در دل برخی از قلعه های افسانه ای جهان یک نفرین تاریک قرار دارد و برخی نیز میزبان ماجرایی عاشقانه یا داستانی ترسناک بودهاند. امروز میخواهیم ۴۹ قلعه شگفتانگیز را بررسی کنیم که هرگز از ذهن شما بیرون نخواهند رفت.
قلعه های تاریخی همیشه جایگاه ویژهای در فیلمها و کارتونها دارند. اغلب ما آنها را با داستانهای مرتبط با شوالیههای شجاع یا پرنسسهای زیبا به یاد میآوریم. هرچند گاهی اوقات ماجرا آنقدر ساده نیست و روایتی عجیب در دل قلعه های افسانه ای پنهان شده است.
سفر به دل افسانه های مدفون در قلعه های وحشتناک
در مورد هر قلعه قدیمی و معروف میتوان دو رویکرد را مشاهده کرد. رویکرد اول به دانشمندان تعلق دارد که صرفا بنا را بهعنوان یک اثر تاریخی بررسی میکنند و مستندات رسمی را مورد ارزیابی قرار میدهند. هرچند مردم محلی که نسل به نسل در کنار این قلعه ها زندگی کردهاند نگاه دیگری دارند. آنها از داستانهای عجیبی صحبت میکنند که روزی در دل این قلعه ها رخ دادهاند.
قلعه جزیره لورتو در ایتالیا
این قلعه در بخش شمالی دریاچه ایزه در لومباردی ایتالیا قرار دارد. در نگاه اول شاید قلعه بسیار قدیمی بهنظر برسد، اما قدمت قلعه تنها به قرن بیستم میرسد. ماجرا به سال ۱۹۱۰ مربوط میشد، زمانی که یک افسر نیروی دریایی ایتالیا بهنام وینچنتسو ریچیری پس از شنیدن گذشته خاص جزیره تصمیم گرفت یک عمارت خاص را با طراحی نئوگوتیک در آنجا بسازد.
در سال ۱۵۸۰ و پس از سالها حضور، راهبههای صومعه سنتکلر جزیره را ترک کردند. تنها یک فرد بهنام پیترو در جزیره باقی ماند و یک مدرسه شبانهروزی برای کودکان بیسرپرست در جزیره ساخت. هرچند سالها بعد پس از بازدید کاردینال بورومئو از جزیره فورا دستور تخلیه جزیره و تخریب مدرسه را صادر کرد. حدود ۳۰۰ سال پس از این اتفاق بود که قلعه دقیقا در همان مکان ساخته شد.
قلعه افسانه ای بوزوف در جمهوری چک
قلعه بوزوف در اواخر قرن سیزدهم میلادی در منطقه موراویا جمهوری چک ساخته شد. این قلعه در ابتدا ماهیتی دفاعی داشت و ساکنان آن وظیفه داشتند جلوی حمله به مسیرهای تجاری را بگیرند. هرچند که بعدها بازسازی شد و به محل زندگی خاندانهای اشرافی تبدیل گشت.
داستان این قلعه از زمان گم شدن یک نقاشی خاص معروف شد. گابریل فون ماکس که به موضوعات عرفانی علاقه داشت طرح زنی رنگپریده با نام بانوی سفید قلعه را کشیده بود. پس از گم شدن نقاشی بود که افراد زیادی از ظاهر شدن این زن در راهروهای قلعه خبر دادند. حتی هاینریش هیملر، رئیس وحشتانگیز اساس در آلمان نازی نیز پس از اقامت در قلعه با روح این زن روبرو شد و در نیمههای شب آنجا را ترک کرد.
عمارت بوماریس در ولز
داستان قلعه افسانه ای بوماریس به سال ۱۲۹۵ مربوط میشود. در آن زمان پادشاه انگلستان ادوارد اول دستور ساخت مجموعهای از قلعههای دفاعی را برای تثبیت سلطه خود بر ولز داد. بوماریس نیز آخرین مورد از این قلعهها بود. قلعهای که بهخاطر ساخت آن یک شهر قدیمی نابود گشت و ساکنان آن مجبور به جابهجایی شدند. هرچند هزینه پروژه آنقدر زیاد بود که در نهایت نیمهکاره رها شد.
