هزینههای سرسامآور تولید در دنیای مارول، همیشه با سودهای کلان همراه نیست و برخی از گرانترین فیلمهای این استودیو در گیشه کمتر از انتظار ظاهر شدند.
دنیای مارول بیتردید یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین فرانچایزهای تاریخ سینماست که توانسته در دو دهه اخیر همزمان با تحولات عظیم در صنعت فیلم، الگوی تازهای از ترکیب سرگرمی عامهپسند و تولیدات پرهزینه ارائه دهد. با توجه به محبوبیت جهانی شخصیتهای ابرقهرمانی و موفقیت خیرهکننده اکثر فیلمهای این استودیو در گیشه، طبیعی است که بودجه ساخت هر قسمت از آثار مارول به شکل تصاعدی افزایش یابد.
فهرستی که در این مطلب از رسانه گجت نیوز بررسی میشود، شامل گرانترین فیلمهای مارول تا امروز است که برخی از آنها در میان برترین فیلمهای ابرقهرمانی نیم قرن اخیر سینما نیز قرار میگیرند و نهتنها از حیث هزینههای تولید بلکه از نظر تأثیر فرهنگی و بازتاب در میان هواداران نقش مهمی در مسیر تکامل این دنیای گسترده داشتهاند. در ادامه همراه ما باشید.
گرانترین فیلمهای سینمایی مارول در تمام دوران
کمپانی مارول در طول سالها با افزایش گستره داستانی خود و معرفی دنیاها و شخصیتهای متعدد، به مرحلهای رسیده که تولید هر فیلم آن دیگر یک پروژه معمولی سینمایی نیست، بلکه یک رویداد بزرگ فرهنگی و اقتصادی محسوب میشود. در برخی موارد، این سرمایهگذاری عظیم نتیجهای خارقالعاده داشته و رکوردهای فروش جهانی را جابهجا کرده است، مانند آنچه در فیلم Avengers: Endgame رخ داد و لقب یکی از پرفروشترین فیلمهای تاریخ را از آن خود کرد.
اما همیشه این فرمول موفقیت تکرار نشده است. در بعضی پروژهها، میزان بودجه اختصاصیافته چنان بالا بوده که در صورت عدم استقبال قابلتوجه مخاطبان، حتی فروش صدها میلیون دلاری نیز نتوانسته تراز مالی استودیو را مثبت کند. در واقع، برخی فیلمها با وجود جلوههای ویژه چشمگیر و تیم بازیگری ستارهدار، نتوانستند بازدهی مالی مورد انتظار را به دست آورند و به نمونههایی از هزینههای سنگین با سود اندک در تاریخ مارول تبدیل شدند.
با این حال، حتی منتقدان سرسخت این استودیو نیز اذعان دارند که MCU از معدود مجموعههایی است که هنوز هم حاضر است برای جاهطلبیهای روایی و بصری خود، بودجههایی در حد پروژههای ملی هزینه کند. در ذیل 10 مورد از گرانترین فیلمهای دنیای سینمایی مارول را مورد بررسی قرار میدهیم.
10. Thor: Love and Thunder (محصول 2022) – 250 میلیون دلار
شاید برای مخاطبان دنیای سینمایی Marvel عجیب باشد که یکی از ضعیفترین آثار این مجموعه، در عین حال جزو گرانترین فیلمهای مارول نیز محسوب میشود. “Thor: Love and Thunder” با بودجهای حدود ۲۵۰ میلیون دلار ساخته شد که در مقایسه با دیگر قسمتهای مجموعه ثور یا حتی بعضی فیلمهای بزرگتر مارول، رقم حیرتآوری به شمار میرود. با این حال، برخلاف انتظار این بودجه عظیم چندان در کیفیت نهایی اثر نمایان نیست و تماشاگر چندان احساس نمیکند با یک فیلم پرخرج مواجه است.
