بیش از نیمقرن از آخرین حضور انسان بر سطح قمر زمین گذشته و حالا بازگشت دوباره انسان به ماه پرسشها درباره این وقفه تاریخی را پررنگتر کرده است.
بر اساس آخرین اخبار نجوم، در تاریخ ۱۹ دسامبر ۱۹۷۲ با فرود ماژول فرمان آپولو ۱۷ در آبهای اقیانوس آرام، آخرین حضور انسان بر ماه پایان یافت و عصر مأموریتهای قمری برای دههها متوقف شد. از آن زمان تا امروز نزدیک به ۵۴ سال گذشت تا دوباره برنامهای جدی برای بازگشت شکل بگیرد. حالا فضانوردان آرتمیس ۲ تنها چند روز با پرواز تاریخی خود و گردش مداری حول ماه فاصله دارند. این فاصله طولانی نتیجه مجموعهای از تغییرات بود که در ادامه این مطلب از رسانه گجت نیوز به آن میپردازیم.
از آپولو تا آرتمیس؛ مسیر پیچیده بازگشت دوباره انسان به ماه
پایان مأموریت آپولو ۱۷ تنها فرود آخرین ماژول فرمان روی آبهای اقیانوس آرام نبود و عملاً خط پایان یکی از بلندپروازانهترین دورههای تاریخ اکتشافات فضایی انسان را رقم زد. در فاصله سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲، آمریکا در اوج رقابت فضایی دوران جنگ سرد شش بار بر سطح ماه فرود آمد و ۱۲ فضانورد توانستند روی قمر زمین قدم بگذارند.
این موفقیتها اوج نمایش علمی، مهندسی و سیاسی ایالات متحده در برابر اتحاد جماهیر شوروی بود. با این حال پس از گذشت حدود نیم قرن، ناسا تازه دوباره با برنامه آرتمیس راه بازگشت به ماه را در پیش گرفته است. مأموریت آرتمیس ۲ که بهتازگی پرتاب شده، چهار فضانورد را در یک مسیر مداری دور ماه خواهد چرخاند، هرچند هنوز شامل فرود روی سطح ماه نیست.
اما پاسخ به اینکه چرا چنین فاصله 50 سالهای میان آخرین حضور انسان بر ماه و آغاز دوباره این مسیر ایجاد شد، بسیار پیچیدهتر از پیشرفتهای فناورانه است. این وقفه طولانی ریشهای عمیق در سیاست داخلی آمریکا، بودجههای ناپایدار، رقابتهای اقتصادی، اولویتگذاریهای گوناگون و حتی تغییر نگاه جهانی به اکتشافات فضایی دارد.
ماهیت محدود برنامه آپولو
نخست باید به ماهیت خود برنامه آپولو توجه کرد که اساساً برای تداوم طراحی نشده بود. هنگامی که جان اف. کندی در ۲۵ مه ۱۹۶۱ در برابر کنگره آمریکا اعلام کرد که کشور باید تا پایان دهه یک انسان را بر ماه فرود آورد و او را سالم به زمین بازگرداند، هدف مشخص، زمانبندی محدود و انگیزه سیاسیِ بسیار روشن بود. مأموریت بیشتر جنبه نمادین و ژئوپولیتیک داشت تا برنامهریزی برای حضور بلندمدت در ماه.
پس از ترور کندی در سال ۱۹۶۳، دولت بعدی تعهد کرد مأموریت او را تکمیل کند، اما شرایط داخلی آمریکا بهشدت تغییر کرد. هزینههای جنگ ویتنام روزبهروز بیشتر میشد، اصلاحات داخلی بودجهها را میبلعید و بخش قابلتوجهی از افکار عمومی بهجای فضا، نگران وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور بود. همین فشارها باعث شد بودجه ناسا که در ۱۹۶۶ به بالاترین حد تاریخ خود رسید، از آن سال بهبعد شروع به کاهش کند. این کاهش بودجه حتی پیش از نخستین قدمگذاشتن انسان روی ماه آغاز شده بود.
تلاش ناسا برای حفظ بودجه کافی و جلوگیری از لغو مأموریتها نیز نتیجهای نداشت. در نهایت، برخی از مأموریتهای برنامه آپولو مانند آپولوهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ حذف شدند. بنابراین پایان آپولو در سال ۱۹۷۲ شکست نبود؛ بلکه نتیجه طبیعی این واقعیت بود که برنامه بهعنوان پروژهای تکهدفه تعریف شده بود و پس از رسیدن به هدف، دیگر پشتوانه سیاسی و مالی لازم برای ادامه وجود نداشت.
