرو آمریکایی بسیار قابل توجه بود. تاروس مدل ۱۹۸۶ نه فقط یک ماشین موفق، بلکه نقطه عطفی در طراحی و مهندسی خودروهای آمریکایی به شمار میرود.
- فورد فیستا محبوبترین خودروی دست دوم سال 2025 شد
- فورد و چری کارخانههای مونتاژ ژاپنی را خریداری میکنند
پلیموث سوپربرد 1970
در اواخر دهه ۶۰ میلادی، صنعت خودرو آمریکا در اوج دوران «هرچه خودرو بزرگتر یعنی بهتر» قرار داشت. ماشینهای عضلانی با موتورهای حجیم و قدرت دیوانهوارشان شناخته میشدند، اما اغلب طراحی آنها بیشتر بر ظاهر عضلانی تمرکز داشت تا کارایی مهندسی. با این حال، برخی مدلها توانستند قدرت خام را با رویکرد آیرودینامیکی ترکیب کنند و پلیموث سوپربرد ۱۹۷۰ یکی از شاخصترین آنها بود.
در زمان عرضه، طراحی سوپربرد برای بسیاری عجیب و حتی زشت به نظر میرسید. مردمانی که به خودروهای چهارگوش و سنگین عادت داشتند، دماغه کشیده و بال عقب غول پیکر آن را غیرمعمول میدیدند، اما امروز، همین ویژگیها سوپربرد را به یکی از نمادینترین ماسلکارهای تاریخ تبدیل کرده است. این خودرو یکی از نخستین نمونههایی بود که آیرودینامیک را به شکلی جدی وارد دنیای خودروهای عضلانی کرد.
سوپربرد برای همولوگیشن مسابقات NASCAR ساخته شد و در زمان خود یک هیولای واقعی بود. سه موتور V8 قدرتمند – از ۳۷۵ تا ۴۲۵ اسب بخار – آن را به یکی از سریعترین خودروهای جادهای عصر خود تبدیل کردند. دماغه تیز و مخروطی آن جریان هوا را به مراتب بهتر از طراحیهای سنتی هدایت میکرد و بال عقب مرتفعش پایداری در سرعتهای بسیار بالا را تضمین میکرد. نتیجه این هارمونی جذاب، ضریب درگ ۰.۳۱ بود و این عدد چشمگیر برای یک ماسلکار دهه ۷۰ رویایی بود. سوپربرد ثابت کرد که حتی در عصر خودروهای بزرگ جثه و پرمصرف، مهندسی هوشمند میتواند عملکرد را به سطحی تازه برساند.
- اشکودا انیاک 2025 با طراحی جدید و آیرودینامیک و امکانات بیشتر معرفی شد
- برند چینی دانگ فنگ مدعی تولید آیرودینامیک ترین خودرو برقی جهان شد
پونتیاک فایربرد ترنس ای ام ایرو پکیج 1984
پونتیاک زمانی یکی از نامهای بزرگ صنعت خودرو آمریکا بود و در میان محصولاتش، هیچ مدلی به اندازه ترنس ام نماد هویت این برند محسوب نمیشد. پس از موفقیت چشمگیر موستانگ، پونتیاک وارد میدان رقابت شد و فایربرد را در سال ۱۹۶۷ معرفی کرد و دو سال بعد، نسخه پرفورمنس ترنس ام به جمع آن اضافه شد. این خانواده افسانهای تا سال ۲۰۰۲ روی خط تولید باقی ماند و طی چهار نسل تکامل یافت.
نسل سوم که اوایل دهه ۸۰ معرفی شد، نقطه عطفی در طراحی بود. در حالی که نسلهای پیشین ظاهری زاویهدار و حجیم داشتند، نسل سوم با دماغهای کشیده و شیبدار که به شیشه جلو میرسید، نمایی گوهای و بسیار مدرن ایجاد کرد. گلگیرهای اغراق آمیز نسل قبل جای خود را به خطوط نرمتر دادند، بدون اینکه حس عضلانی خودرو از بین برود.
اما اوج مهندسی هوشمندانه در سال ۱۹۸۴ و با معرفی پکیج Aero رقم خورد. این بسته با افزودن رکابهای جانبی برای بهبود جریان هوا در زیر بدنه و کاهش اندازه جلوپنجره برای بهینهسازی برخورد اولیه با هوا، عملکرد آیرودینامیکی را به سطح بالاتری رساند. نتیجه برای یک ماسلکار V8 عددی خیره کننده بود: ضریب درگ تنها ۰.۲۹۹. این رقم نشان میداد که حتی در دنیای خودروهای عضلانی آمریکایی، تمرکز بر علم آیرودینامیک میتواند به همان اندازه قدرت موتور اهمیت داشته باشد.