این اثر به کارگردانی تایکا وایتیتی، بهجای تکرار موفقیت خلاقانه و جسورانه قسمت قبلی یعنی Thor: Ragnarok به سمت استفاده افراطی از شوخیهای کودکانه، فیلمنامهای سطحی و جلوههای ویژهای رفت که بسیاری از منتقدان آنها را «ناقص» و «عجولانه پرداختهشده» توصیف کردند. کیفیت ضعیف جلوههای بصری تا حدی بود که در بخشهایی از فیلم، عناصر تصویری غیرواقعی و ناهماهنگ باعث میشد برخی صحنهها ناخواسته حالتی خندهدار پیدا کنند.
در عین حال، فیلم از نظر تجاری تا حدودی موفق عمل کرد و توانست بیش از ۷۶۰٫۹ میلیون دلار در گیشه جهانی فروش داشته باشد. اما این رقم با توجه به بودجه و هزینههای سنگین تبلیغات، بازگشت مالی قابل توجهی محسوب نمیشود و در نهایت نتوانست اثر را از سیل انتقادات منفی نجات دهد. بسیاری از کارشناسان و هواداران، فیلم را یکی از بزرگترین اشتباهات روایی و هنری مارول در مرحله چهارم MCU میدانند.
آخرین قیمت ثور بیش از هر چیز قربانی تصمیمهای عجولانه در روند تولید و ضعف در کنترل لحن شد؛ ترکیبی آشفته از طنزهای دمدستی، لحظات احساسی بیاثر و جلوههای دیجیتالی ناهماهنگ. گزارشها حاکی از آن است که بخشی از پشتصحنه فیلم نیز با تغییرات پیدرپی در فیلمنامه و کمبود زمان برای تکمیل جلوههای ویژه همراه بوده است که خود تایکا وایتیتی بعدها بهطور ضمنی به آن اشاره کرد. در نتیجه، گرچه اثر از نظر درآمد گیشه جزو گرانترین فیلمهای مارول بود، اما از دیدگاه سینمایی و منتقدان، شکستی پرهزینه در کارنامه مارول تلقی میشود.
- 10 تا از بهترین فیلمهای ترسناک تمام دوران
- 10 تا از بدترین فیلمهایی که بیش از 1 میلیارد دلار فروش داشتند
- معرفی ۸ فیلم وسترن ۲۰۲۵ که بیسروصدا اکران شدند و نباید از دست بدهید
9. Black Panther: Wakanda Forever (محصول 2022) – 250 میلیون دلار
در نقطه مقابل شکست پرهزینهی Thor: Love and Thunder، فیلم دیگری با همان بودجه ۲۵۰ میلیون دلار قرار دارد که نشان میدهد چطور میتوان سرمایهگذاری سنگین را به محصولی موفق و ماندگار تبدیل کرد. فیلم Black Panther: Wakanda Forever نهتنها از نظر فروش گیشه، بلکه نزد منتقدان و مخاطبان نیز بسیار موفقتر ظاهر شد و توانست جایگاه خود را بهعنوان یکی از گرانترین فیلمهای مارول و آثار قدرتمند و عاطفی تثبیت کند.
پس از درگذشت تلخ و نابهنگام چادویک بوزمن، پرسشهای فراوانی درباره آینده این مجموعه مطرح شد؛ از جمله اینکه آیا داستان بدون او ادامه خواهد یافت یا استودیو نقشی بهایناهمیت را با بازیگر تازهای بازآفرینی خواهد کرد. تصمیم استودیو مبنی بر عدمجایگزینی بوزمن و تمرکز بر میراث و شخصیت تیچالا، یکی از محترمانهترین و هنرمندانهترین تصمیمهایی بود که مارول تا امروز گرفته است. این انتخاب سبب شد فیلم حالوهوایی احساسی و سوگوارانه پیدا کند.
کارگردان فیلم، رایان کوگلر با مهارتی چشمگیر توانست میان سوگواری واقعی تیم سازنده و پیام امید و اتحاد در داستان تعادل برقرار کند. Wakanda Forever ادای دینی صادقانه و تأثیرگذار به چادویک بوزمن است؛ نه فقط بهعنوان ستاره فیلم، بلکه بهعنوان الهامبخش فرهنگی که حضورش در قسمت نخست، مفهوم قهرمانبودن را برای میلیونها نفر در سراسر جهان بازتعریف کرد. در بخش فنی نیز فیلم تقریباً در تمام زمینهها یک پله بالاتر از میانگین آثار اخیر مارول قرار دارد. طراحی صحنهها و لباسها، دنیایی باشکوه و غنی را به تصویر میکشد و جلوههای ویژه با دقت و کیفیتی خیرهکننده اجرا شدهاند.
