معماهای کیهانی

۵ معمای کیهانی که مرزهای درک ما را به چالش کشیده‌اند

معماهای کیهانی همچنان ذهن دانشمندان را درگیر کرده‌اند؛ پدیده‌هایی عجیب که حتی پیشرفته‌ترین نظریه‌ها قادر به توضیحشان نیستند.

با وجود پیشرفت‌های چشمگیر علمی و فناوری در دهه‌های اخیر، جهان هنوز پر از رازهای بی‌پاسخ است. هرچه بیشتر کاوش می‌کنیم، به‌نظر می‌رسد که کمتر می‌دانیم. در این مقاله به بررسی ۵ معمای بزرگ درباره جهان هستی می‌پردازیم که علم تاکنون نتوانسته توضیح قانع‌کننده‌ای برای آن‌ها پیدا کند.

۱. چرا جهان با سرعتی فزاینده در حال گسترش است؟

نظریه بیگ‌بنگ همچنان معتبرترین توضیح برای آغاز جهان است. بر اساس این نظریه، جهان پس از انفجار اولیه منبسط شد و همچنان در حال گسترش است. اما نکته شگفت‌آور این است که این گسترش نه‌تنها متوقف نشده، بلکه سرعت آن نیز روزبه‌روز افزایش می‌یابد. برخی دانشمندان معتقدند این روند ممکن است به یک «جهش بزرگ» منتهی شود؛ انفجار دیگری که این چرخه را مجددا تکرار کند.

۲. آیا جهان‌های دیگری هم وجود دارند؟

مفهوم جهان‌های موازی در داستان‌های علمی‌تخیلی فراوانی مطرح شده است، اما اخیرا دانشمندان هم به وجود احتمالی چنین جهانی معتقد شده‌اند. این نظریه بیان می‌کند که ما بخشی از شبکه‌ای عظیم از جهان‌ها هستیم، هرچند بررسی و اثبات آن با فناوری امروزی تقریبا غیرممکن است.

۳. آیا سیاه‌چاله‌ها دروازه ورود به جهان‌های دیگرند؟

سیاه‌چاله‌ها از بزرگ‌ترین معماهای کیهانی به‌شمار می‌روند. این اجرام کیهانی حجم عظیمی از ماده را در فضایی بسیار کوچک متمرکز کرده‌اند و با نیروی جاذبه قدرتمند خود، هر چیزی را که به آن‌ها نزدیک شود می‌بلعند. با این حال، برخی دانشمندان معتقدند سیاه‌چاله‌ها ممکن است دروازه‌ای به جهان‌های دیگر باشند.

۴. ماده تاریک و انرژی تاریک چیستند؟

یکی دیگر از معماهای عظیم کیهان، وجود ماده تاریک و انرژی تاریک است. جهان مرئی شامل ستارگان، سیارات و گازها فقط ۴.۹ درصد از کیهان را تشکیل می‌دهد. ۲۶.۸ درصد ماده تاریک و ۶۸.۳ درصد باقی‌مانده نیز انرژی تاریک است که با جاذبه مقابله می‌کند. ماهیت این دو پدیده هنوز برای دانشمندان ناشناخته است.

۵. چرا جاذبه تنها نیروی بدون واکنش متقابل است؟

جاذبه در مقایسه با دیگر نیروهای بنیادی مانند الکترومغناطیس و نیروی هسته‌ای، بسیار ضعیف است. اما قدرت اصلی آن در گستردگی عملکردش در کیهان نهفته است. نکته عجیب‌تر این‌که جاذبه تنها نیرویی است که هیچ واکنش متقابلی ندارد و فقط جذب می‌کند.

هرچه علم پیشرفت می‌کند، مرزهای جدیدی از ناشناخته‌ها پدیدار می‌شوند و به ما یادآوری می‌کنند که همچنان در آغاز مسیر درک جهان قرار داریم.

بیشتر بخوانید
1 دیدگاه
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

سؤال ٥ غلط است چون جاذبه (کشش) هم تابع قانون عمل و عکس‌العمل (کنش و واکنش) بوده نیروی مقابلش رهش (گریز از مرکز) است. وگرنه ماه/ ماهواره‌ای نمی‌بود.
سؤال ١ هم بیجاست: اگر فرضیه انفجار عظیم (مهبانگ) درست باشد، سرعت فزایندۀ گسترش هم از توابع آنست. مثل جنین که سرعت رشدش در ماههای آخر حاملگی بیشتر به نظر می‌آید در حالیکه روند منطقی رشد چنین است. سرعت رشد، تابع کمیّت آنست وگرنه محکوم به دیررسی است. آغاز رشد اگر نقطۀ پرگار باشد، سرعت رشد بایستی متناسب با دوری از مرکز، افزایش یابد تا پویایی ثابت (یکنواخت) باشد. در غیر اینصورت، یعنی اگر سرعت ثابت بماند جوابگوی افزایش محیط نبوده لذا رشد رو به کندی نهاده و نهایتاً به توقف (ایستایی) می‌انجامد. برای همین است که هواپیما را در آسمان، هرچه دورتر باشد، کندتر می‌بینیم. چون سرعتش ثابت است ولیک پهنۀ افق دیدمان گسترش یافته. یعنی سرعت اگر ثابت باشد در قیاس با گسترش محیط از پویایی می‌افتد چون رابطۀ سرعت با فاصله، معکوس است. لذا برای ثبات پویایی، بایستی بر سرعت افزود. مثلًا فاصلۀ مشهد به ری اگر با هواپیما ١ ساعت باشد اگر بخواهیم در طی همین ١ ساعت از مشهد به شوش برسیم چاره‌ای نیست جز اینکه سرعت هواپیمای ما ٢ برابر شود چون میخواهیم فاصلۀ مضاعف را در زمان ثابت بپیمائیم. این از وجوه تقابل زمان با مکان است.
امّا اینکه «این روند گسترش کیهانی [فزاینده] شاید به انفجار دیگری انجامد»!!! گمانی غلط بوده با اصل فرضیّه در تناقض است. چون اساساً انفجار حاصل تراکم بوده، نه گسترش که نفطۀ مقابل آنست. و السلام

1
0
در بحث شرکت کنیدx