سه قرن بعد یک کشیش کاتولیک دستگیر و به سیاهچال این قلعه منتقل شد. کمی بعد کشیش را بهاتهام خیانت اعدام کردند و بدنش را بهصورت تکهتکه شده در قسمتهای مختلف قلعه به نمایش گذاشتند. پس از این اتفاق افراد زیادی ادعا کردهاند که شبهنگام از کلیسای قلعه صدای زمزمه شنیده میشود.
قلعه افسانه ای بوینیتسه در اسلواکی
این قلعه ابتدا در سال ۱۱۱۳ میلادی بهعنوان بنایی چوبی ساخته شد؛ اما در قرن سیزدهم به بنایی سنگی بدل گشت. هرچند در نتیجه بازسازی سال ۱۸۸۹ بود که توانست در میان زیباترین قلعههای اروپا قرار گیرد.
در دل این قلعه نیز یک داستان تاریک قرار دارد. ظاهرا در گذشته یک فرمانده جنگی به همراه همسرش در قلعه زندگی میکرده است. فرمانده پس از بازگشت از میدان نبرد و ماهها دوری به همسر خود شک کرد و حتی گمان کرد که شاید فرزندشان به او تعلق نداشته باشد. در نتیجه همسرش را مجبور کرد به همراه نوزاد از بالای قلعه به پایین بپرد. پس از آن هیچکدام از ساکنان قلعه سرنوشت خوبی نداشتهاند. این اتفاق بعدها با نام نفرین بانوی سیاه معروف شد.
قلعه جنجالی ادینبرو در اسکاتلند
نمیتوان تاریخ ساخت مشخصی را برای قلعه ادینبرو در اسکاتلند عنوان کرد. چرا که بارها در دورههای مختلف مورد بازسازی قرار گرفته و هربار بخشهای جدیدی به آن اضافه شدهاند. این قلعه هم محل زندگی پادشاهان بود و هم بهعنوان یکی از مهمترین سنگرهای نظامی اسکاتلند شناخته میشد. هرچند دلیل دیگری برای معروف شدن آن وجود دارد.
در سال ۱۴۴۰ میلادی ویلیام داگلاس ارل داگلاس به همراه برادرش به ضیافتی در این قلعه دعوت شدند تا مهمان پادشاه باشند. در ابتدا همهچیز عادی بود تا اینکه ناگهان خدمتکاران سر یک گام نر سیاه را روی میز گذاشتند. پس از آن بود که سربازان از مخفیگاه خود بیرون آمده و تمام مهمانان را قتلعام کردند. رخدادی که بعدها الهامبخش صحنه معروف عروسی خونین در سریال بازی تاج و تخت شد.
قلعه افسانه ای هوخاوستروویتس در اتریش
این قلعه در سال ۸۶۰ میلادی بر روی یک صخره آهکی ساخته شد و دارای ۱۴ دروازه دفاعی است. در واقع قلعه بهعنوان یک دژ نفوذناپذیر شناخته میشد. به همین خاطر در قرن چهاردهم مارگارت مائولتاش دوشس تیرول تصمیم گرفت با محاصره قلعه برای چندین ماه مدافعان را به تسلیم وادار کند.
دوشس تصور میکرد که دیگر چیزی در قلعه برای خوردن باقی نمانده است و واقعیت هم همینطور بود. هرچند مدافعان آخرین غذای باقیمانده در قلعه یعنی یک گاو نر و مقدار نان و حبوبات را از بالای برج به پایین انداختند تا نشان دهند که از نظر غذا محدودیتی ندارند. ترفندی که جواب داد و دوشس را متقاعد کرد مدافعان به انبارهای مخفی مواد غذایی دسترسی دارند. به همین خاطر دستور عقبنشینی صادر شد.
عمارت سامرسدورف در آلمان
عمارت سامرسدورف در اواخر قرن چهاردهم در بایرن آلمان ساخته شد و قرنها در اختیار خاندان اشرافی فون کرایلسهایم قرار داشت. جالب اینکه هم بنای سازه و هم آنچه زیر کلیسای قلعه پنهان شده برای کارشناسان باستان شناسی اهمیت بالایی دارد.