منتقدان همچنین از موسیقی متن استثنایی اثر، ساخته لودویگ گورانسون تمجید کردند که بار دیگر به پروژه بازگشت و با ترکیب موسیقی آفریقایی مدرن و ارکسترال، فضای احساسی و قهرمانانه فیلم را دوچندان ساخت. در حالیکه بخش میانی فیلم از لحاظ ریتم اندکی افت دارد، انسجام کلی روایت، بازیهای قوی بهویژه از لتیشیا رایت و آنجلا باست، و ساختار احساسی مستحکم آن باعث شده این فیلم نهتنها دنبالهای موفق، بلکه یکی از درخشانترین فیلمهای مارول پس از انتقامجویان: پایان بازی تلقی شود.
8. Eternals (محصول 2021) – 272 میلیون دلار
در میان گرانترین فیلمهای مارول، Eternals شاید یکی از بحثبرانگیزترین تجربههای این استودیو باشد. این فیلم که با بودجهای عظیم و انتظارات بسیار بالا ساخته شد، نهتنها با استقبال سرد منتقدان و طرفداران روبهرو شد، بلکه حتی به اذعان برخی منابع داخلی مارول نتوانست انتظارات خود استودیو را نیز برآورده کند. مجله فوربس از آن بهعنوان یکی از بزرگترین شکستهای تجاری در میان بیش از ۳۰ فیلم دنیای سینمایی مارول یاد کرده است.
در حالی که هزینه ساخت فیلم بسیار بالا بود، فروش جهانی تنها به حدود ۴۰۲ میلیون دلار رسید که برای پروژهای با چنین ابعاد عظیمی یک شکست مالی آشکار محسوب میشود. آنچه باعث میشود شکست Eternals غمانگیز به نظر برسد، حضور کلویی ژائو در مقام کارگردان است؛ فیلمسازی صاحبسبک که پیشتر با اثری تحسینشده چون Nomadland جایزه اسکار را بهدست آورده بود. بهنظر میرسد که دیدگاه شاعرانه و طبیعتگرای ژائو بهدرستی با جهان پرزرقوبرق و قواعد فرمولی مارول همراستا نشد. نتیجه، فیلمی بود که از لحاظ بصری چشمنواز اما از نظر ریتم، شخصیتپردازی و انسجام داستانی آشفته و بیروح جلوه میکرد.
با اینحال، از منظر فنی نمیتوان منکر کیفیت بالای تولید شد. طراحی صحنهها، فیلمبرداری طبیعی و منظرههای باشکوه آن از زیباترین تصاویری است که تا به حال در آثار مارول دیده شدهاند. همچنین برخی نوآوریهای بصری فیلم، از جمله نحوه نمایش قدرتهای شخصیت ماکاری با بازی لورن ریدلاف، مورد تحسین بسیاری از منتقدان قرار گرفت. عملکرد بازیگران نیز در حد قابل توجهی قابل دفاع است؛ از جما چان در نقش سرسی گرفته تا ریچارد مدن، آنجلینا جولی و بری کیوگان، هرکدام تلاش کردهاند در چهارچوبی محدود جان تازهای به شخصیتهای پیچیده و تازهوارد مارول ببخشند.
با این وجود، ضعف در فیلمنامه و تعدد کاراکترها مانع از آن شد که تماشاگر بتواند ارتباط عاطفی عمیقی با داستان برقرار کند. در مجموع Eternals تلاشی صادقانه برای نوسازی هویت مارول بود، اما تلاشی که در مسیر تبدیلشدن به تجربهای معناگرا، میان جاهطلبی هنری و الزامات تجاری گیر افتاد. فیلم از لحاظ زیباییشناختی ستایشبرانگیز، ولی از نظر روایی و درگیری احساسی ناکام است.
