ریشههای تاریخ بشر با معمای حلنشدهای روبروست. مطالعه فسیلها نشان میدهد که فصل مهمی از داستان تکامل انسان، یعنی اجداد گمشده انسان، هنوز کشف نشده است.
تاریخچه تکامل میمونها و انسانها تا حد زیادی ناقص مانده است. در حال حاضر، اجماع مشخصی در میان دیرینمردمشناسان برای توضیح منشا هومینینها وجود ندارد و این موضوع، تاریخچه تکامل انسان را پیچیده کرده است.
ریشههای مبهم؛ معمای اجداد گمشده انسان
حدود ۹.۳ تا ۶.۵ میلیون سال پیش، گمان میرود که انسانها از تبار شامپانزهها منشعب شدهاند. امروز، شامپانزهها و بونوبوها نزدیکترین خویشاوندان زنده ما هستند و ۹۹ درصد از DNA مشترک دارند. برخی دانشمندان معتقدند که نیای گمشدهای شبیه به شامپانزه وجود داشته که با راه رفتن با بند انگشتان، به هومینینها منجر شده است. برخی دیگر احتمال میدهند که نیاکان از گونهای شبیه به میمونهای میوسن تکامل یافتهاند.
تطبیق این دو رویکرد – مطالعه شامپانزههای زنده (بالا به پایین) و تمرکز بر سوابق فسیلی میمونهای منقرضشده (پایین به بالا) – همچنان هسته اصلی معمای ریشههای انسان است. دانشمندان بر این باورند که آخرین نیای مشترک میمونسانان احتمالا ویژگیهای خاص خود را داشته که با انسانها و میمونهای امروزی متفاوت بوده است.
چرا فسیلها پاسخگو نیستند؟
اشلی هاموند، یکی از نویسندگان مطالعه، میگوید که مطالعه گونههای میمونهای زنده به تنهایی نمیتواند ابهامات مربوط به ریشههای انسان را حل کند. گونههای میمونهای کنونی، گونههای تخصصیشده و بقایای گروه بسیار بزرگتری از میمونهای منقرضشده هستند. برای تکمیل پازل، لازم است تمام شواهد موجود از جمله هومینینها، میمونهای زنده و میمونهای میوسن در نظر گرفته شوند. هومینینهای اولیه احتمالا در آفریقا از یک نیای مشترک میوسن (LCA) نشات گرفتهاند که با هیچ یک از میمونهای امروزی مطابقت ندارد. از این رو، فسیلهای هومینین برای بازسازی نقطه آغاز تکامل انسان و شامپانزه ضروری هستند.
نظریه داروین و حلقهی مفقوده
حدود ۱۵۰ سال پیش، چارلز داروین در کتاب تبار انسان (In The Descent of Man) خود پیشنهاد کرد که ریشههای ما به نیایی ناشناخته در آفریقا بازمیگردد. امروز، گمانهزنی داروین با کشفیات بسیاری از فسیلهای هومینین منقرضشده پشتیبانی میشود. با این حال، تا کنون هیچ یک از آنها «حلقه مفقوده» بیچون و چرای تکامل انسان را اثبات نکرده است. نظریه تکامل داروین پایه و اساس دانش ما را تشکیل میدهد، اما جزئیات هنوز مبهم است.
فرضیههای غیرمعمول؛ آنوناکی و مهندسی ژنتیک
زکریا سیچین، نویسندهای بحثبرانگیز اما بدون شواهد علمی، بر ترجمه لوحهای گلی سومری و اکدی باستان تمرکز کرد. سیچین در هفت کتاب مشهور خود با عنوان تاریخچه زمین (The Earth Chronicles) داستان رادیکالی از ریشههای انسان را مطرح میکند. او معتقد بود که انسانها ۴۵۰,۰۰۰ سال پیش توسط موجودات فرازمینی به نام آنوناکی که به زمین آمدند، از نظر ژنتیکی مهندسی شدهاند.
- ۵ سنگنگاره باستانی که تصویر بیگانگان فضایی را حک کردهاند!
- کشف گردنبند نئاندرتالها در اسپانیا، هوش انسانهای اولیه را بازتعریف میکند
- کشف تازه علمی: ریشه همه انسانها در جنوب آفریقا بوده است!
- ما فقط 7 درصد تاریخ بشر هستیم؛ نگاهی به کل جمعیت انسان از آغاز تا امروز
به گفته سیچین، آنوناکیها، نژادی پیشرفته و شبیه انسان از سیاره نیبیرو، حلقه گمشده در تکامل هوموساپینها هستند. سیچین نیز مانند دانشمندان امروزی، باور داشت که ریشههای انسان در آفریقا آغاز شده است؛ جایی که آنوناکیها طلا استخراج میکردند و برای ایجاد نیروی کار برده، انسانهای اولیه را از نظر ژنتیکی تغییر دادند. این ایده، هرچند غیرعادی، یکی از فرضیههایی است که دلیل کشف نشدن حلقه مفقوده در تکامل انسان را توضیح میدهد.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 



