با وجود رونماییهای پر زرق و برق، تولید انبوه تسلیحات پیشرفته روسیه، از جمله تانک T-14 آرماتا و جنگنده Su-57، با مشکلات جدی در مقیاسبندی روبروست.
ده سال پس از معرفی نسل جدیدی از جنگافزارها توسط مسکو، همچنان این سوال مطرح است که چرا صنعت دفاعی روسیه توانایی تولید انبوه این فناوریهای پیشرفته را ندارد؟ در حالی که این کشور در طراحی تسلیحات مدرن استعداد بالایی دارد، اما به نظر میرسد در مرحله تولید در مقیاس وسیع، با معضلات ساختاری روبرو است. این مسئله به ویژه در مورد تانک T-14 آرماتا، جنگنده پنهانکار Su-57 Felon و جنگنده سبک Su-75 Checkmate مشهود است و نشان میدهد تحریمهای بینالمللی و توان صنعتی محدود، این کشور را در تلهای گرفتار کرده است.
تانک T-14 آرماتا: رؤیایی که بر خاک نشست
تانک T-14 Armata نماد این مشکل است. این تانک که در رژه روز پیروزی سال ۲۰۱۵ (میلادی) به عنوان پیشرفتهترین تانک اصلی میدان نبرد جهان رونمایی شد، قرار بود ناوگان دوران شوروی روسیه را به طور کامل جایگزین کند. ارتش روسیه در ابتدا قصد داشت تا سال ۲۰۲۰، تعداد ۲,۳۰۰ دستگاه از این تانکها را خریداری کند.
اما این اتفاق هرگز رخ نداد. تخمینها نشان میدهند که تنها حدود ۲۰ تا ۵۰ دستگاه T-14 آرماتا به صورت دستی و نه در خط تولید انبوه ساخته شدهاند. این تانک با وجود از دست دادن هزاران تانک قدیمیتر در اوکراین، به طور معناداری در جنگ حضور نداشته است. در سال ۲۰۲۴، سرگئی چمزوف، رئیس شرکت دولتی Rostec، صراحتاً اعلام کرد که Armata برای جنگ بیش از حد گرانقیمت است:
این تانک بسیار ارزشمند است، بنابراین ارتش به احتمال زیاد اکنون از آن استفاده نخواهد کرد. خرید تانکهای T-90 برای آنها آسانتر است.
حتی پس از ادعای چمزوف مبنی بر ورود رسمی این تانک به خدمت، مسکو از اعلام تعداد تانکهای تحویل شده خودداری کرد و وزارت دفاع بریتانیا ارزیابی کرد که هرگونه استقرار آن یک “تصمیم پرخطر” برای برنامهای است که با تأخیرها و مشکلات تولید دست و پنجه نرم میکند. این تانک از رژه روز پیروزی مسکو در سال ۲۰۲۵ (میلادی) غایب بود و روسیه از آن زمان پیشنهاد داده است تا فناوری آن را به هند واگذار کند تا تحت لیسانس تولید شود، که این خود اعتراف ضمنی به عدم توانایی تولید انبوه داخلی است.
- بازگشت رزمناو ادمیرال ناخیموف پس از ۲۷ سال؛ غول هستهای روسیه که ۵ میلیارد دلار هزینه برداشت
- رویای رقیب B-21 به بنبست رسید؛ بمبافکن نسل جدید روسیه هنوز پرواز نکرده است
- کابوس جدید آمریکا متولد شد؛ زیردریایی هستهای مورمانسک روسیه با قابلیت شلیک موشکهای هایپرسونیک
جنگنده Su-57 و Su-75: پروازهای ناتمام
داستان مشابهی در آسمان برای جنگنده Su-57 Felon تکرار شده است. اولین جنگنده پنهانکار روسیه که برای رقابت با F-22 و F-35 آمریکایی طراحی شده بود، اولین پرواز خود را در سال ۲۰۱۰ (میلادی) انجام داد و در سال ۲۰۲۰ (میلادی) وارد خدمت شد. برنامه تولید آن ۷۶ فروند تا سال ۲۰۲۷ یا ۲۰۲۸ (میلادی) بود.
اما برآورد تحلیلگران نشان میدهد که تنها حدود ۲۰ تا ۳۲ فروند از این هواپیما ساخته شدهاند که تقریباً ۱۰ فروند آنها نمونه اولیه هستند و با نرخ ۲ تا ۴ فروند در سال تولید میشوند. برای مقایسه، ایالات متحده سالانه بیش از ۱۵۰ فروند F-35 میسازد و چین بیش از ۵۰ فروند J-20 تولید میکند. موتور نسل پنجمی مورد نظر این جت، با نام Izdeliye 30، بیش از یک دهه است که در حال توسعه است و هنوز عملیاتی نشده، بنابراین Su-57 با موتورهای ارتقاء یافته نسل چهارم پرواز میکند.