- 10 فیلم اکشن مورد انتظار در سال 2026
- 10 شخصیت جدید مارول که در سال 2025 معرفی شدند
- رتبهبندی تمام سریال ها و فیلم های مارول از بدترین تا بهترین
7. The Marvels (محصول 2023) – 374 میلیون دلار
اگر چیزی در مسیر سینمای مارول پس از Avengers: Endgame قطعی به نظر برسد، آن کاهش محسوس درخشش این استودیو هم از نظر واکنش منتقدان و هم عملکرد مالی است. نقطه اوج این افت در سال ۲۰۲۳ رقم خورد؛ جایی که دنباله کاپیتان مارول با عنوان The Marvels به یکی از بزرگترین شکستهای اقتصادی تاریخ در میان گرانترین فیلمهای مارول بدل شد. این فیلم با بودجه سنگین حدود ۳۷۴ میلیون دلار که شامل هزینه تولید و تبلیغات میشد، در نهایت تنها ۲۰۶ میلیون دلار در گیشه جهانی فروش داشت.
چنین فاصله فاحشی بین بودجه و فروش، در دنیای پرهزینه مارول دردناک است، چون هزینههای تبلیغاتی و بازاریابی عموماً فراتر از رقم تولید هستند و زیان نهایی را بیشتر میکنند. با وجود این، بسیاری از منتقدان و مخاطبان معتقدند که The Marvels برخلاف ظاهر، سزاوار چنین شکست شدیدی نبود. فیلم بههیچوجه بینقص نیست و از مشکلات ساختاری همچون فیلمنامهای ساده و تدوینی نامنظم رنج میبرد، اما از منظر سرگرمی و ایدههای اجرایی، ارزشهای قابلتوجهی دارد.
مهمترین نوآوری فیلم در مفهوم تبادل قدرت میان سه شخصیت اصلی است؛ ایدهای خلاقانه که پویایی صحنههای مبارزه را افزایش داده و در برخی لحظات یادآور ذات تیمی آثار موفق گذشتهی مارول است. این تکنیک باعث میشود صحنههای اکشن ریتمدار، دیدنی و از نظر بصری جذاب باشند تا جایی که بسیاری از منتقدان آن را یکی از سرگرمکنندهترین بخشهای دوران پس از Endgame توصیف کردهاند. یکی از دلایل اصلی بازخورد منفی گسترده نسبت به فیلم، نهفقط ضعفهای روایی یا فنی، بلکه فضای متشنج پیرامون شخصیت «کارول دنورز» و بازیگر آن، بری لارسون است.
از زمان انتشار فیلم نخست Captain Marvel برخی گروهها در فضای مجازی نگاه جنسیتزده و ناعادلانهای نسبت به این شخصیت داشتهاند. در عین حال، شاخصهای آماری نشان میدهند که واقعیت تا حدی متفاوت است و The Marvels در وبسایت راتن تومیتوز از سوی منتقدان امتیاز ۶۳٪ و از تماشاگران ۷۹٪ دریافت کرد. این اعداد بهوضوح نشان میدهد که فیلم هرچند شاهکار نیست، اما از منظر مخاطبان اثری سرگرمکننده، قابلقبول و شایسته فرصتی منصفانهتر است.
6. Avengers: Infinity War (محصول 2018) – 400 میلیون دلار
پس از تجربه چند شکست سنگین اگر مسیر مارول را از زاویه مثبت نگاه کنیم، نقطه مقابل آن یعنی موفقیت عظیم فیلم انتقامجویان: جنگ ابدیت جلوهگر میشود که نهتنها یکی از گرانترین فیلمهای مارول در تاریخ این استودیو بود، بلکه از دید بسیاری از منتقدان بهترین قسمت مجموعه انتقامجویان و نقطهی اوج روایی Infinity Saga محسوب میشود. این فیلم ساختهی برادران روسو، بخش نخست از دوگانه پایانی مجموعه بود و سطحی از هماهنگی میان دهها شخصیت اصلی و فرعی را به نمایش گذاشت که تا پیش از آن، در سینمای تجاری تقریباً بیسابقه بود.