- این پونتیاک فراموششده، سریعترین ماسل کار دهه ۸۰ بود
- پونتیاک توجان، هیولای ۸۰۰ اسب بخاری که فراری را به چالش کشید و سپس محو شد
ریویان R1T مدل 2024
امروزه وقتی صحبت از آیرودینامیک و ضریب درگ میشود، ذهن بسیاری فورا به سمت خودروهای برقی میرود. هرچند این مفاهیم برای همه خودروها حیاتی به نظر میرسند، اما برای ماشینهای برقی اهمیت مضاعفی دارند. فناوری باتری هنوز در حال تکامل است و حتی بهترین خودروهای برقی هم معمولا در مقایسه با خودروهای بنزینی از نظر برد با چالش روبهرو هستند. در سرعتهای بالا، مصرف انرژی به سرعت افزایش مییابد و هر واحد مقاومت هوا میتواند کیلومترها از برد خودرو کم کند. با این اوصاف، طراحی آیرودینامیک کارآمد و بهبودیافته برای حفظ بیشترین مسافت با هر شارژ ضروری است.
در نگاه اول، ریویان R1T به عنوان یک پیکاپ بزرگ و سنگین، احتمالا آخرین خودرویی است که تصور میکنید آیرودینامیک باشد، اما پشت ظاهر عضلانی و مدرن آن، مهندسی هوشمندانهای نهفته است. بدنهای با سطوح صاف، دستگیرههای مخفی زیر بدنه یکپارچه و تایرهایی با طراحی بهینه، همگی برای کاهش آشفتگی هوا طراحی شدهاند. جزئیات هوشمندانهای مثل اسپویلر کوچک عقب که جریان هوا را روی قسمت بار هدایت میکند و دریچههای جلویی که هوا را اطراف چرخها مدیریت میکنند، نشان میدهد که هر بخش با هدف مشخصی شکل گرفته است.
علاوه بر این، سیستم تعلیق بادی R1T در سرعتهای بالا ارتفاع خودرو را کاهش میدهد تا جریان هوای زیر بدنه آرامتر شود. نتیجه تمام این تلاشها، ضریب درگ ۰.۲۹۷ است که عددی چشمگیر برای یک پیکاپ سایز بزرگ به حساب میآید. R1T ثابت میکند که حتی در کلاس وانتهای برقی، آیرودینامیک میتواند به همان اندازه قدرت و فناوری اهمیت داشته باشد.
- راننده شخصی شما در سال ۲۰۲۶: شاهکار جدید ریویان با هوش مصنوعی معرفی شد
- بالاتر از تسلا و ریویان، لوسید بهعنوان بهترین برند لوکس خودروهای برقی در سال 2025 انتخاب شد
تاکر تورپدو 1948
سالها پیش از آنکه مهندسی آیرودینامیک به موضوعی رایج در خودروهای برقی یا ماسلکارهای امروزی تبدیل شود، پرستون تاکر، مهندس و کارآفرین خودرو با نگاهی آیندهنگرانه خودرویی ساخت که از آینده آمده بود. او تصمیم گرفت سدانی بسازد که صنعت خودرو آمریکا را وارد عصری نو کند. طرحهای جاهطلبانهای مثل ترمزهای دیسکی و سیستم تزریق سوخت که در آن دوران تقریبا رویایی محسوب میشدند تنها بخشی از نوآوریهای او بودند.
اما آنچه تاکر ۴۹، یا همان تورپدو را واقعا متمایز میکند، طراحی بدنه آن است. خطوط نرم و پیوسته، گلگیرهای برجسته و منحنی، سقف فست بک و چراغ جلو مرکزی که همچون چشمی در وسط پیشانی خودرو قرار گرفته بود، همگی تصویری آیندهنگر خلق میکردند. نام تورپدو کاملا برازنده این خودرو بود، زیرا بدنهاش همچون یک پرتابه در هوا سُر میخورد.
در دورانی که بیشتر خودروها زاویهدار و سنگین بودند، تاکر ۴۹ با ضریب درگ خیره کننده ۰.۲۷ نشان داد که آینده طراحی خودرو در گرو آیرودینامیک هوشمندانه است. حتی امروز نیز این سدان کمیاب میتواند در تونل باد با بسیاری از خودروهای مدرن رقابت کند.