بین قرنهای ۱۷ تا ۱۹ میلادی خاندان فون کرایلسهایم فضای زیر کلیسا را به سردابی برای دفن اجساد خود تبدیل میکند. هرچند محیط خاص و گردش هوا باعث شده است که اجساد بهصورت کاملا طبیعی مومیایی شده و حفظ شوند. رخدادی که بسیاری را به یاد فرعونها و اهرام مصر میاندازد.
قلعه افسانه ای د هار در هلند
همیشه نباید قلعهها با داستانهای تلخ و تاریخ گره بخورند. قلعه د هار ابتدا در سال ۱۳۹۱ بهعنوان یک دژ دفاعی ساخته شد. هرچند که این قلعه بارها در درگیریهای مختلف آسیب دید و عملا چیزی جز یک ویرانه از آن باقی نماند. تا اینکه در قرن نوزدهم یک اشرافزاده تصمیم گرفت آن را بازسازی کرده و به بنایی رویایی تبدیل کند.
پس از بازسازی بارون و بارونس هر سال در ماه سپتامبر به قلعه میآمدند. آنها یکی از بزرگترین و مجللترین مهمانیهای کل اروپا را بهمدت یک ماه در قلعه برگزار میکردند. خاندانهای سلطنتی، اشراف، بانکداران، تجار، هنرمندان و ستارههای سینما از جمله مهمانان این جشن افراطی بودند.
شاتو دو پیرفوند در فرانسه
این دژ در اواخر قرن چهاردهم به فرمان برادر پادشاه فرانسه ساخته شد تا پیشگام دفاع از کشور باشد. هرچند تا ۳۰۰ سال بعد بهخاطر حملات متعدد بنا عملا به ویرانه تبدیل شده بود. در سال ۱۸۵۷ ناپلئون سوم، امپراتور فرانسه دستور بازسازی قلعه را صادر کرد. هرچند اوژن ویله لو دوک بهعنوان معمار پروژه تصمیم گرفت از بازسازی فراتر رفته و تصویر خود از یک قلعه رویایی قرون وسطایی را به واقعیت تبدیل کند.
در تزئینات این قلعه موجودات خیالی زیادی دیده میشوند. همین هم باعث شده بسیار معروف شده و در پروژههای سینمایی مختلف از آن استفاده گردد.
قلعه براونفلز در آلمان
در سال ۱۲۴۶ این بنا بهعنوان یک دژ دفاعی در آلمان ساخته شد تا از خاندان سولمس در برابر خاندانهای رقیب دفاع کند. داستان جالبی نیز در مورد ساخت آن در منابع مشاهده میشود. ظاهرا کنت هاینریش پس از اختلاف با برادر خود سوار بر اسب میشود و با ناراحتی بیهدف حرکت میکند.
در میانه مسیر به چوپانی میرسد که در حال استراحت بوده است. چوپان به کنت میگوید که برای در امان ماندن از دشمنان خود قلعهای را روی صخره مقابل بسازد. توصیهای که پذیرفته شد و البته درست از آب درآمد.
قلعه افسانه ای اسپیش در اسلواکی
در قرن یازدهم یکی از بزرگترین مجموعه قلعههای اروپای مرکزی با وسعتی حدود چهار هکتار در اسلواکی ساخته شد. این قلعه نیز داستان عجیب مخصوص خود را دارد. ارباب قلعه فیلیپ هنگام شکار به اشتباه پسر یک اشرافزاده لهستانی را میکشد. پدر مقتول نیز قسم میخورد که تا انتقام فرزندش را نگیرد زندگی را ترک نخواهد کرد.
او یک جوان زیبا را در لباس نوازنده به قلعه میفرستد تا دل خواهر فیلیپ را بهدست آورد. جوان که امکان حضور در قلعه را پیدا کرده در یک لحظه مناسب دختر کوچک فیلیپ را میرباید و از قلعه فرار میکند. چند روز بعد نیز جسد کودک را جلوی در قلعه میاندازند. خواهر فیلیپ از غم این اتفاق دیوانه میشود و خود را از بالای برج به پایین پرتاب میکند. بهگفته افراد محلی در هنگام ماه کامل یک زن سفیدپوش را میتوان در باروهای اسپیش مشاهده کرد.