روی کاغذ با دهها خط داستانی، دهها بازیگر و جهشهای میان فضاهای داستانی کاملاً متفاوت، چنین پروژهای باید شکست میخورد. اما نتیجه نهایی، بر خلاف انتظار تبدیل به نمونهای درخشان از مدیریت هوشمندانه بودجه عظیم ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون دلاری فیلم شد. Infinity War در واقع نشان داد چگونه میتوان از سرمایه هنگفت، نه صرفاً برای جلوههای بصری، بلکه برای چیدمان روایی و هماهنگی عاطفی میان کاراکترها بهره گرفت.
در مرکز این روایت عظیم، شخصیت تانوس با بازی درخشان جاش برویلین قرار دارد که بهصورت کامل با CGI خلق شده ولی چیزی از واقعیت انسانی کم ندارد. ترکیب بازی فیزیکی برویلین و فناوری جلوههای ویژهی دیجیتال، تانوس را به یکی از قانعکنندهترین ضدقهرمانهای تاریخ سینمای ابرقهرمانی بدل کرد. او نه صرفاً شرور، بلکه شخصیتی فلسفی با انگیزهای قابلدرک بود و همین عمق، فیلم را از سطح اکشنِ صرف فراتر برد.
نتیجهی همه این موارد، فروشی حدود ۲ میلیارد دلار در سراسر جهان را رقم زد که Infinity War را در رده پرفروشترین فیلمهای تاریخ سینما قرار داد و ثابت کرد وقتی سرمایه کلان با برنامهریزی و درک هنری همراه شود، میتواند شاهکار خلق کند. در مقایسه با آثاری چون The Marvels یا Eternals که قربانی ضعف فیلمنامه و فشار بیرونی شدند، Infinity War نمود کامل استفاده موفق از بودجهی بالا است؛ فیلمی که درک میکند هر دلار باید در خدمت داستان و شخصیتپردازی باشد.
- 10 تا از بهترین فیلمهای ترسناک HBO Max
- رتبهبندی بازیگران فیلمهای جیمزباند از بدترین تا بهترین
- معرفی ۱۰ فیلم شاهکار ژانر وحشت دهه 2020 که مرزهای ترس را جابهجا کردند
5. Doctor Strange in the Multiverse of Madness (محصول 2022) – 415 میلیون دلار
پس از پایان Infinity Saga و موفقیت خیرهکنندهای که Avengers: Endgame و Infinity War رقم زدند، سینمای مارول وارد مرحلهای تازه شد که در ظاهر با بودجههای عظیمتر همراه بود، اما در عمل بازده هنری و مالی کمتر به بار آورد. این سؤال کلیدی که چرا استودیو پس از پایان حماسه بینظیر انتقامجویان، چنین هزینههای هنگفتی را صرف آثاری با کیفیت متوسط کرد، هنوز پاسخی قطعی ندارد. اما یکی از نمونههای گویا و قابلبررسی این مسئله، فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness است.
دنباله دکتر استرنج از همان ابتدا انتظارات بالایی را برانگیخت و ایده چندجهانی موازی، حضور یکی از محبوبترین شخصیتهای فاز سوم، و کارگردانی سم ریمی به عنوان خالق سهگانه افسانهای مرد عنکبوتی نوید فیلمی جاهطلبانه را میداد. اما در عمل فیلم نتیجهای تفرقهانگیز داشت که گاهی بیش از حد بر پیچیدگیهای جهانهای موازی متکی است و از انسجام در روایت و شخصیتپردازی غافل میشود. با این حال نقطهای که نمیتوان انکارش کرد، درخشش بصری خیرهکننده فیلم است. ریمی، استاد طراحی صحنه و ترکیب جلوههای عملی بار دیگر نشان داد که میداند چطور بودجه کلان را در خدمت تجربهی سینمایی قرار دهد.
او همانطور که در مأموریت نخست Spider-Man در اوایل دهه ۲۰۰۰ توانست بین احساسات انسانی و جلوههای بصری توازن برقرار کند، در اینجا هم توانسته است تصویری پیچیده، پرجزئیات و گاه ترسناک از روایت دکتر استرنج و واندا ارائه دهد. در فیلم، استفاده از زبان بصری قابلتشخیصِ ریمی فضایی خلق کرده که آن را از فیلمهای صرفاً صنعتی مارول جدا میکند. هرچند فیلمنامه در بخشهایی از انسجام تهی است، اما تصمیمات کارگردانی باعث شده مخاطب عملاً وزن سنگین بودجه حدود ۴۰۰ میلیون دلاری را بر پرده احساس کند.