- ماموریت آرتمیس 2 ناسا رکورد فاصله بشر از زمین را میشکند
- تونلهای زیرزمینی سیاره زهره بر اثر آتشفشان ساخته شدهاند
- فضانوردان مأموریت آرتمیس 2 با یک مشکل نرم افزاری مواجه شدند
- ایده جنجالی ایلان ماسک برای ساخت منجنیق ماه؛ پرتاب ماهواره از قمر زمین
نبود عوامل لازم برای ادامه اکتشافات انسانی
پس از پایان آپولو، برای پیشبرد اکتشافات مداوم سه عنصر حیاتی لازم بود: ثبات سیاسی در سطح ریاستجمهوری و کنگره، بودجه پایدار و قابلپیشبینی و هدفی روشن که فراتر از نمایش سیاسی باشد. اما ایالات متحده هیچگاه نتوانست این سه شرط را همزمان فراهم کند. در سال ۱۹۷۲، ریچارد نیکسون تصمیم گرفت جهتگیری ناسا را کاملاً تغییر دهد. بهجای ادامه مأموریتهای اعماق فضا، او از ناسا خواست بر ساخت فضاپیمای قابل استفاده مجدد شاتل فضایی تمرکز کند.
تمرکز آمریکا بر شاتل فضایی و پیامدهای آن
شاتل فضایی قرار بود به «وانت فضایی» آمریکا تبدیل شود؛ وسیلهای برای حمل محمولهها، ماهوارهها و دانشمندان به مدار با هزینه پایین. اما در عمل، پیچیدگیهای مهندسی، نیاز به تعمیرات گسترده، هزینههای سنگین و بروز دو حادثه مرگبار یعنی چلنجر در ۱۹۸۶ و کلمبیا در ۲۰۰۳ این تصور را از بین برد. این دو سانحه مجموعاً جان ۱۴ فضانورد را گرفت و برنامه شاتل را سالها عقب انداخت. با این تمرکز، ایده بازگشت به ماه عملاً به حاشیه رفت و بودجه و منابع ناسا صرف نگهداری و پروازهای تکرارشونده مدار پایین زمین شد.
بازگشت دوباره رؤیای ماه در دهه ۸۰ میلادی
رؤیای بازگشت به ماه کاملاً فراموش نشد و تنها هشت سال پس از آغاز برنامه شاتل، جامعه علمی و صنعتی دوباره فشار آورد که زمان تعیین یک هدف بزرگ دیگر فرارسیده است. در ۲۰ ژوئیه ۱۹۸۹، همزمان با بیستمین سالگرد فرود آپولو ۱۱، جورج اچ. دابلیو. بوش برنامه اکتشافات فضایی را اعلام کرد.
طرح ساخت ایستگاه فضایی آزادی (نسخه اولیه آنچه بعدها به ایستگاه فضایی بینالمللی تبدیل شد) یکی از بلندپروازانهترین برنامههای فضایی تاریخ بود. بازگشت انسان به ماه و ایجاد حضور ماندگار و سپس اعزام انسان به مریخ دستاوردی بزرگ محسوب میشد. اما برآورد هزینهها مسئلهساز شد و گزارشی که به کاخ سفید ارائه شد نشان میداد اجرای کامل SEI ممکن است صدها میلیارد دلار هزینه داشته باشد.
مخالفتهای سیاسی، درگیریهای حزبی، اولویتگذاریهای اقتصادی و تغییر رویکرد در دولت کلینتون باعث شد SEI بهطور کامل متوقف شود. نتیجه این بود که یکبار دیگر، رؤیای بازگشت به ماه در مرحله حرف باقی ماند بدون آنکه حتی یک مأموریت عملیاتی آغاز شود.
دهه ۱۹۹۰ و تمرکز بر مدار پایینی زمین
دهه ۱۹۹۰ دوران تثبیت استراتژی «حضور پایدار در مدار پایین زمین» بود که ایالات متحده و شرکای بینالمللی پروژه عظیم ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) را آغاز کردند. این ایستگاه قرار بود به آزمایشگاهی چندملیتی تبدیل شود که در آن علوم فضایی، تحقیقات زیستی و فناوریهای مورد نیاز برای مأموریتهای طولانیمدت انسانی آزمایش گردد.
در همین راستا، شاتل فضایی به ستون فقرات عملیات ناسا بدل شد و قطعات بزرگ ایستگاه را به مدار حمل میکرد، ماژولها را کنار هم مونتاژ مینمود و فضانوردان را برای مأموریتهای بلندمدت به این پایگاه مداری میرساند. چندین مأموریت شاتل فقط به حمل تجهیزات و سازههای اصلی ایستگاه اختصاص داشت و حضور ایالات متحده در مدار عملاً به تداوم کار شاتل وابسته شده بود.
فاجعه کلمبیا و تغییر مسیر دوباره سیاست فضایی آمریکا
اما در سال ۲۰۰۳ انفجار شاتل فضایی کلمبیا هنگام بازگشت به جو زمین و سقوط آن بر فراز آسمان تگزاس، همه چیز را دگرگون کرد. این حادثه که به مرگ هر هفت فضانورد انجامید، شوکی بزرگ به جامعه فضایی وارد کرد و سیاستگذاران را مجبور ساخت تا مسیر آینده ناسا را بازنگری کنند.
در واکنش به این بحران، رئیسجمهور جورج دبلیو. بوش برنامه جدیدی به نام «چشمانداز اکتشافات فضایی» اعلام کرد. هدف این برنامه بازسازی تواناییهای ازدسترفته ناسا پس از دوران آپولو، توسعه سامانههای جدید پرتاب و در نهایت بازگشت انسان به ماه بود و البته نیمنگاهی نیز به مأموریتهای احتمالی آینده به مریخ داشت.