- هایپرکار RB17 ردبول؛ شاهکار آیرودینامیک با قدرت 1200 اسب بخاری
- چری آیرو کانسپت ادعا میکند که آیرودینامیک ترین خودروی جهان است
لوسید گراویتی 2025
لوسید از همان ابتدا با جاهطلبی وارد میدان شد. شعار و وعده این برند نوظهور، طراحی و ساخت خودروهایی نوآورانه بود. سدان Air نقطه آغاز این مسیر بود و موفقیت آن جایگاه لوسید را در بازار خودروهای برقی تثبیت کرد. اکنون گراویتی به عنوان دومین محصول این برند، مأموریتی حتی دشوارتر دارد و آن ترکیب لوکسگرایی، عملکرد، کارایی و کاربردپذیری در قالب یک شاسی بلند است.
گراویتی میخواهد هم سریع باشد، هم جادار، هم زیبا، هم کممصرف و هم آیرودینامیک و این فهرستی بلندپروازانه برای یک خودرو است. با این حال، مهندسی دقیق آن نشان میدهد این اهداف صرفا شعار نیستند. از دستگیرههای مخفی شوندهای که هنگام حرکت در بدنه خودرو جذب میشوند گرفته تا زیر بدنه کاملا صاف برای کاهش آشفتگی هوا، همه چیز با هدف بهینهسازی جریان هوا طراحی شده است. خط سقف کشیده و سیال خودرو به آرامی به سمت عقب پایین میآید و در انتها با یک لبه هوشمندانه، جریان هوا را به شکلی تمیز از بدنه جدا میکند.
نتیجه توجه به جزئیات برند لوسید، ضریب درگ فوقالعاده ۰.۲۴ است که عددی تحسین برانگیز برای یک شاسی بلند بزرگ به حساب میآید. Gravity نشان میدهد که حتی در کلاس اس یو وی نیز میتوان آیرودینامیک پیشرفته را با عملکرد و کاربرد روزمره در هم آمیخت و استانداردهای جدیدی تعریف کرد.
- خرابی ۱۵ هزار دلاری: یک بطری آب، خودرو الکتریکی لوسید ایر را از کار انداخت
- لوسید گراویتی تورینگ ۲۰۲۶: شاسیبلند لوکس برقی با قیمت ۷۹,۹۰۰ دلار و برد ۵۴۲ کیلومتر معرفی شد
تسلا مدل 3
اگر لوسید چهره تازه نفس دنیای خودروهای برقی آمریکاست، تسلا بدون شک پیشگام و ستون اصلی این بازار محسوب میشود. این شرکت که در سال ۲۰۰۳ بنیان گذاری شد، با رودستر مبتنی بر لوتوس در سال ۲۰۰۸ نخستین گام جدی خود را برداشت. اما مدل S در سال ۲۰۱۲ بود که مسیر آینده تسلا را مشخص کرد و این برند را از یک سازنده خودروهای اسپرت خاص به تولیدکننده سدانهای برقی خانوادگی تبدیل کرد. سپس مدل 3 در سال ۲۰۱۶ به عنوان گزینهای اقتصادیتر معرفی شد و به پرفروشترین محصول تسلا تبدیل شد.
آیرودینامیک همواره یکی از نقاط قوت تسلا بوده، اما فیس لیفت ۲۰۲۴ مدل 3 استانداردهای جدیدی تعیین کرده است. نمای جلوی کاملا بازطراحی شده با حذف دریچههای اضافی و استفاده از چراغهای باریکتر، ظاهری سادهتر و کارآمدتر به وجود آورده است. در عقب، دیفیوزر جدید و طراحی بهبودیافته به خروج نرمتر جریان هوا کمک میکند، در حالی که کاورهای جدید چرخها آشفتگی جانبی را کاهش میدهند. حتی تغییرات جزئی مثل صافتر شدن کاپوت نیز در بهینهسازی جریان هوا نقش داشتهاند.
نتیجه این اصلاحات دقیق مهندسی، ضریب درگ فوقالعاده ۰.۲۲ است و این عدد چشمگیر تسلا مدل 3 را به یکی از آیرودینامیکترین خودروهای تولید انبوه جهان تبدیل میکند و حدود ۸ درصد بهرهوری بیشتر نسبت به نسخه قبلی ارائه میدهد. این پیشرفت نشان میدهد که در دنیای خودروهای برقی، هر جزئیات کوچک در طراحی میتواند تأثیری بزرگ بر برد و کارایی داشته باشد.
- آیا تسلا سایبرتراک، پیکاپ عجیب و غریب ایلان ماسک قابل اعتماد است؟
- هزینه بالای نگهداری خودروهای تسلا که ایلان ماسک حرفی از آن نمیزند!