از طراحی موجودات چندجهانی گرفته تا صحنه نبرد موسیقایی میان نسخههای مختلف دکتر استرنج، همه نشان از کارگردانی دارد که همچنان میداند چگونه تخیل را به تصویر بدل کند. در مجموع یکی از گرانترین فیلمهای مارول را میتوان اثری دانست که بیش از فیلمنامهاش، در کارگردانی و فرم بصری میدرخشد و ثابت میکند اگرچه مارول پس از Endgame با ضعف روایی مواجه شد، اما هنوز میتواند در دستان فیلمسازان کاربلد به تولید تصاویری تماشایی و لحظاتی الهامبخش برسد.
4. Avengers: Endgame (محصول 2019) – 475 میلیون دلار
با وجود عظمت بیسابقه و فروش خیرهکنندهای که انتقامجویان: پایان بازی تجربه کرد، این فیلم در صدر جدول گرانترین فیلمهای مارول نیست. همین واقعیت خود نشاندهنده سطح بالایی از مدیریت هوشمندانه بودجه توسط برادران روسو است؛ کارگردانانی که بهخوبی میدانند چگونه ترکیب توازن میان هزینه و خلاقیت را به شکلی کارآمد به خدمت روایت درآورند.
Endgame با بودجهای در حدود ۳۵۶ تا ۴۷۵ میلیون دلار ساخته شد، رقمی که در مقیاس آثار بلاکباستری عظیم هرچند بالاست، اما در مقایسه با گستره تولید، تعداد شخصیتها، حجم جلوههای ویژه و ابعاد جهانی داستان، نتیجهای بسیار فراتر از انتظار به همراه داشت. حاصل این سرمایهگذاری حسابشده، فیلمی بود که به مدت قابلتوجهی بهعنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینما شناخته میشد و تنها پس از بازپخش Avatar از جایگاه نخست پایین آمد.
اما موفقیت Endgame را نمیتوان فقط به اعداد و ارقام محدود کرد. این فیلم در واقع نماد بلوغ سینمایی دنیای سینمایی مارول بود؛ جایی که همه خطوط داستانی بیش از ۲۰ فیلم در یک نقطه عاطفی و حماسی تلاقی کردند. آنچه این اثر را متمایز میکند، نه صرفاً جلوههای بصری خیرهکننده و نبرد نهایی باشکوه بلکه نحوهای است که روسوها توانستند این حجم از عناصر پرهزینه را با احساس، تمرکز روایی و توازن در بار عاطفی شخصیتها تلفیق کنند.
برخلاف برداشت بسیاری که تصور میکنند موفقیت مارول پس از Infinity War با خرج بیشتر تضمین شد، Endgame ثابت کرد که راز موفقیت نه در هزینههای فضایی، بلکه در انسجام فکری و هنری پروژه است. از تصمیمات کارگردانی گرفته تا جلوههای ویژهای که در خدمت داستان قرار گرفت و نه نمایش صرف، همه حاکی از پروژهای است که هر دلار خرجشده در آن، معنای مشخصی دارد. از منظر تولید نیز، Endgame الگوی کمنظیری برای پروژههای بلاکباستری مدرن است. فیلم بیش از ۳,۰۰۰ شات جلوه ویژه داشت، در چندین قاره و استودیو فیلمبرداری شد و با وجود پیچیدگیهای فنی، همچنان درونمایهای انسانی را در مرکز خود حفظ کرد.
- 12 فیلم وسترن که بر اساس داستان های واقعی ساخته شدهاند
- رتبهبندی تمام فیلمهای کریستوفر نولان از بدترین تا بهترین
- 20 تا از بهترین فیلمهای کمپانی برادران وارنر در تمام دوران
3. Ant-Man and the Wasp: Quantumania (محصول 2023) – 476 میلیون دلار
فیلم مرد مورچهای و زنبورک: کوانتومانیا را میتوان یکی از بارزترین نشانههای گمگشتگی سرمایهگذاری پس از دوران طلایی مارول دانست؛ دورهای که پس از Avengers: Endgame آشکارا با افت محتوایی و مالی روبهرو شد. این فیلم سومین قسمت از مجموعه مرد مورچهای، در ظاهر قرار بود نقش محوری در آغاز روایتهای فاز پنجم مارول ایفا کند. اما آنچه در عمل رقم خورد، فاصلهای شگرف با انتظار هواداران بود.
