شکست فیلمهای دیزنی در گیشه، موضوعی نگرانکننده برای استودیوی عظیم دیزنی است که با وجود بودجههای سرسامآور، برخی آثارش نتوانستند رضایت مخاطبان را جلب کنند.
شرکت والت دیزنی (The Walt Disney Company) یکی از بزرگترین و پرقدرتترین استودیوهای فیلمسازی جهان بهشمار میرود. با این حال، حتی این غول سرگرمی نیز در طول تاریخ خود، با باکس آفیس منفی و ضررهای مالی هنگفتی روبرو شده است. تعیین دقیق یک «شکست گیشه» کار آسانی نیست؛ چراکه هزینههای بازاریابی و تقسیم سود با سینماها، پیچیدگیهای بسیاری به محاسبات اضافه میکند. این مقاله به بررسی ۱۰ فیلم پرهزینه دیزنی میپردازد که نتوانستند به موفقیت مالی دست یابند.
۱۰. دیگ سیاه (The Black Cauldron)؛ شکستی که دیزنی را تا مرز نابودی برد
دیگ سیاه (The Black Cauldron) محصول ۱۹۸۵ یکی از پرهزینهترین انیمیشنهای زمان خود با بودجهای ۴۴ میلیون دلاری بود، اما تنها ۲۱ میلیون دلار فروش داشت. این شکست در گیشه، استودیوی دیزنی را تا مرز نابودی پیش برد و مسیر را برای رشد استودیوهای رقیب هموار کرد. نجات دیزنی پس از این شکست، تنها با آغاز «عصر رنسانس» آن با فیلم پری دریایی کوچک (The Little Mermaid) در سال ۱۹۸۹ میسر شد.
۹. مریخ به مادر نیاز دارد (Mars Needs Moms)؛ توقف زودهنگام یک استودیوی نوپا
مریخ به مادر نیاز دارد (Mars Needs Moms) که در سال ۲۰۱۱ اکران شد، با بودجهای ۱۵۰ میلیون دلاری تنها ۳۹ میلیون دلار فروش داشت. این فیلم که توسط استودیوی ImageMovers Digital، حاصل همکاری رابرت زمکیس (Robert Zemeckis) و والت دیزنی ساخته شده بود، بلافاصله پس از این شکست بزرگ گیشه، منجر به تعطیلی ImageMovers Digital و تعدیل گسترده کارکنان آن شد. Mars Needs Moms اکنون بهعنوان یکی از بزرگترین شکستهای تاریخ سینما شناخته میشود.
۸. سیاره گنج (Treasure Planet)؛ آغاز افول انیمیشنهای دوبعدی
عصر پسارنسانس دیزنی، شاهد موفقیتها و شکستهای بزرگی بود زیرا استودیو به آرامی از انیمیشن دوبعدی دور شده و بیشتر به انیمیشنهای کامپیوتری روی آورد. پس از موفقیت لیلو و استیچ (Lilo & Stitch)، استودیو با سیاره گنج (Treasure Planet) در سال ۲۰۰۲ با شکست مواجه شد. این فیلم با بودجهای ۱۴۰ میلیون دلاری، تنها ۱۱۰ میلیون دلار فروش داشت که نشاندهنده تغییر علاقه مخاطبان به سمت انیمیشنهای کامپیوتری بود. با اینکه سیاره گنج آخرین فیلم دوبعدی دیزنی نبود، شکست آن آغاز پایان این فرم در دیزنی را رقم زد.
۷. سفید برفی (Snow White) محصول ۲۰۲۵؛ بازنگری در بازسازیهای لایو اکشن
فیلم سفید برفی (Snow White) که قرار بود در سال ۲۰۲۵ اکران شود، با بودجهای نزدیک به ۳۳۷ میلیون دلار، تنها ۲۰۵ میلیون دلار فروش داشت و به شکستی بزرگ تبدیل شد. این شکست فیلمهای دیزنی در گیشه برای مدتی باعث توقف توسعه پروژههای بازسازی لایو اکشن مانند گیسو کمند (Tangled) شد. هرچند با موفقیت لیلو و استیچ (Lilo & Stitch) در همان سال، گیسو کمند دوباره به جریان افتاد، اما هنوز مشخص نیست که آینده بازسازیهای لایو اکشن دیزنی چگونه خواهد بود.
۶. جان کارتر (John Carter)؛ بزرگترین اشتباه بازاریابی دیزنی
اندرو استانتون (Andrew Stanton) از خلاقترین افراد پیکسار (Pixar) در پروژههای انیمیشن بوده است، اما تلاش او برای ورود به فیلمسازی لایو اکشن به نتیجه نرسید. جان کارتر (John Carter) با بودجهای ۲۵۰ میلیون دلاری، تنها ۲۸۴ میلیون دلار فروش داشت. تخمین زده میشود که این اقتباس از رمان ادگار رایس باروز (Edgar Rice Burroughs)، نزدیک به ۲۰۰ میلیون دلار برای استودیو ضرر داشته است. تغییر نام جذاب «یک شاهزاده خانم مریخی» به «جان کارتر» که تلاشی برای جلب مخاطب مرد بود، به این شکست مالی دیزنی کمک نکرد و استودیو را وادار کرد تا در مورد فرنچایزها و فیلمهای علمی تخیلی جدید خود بازنگری کند.