بدتر آنکه، اسناد فاش شده و تحلیلگران نشان میدهند که تحریمها روسیه را مجبور کرده است تا هواپیماهایی را بدون برخی سیستمها تحویل دهد و قطعات چینی یا داخلی را جایگزین میکروالکترونیک غربی کرده است. روسیه از Felon با احتیاط بسیار بر فراز اوکراین استفاده میکند و معمولاً سلاحهای دوربرد را از داخل حریم هوایی روسیه شلیک میکند؛ با این حال، یک پهپاد اوکراینی موفق شد به یک فروند Su-57 پارک شده در صدها کیلومتری خط مقدم آسیب برساند. در بازار صادرات، این جنگنده که قرار بود ویترین تواناییهای روسیه باشد، تنها یک خریدار تأیید شده، الجزایر، را جذب کرده، در حالی که هند سالها پیش از یک برنامه مشترک کنارهگیری کرد. مطالعهای در اواخر سال ۲۰۲۵ (میلادی) توسط Royal United Services Institute بریتانیا، نشان داد که مجتمع تولیدی سوخو (Sukhoi) همچنان به قطعات خارجی و ابزارآلات ماشینی وارداتی وابسته است.
اگر T-14 و Su-57 حداقل در تعداد کم وجود دارند، Su-75 Checkmate تقریباً اصلاً وجود ندارد. این جنگنده که در نمایشگاه هوایی MAKS سال ۲۰۲۱ (میلادی) به عنوان یک مدل مقیاس کوچک و براق رونمایی شد و به عنوان یک جنگنده پنهانکار تکموتوره مقرونبهصرفه برای صادرات معرفی گشت، وعده پرواز اولیه را در عرض چند سال داده بود. پنج سال پس از آن، هرگز پرواز نکرده، برنامه آن عملاً متوقف شده و روسیه منابع محدود خود را به سمت Su-57 و بالاتر از همه، به سمت پهپادها هدایت کرده است. Checkmate خالصترین شکل این تله است: سلاحی که تنها تا مرحله یک پایه نمایش و یک بروشور پیش رفت و هرگز فراتر از آن نرفت.
ریشههای مشکل: از تحریم تا اقتصاد جنگی
دلایل توقف این برنامهها ثابت و بر یکدیگر تأثیرگذار هستند. اولین دلیل، تحریمها بر روی ورودیهای خاص مورد نیاز تسلیحات پیشرفته است: میکروالکترونیک پیشرفته، ابزارآلات دقیق و مواد تخصصی که روسیه نمیتواند در داخل تولید کند و اکنون برای واردات آنها با مشکل مواجه است. دومین دلیل، فقدان تولید سریال واقعی برای این سیستمهاست؛ T-14 اساساً به صورت دستی مونتاژ شد، «مانند یک خودروی لوکس» که عکس تولید انبوه مورد نیاز جنگ است.
سومین دلیل، ظرفیت صنعتی است: کارخانههای روسیه کاملاً مشغول بازسازی تانکهای قدیمی T-72 و ساخت Su-35های اثباتشده هستند و ظرفیت کمی برای راهاندازی خط تولید کاملاً جدید باقی میماند. و چهارمین دلیل، اقتصاد ساده است که با جنگ تشدید شده است. وقتی یک T-14 چندین برابر یک T-90 مدرن شده هزینه دارد و جبهه به صدها تانک نیاز دارد، گزینه گرانقیمت همیشه بازنده است.
آنچه روسیه واقعاً میتواند تولید کند: انبوه پهپادها
اینجاست که داستان تغییر میکند؛ زیرا نتیجهگیری عجولانه مبنی بر اینکه روسیه به سادگی نمیتواند سلاح تولید کند، کاملاً اشتباه است و درک صحیح این موضوع برای فهم تهدید واقعی ضروری است. در همان سالهایی که تولید T-14 و Su-57 متوقف شد، روسیه سایر تسلیحات را در مقیاس وسیعی تولید کرده است. پهپادهای تهاجمی Geran-2، نسخههای داخلی از پهپادهای شاهد ایرانی، از چند واحد وارداتی به یک سلاح تولید داخلی تبدیل شدند که در حملات شبانه صدها فروند پرتاب میشود.