سرمایهگذاری عظیم و بحثبرانگیز ۴۷۶٫۱ میلیون دلاری برای فیلمی که از بسیاری جهات جنبه تجربی و کوچکتر مجموعه را در بر داشت، نهتنها نتیجه مطلوبی نداشت، بلکه بازتابی از بحران مدیریت مالی و فنی مارول در فاز جدید بود. با این رقم، Quantumania یکی از گرانترین فیلمهای مارول شد با بودجهای حتی بیشتر از جنگ ابدیت.
از منظر فنی، مهمترین ضعف فیلم در نوسان شدید کیفیت جلوههای ویژه نهفته است. برخی لحظات از جمله طراحی مفهومی قلمرو کوانتومی، جلوههایی چشمنواز و پرجزئیات دارند؛ اما در بسیاری از سکانسها، فیلم بهطرز غیرمنتظرهای شبیه سریال تلویزیونی ارزانقیمت روی پرده سبز به نظر میرسد. این ناهماهنگی علاوه بر ضعف فیلمنامه و ریتم کند روایت باعث شد Quantumania فاقد حس عظمت، عمق و وحدت بصری باشد.
این اثر نشان میدهد که مارول در فاز پس از Endgame بیش از آنکه روی محتوا تمرکز کند، به کمیت تولیدات و گسترش دنبالهها اهمیت داده است. این رویکرد منجر به ساخت آثاری شد که گرچه از نظر مفهومی پرهزینه و پرتکنولوژی هستند، اما فاقد انسجام دراماتیک، شخصیتپردازی عمیق، و چشمانداز هنری به پرده نمایش رسیدند.
2. Avengers: Age of Ultron (محصول 2015) – 495 میلیون دلار
با وجود اینکه انتقامجویان: عصر اولتران معمولاً بهعنوان کمطرفدارترین فیلم مجموعه Avengers شناخته میشود، این اثر همچنان جایگاه شایستهای در میان تولیدات عظیم دنیای سینمایی مارول دارد که با تمام نقدهایی که دربارهاش مطرح شده، از منظر صنعتی و اقتصادی همچنان جزو گرانترین فیلمهای مارول محسوب میشود. این دنباله با بودجهای سنگین در بازه ۴۴۴ تا ۴۹۵٫۲ میلیون دلار ساخته شد؛ رقمی که آن را در شمار پرهزینهترین فیلمهای تاریخ سینما قرار میدهد.
هرچند از نظر کیفی عموماً اثری متوسط تا خوب ارزیابی میشود، اما بازده مالی آن فوقالعاده بود وبه فروش جهانی حدود ۱٫۴ میلیارد دلار رسید. این رقم هرچند به رکورد افسانهای Endgame نزدیک نمیشود، ولی با توجه به بازخوردهای نهچندان درخشان منتقدان و طرفداران، دستاوردی قابلتوجه بهنظر میرسد. از نظر ساختاری، Age of Ultron در میانه مسیر رشد مارول قرار داشت، اما از حیث گستره جهانی روایت گامی بلند برداشت.
داستان فیلم که شخصیتها را از سرتاسر زمین به دنبال تهدیدی جهانی میفرستد، موجب شد فیلم در بازار بینالمللی جذابیتی ویژه بیابد. این حس ماجراجویی جهانی نقشی کلیدی در فروش بالای آن داشت و به مارول کمک کرد تا مخاطبان غیرآمریکایی را بهصورت بیسابقهای درگیر کند. از زاویه فنی، فیلم پر از تصاویر پرهزینه و صحنههای اکشن چندلایه است، اما برخی از ضعفهای آن مانع از آن شد که در میان بهترین آثار مجموعه جای گیرد. با این حال، جلوههای ویژه همچنان در سطحی بسیار پیشرفته اجرا شدهاند و در زمان خود نمونهای از مدیریت پروژهای با ابعاد خارقالعاده محسوب میشدند.