قلعه کرانیخفلد در آلمان
قدمت این قلعه به قرن ۱۳ میلادی میرسد و افسانه ای جالب در رابطه با آن وجود دارد. درون قلعه یک پیکره سنگی از یک انسان وجود دارد که سعی میکند کمر خود را خم کرده و به پشت خود برسد.
بر اساس افسانهها دو برادر به نامهای ولفر و لوتگر بر سر تقسیم املاک با هم دعوا میکنند. لوتگر میگوید که بهزودی روی کوه مقابل قلعهای بزرگ برای خود خواهد ساخت. برادر او نیز در پاسخ میگوید که اگر بتواند قلعه را بسازد، او نیز کاری غیرممکن انجام خواهد داد. پس از پایان ساخت قلعه او تلاش میکند با خم شدن به پشت شرط را ادا کند. هرچند در نتیجه این کار ستون فقرات خود را میشکند و میمیرد. لوتگر نیز برای تحقیر برادر و یادآوری این عمل احمقانه پیکره سنگی را میسازد.
قلعه تاریک تونکدک در فرانسه
قلعه تونکدک در منطقه بریتانی فرانسه قرار دارد. قدمت این دژ مستحکم به قرن ۱۲ میلادی میرسد. هرچند که گذر زمان باعث شده تا حد زیادی آسیب ببیند.
این قلعه در طول جنگهای مذهبی و سیاسی فرانسه در قرن شانزدهم نقش مهمی داشت. در سال ۱۵۹۱ پناهگاه یکی از اسقفهای طرفدار هنری چهارم بود؛ اما دو سال بعد میزبان یکی از بدنامترین افراد منطقه به نام گی ادر دولا فونتیل شد. کسی که به گرگ شهرت داشت و بهخاطر کشتار گسترده و غارت مردم معروف شده بود.
قلعه زنان در فرانسه
شاتو شنونسو یا همان قلعه زنان در قرن شانزدهم و به دستور خزانهدار پادشاه فرانسه ساخته شد. هرچند این قلعه بیشتر با رقابت افسانهای دو زن قدرتمند از دربار فرانسه گره خورده است. هنری دوم، پادشاه فرانسه قلعه را بهعنوان هدیه به معشوقه خود بخشیده بود. هرچند این اقدام چندان مورد پسند همسر رسمی او یعنی کاترین دو مدیچی قرار نگرفت.
پس از مرگ هنری دوم کاترین معشوقه هنری را مجبور کرد در ازای سکونت در یک قلعه عادی این مکان را ترک کند. سالها بعد نیز بیوه هنری سوم تصمیم گرفت در این قلعه سکونت داشته باشد. هرچند اینبار رقابتی در کار نبود و او صرفا پس از مرگ شوهرش گوشه عزلت گزید. لوئیز دو لورن تمام قلعه را سیاهپوش کرد و تا لحظه مرگ از آن خارج نشد.
قلعه افسانه ای نویشوانشتاین
قلعه نویشوانشتاین در ایالت باواریا آلمان قرار دارد و قدمت آن به سال ۱۸۶۹ میلادی میرسد. هرچند برخلاف اکثر دژها و قلعههای بررسی شده در این مطلب بهخاطر مسائل دفاعی ساخته نشده است. پادشاه باواریا چندان علاقهای به دنیای واقعی نداشت و میخواست قلعهای رویایی بر اساس داستانهای افسانه ای غرب و جهان اپراهای واگنر برای خود بسازد.
درون قلعه دقیقا بر اساس تصاویر اسطورهای طراحی شد. این قلعه آنقدر جذاب بود که پادشاه جهان بیرون را بهکلی رها کرد و در دنیای خود غرق شد. پس از مدتی بهصورت رسمی اعلام شد که پادشاه از نظر روانی توانایی ادامه وظایف خود را ندارد و باید خلع گردد. یک روز پس از خلع رسمی نیز جسد پادشاه و پزشک او در رودخانه نزدیک قلعه پیدا شد.
صومعه دروازه نورمن در بریتانیا
دروازه نورمن بین سالهای ۱۱۷۷ تا ۱۱۹۴ میلادی در انگلستان ساخته شد و عملا بهعنوان واسطهای بین شهر و مجموعه مذهبی بزرگ صومعه بندیکتین عمل میکرد. ترکیب فضای تاریک و رازآلود پیرامون دروازه و گذشته مذهبی متفاوت آن باعث شده افراد با ترس از این مکان بازدید کنند.