لوسید ایر
لوسید Air نقطه آغاز جاهطلبیهای یک برند نوپا بود. این خودرو باید از همان ابتدا نشان میداد آمده تا استانداردهای تازهای در دنیای خودروهای برقی لوکس تعریف کند. وقتی تحویل آن در سال ۲۰۲۱ آغاز شد، بسیاری به دیده تردید به آن نگاه میکردند، اما Air خیلی زود ثابت کرد که تنها یک مدعی تازه وارد نیست. طراحی چشمگیر، کیفیت ساخت بالا و عملکرد فنی تحسین برانگیز، این خودرو را به یکی از جدیترین رقبای بازار تبدیل کرد. برد خارقالعاده نسخههایی مثل دریم ادیشن صرفا به خاطر باتری پیشرفته نبود و بخش بزرگی از این موفقیت به مهندسی دقیق آیرودینامیک مربوط میشد.
به عنوان یک سدان، لوسید ایر از نظر ذاتی در مقایسه با شاسی بلندها مزایای مختلفی دارد، اما لوسید به همین بسنده نکرده است. بدنه کشیده و خطوط نرم آن حاصل ساعتها آزمایش در تونل باد است. در عین دستیابی به کارایی بالا، طراحی خودرو همچنان زیبا و متناسب باقی مانده و از فرمهای بیش از حد تخم مرغی که اغلب در خودروهای خیلی کم مصرف دیده میشود، فاصله گرفته است.
نمای جلو صاف و تمیز، همراه با دریچههایی که هوشمندانه هوا را اطراف چرخها هدایت میکنند، تنها بخشی از داستان است. سیستم اختصاصی Vortex Air Intake با مدیریت دقیق جریان هوا در پشت سپر جلو، آن را به سمت بخشهای خنک کننده هدایت میکند و اجازه میدهد ورودیهای هوا کوچکتر طراحی شوند و همین راهکار مستقیما به کاهش مقاومت هوا کمک میکند.
حاصل این مهندسی حساب شده، ضریب درگ شگفت انگیز ۰.۱۹۷ است و این رقم فوق العاده Air را در میان آیرودینامیکترین خودروهای تولید انبوه جهان قرار میدهد. این خودرو نشان میدهد که آینده برد بالا در خودروهای برقی تنها به ظرفیت باتری وابسته نیست، بلکه به تسلط بر جریان نامرئی هوا نیز بستگی دارد.
- شاسی بلند آفرود ارزانقیمت لوسید در عربستان تولید میشود
- لوسید گرویتی ایکس؛ کانسپت جدید آمریکایی با 824 اسب بخار قدرت
جی ام EV1 مدل 1996
خودرو GM EV1 هرگز به موفقیت تجاری نرسید، اما از نظر مهندسی و به ویژه آیرودینامیک، یکی از پیشگامانهترین پروژههای تاریخ خودروسازی آمریکا بود. زمانی که این کانسپت در سال ۱۹۹۰ معرفی شد، ایده یک خودرو برقی هنوز برای بسیاری دور از ذهن بود. با این حال، EV1 نه تنها واقعگرایانه طراحی شده بود، بلکه عملکردی قابل توجه هم ارائه میداد.
ظاهر خودرو در نگاه اول نشان میداد با ماشینی متفاوت روبهرو هستیم. بدنه کشیده و قطرهای شکل آن دقیقا مطابق اصول آیرودینامیک طراحی شده بود تا کمترین مقاومت را در برابر هوا ایجاد کند. این طراحی فقط جنبه زیبایی یا آیندهنگرانه نداشت، بلکه به طور مستقیم به افزایش بهرهوری انرژی کمک میکرد.
از آنجا که فناوری لیتیوم یون هنوز در دسترس نبود، مهندسان مجبور شدند از باتریهای سرب اسیدی حجیم استفاده کنند. این باتریها به شکل T در کف خودرو چیده شده بودند و بدنه ناچار بود پیرامون این ساختار ثابت شکل بگیرد. نتیجه اما غیرمنتظره و درخشان بود: خودرویی با نمای جلو کاملا صاف، بدون جلوپنجره سنتی و چرخهای عقب نیمه پوشیده که جریان هوا را تمیزتر از بدنه عبور میدادند. ضریب درگ ۰.۱۹ برای خودرویی در دهه ۹۰ عددی خیره کننده بود. EV1 شاید از نظر تجاری شکست خورد، اما از نظر مهندسی، پیش نمایشی از آیندهای بود که دههها بعد به جریان اصلی صنعت تبدیل شد.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 














