جهان هستی

آیا جهان هستی بی‌نهایت است یا پایانی دارد؟

آیا جهان هستی بی‌نهایت است یا مرزی دارد؟ این پرسش دیرینه، ذهن بسیاری از دانشمندان و علاقه‌مندان به کیهان‌شناسی را به خود مشغول کرده است.

جهان هستی، پهنه‌ای بی‌کران از زمان و مکان همواره موضوع کنجکاوی بشر بوده است. با وجود یک قرن رصد دقیق و ارائه نظریه‌های پیچیده کیهان‌شناسی، ابعاد واقعی و ماهیت آن همچنان سوال‌برانگیز است. درک دقیق اینکه آیا جهان دارای مرزهای مشخصی است یا به بی‌نهایت می‌رسد، فراتر از تصورات رایج ماست. کیهان در حال انبساط دائمی است و همین امر بر پیچیدگی این موضوع می‌افزاید.

بیشتر بخوانید

مهبانگ: انفجار فضا، نه در فضا

مهبانگ (بیگ بنگ) انفجار یک بمب در یک مکان خاص نبود، بلکه خود فضا بود که ناگهان شروع به بزرگ شدن و کش آمدن کرد. این اتفاق در یک نقطه نیفتاد، بلکه همه‌جا همزمان رخ داد. به همین دلیل جهان لبه یا مرزی ندارد که به سمت بیرون آن حرکت کند. در واقع جهان در حال گسترش به «هیچ‌کجا» است، چون بیرون از آن چیزی (حتی فضای خالی) وجود ندارد. کل هستی همین جهانی است که در حال بزرگ شدن است.

1 دیدگاه
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

“جهان در حال گسترش به هیچ‌کجاست”
ادعای غیرعلمی بلکه مضحک است برای دست به سر کردن کودک.
مفهوم «بی‌کرانی» با «گسترش» جور در نمی‌آید: اگر بیکران است پس گسترده‌تر نمیشود وگر گسترش می‌یابد یعنی بیکران نیست.
{+∞→٠←∞-} بی‌نهایت، نماد است؛ نه عدد [مثل صفر]. لذا اعمال ریاضی (جمع، ضرب، توان، فاکتوریل) نسبت به آن بی‌اثر است چون مفهومش را دگرگون نمی‌کند وگرنه دیگر نماد نیست بلکه عدد است.
س. پس مشاهدۀ دورشدن اجرام سماوی (کهکشانها) را از یکدگر چه کنیم؟ انکار واقعیت که درست نیست!
ج. اوّلًا کي گفته کیهان بی‌نهایت است؟ عجبا ١٤ [ملیارد سال نوری] که ∞ نیست! این پیشفرض را از کجا آورده بر ذهنت تحمیل نمودی؟ فردا اگر تلسکوب هابل عدد بزرگتری داد، منکر خواهی شد مگر؟ این یعنی داستان مهبانگ بنا بر فرض صحّتِ رصد بوده؛ تقریر واقعیت هم محدود به دیدرس ماست؛ نه بیشتر.
س. ما هم بهمین دلیل گفتیم کیهان بی‌نهایت است زیرا فردا و پستر فرداهای دیگر فقط عددمان بزرگتر میشود کیهان که همان خودش است. و چون این روند میتواند تا بی‌نهایت ادامه یابد، حکم کردیم: کیهان بیکران است.
ج. بازهم غلط استنتاج کردی! اگر کیهانِ فردا همانست که دیروز بود، پس «گسترش» نادرست است. وگر گسترش می‌یابد، پس بی‌نهایت نیست. چون «بی‌نهایت» بیشی نمی‌پذیرد: یعنی n بزرگتر از ∞ بی‌معناست. از قضا همین علّت گسترش کیهانی، منافی فرض بیکرانی آنست.
ثانیاً زمان و مکان، نسبی است. دور یا نزدیک شدن دو یا چند جزء را اصلًا چرا بر کلّ تعمیم دادی؟ آنهم کلّ کیهانی که بقول خودت همۀ بود و نبود است!
از کجا معلوم اصل ماجرا (دورتر شدن اجرام از یکدگر) را درست فهمیدی؟ شاید کهکشانها همچو قارّه‌های زمین، از یکطرف دور گشته وز دگرسو نزدیک میشوند! همۀ کیهان را که تا به حال پیمایش (کران‌یابی) نکردی. وگر چنان کنی تناقض جاهلانه (بی‌کرانی V گسترش کیهانی) از بین می‌رود.
پیشفرض بیکرانی کیهان، ادعایی نابجا و ناشی از زیاده‌گویی ماتریالیزم غالب بر محفل کاوشگری است. همو که گفته: ماده و انرژی پدید نیامده وز بین نمی‌روند بلکه همواره دگرگون میشوند [به یکدگر یا به اشکال دیگر]. تا بوده، همین بوده و تا هست، همین است! غافل از اینکه انکار مبدأ (خلقت) انکار فرجام (معاد) است [وگر بی‌سر و ته بود نوبت به من و تو نمی‌رسید]. درحالیکه هر دگرگونی آغاز و انجامی دارد و ان‌لّا تغییر بی‌معناست. حرکت و تغییری که اجزاء [عالم] دچارند چطور دامنگیر مجموعه (کیهان) نیست؟ وانگهی، مهبانگ فی‌نفسه پیدایش است (حالتی که قبلش نبوده لا اقل). چه دلیلی هست که تا ابد پایدار بماند؟
«يَوْمَ نَطْوِي ٱلسَّماءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنا إنّا كُنّا فاعِلينَ» ﴿الأنبياء ١٠٤﴾: روزى كه در هم می‌پیچیم آسمان را همچو درهم پيچيدن طومار نامه‌‏ها؛ همچنانكه آفرينش نخستين را آغاز كرديم، آن را باز مى‏گردانيم. وعده‏اى است بر ما كه البته انجامش می‌دهيم.
«وَ ٱلسَّلامُ عَلىٰ مَنِ ٱتَّبَعَ ٱلْهُدىٰ» ﴿طٰهٰ ٤٧﴾: و سلام بر آنكه از هدايت پيروى كند

1
0
در بحث شرکت کنیدx