روایتهای زیادی وجود دارد که در شبهای نزدیک به عید پاک دستهای از سوارکاران شبحوار در جنگلهای اطراف ظاهر میشوند. سواران ظاهری شبیه به اسب دارند و از سگهای سیاه بزرگ برای تعقیب کردن شکار خود بهره میبرند. همچنین افراد زیادی شبحهای شبیه به راهبان را در زیرزمینهای بنا دیدهاند. از تونلهای دروازه نورمن نیز معمولا زمزمههایی نامفهوم شنیده میشود. گویی هنوز چیزی در این مکان قرار دارد که نمیخواهد جهان زندگان را ترک کند.
قلعه منتون سن برنار در فرانسه
قلعه منتون سن برنار در اواخر قرن دوازدهم در فرانسه ساخته شد. در ابتدا ساکنان قلعه وظیفه داشتند بر مسیرهای راهبردی میان ژنو و ایتالیا نظارت داشته باشند. هرچند بعدها از یک دژ نظامی به اقامتگاهی اشرافی تبدیل شد.
افسانه عجیب این قلعه به قدیسی به نام برنار دو منتون تعلق دارد. او در همین قلعه متولد شده بود و خانوادهاش میخواستند بهاجبار زمینه ازدواج او با دختری اشرافزاده بهنام مارگریت دو میولان را فراهم کنند. هرچند برنار میخواست از زندگی عادی فاصله گرفته و عمر خود را به عبادت بگذراند. همین اختلافها نیز سبب شد که حتی پیش از شب عروسی او را در اتاقی در بالای قلعه حبس کنند. گفته میشود فردی بر او ظاهر شد و گفت که خودش را از پنجره قلعه به بیرون پرتاب کند. بر اساس افسانه برنار نیز همین کار را کرد و بهشکل معجزهآسایی زنده ماند.
عمارت جذاب شلن در فرانسه
قدمت اکثر بناهای با چنین ظاهری به قرون وسطی میرسد. هرچند داستان عمارت شلن فرق دارد. پس از انقلاب فرانسه بسیاری از اشراف به دست گیوتین سپرده شدند و تعداد زیادی نیز از کشور فرار کردند. هرچند در سال ۱۸۵۰ کمکم فرانسه به کشوری آرام تبدیل شده بود. به همین خاطر کنت روشفوکو بایه تصمیم گرفت برای احیای شکوه خاندان اشرافی خود یک قلعه افسانه ای با طراحی نئوگوتیک بنا کند.
او دستور داد قلعه عمدا طوری ساخته شود که فضایی وهمآلود و ترسناک داشته باشد. حتی در برخی بخشها نیز ویرانهای مصنوعی ایجاد کردند تا حس قرون وسطی را بهتر منتقل کند. راهروها و تونلهای زیرزمینی هم بهگونهای طراحی شدهاند که به کوچکترین صدا جلوهای ترسناک و دلهرهآور بدهند.
قلعه افسانه ای هاپتون در انگلستان
قلعه هاپتون در جنوب انگلستان قرار دارد و بر اساس بررسیهای باستان شناسی قدمت آن به سده دوازدهم میلادی میرسد. نام این دژ بیشتر با یک رویداد خونین در طول جنگ داخلی انگلستان گره خورده است.
در سال ۱۶۴۴ حدود ۳۰ نفر از سربازان حامی الیور کرامول در دژ پناه گرفته بودند که ۵۰۰ نفر از نیروهای چارلز یکم به قلعه میرسند. پس از محاصره مدافعان قبول میکنند با دریافت اماننامه تسلیم شوند. هرچند پس از تسلیم مورد ضربوشتم قرار گرفتند و تکهتکه شدند. بسیاری ادعا کردهاند که در سالروز این قتلعام وحشیانه میتوان سنگینی فضا را کاملا احساس کرد. همچنین در طول شب فریادهایی شنیده میشود که گویی به سربازان کشتهشده تعلق دارد.