روسیه در سال ۲۰۲۵ (میلادی) بیش از ۳۸,۰۰۰ فروند از آنها را به سمت اوکراین شلیک کرد و اکنون برنامهریزی برای تولید سالانه دهها هزار فروند را دارد که برخی برآوردها تعداد پهپادهای تهاجمی و فریبدهنده را تا ۱۱۰,۰۰۰ فروند در سال میدانند. هر کدام از این پهپادها حدود ۳۵,۰۰۰ دلار هزینه دارند. دستاورد روسیه در این زمینه، همانطور که یک ارزیابی دفاع موشکی اشاره کرد، بیشتر صنعتی است تا فناوری: این کشور یک بدنه هوایی عمداً ارزان را با تولید سریال در مقیاس وسیع ترکیب کرده است. همین امر در مورد بمبهای هدایتشونده گلاید و موشکهای کروز و بالستیک نیز صادق است که هر ماه دهها فروند از خطوط تولید خارج میشوند.
تفاوت در اینجاست و حتی در نیروی موشکی نیز مشهود است: گرَن ارزان قیمت آسمان را پر میکند، در حالی که روسیه کمتر از ده فروند از موشکهای مافوق صوت کینژال خود را در ماه مدیریت میکند. هرچه سلاح پیچیدهتر و به فناوری غربی وابسته باشد، روسیه کمتر میتواند آن را بسازد. هرچه کمتر پیچیده و ارزانتر باشد، بیشتر میدان نبرد را پر میکند.
درسهای استراتژیک از این شکست تولیدی
این مسئله پارادوکس ظاهری را حل میکند. مشکل روسیه نه کمبود استعداد مهندسی است (طرحهای آن پیشرفته و اغلب هوشمندانه هستند)، و نه ناتوانی عمومی در تولید (این کشور در تولید پهپادهای ارزان از غرب پیشی میگیرد). این تله خاص است: پیچیدهترین، وارداتمحورترین و گرانترین پلتفرمها دقیقاً همانهایی هستند که تحریمها و پایه صنعتی تحت فشار زمان جنگ نمیتوانند مقیاسپذیری آنها را تأمین کنند. T-14، Su-57 و Su-75 دقیقاً در این تقاطع قرار دارند، و به همین دلیل است که آنها در حد نمایشگاه باقی ماندهاند، در حالی که پهپادهای گرَن آسمان اوکراین را تاریک میکنند.
پیامد استراتژیک این نیست که روسیه خلع سلاح شده است. بلکه روسیه به گونهای متفاوت تسلیح شده است و رویای ناوگانی از تانکهای و جنگندههای پنهانکار بینظیر را با واقعیت انبوهی از تسلیحات ارزان و قابل استهلاک معاوضه کرده است. این تغییر تا حدی یک نشانه از تله نمونه اولیه و تا حدی سازگاری منطقی با جنگی است که به کمیت پاداش میدهد، و باید نحوه درک غرب از قدرت روسیه را تغییر دهد. ارزیابی صادقانه نه توانایی روسیه در طراحی سلاحهای پیچیده را دست کم میگیرد و نه ظرفیت اثبات شده آن را در تولید انبوه سلاحهای ساده. اما فاصله بین این دو، یعنی شکاف بین آنچه مسکو میتواند طراحی کند و آنچه واقعاً میتواند در تعداد بالا به میدان بیاورد، جایی است که تحریمها بیشترین گسستگی را ایجاد کردهاند، و اینجاست که T-14 پرآوازه دهه گذشته را سپری کرده است: پارک شده، صیقل داده شده و تقریباً به طور کامل از جنگی که برای پیروزی در آن ساخته شده بود، غایب است.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 









مثل جنگنده قاهرکه اصلادیده نشد
سلام…یک مقاله عالی و فوق العاده….
روسیه بااینهمه سروصدا درموقع شروع تجاوز به اوکراین و راه انداختن وسیع کشتارو جنایت و تخریب ، امروز درمقابل نیروی دریایی نوپای اوکراین عملاناوگان دریای سیاه خودشو زمینگیر میبینه ، ومردم روسیه درقلب مسکو جنگ رو با گوشت و پوست و استخوان لمس میکنن، و تنهاچیزی که فعلا روسیه عین روزهای اول جنگ ادامه میده شعارهای توخالی برای فریب مردمی که تا دیروز شایدطرفدارسیاستهای پوتین بودنداما امروز بادیده تردیدبه ادامه جنگ نگاه میکنن و مخالفان پوتین قطعأ چندبرابر موافقانش شدند، این یعنی سیاست شکست خورده ی یک دیکتاتور، که بغیرازحرف خودش حرف کسی رو قبول نمیکنه،خداکنه بزودی دولت پوتین سرنگون شده به ذباله دان تاریخ سپرده بشه تا مردم روسیه واوکراین ، حتی مردم کل دنیا روی آسایش و آرامش وببینن
ناسلامتی فردا با این ها میخواید برید جنگ