در مقیاس مالی، Age of Ultron نمونهای روشن از تعادل نسبی میان هزینه فزاینده و بازده مناسب است. مارول در این مرحله هنوز در دوران رشد خلاق و اقتصادی قرار داشت؛ سرمایهگذاری زیاد، در خدمت طبقاتی قوی از قصهپردازی و توسعه جهانی برند. در واقع، اگر فیلمهایی چون Infinity War و Endgame اوج بهرهوری هنری و مالی این الگو بودند، Age of Ultron را میتوان پله میانی شکلگیری آن موفقیت دانست که مسیر را برای نقطه اوج بعدی هموار کرد.
- 13 فیلم هیجانی مورد انتظار که در سال 2026 اکران میشوند
- بهترین فیلمهای نادیده گرفته شده در سال ۲۰۲۵ که ارزش دیدن دارند
- ۱۵ فیلم مورد انتظار در سال ۲۰۲۶: از اونجرز و اودیسه تا سوپرگرل و اسپایدرمن
1. Deadpool & Wolverine (محصول 2024) – 533 میلیون دلار
پیش از اکران Deadpool & Wolverine، فضای اینترنت و رسانههای سینمایی مملو از گمانهزنی بود؛ بسیاری میان دو فرضیه بزرگ در نوسان بودند: آیا این فیلم به یکی از شکستهای بزرگ تاریخ مارول تبدیل خواهد شد، یا نقطه بازگشت درخشان استودیویی است که ستاره بختش رو به افول است؟ تا پیش از تأیید رسمی ردهبندی سنی بزرگسال بخش بزرگی از جامعهی سینمایی و هواداران شک داشتند که استودیو واقعاً جرئت حفظ لحن بیپرده، خشونت عریان و شوخطبعی تندوتیز کلاسیک ددپول را در چارچوب رسمی مارول داشته باشد.
این تردیدها حتی پس از اعلام ردهبندی نیز ادامه یافت، چراکه مارول در سالهای اخیر بهندرت از محدوده آثار خانوادگی خود فراتر رفته بود. با این حال، Deadpool & Wolverine نهتنها توانست از پس این انتظارات سنگین برآید، بلکه به یکی از موفقترین آثار پس از دوران Endgame بدل شد که در زمینهی هنری، مالی و برندینگ برای مارول حیاتی بود. فیلم با ترکیبی بینظیر از همنشینی دو ضدقهرمان محبوب، طنز خودآگاه، خشونت فانتزی و پرداخت عاطفی غیرمنتظره میان شخصیتها، مخاطب را هم از نظر احساسی و هم از نظر دیداری کاملاً مجذوب کرد.
از نظر اقتصادی، این پروژه عملاً ریسک عظیمی برای مارول محسوب میشد. با بودجهای فراتر از نیم میلیارد دلار (حدود ۵۳۳ میلیون دلار)، این اثر تا ژانویه ۲۰۲۶ در شمار پنج فیلم پرهزینه تاریخ سینما جای گرفته است. رقم یادشده حتی از بسیاری بلاکباسترهای پرخرجتر از Infinity War فراتر رفت، اما برخلاف نمونههایی مانند Quantumania یا The Marvels که هزینه فراوانشان توجیه روایی نداشت، در اینجا بودجه بهدرستی صرف طراحی بصری ممتاز، صحنههای اکشن پرجزییات و بازسازی متقاعدکنندهی حضور وولورین در جهان جدید شد.
نتیجه آن، تحقق یکی از بازگشتهای پیروزمندانهی مدرن سینما بود. فیلم با فروشی حدود ۱٫۳ میلیارد دلار جهانی توانست نهفقط هزینه سنگین خود را جبران کند، بلکه دوباره نشان دهد که مارول هنوز قادر است در صورت تمرکز بر شخصیت و لحن خاص اثر، مخاطبان گستردهای را جذب کند. این رقم، ددپول و ولوورین را در کنار آثار موفق چند سال اخیر قرار میدهد و از منظر سود خالص، آن را یکی از سوددهترین پروژههای فاز پنجم مارول معرفی میکند.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 


