قلعه جادوگران در آلمان
با نگاهی به تاریخ اروپا میتوان روایتهای متعددی از جادوگری را مشاهده کرد. حتی امروزه نیز کتابهایی مثل انجیل شیطان از آن تاریخ بهجا مانده است. هرچند پس از قرون وسطی اروپاییها تصمیم گرفتند جادوگران را ریشهکن کنند. قلعه رایخسبورگ کوخم یا قلعه جادوگران نیز نقشی مهم در این امر داشت.
افراد متهم به جادوگری به این قلعه آورده میشدند تا مورد محاکمه قرار گیرند. پیش از محاکمه نیز شکنجههای وحشتناکی روی متهمان انجام میشد تا به جرم خود اعتراف کنند. در پایان نیز افراد را از بالای قلعه به پایین پرتاب میکردند. اگر فرد زنده میماند، مشخص میشد که بیگناه بوده و اجازه مییافت در زمینهای کلیسا دفن شود.
قلعه ترسناک آراگونزه در ایتالیا
اگر فکر میکنید مومیاییهای موجود در اهرام مصر عجیبترین وضعیت انسان پس از مرگ را نشان میدهند، حتما باید با قلعه آراگونزه آشنا شوید. این قلعه افسانه ای بر فراز یک صخره آتشفشانی در نزدیکی جزیره ایسکیا ایتالیا ساخته شده است و قدمت آن به قرن پانزدهم میلادی میرسد. 
زیر کلیسای قلعه گورستان راهبهها وجود دارد که در صورت بازدید از آن قطعا ترسناکترین فیلم های هالیوود را به یاد خواهید آورد. در گذشته اجساد راهبهها روی صندلیهای سنگی خاصی قرار میگرفت تا به آرامی بپوسد و خشک شود. یک سوراخ نیز زیر این صندلیها بود تا مایعات حاصل از تجزیه بدن در ظرف زیر آن بریزد. عجیبتر اینکه سایر راهبهها نیز هر روز در این مکان عبادت میکردند و ساعتها در کنار اجساد باقی میماندند.
قلعه هرستمونسو در انگلستان
قلعه هرستمونسو یکی از قدیمیترین بناهای بزرگ آجری انگلستان محسوب میشود. این قلعه بزرگ در سال ۱۴۴۱ به فرمان سر راجر فاینز، خزانهدار خاندان سلطنتی ساخته شد تا اقامتگاهی باشکوه باشد هرچند در عوض داستانهایی عجیب را به خود دید.
در سال ۱۵۴۱ سر توماس فاینز (از اعضای خاندان فاینز) شبانه به همراه گروهی از دوستان راهی شکار شد. در میانههای شب میان آنها و نگهبانان یکی از املاک مجاور درگیری رخ داد و یک نفر به قتل رسید. بعدها توماس بهجرم قتل و سرقت گوزنهای پادشاه محاکمه شد و اعدام گشت. تمامی اموال و املاک خاندان او نیز به پادشاه رسید. دو قرن بعد شخص دیگری قلعه را خریداری کرد. او تصمیم گرفت بخشیهای داخلی قلعه را ویران کند تا حالتی رمانتیک داشته باشد.
- 8 شاهکار باستانی که علم هنوز از توضیح آنها عاجز است
- ۱۰ تصویر شگفتانگیز از معبد کایلاسا در هند؛ اثبات فناوری پیشرفته در دوران باستان
- عجیب ترین یادبودهای جادوگران در دنیا
- 11 بنای تاریخی مرموز که احتمالا موجودات فرازمینی در آن دخیل بودند
گرچه این تنها اتفاق عجیب قلعه نیست. گفته میشود یکی از اعضای خاندان فاینز قصد داشت به دختری روستانی تعرض کند. دختر نیز برای فرار خود را به خندق قلعه انداخت. هرچند مهاجم او را از آب بیرون کشید و پس از تجاوز جنسی به قتل رساند. از آن زمان گاهی اوقات شبح دختری در آب دیده میشود که با درماندگی دستهایش را به هم میفشارد. برخی از دانشجویان نیز اخیرا ادعا کردهاند که شبهنگام صدای فریاد کمک و سم اسب در قلعه شنیده میشود.
