جلوه‌های ویژه کامپیوتری

10 فیلم با بهترین جلوه‌های ویژه کامپیوتری در تاریخ سینما؛ وقتی CGI از واقعیت قابل تشخیص نیست

بهترین جلوه‌های ویژه کامپیوتری در تاریخ سینما مرزهای واقعیت را درنوردیده‌اند و ۱۰ فیلم برتر با CGI خیره‌کننده، تجربه‌ای بی‌نظیر از تخیل محض را به تماشاگران ارائه می‌دهند.

جلوه‌های ویژه کامپیوتری یا CGI، به بخش جدایی‌ناپذیری از سینمای پرفروش امروز تبدیل شده‌اند و آنچه در فیلم‌سازی ممکن است را دگرگون ساخته‌اند. از دایناسورهای غول‌پیکر گرفته تا نبردهای حماسی ابرقهرمانان، CGI به یکی از مهم‌ترین ابزارها در سینمای مدرن تبدیل شده است. اما با گسترش استفاده از این فناوری، همه جلوه‌ها بی‌نقص نیستند و بهترین CGIها معمولا زمان و دقت زیادی را برای خلق نیاز دارند. در این مقاله به ۱۰ فیلمی می‌پردازیم که با بهترین جلوه‌های ویژه کامپیوتری، تماشاگر را به دنیای خود می‌برند و مرز واقعیت و خیال را محو می‌کنند.

۱. شبکه اجتماعی (The Social Network)؛ ۲۰۰۸

فیلم شبکه اجتماعی داستان مارک زاکربرگ (جسی آیزنبرگ) را دنبال می‌کند که فیس‌بوک را با دوستانش از خوابگاه هاروارد می‌سازد. با این‌که این فیلم یک بلاک‌باستر هالیوودی نیست، گزارش شده است که بیش از هزار صحنه جلوه‌های ویژه کامپیوتری در آن به کار رفته، یعنی بیشتر از یک فیلم بلاک‌باستر معمولی. CGI در شبکه اجتماعی آنقدر بی‌نقص است که به‌سختی متوجه آن می‌شوید. چشمگیرترین مورد دوقلوهای وینکلووس هستند که آرمی همر نقش هر دو را بازی می‌کند و صورت او به‌طور دیجیتالی روی بازی جاش پنس منتقل شده است. علاوه بر این، افکت‌های CGI دیگری مانند تقویت صحنه‌ها یا حتی افزودن نفس‌های سرد نیز وجود دارد. دیوید فینچر به استفاده از این جلوه‌های CGI نامرئی برای تحقق دیدگاه کمال‌گرای خود مشهور است.

۲. تلقین (Inception)؛ ۲۰۱۰

فیلم تلقین داستان دام کاب (لئوناردو دی‌کاپریو)، یک استخراج‌گر را روایت می‌کند که وارد رویاهای افراد می‌شود و اطلاعات را از ناخودآگاه آنها می‌دزدد. کاب با پیشنهاد پاک شدن سوابق جنایی‌اش، یک ماموریت تقریبا غیرممکن را برای انجام «تلقین» می‌پذیرد: کاشتن یک ایده به‌جای دزدیدن آن. تلقین بر خلاف شبکه اجتماعی، از بسیاری جلوه‌های بصری عملی استفاده کرده و سپس آنها را با CGI کامل می‌کند تا یک انتقال روان ایجاد شود. برای مثال، در سکانس پل پاریس که کاب مکانیک رویاها را به آریادنه توضیح می‌دهد، آینه‌های واقعی برای نشان دادن راهروی بی‌پایان استفاده شده‌اند و سپس با جلوه‌های کامپیوتری به‌طور یکپارچه تبدیل به یک صحنه کاملا دیجیتال می‌شوند. سکانس بدون جاذبه نیز ترکیبی از وسایل مکانیکی و دستکاری دیجیتالی دقیق است.