۵. الیو (Elio)؛ شکستهای پشت سر هم پیکسار و تغییر استراتژی
الیو (Elio) با بودجهای بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار، تنها ۱۵۴ میلیون دلار فروش داشت و شکستی بزرگ برای پیکسار محسوب میشود. این نتیجه نگرانکننده، بهخصوص پس از شکستهای نزدیک به هم لایتیر (Lightyear) و دنیای عجیب (Strange World)، بهنظر میرسد که در تغییر استراتژیهای انیمیشن دیزنی با فیلمهای اورجینال، نقش مهمی داشته است. این شکست گیشه دیزنی در این سال، پیکسار را به سمت ساخت دنبالهها سوق داد. در حالی که الیو نتوانست توجهی جلب کند، فیلمهایی مانند پشت و رو ۲ (Inside Out 2) بیش از یک میلیارد دلار در سراسر جهان فروختند.
۴. دنیای عجیب (Strange World)؛ افول داستانهای علمی تخیلی مردانه
دنیای عجیب (Strange World) در سال ۲۰۲۴ با بودجهای ۱۸۵ میلیون دلاری، تنها ۷۳ میلیون دلار فروش داشت و شکستی عظیم بود. این فیلم، یکی از سه شکست پشت سر هم دیزنی در ژانر علمی تخیلی ماجراجویی با تمرکز بر مخاطبان مرد بود، که شامل الیو (Elio) و لایتیر (Lightyear) نیز میشود. از آن زمان به بعد، به نظر میرسد استودیو برای آینده خود به سمت داستانهای زنمحور تغییر جهت داده است.
۳. رنجر تنها (The Lone Ranger)؛ تلاشی ناکام برای احیای یک فرنچایز
رنجر تنها (The Lone Ranger) دیزنی، تلاشی برای احیای سریال محبوب تلویزیونی سال ۱۹۴۹ بود، اما نتوانست با مخاطبان ارتباط برقرار کند. این فیلم با کارگردانی گور وربینسکی (Gore Verbinski) و بازی جانی دپ (Johnny Depp) با امید به تکرار موفقیتهای دزدان دریایی کارائیب (Pirates of the Caribbean) ساخته شد. اما با بودجهای ۲۱۵ میلیون دلاری، تنها ۲۶۰ میلیون دلار فروش داشت و با احتساب هزینههای بازاریابی، نزدیک به ۲۰۰ میلیون دلار برای استودیو ضرر به همراه آورد. دیزنی امیدوار بود که یک فرنچایز بلندمدت بسازد، اما این ماجراجویی وسترن در سال ۲۰۱۳ مورد استقبال مخاطبان قرار نگرفت و برنامههای ساخت دنبالهها لغو شد.
- 20 تا از بهترین انیمیشنهای دیزنی در تمام دوران
- زوتوپیا ۲، پرفروشترین انیمیشن تاریخ دیزنی شد
- ۶ تا از بدترین فیلمهای اقتباسی در سال ۲۰۲۵
- 10 بازی ویدیویی که پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به فیلم دارند
۲. ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت (Indiana Jones And The Dial Of Destiny)؛ پایان یک عصر
یکی از غافلگیرکنندهترین شکستهای گیشه دیزنی در سالهای اخیر، ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت (Indiana Jones And The Dial Of Destiny) بود. با وجود موفقیت نسبی فیلم چهارم ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین (Indiana Jones and the Kingdom of the Crystal Skull) با ۷۸۶ میلیون دلار فروش، بهنظر میرسید علاقه به قسمت پنجم آنقدر بالا نبود. این فیلم با بودجهای سرسامآور ۴۱۹ میلیون دلاری، تنها ۳۸۳.۹ میلیون دلار فروش داشت. دلایل متعددی برای این شکست ذکر شده، از جمله کاهش اعتماد به لوکاسفیلم (Lucasfilm) در دوران مدیریت دیزنی بر فرنچایز جنگ ستارگان (Star Wars)، یا سن بالای هریسون فورد (Harrison Ford) در دهه ۸۰ زندگیاش. این شکست بزرگ، هرگونه برنامه برای گسترش بیشتر مجموعه ایندیانا جونز را متوقف کرد.
۱. مارولز (The Marvels)؛ نقطه عطفی برای بازنگری در استراتژی مارول
در میان همه شکستهای گیشه دیزنی، هیچکدام به اندازه مارولز (The Marvels) در سال ۲۰۲۳ تاثیرگذار نبود. این فیلم، با وجود اینکه اثری افتضاح نبود، اما در مقایسه با سایر فیلمهای مارول (Marvel)، تقریبا هیچ علاقهای را از سوی مخاطبان جلب نکرد و با بودجهای ۳۷۴ میلیون دلاری، تنها ۲۰۶ میلیون دلار فروش داشت. این ضرر مالی خیرهکننده، علاوه بر ابعاد مالی، بازتابدهنده شکست در یک استراتژی برند بزرگتر بود. این فیلم بزرگترین تلاش مارول برای متحد کردن سریالهای تلویزیونی خود، از جمله وانداویژن (WandaVision) و خانم مارول (Ms. Marvel)، با برند سینمایی بزرگی بود که با اولین کاپیتان مارول (Captain Marvel) بیش از یک میلیارد دلار درآمد داشت. این شکست عظیم، استودیو را وادار کرد تا در اولویتهای خود در زمینه استریمینگ و اکران سینمایی بازنگری کند.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 