قلعه وحشتناک ترسسون در فرانسه
قلعه ترسسون در اواخر قرون وسطی در منطقه بریتانی فرانسه ساخته شد و اقامتگاهی اشرافی برای خاندان ترسسون بود. هرچند وقوع یک اتفاق عجیب باعث شد که در تاریخ ماندگار شود. در سال ۱۷۵۰ یک شکارچی غیرقانونی شبانه در نزدیکی قلعه پنهان شده بود که ناگهان صدای کالسکهای را شنید. دو مرد از کالسکه پنهان شدند و گودالی کندند. سپس دختر جوانی که لباس عروسی بر تن داشت را بهزور بیرون کشیدند و زنده دفن کردند.
صبح روز بعد ماجرا به گوش صاحب قلعه رسید و او دستور کندن زمین را داد. مشخص شد که ادعای شکارچی غیرقانونی درست بوده است. هرچند داستان بههمینجا ختم نمیشود. افراد ادعا کردهاند که در برخی شبها شبح یک عروس ناشناس را میتوان در اطراف قلعه دید. گفته میشود هرکس که این شبح را ببیند در فاصله کمی اتفاقی بسیار ناگوار برای او رخ خواهد داد.
قلعه افسانه ای بادیم در انگلستان
این قلعه در سال ۱۳۸۵ میلادی به فرمان سر ادوارد دالینگریچ از رجال دربار ریچارد دوم ساخته شد. خندق بزرگ پیرامون قلعه و برجهای متعدد تصویری نمادین از یک قلعه قرونوسطایی انگلیسی بهدست میدهد. هرچند این قلعه در طول تاریخ هیچ محاصره یا جنگ خونین بزرگی را به خود ندیده است.
تنها اتفاق قابل توجه به سال ۱۴۶۹ بازمیگردد. زمانی که نیروهای شورشی صاحب قلعه و فرزندش را ربودند و پس از محاکمهای عجولانه گردن زدند. پس از آن نیز کمکم قلعه متروکه شد و رو به ویرانی گذاشت. بسیاری ادعا میکنند اگر شبها گوش خود را روی دیوارهای داخلی قلعه بگذارید صدای زنگولهها و صحبتهای ارواح حاضر در قلعه را میشنوید.
قلعه فوژر در فرانسه
قلعه فوژر در سده دهم میلادی در مرز تاریخی فرانسه و بریتانی ساخته شد و بعدها بارها گسترش یافت. فوژر یکی از بزرگترین دژوهای قرون وسطایی اروپا محسوب میشود و بارها جنگ و محاصره را تجربه کرده است.
در سال ۱۵۵۷ و در جریان جنگهای مذهبی فرانسه یکی از فرماندهان پروتستان به قلعه حمله کرد. او پس از تصرف قلعه مدافعان را با بیرحمی تمام قتلعام کرد و تنها یک زن را زنده باقی گذاشت. مردم محلی ادعا میکنند در برخی شبها از دیوارهای قلعه صدای فریاد مدافعان شنیده میشود. همچنین ناگهان زنی سفیدپوش ظاهر میشود و پس از رسیدن به برج ناپدید میگردد.
قلعه افسانه ای اوگروژینیس در لهستان
قلعه اوگروژینیس در جنوب لهستان قرار دارد و تاریخ دقیق ساخت آن مشخص نیست. هرچند کارشناسان احتمال میدهند که از سده چهاردهم به بعد ساخته شده باشد. این قلعه نیز همانند سایر موارد گذشتهای تاریک را در خود دارد. ظاهرا در گذشته اشرافزادهای بیرحم بهنام استانیسواف وارشیتسکی در قلعه سکونت داشت. او بهشدت مردم محلی را شکنجه میکرد و به کابوسی برای همه تبدیل شده بود.
پس از مرگ او بود که کمکم شایعاتی در مورد مشاهده یک سگ سیاه بسیار بزرگ به گوش رسید که زنجیری سه متری را بهدنبال خود میکشد. مردم محلی به تناسخ باور داشتند و میگفتند که این سگ هیولاوار در واقع همان روح وارشیتسکی است که میخواهد از گنجهای پنهان خود نگهبانی کند.
بخش جالب ماجرا اینجاست که اسبها شبهنگام از نزدیکی قلعه رد نمیشوند و سایر حیوانات نیز وحشت میکنند. همچنین در قرن بیستم جوانی برای اثبات دروغ بودن ماجرا تصمیم گرفت شبی را در قلعه بگذراند. هرچند در نیمهشب ابتدا صدای کشیده شدن زنجیر و سپس صدای سگ را شنید. او چیزی را در برابر خود نمیدید، اما صدا هر لحظه نزدیکتر میشد. در نهایت نیز جوان تصمیم گرفت از قلعه خارج شود.