۳. تایتانیک (Titanic)؛ ۱۹۹۷

فیلم تایتانیک داستان عاشقانه محکوم به فنای رز دویت بوکیتر (کیت وینسلت) و جک داوسون (لئوناردو دی‌کاپریو) را روایت می‌کند. جلوه‌های این فیلم انقلابی بودند، زیرا جیمز کامرون به‌جای تکیه بر یک تکنیک، ترکیبی از ماکت‌های مینیاتوری عملی، صحنه‌های کامل، عکاسی با کنترل حرکت، محیط‌های دیجیتالی، مسافران CG، آب دیجیتال و ترکیب‌بندی گسترده را به کار برد. در طول غرق شدن کشتی، بازیگران واقعی و بدلکاران با صحنه‌های عملی تعامل دارند که سپس با CGI ترکیب می‌شوند تا یک منظره فراموش‌نشدنی را خلق کنند. Digital Domain، خانه اصلی جلوه‌های ویژه، افزونه‌های CG برای کشتی، جلوه‌های آب و دود و همچنین افراد دیجیتالی متعدد را به‌عنوان سیاهی لشکر ایجاد کرد.

۴. گودزیلا منهای یک (Godzilla Minus One)؛ ۲۰۲۳

گودزیلا منهای یک که در ژاپن پس از جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد، بر شیکیشیما (ریونوسوکه کامیکی) متمرکز است. این فیلم که برنده جایزه اسکار شده، به‌دلیل به کارگیری تنها حدود ۳۵ هنرمند برای جلوه‌های بصری، از جمله خود کارگردان تاکاشی یامازاکی، قابل توجه است. هنرمندان یک مدل بسیار دقیق ساختند که دارایی نهایی شامل میلیاردها چندضلعی بود. مهم‌تر از آن، گودزیلا با حس وزن و آناتومی متحرک شده است که هر حرکت آن را عظیم جلوه می‌دهد. ترکیب جلوه‌های عملی و CGI حس واقعی‌گرایی را ایجاد می‌کند که فیلم را محبوب کرده است. این تیم قرار است با دنباله قریب‌الوقوع گودزیلا منهای صفر (Godzilla Minus Zero) دوباره شگفتی بیافریند.

۵. داستان اسباب‌بازی ۴ (Toy Story 4)؛ ۲۰۱۹

داستان اسباب‌بازی ۴ اسباب‌بازی‌ها را در یک سفر جاده‌ای با صاحب جدیدشان، بانی، دنبال می‌کند. ممکن است بسیاری استدلال کنند که داستان اسباب‌بازی ۴ کاملا غیرضروری است، و شاید حق با آنها باشد. با این حال، این مانع پیکسار برای ساخت زیباترین فیلم انیمیشن CGI نشد. خود پیکسار اشاره می‌کند که پیشرفت‌های فناوری باعث شده بود برخی از صحنه‌ها آنقدر واقع‌گرایانه شوند که هنرمندان مجبور شدند عمدا واقع‌گرایی را کاهش دهند. داستان اسباب‌بازی ۴ اولین فیلم انیمیشنی است که با نسبت تصویر گسترده ۲.۳۹:۱ ارائه می‌شود که برای فیلم‌های لایو اکشن رایج‌تر است.

۶. کتاب جنگل (The Jungle Book)؛ ۲۰۱۶

فیلم کتاب جنگل داستان موگلی (نیل سثی)، یک پسر انسان را روایت می‌کند که توسط گرگ‌ها در جنگل‌های هند بزرگ شده است. این فیلم جان فاورو از بهترین بازسازی‌های لایو اکشن دیزنی محسوب می‌شود. این فیلم با نمایش حیوانات واقع‌گرایانه که صفحه را با موگلی نیل سثی به اشتراک می‌گذارند، زاویه لایو اکشن را توجیه می‌کند. سثی تقریبا تنها عنصری است که در دنیای واقعی فیلم‌برداری شده است. بقیه خلاقیت‌های دیجیتالی هستند که توسط MPC و Weta انجام شده‌اند. برخی از جلوه‌ها به‌ویژه چشمگیرند. برای مثال، ویژگی‌های صورت متمایز کریستوفر واکن در کینگ لویی (King Louie) وجود دارد که شخصیت را متحرک‌تر می‌کند اما واقع‌گرایی خود را نیز حفظ می‌کند.