مشکلات مالی و لغو برنامههای بلندپروازانه
بررسیهای مستقل نشان دادند که این طرح در رابطه با بازگشت دوباره انسان به ماه از نظر مالی و زمانی با واقعیتهای ناسا سازگار نبود. هزینهها بهطور قابل توجهی بیش از برآوردهای اولیه بود و زیرساختهایی که برای اجرای آن لازم بود، یا وجود نداشت یا نیازمند اصلاحات اساسی بودند. کنگره ایالات متحده هرگز حمایت مالی کامل و بلندمدتی از این طرح ارائه نکرد. در نتیجه، با تغییر دولت باراک اوباما در سال ۲۰۱۰ این برنامه را لغو کرد.
این الگوی شکست نشان میدهد که اکتشافات انسانی ماه با چه محدودیتهای جدی و مزمن بودجهای روبهرو بوده است. یک برنامه پایدار برای بازگشت به ماه نیازمند نوعی توافق گسترده و چندساله در میان بخشهای مختلف دولت آمریکاست که شامل کنگره، کاخ سفید و حتی آژانسهای مرتبط است. اما بودجه ناسا هر سال باید در رقابتی دشوار با هزینههای دفاعی، سلامت، رفاه اجتماعی و سایر اولویتهای داخلی تصویب شود.
پرسش درباره ضرورت بازگشت به ماه
در کنار مسائل سیاسی و اقتصادی، پرسش بنیادین دیگری نیز مطرح بود: «اصلاً چرا باید دوباره به ماه رفت؟» در دوران آپولو، توجیه اصلی ماهیت ژئوپولیتیک و رقابت مستقیم با اتحاد شوروی بود، اما پس از پایان جنگ سرد چنین انگیزهای تضعیف شد. از سوی دیگر، جامعه علمی بارها مطرح کرد که مأموریتهای رباتیک معمولاً با هزینهای بسیار کمتر، دادههای علمی بیشتری تولید میکنند و خطرات انسانی نیز ندارند. در نتیجه صرفاً اتکا به موارد ظاهری نمیتوانست پشتوانه مالی لازم برای پروژهای بسیار پرهزینه مانند بازگشت به ماه را فراهم کند.
چرا آرتمیس توانست چرخه شکست را بشکند؟
برنامه آرتمیس تا حد زیادی به این دلیل توانسته مسیر متفاوتی را طی کند که با درسگیری از شکستهای پیشین طراحی شده است. ناسا تأکید دارد که هدف این برنامه تنها بازگشت دوباره انسان به ماه نیست؛ بلکه ایجاد حضور پایدار انسانی روی ماه است که به دانشمندان اجازه میدهد نحوه زندگی، بقا و کار بر سطح یک جرم آسمانی دیگر را بیاموزند. این تجربیات برای برنامهریزی مأموریتهای سرنشیندار به مریخ ضروری دانسته میشود.
علاوه بر این، آرتمیس برخلاف برنامههای گذشته بر چند ستون موازی تکیه دارد: همکاری گسترده با بخش خصوصی، از جمله شرکتهایی مانند اسپیس ایکس و بلو اوریجین که در ساخت سامانههای فرود و حاملهای سنگین نقش دارند، بخشی از هزینهها و ریسکها را از دوش ناسا برمیدارد.
- هدف از ساخت ایستگاه فضایی در مدار ماه چیست؟
- آمریکا تا سال 2030 یک راکتور هستهای در ماه میسازد
- آغاز عصر جدید گردشگری فضایی: اولین هتل لوکس روی ماه با کمک خاک قمر زمین بنا میشود
- تجهیزات تصویربرداری ماموریت آرتمیس ۲: چرا ناسا دوربینهای DSLR قدیمی را انتخاب کرد؟
همکاری بینالمللی مبتنی بر «پیمان آرتمیس» نیز شبکهای از اصول مشترک و تعهدات چندملیتی ایجاد کرده که به پایداری سیاسی پروژه کمک میکند و حامیان اقتصادی و فناورانه بیشتری فراهم میآورد. تقسیم ریسک میان نهادهای دولتی، شرکتهای خصوصی و کشورهای شریک باعث شده است که شکست احتمالی یکی از بخشها کل پروژه را از بین نبرد. تا اینجا، آرتمیس توانسته از نظر سیاسی حمایت دوحزبی نسبی داشته باشد و همین موضوع به ثبات بیشتر کمک کرده است.
با وجود این، برنامه آرتمیس همچنان پرهزینه است و در برابر خطراتی مانند کوچکشدن بودجه، تأخیرهای فنی و تغییر اولویتهای سیاسی آسیبپذیر است. اما حداقل بر روی کاغذ، آرتمیس توانسته حمایتهای سیاسی، اقتصادی، علمی و اجتماعی را در یک مسیر نسبتاً هماهنگ جمع کند که برنامههای مشابه در ۵۰ سال گذشته بهسختی موفق به تحقق آن شده بودند.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 