کاخ سلطنتی آرانخوئس در اسپانیا
فیلیپ دوم در سال ۱۵۶۱ دستور ساخت یک کاخ جدید را صادر کرد. کاخ آرانخوئس در ابتدا قرار بود اقامتگاه شکار خاندان سلطنتی باشد؛ اما بعدها به یکی از مهمترین اقامتگاههای فصلی پادشاهان اسپانیا بدل گشت. هرچند برخلاف ظاهر آرام و زیبای کاخ، گذشته آن با مرگ و ترس پیوند خورده است. 
چندین عضو خاندان سلطنتی اسپانیا مرگهای دردناکی را در این مکان تجربه کردهاند. به همین خاطر داستانهای زیادی در مورد ظاهر شدن اشباح و صداهای ناشناخته شنیده میشود. برخی هم ادعا میکنند که هنوز شبهنگام میتوان صدای قدمهای اعضای کشته شده خاندان سلطنتی را در اتاقهای آنها شنید.
قلعه هت استین در بلژیک
قلعه هت استین در آنتورپ بلژیک قرار دارد و در اوایل سده سیزدهم ساخته شده است. در ابتدا قرار بود این قلعه نقشی حفاظتی برای شهر داشته باشد، هرچند بعدها به محل شکنجه و اعدام افراد تبدیل شد. زیرزمینهای این دژ مخوف محل بازجویی و شکنجه زندانیان بود و کمتر کسی از آن جان سالم بهدر میبرد.
جالب اینکه بهجای داستانهای مربوط به شکنجه مردم محلی از یک موجود افسانهای به نام لانگ وپر صحبت میکنند. غولی که شبهنگام در رودخانه ظاهر میشد و میتوانست ظاهر خود را تغییر دهد. او از ترساندن قربانیان خود لذت میبرد و پس از وحشت زیاد آنها را به قتل میرساند. همچنین گویا این موجود خیالی توانایی افزایش ناگهانی قد خود را هم داشت.
دژ باورنکردنی گراوناستین در بلژیک
قلعه گراوناستین در شهر خنت بلژیک قرار دارد و در سال ۱۱۸۰ میلادی به دستور کنت فلاندر ساخته شده است. کنت هم این دژ مستحکم را برای دفاع از شهر ساخت و هم قصد داشت قدرت خود را بهرخ اشراف بکشد. هرچند بعدها دژ بهمکانی خوفناک بدل گشت.
این مکان بهخاطر سیاهچالهای نمناک و سردش معروف شده بود و از آن برای اعتراف اجباری و شکنجه استفاده میشد. متهمان را شلاق میزدند و روی دستگاه خاصی قرار میدادند تا اندامهای آنها کشیده شود. در قرن هفدهم نیز این قلعه جایگاه ویژهای در شکنجه جادوگران داشت. ابتدا این افراد را شکنجه میکردند و هر جادوگری که زیر شکنجه جان نمیداد در آتش سوزانده میشد.
قلعه دختر در ترکیه
قلعه دختر در استان مرسین ترکیه و روی جزیرهای کوچک ساخته شده است. این بنا در سال ۱۱۹۹ میلادی و با هدف محافظت از منطقه در برابر حملات دریایی ساخته شد. هرچند که داستان جالبی در مورد دلیل ساخت آن وجود دارد.
پادشاه روزی از یک فالگیر شنید که دخترش روزی بهخاطر نیش مار کشته خواهد شد و او نیز نمیتواند هیچکاری بکند. او که حاضر نبود چنین سرنوشتی را بپذیرد، قلعهای را دور از ساحل ساخت و دخترش را بههمراه تعدادی خدمتکار به آنجا فرستاد. چند سال گذشت تا اینکه روزی یک سبد انگور برای شاهزاده خانم فرستاده شد. در زیر انگورها ماری کوچک پنهان شده بود و دختر را نیش زد. اینگونه بود که پیشگویی به حقیقت پیوست و قلعه نیز شهرتی افسانه ای پیدا کرد.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 


