گاوداری ایران خودرو

گاوداری ایران خودرو به مزایده گذاشته شد

یکی از نمایندگان مجلس در توییتی از گاوداری ایران خودرو پرده برداری کرده است. این گاوداری در شهرک صنعتی جنت آباد قم واقع شده است.

چندی پیش، علیرضا سلیمی، نماینده مجلس در توییتی از گاوداری یکی از بزرگ‌ترین خودروسازان کشور پرده برداری کرده بود. وی توییت زده بود:

وقتی فلان خودروساز، به جای تحقیق و توسعه بخش پژوهش و تحقیقات، گاوداری دارد،‌ نتیجه آن روشن است.

تا قبل از این نیز در یکی از برنامه‌های تلویزیون به خاطره‌ای مرتبط با دو سال پیش اشاره شده بود که حتی مدیرعامل شرکت ایران خودرو نیز از حضور یک واحد دامداری در لیست اموال این شرکت بی‌خبر بوده است!

کارشناسان حوزه خودرو نیز در خصوص این موضوع عنوان کرده‌اند اصلی‌ترین مشکلی که هم‌اکنون گریبان صنعت خودرو کشور را گرفته است،‌ تبدیل بنگاه‌داری صنعتی به بنگاه‌‌داری غیر صنعتی است.

مهلت مزایده گاوداری ایران خودرو تا ۲۳ دی خواهد بود

برخی از مخاطبان نسبت به این موضوع واکنش‌هایی را از خود نشان داده‌اند. مثلا یکی از مخاطبان نوشته است:

خودروسازان علاوه بر گاوداری، مرغداری، انبوه‌سازی و دلار فروشی دارند و خودرو را عمدا گران می‌کنند و از سود میلیاردی این کارها را انجام می‌دهند؛ آن هم با ماشین بی‌کیفیت.

با این اوصاف به تازگی اخباری منتشر شده است که نشان می‌دهد شرکت ایران خودرو واحد دامداری خود را که در شهرک صنعتی قم واقع شده است با قیمت ۶.۷ میلیارد دلار به مزایده گذاشته و مهلت این مزایده تا ۲۳ دی سال جاری خواهد بود.  لازم به ذکر است که ظاهرا این گاوداری در شرایطی به دست ایران خودرو رسیده که مشتری پول نداشته و گاوداری‌اش مصادره شده است.

1 دیدگاه
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

دوش دیدم من به خوابِ نیمه شب، بسیار دزد * پشتِ دربِ خانه، دزد و بر سرِ دیوار، دزد
هر طرف کردم نگه، دیدم سبیل اندر سبیل * در اتاق و هال، دزد و گوشۀ تالار، دزد
دورِ حوضِ خانه، دزد و داخلِ گلخانه، دزد * توی مَطبخ، پر زِ دزد و داخلِ انبار، دزد
نصفِ شب، آسیمه سر، از خانه بیرون آمدم * توی کوچه، دزد دیدم تا سرِ بازار، دزد
جانبِ صحرا دویدم، هر کجا کردم نظر * پشتِ تپّه، دزد دیدم، بر سرِ کُهسار، دزد
گلّه‌ای از میش و بُز دیدم به صحرا می‌چرید * سبزه، دزد و گلّه، دزد و شیشک و پروار، دزد
موقع پِشکل فکندن، میش و خوردن، برّه، دزد * اُشترِ گردن شکسته، موقع نُشخوار، دزد
سر درونِ باغ کردم، جملگی یاران بدیدم * گِرد هم گرد آمده؛ از مست و از هُشیار، دزد
نوبهاران بود و باغی دلگشا، امّا چه سود؟ * باغ، دزد و زاغ، دزد و مرغ در گفتار، دزد
جانبِ میخانه رفتم، پیر را دیدم به خواب * ساقی و میخانه، دزد و پیر در کردار، دزد
رفتم از بهر مداوا، جانبِ دار الشّفا * تخت، دزد و رخت، دزد و دکتر و بیمار، دزد
بر درِ دکان نجّاری گذشتم از قضا * چوب، دزد و تخته، دزد و ارّه دزد؛ الوار، دزد
داخل بازار گشتم، دیدم از خُرد و کلان * تاجر و دلّال، دزد و مُفلس و بیکار، دزد
خواستم گیرم زِ عطّاری، کمی فلفل نمک * سنگ، دزد و کفّه، دزد و طبلۀ عطّار، دزد
خِرقه‌پوشی «یا علی» می‌گفت با صوت جَلی * صوت، دزد و جُبّه، دزد و خرقه و دستار، دزد
روزه‌دارِ مؤمنی دیدم به افطاری نشست * جُرعه، دزد و لقمه، دزد و سفرۀ افطار، دزد
عاشقی با عشق پاک آسمانی می‌رود * عاشق و معشوق، دزد و دلبر و دلدار، دزد
با لباس خاص دیدم عدّه‌ای قانونگذار * قاف، دزد و نون دزد و چوبِ قانون‌دار، دزد
گربه‌ای در خانه دارم همچو شیر از بهر موش * گربۀ بی پیر، دزد و موشِ لاکردار، دزد
الغرض در خواب دیدم، دزدبازاری عجیب * هر چه دیدم مرگ تو! از خواب و از بیدار، دزد
پاک، دزد؛ ناپاک، دزد و شسته و ناشسته، دزد * شحنه و داروغه، دزد و سارق و اشرار، دزد
هر چه گویم، راست گویم سر به سر، حتّا رفیق * خسروِ شیرین سخن، در گفتنِ اشعار، دزد

1
0
در بحث شرکت کنیدx