۷. تبدیل‌شوندگان: انتقام فالن (Transformers: Revenge of the Fallen)؛ ۲۰۰۹

تبدیل‌شوندگان: انتقام فالن با سام ویتویکی (شایا لباف) شروع می‌شود که پس از کمک به آتوبات‌ها برای نجات جهان از مگاترون، سعی می‌کند به زندگی عادی بازگردد. CGI در انتقام فالن حتی چشمگیرتر است وقتی به یاد می‌آورید که این فیلم در سال ۲۰۰۹ منتشر شد و مایکل بِی بیشتر فیلم را در لوکیشن واقعی به‌جای استودیوی پرده سبز فیلم‌برداری کرده است. این دنباله سه برابر بیشتر از فیلم قبلی ربات معرفی کرد، با این حال هیچ‌کدام نامناسب به‌نظر نمی‌رسند. سکانس دِواستِیتور به‌دلیل پیچیدگی‌اش مشهور است، زیرا قطعات متحرک بی‌شماری در داخل ربات دارد. همچنین سکانس برجسته‌ای وجود دارد که اپتیموس پرایم در میانه جنگل با گروهی از دِسپتیکان‌ها مبارزه می‌کند.

۸. پادشاهی سیاره میمون‌ها (Kingdom of the Planet of the Apes)؛ ۲۰۲۴

پادشاهی سیاره میمون‌ها نسل‌ها پس از مرگ سزار اتفاق می‌افتد و نوآ (اوون تیگ)، یک شامپانزه جوان را دنبال می‌کند. سری فیلم‌های بازسازی سیاره میمون‌ها هر بار با اکران یک فیلم، CGI را متحول کرده‌اند، و پادشاهی استاندارد را حتی بالاتر می‌برد. کار Weta در اینجا فوق‌العاده است زیرا میمون‌ها در هر موقعیتی متقاعدکننده و واقعی باقی می‌مانند. یک سکانس وجود دارد که میمون‌ها در یک رودخانه هستند، و نحوه تعامل خز آنها با آب آنقدر خوب است که نمی‌توان آن را تنها یک خلق دیجیتالی دانست. تولید این فیلم از بیش از ۱۵۰۰ صحنه جلوه‌های بصری استفاده کرده است که بیش از ۳۰ دقیقه از فیلم کاملا دیجیتالی است.

بیشتر بخوانید

۹. آواتار: آتش و خاکستر (Avatar: Fire and Ash)؛ ۲۰۲۵

آواتار: آتش و خاکستر داستان جیک سالی (سم ورثینگتون) و نِیتیری (زویی سالدانا) را پس از درگیری با کوآریچ (استفان لنگ) ادامه می‌دهد. اگر آواتار ما را با جلوه‌های بی‌سابقه و راه آب ما را با سکانس‌های واقع‌گرایانه آب شگفت‌زده کرد، آواتار: آتش و خاکستر آن را کاملا یکپارچه و روان ساخته است به‌طوری که به‌راحتی می‌توان باور کرد جیمز کامرون به سیاره دیگری رفته و این فیلم را با بیگانگان آبی واقعی فیلم‌برداری کرده است. Weta FX ده‌ها سال را به‌طور موثر برای اصلاح فناوری مورد نیاز برای ایجاد پاندورا صرف کرده است. این فیلم شامل بیش از ۳۱۰۰ صحنه جلوه‌های بصری است و همچنان فناوری را به جلو می‌راند، به‌خصوص اکنون با جلوه‌های آتش که بسیار واقعی به‌نظر می‌رسند. همه سه فیلم آواتار برنده اسکار بهترین جلوه‌های بصری شده‌اند.

۱۰. دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده (Pirates of the Caribbean: Dead Man’s Chest)؛ ۲۰۰۶

دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده کاپیتان جک اسپارو (جانی دپ) را در بدهی خونی به دیوی جونز (بیل نای)، کاپیتان هلندی سرگردان، می‌یابد. معجزه واقعی این دنباله دیوی جونز است. در سال ۲۰۰۶، ILM یک شخصیت کاملا دیجیتالی خلق کرد که می‌توانست در کنار بازیگران لایو اکشن قرار گیرد و همچنان مانند یک بازیگر دیگر در صحنه احساس شود. حتی با این‌که بیل نای کاملا با‌صورت دیجیتالی و با شاخک‌ها پوشانده شده است، عملکرد او هنوز هم قابل تشخیص و بی‌نظیر است. انیماتورها بازی او را به دقت مطالعه کردند و کوچک‌ترین حرکات صورت او را به شخصیت CG منتقل کردند. همین توجه به هلندی سرگردان، خدمه و کراکن نیز اعمال می‌شود. ILM نزدیک به هزار صحنه VFX را در این فیلم رکوردشکن تکمیل کرد.

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین رای
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات