امروز میخواهیم بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم را بررسی کنیم. این فیلم ها آنچنان کابوس های روانشناختی و موجودات ماورایی را در برابر شما زنده میکنند که وحشت به عمق وجود شما خواهد رفت و ترس لحظهای شما را رها نخواهد کرد.
در قرن بیستم آثار بسیاری در ژانر وحشت تولید شدند و برخی از آنها همچون جنگیر بهعنوان آثاری نمادین شناخته میشوند. هرچند بهباور بسیاری از منتقدان در قرن بیست و یکم نیز سینمای وحشت دوران درخشانی را دیده است. بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم فقط به هیولاهای دلهرهآور محدود نمیشوند و تلاش میکنند جنبههای مختلف ترس را بهتصویر بکشند.
غرق شدن در دنیای وحشت با بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم
در ادامه به ۲۵ مورد از بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم میپردازیم که میتوانند مخاطبان با سلیقههای مختلف را جلب کنند. در واقع امکان ندارد یکی از فیلمهای موجود در این لیست نتواند شما را حسابی ترسانده و ذهنتان را برای مدتها درگیر کند.
با من حرف بزن (Talk to me)
با من حرف بزن در سال ۲۰۲۳ اکران شد و توسط دنی و مایکل فیلیپو کارگردانی شده است. سوفی وایلد و جو برد هم بهعنوان بازیگران اصلی فیلم حضور دارند. داستان در مورد دختری نوجوان بهنام میا است که هنوز با غم از دست دادن مادر خود کنار نیامده است و سعی میکند با حضور در میان دوستان و تجربه هیجانهای تازه از زندگی واقعی فرار کند.
دوستان میا بهتازگی با یک سرگرمی جدید آشنا شدهاند. آنها یک دست مومیامی شده در اختیار دارند که میتواند بهعنوان دروازه ارتباط با ارواح عمل کند. فرد باید دست مومیایی را گرفته، شمع را روشن کرده و ورد خاصی را بر زبان آورد. پس از آن یک روح برای چند ثانیه وارد بدن خواهد شد. هرچند مشکل از جایی شروع میشود که همین قانون ساده را نادیده میگیرند. ترس این فیلم بهخاطر صحنههای ناگهانی و هیولاهای عجیب نیست. شما از اینکه میدانید قرار است چند ثانیه دیگر چه چیزی رخ دهد مضطرب میشوید.
فعالیت فراطبیعی (Paranormal Activity)
فعالیت فراطبیعی اصلا قرار نبود یک فیلم حرفهای باشد. کارگردان فیلم یعنی اورن پلی یک برنامهنویس نرمافزار بود و صرفا فیلم را با بودجه شخصی ۱۵ هزار دلاری در خانه خود ساخته بود. کل مدت فیلمبرداری نیز ۷ روز طول کشید. هرچند پس از مدتی فیلم دستبهدست شد و توجه بزرگان هالیوود را جلب کرد. استیون اسپیلبرگ نیز آن را تماشا کرد و آنقدر تحتتاثیر قرار گرفت که گفت بهتر است فیلم بهشکل کنونی عرضه شود.
داستان در مورد یک زوج جوان بهنام کیتی و میکا است که در خانهای در حومه شهر زندگی میکنند. کیتی احساس میکند که یک موجود نامرئی در خانه وجود دارد و او را تعقیب میکند. میکا که میخواهد ثابت کند هیچ اتفاقی در شب رخ نمیدهد، یک دوربین فیلمبرداری را در اتاق خواب قرار میدهد. در شبهای اول همهچیز عادی است. هرچند کمکم چیزهایی را در دوربین مشاهده میکنید که توضیحی برای آنها وجود ندارد. پس از آن است که هر لحظه فعالیتهای موجود ماورایی بدتر و شدیدتر میشود.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: دریاچه مونگو (Lake Mungo)
دریاچه مونگو در سال ۲۰۰۸ اکران شد و توانست خیلی زود به لیست بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم راه پیدا کند. کارگردان فیلم جوئل اندرسون میخواست اثر نهایی بهشدت واقعگرایانه و طبیعی باشد. به همینخاطر نیز فیلم را در قالب شبهمستند ساخت و حتی به بازیگران اجازه داد برخی دیالوگها را بهصورت بداهه بگویند. دریاچه مونگو در مورد یک دختر ۱۶ ساله استرالیایی بهنام آلیس پالمر است که هنگام شنا در یک سد محلی جان خود را از دست میدهد.
کمی پس از خاکسپاری صداها و نشانههایی در خانه پدیدار میگردند که اعضای خانواده را درگیر میکنند. همزمان با شدت گرفتن نشانهها خانواده به جستجو در وسایل آلیس میپردازند تا بلکه نشانهای پیدا کنند. هرچند تمام سرنخها آنها را بهسمت یک دریاچه دورافتاده و وهمآلود بهنام مونگو هدایت میکند. در این فیلم خبری از هیولاهایی که ناگهان در کادر ظاهر میشوند و یا افکتهای صوتی دیوانهوار نیست. دریاچه مونگو بهخاطر انتظار و ورود به دنیایی ناشناخته شما را درگیر میکند.
دیگران (The Others)
شاید سلیقهها در مورد بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم متفاوت باشد، اما قطعا در هر لیستی فیلم دیگران جایگاه ویژهای دارد. این فیلم محصول ۲۰۰۱ است و توسط آلخاندرو آمنابار کارگردانی شده است. نیکول کیدمن و فیونولا فلاناگان هم در نقشهای اصلی حضور دارند. داستان در عمارتی بزرگ و دورافتاده در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم روایت میشود. گریس بهعنوان مادری تنها بار مراقبت از دو فرزند خود را بهدوش میکشد. 
فرزندان او از بیماری خاصی رنج میبرند و نمیتوانند در برابر نور مستقیم خورشید قرار بگیرند. به همین خاطر همیشه پردهها کشیده شده و خانه تاریک است. همهچیز بر اساس یک برنامه مشخص پیش میرود تا اینکه چند خدمتکار جدید از راه میرسند. پس از آن از اتاقهای خالی صداهای عجیب شنیده میشود، اشیا در مکانهای متفاوت قرار میگیرند و حضور یک موجود ناشناخته احساس میگردد. درست است که فیلم به داستانهای کلاسیک ارواح نزدیک است؛ اما قطعا پایانبندی آن شما را شگفتزده خواهد کرد.
کلبهای در جنگل (The Cabin in the Woods)
فیلمنامه کلبهای در جنگل در تنها ۳ روز نوشته شد و از همان ابتدا قرار بود یک اثر متفاوت باشد. این فیلم محصول سال ۲۰۱۲ است و کریستن کانلی و کریس همسورث بهعنوان نقشهای اصلی در آن ظاهر شدهاند. داستان در مورد پنج دوست جوان است که برای گذراندن تعطیلات آخر هفته خود یک کلبه دور افتاده در دل جنگل را انتخاب میکنند.
شاید فکر کنید که مجدد با یک فیلم کلیشهای طرف هستید. هرچند بدون تردید ترکیب تکراری کلبه قدیمی، جنگل خلوت و تعدادی جوان که نمیدانند چه در انتظارشان است جایی در بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم ندارد. کنجکاوی شخصیتهای داستان را بهسمت مسیری عجیب پیش میبرد. آنها مواردی را بررسی میکنند که بهتر بود دستنخورده باقی بمانند. اینجاست که اوج فیلم شروع شده و البته تمام قواعد ژانر وحشت زیر پا گذاشته میشود.
دو خواهر (A Tale of Two Sisters)
فیلم دو خواهر محصول سال ۲۰۰۳ کرهجنوبی است و بسیاری آن را در میان ۱۰ فیلم برتر سینمای کره قرار میدهند. جالب اینجاست که فیلم بر اساس اقتباسی از یک افسانه قدیمی کرهای ساخته شده و کارگردان صرفا تلاش کرده یک بستر روایی مدرن را برای آن انتخاب کند. هرچند که مخاطب بینالمللی با جزئیات این افسانه آگاه نیست و کاملا غافلگیر میشود.
سو می و سو یون دو خواهر نوجوان هستند که پس از مدتی بستری بودن در یک مرکز درمانی به خانه خود برگشتهاند. آنها در خانهای بزرگ و زیبا زندگی میکنند؛ اما رابطه بسیار پرتنشی با نامادری خود دارند. همین هم سبب میشود که فضای خانه سنگینتر شده و اتفاقات عجیب رخ دهد. جابهجا شدن اشیاء و شنیدن صداهای نامشخص سبب میگردد که وحشت دو خواهر بیشتر شده و نگران جان خود شوند. اینجاست که کمکم رازهای تاریک خانه برملا میگردد.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: یک مکان ساکت (A Quiet Place)
یک مکان ساکت را نمیتوان اثری کلاسیک از ژانر وحشت دانست. شاید حتی بهتر باشد آن را در میان بهترین فیلم های علمی تخیلی جهان قرار داد؛ چراکه بهجای موجودات ماورایی سراغ هیولاهایی از جهانهای دیگر رفته است. هیولاهایی که ممکن است روزی بهخاطر کنجکاوی بشر در فضا سراغ ما بیایند.
فیلم در محیطی آخرالزمانی روایت میشود. گونهای ناشناخته از موجودات فضایی به زمین حمله کردهاند و تمدن انسانی تقریبا نابود شده است. این موجودات وحشتناک نمیبینند؛ اما بهشدت به صدا حساس هستند و میتوانند در کسری از ثانیه منبع صدا را نابود کنند. در چنین محیطی یک خانواده باید دوام بیاورد. آنها مجبور هستند بدون صدا راه بروند و برای ارتباط با یکدیگر از زبان اشاره استفاده کنند. هرچند تا چه زمانی ممکن است این سبک زندگی دوام بیاورد؟
دختری شبانه تنها به خانه میرود (A Girl Walks Home Alone at Night)
احتمالا با بهترین سریالهای خونآشامی جهان آشنا هستید. هرچند امروز میخواهیم شما را با یک فیلم خونآشامی عجیب آشنا کنیم که در خیابانهای ایران روایت میشود. دختری شبانه تنها به خانه میرود به نویسندگی و کارگردانی آنا لیلی امیرپور در سال ۲۰۱۴ ساخته شد. فیلم بهصورت سیاهوسفید فیلمبرداری شده و زبان آن نیز فارسی است. همچنین ترس فیلم تدریجی و وهمآلود است و از خونریزیهای افراطی یا حملههای ناگهانی رایج در فیلمهای خونآشامی اجتناب میکند. 
داستان در یک شهر خیالی و تاریک بهنام بدسیتی رخ میدهد. دختری ناشناس شبها با چادر سیاه و یک اسکیتبرد در خیابانهای ساکت و پر از جرم شهر حاضر میشود. زن به آرامی حرکت میکند و اهالی شهر نیز چندان شناختی از او ندارند. تا اینکه جوانی بهنام آرش با زن روبرو میشود و رابطهای عجیب میان آنها شکل میگیرد. کارگردان از ترکیب عناصر وسترن، فیلم نوآر، درام عاشقانه و وحشت روانشناختی بهره گرفته تا یک عاشقانه تاریک خونآشامی را روایت کند. هرچه فیلم پیش میرود نیز جزئیات ترسناکتری از زندگی دختر و دنیای خطرناک او آشکار میگردد.
با وجود اینکه زبان فیلم فارسی است و ظاهرا در یک شهر خیالی در ایران رخ میدهد، اما کاملا در کالیفرنیا فیلمبرداری شده است.
نزول (The Descent)
فیلم نزول در سال ۲۰۰۵ ساخته شد و نیل مارشال کارگردانی آن را بر عهده داشت. ترس فیلم در ابتدا تدریجی و از جنس اضطراب است؛ اما بعدتر از وحشت ناگهانی، تعقیبوگریز، خشونت و موجودات ناشناخته استفاده میکند. همچنین میتوان گفت که موتور اصلی ترس فیلم را تاریکی، فضای بسته، گم شدن و درماندگی شکل میدهند.
نزول داستان ۶ زن را روایت میکند که میخواهند برای کشف یک سیستم غاری دورافتاده راهی سفری ماجراجویانه شوند. پس از ورود به غار است که شش زن خود را در دل شبکهای از تونلها، شکافها و حفرههای تاریک میبینند. هرچند مسئله فقط گمشدن نیست. آنها کمکم متوجه میشوند که در تاریکی غار تنها نیستند و موجودی در نزدیکی آنها حرکت میکند.
جالب اینکه تیم فیلمبرداری باور داشت حضور در غارهای تاریک و پیچیده بسیار خطرناک است. به همین خاطر غارهای مصنوعی برای فیلم ساخته شدند. با مطالعه داستان افرادی که در غارها گیر کردهاند متوجه میشوید که ترس تیم فیلمبرداری چندان هم بیپایه نبوده است.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: شوم (Sinister)
معمولا شخصیتهای بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم بهصورت ناخواسته با موجودی ماورایی یا وحشتناک مواجه میشوند. هرچند فیلم اسکات دریکسون رویکرد کاملا متفاوتی را پیش میگیرد.
داستان در مورد نویسندهای بهنام الیسون آزبورن است که زمانی بهخاطر کتابهای جنایی خود شهرت داشته است. هرچند مدتها است که او ایده جدیدی ندارد و فکر میکند باید اقدامی دیوانهوار انجام دهد. به همین خاطر به همراه خانواده به خانهای نقل مکان میکند که بهتازگی تمام اعضای آن بهشکلی مشکوک به قتل رسیدهاند. داستان از جایی بدتر میشود که الیسون جعبهای پر از فیلمهای قدیمی ۸ میلیمتری را در اتاق زیرشیروانی خانه پیدا میکند و متوجه میشود یک موجود اهریمنی در پس ماجرا قرار دارد.
با وجود نقدهای مثبت برخی افراد شخصیت منفی داستان و نحوه پایانبندی آن را مورد انتقاد قرار دادهاند.
تعقیب میکند (It Follows)
اگر از عناصر کلیشهای فیلمهای ژانر وحشت خسته شدهاید و نمیخواهید داستانهای مربوط به ارواح را ببینید، تعقیب میکند قطعا میتواند یکی از بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم برای شما باشد. نویسندگی و کارگردانی فیلم بر عهده دیوید رابرت میچل بوده و حتی ایده کلی داستان را نیز از کابوسهای بچگی خود الهام گرفته است.
داستان با دختری ۱۹ ساله بهنام جی شروع میشود که پس از ارتباط جنسی با فردی دیگر متوجه میشود چیزی او را تعقیب میکند. این موجود همیشه ظاهر ترسناکی ندارد و حتی شروع به دویدن یا فریاد زدن نمیکند، بلکه صرفا آرام و پیوسته به سمت او میآيد. بدتر اینکه هرگز نمیتوان از شر این موجود رها شد، چون همیشه در هر مکان جدید در قالب یک انسان معمولی ظاهر شده و به سمت شخصیت اصلی حرکت میکند. همین هم سبب میشود که زندگی جی به کابوس مملو از اضطراب و انتظار تبدیل شود.
احضار (Conjuring)
آیا میتوان از فیلمهای ترسناک سخن گفت و به احضار اشارهای نکرد؟ این شاهکار سینمایی در سال ۲۰۱۳ اکران شد. ورا فارمیگا و پاتریک ویلسون بازیگران اصلی فیلم بودند و در نقش دو کارآگاه مسائل ماورایی بهنامهای اد و لورین وارن ظاهر شدند. بازی ورا فارمیگا در این نقش آنقدر قوی بود که لقب ملکه ژانر وحشت را دریافت کرد. 
داستان بر اساس اتفاقی واقعی روایت میشود که در دهه ۱۹۷۰ در رودآیلند رخ داد. خانواده پرون بهتازگی به خانه جدید خود نقل مکان کرده و هیجانزده است. هرچند کمکم اعضای خانواده متوجه میشوند فضای خانه عادی نیست و اتفاقات عجیب رخ میدهند. با شدت گرفتن اتفاقات آنها از اد و لورین درخواست میکنند که وارد خانه شده و با انجام آزمایشهای مختلف و جنگیری مشکل را برطرف کنند.
- معرفی ۵ فیلم دیستوپیایی فراموش شده که هنوز هم شما را شگفتزده میکنند
- جاهطلبانهترین فیلمهای فانتزی تاریخ؛ آثاری که مرزهای سینما را جابهجا کردند
- ۱۰ فیلم ترسناکی که تقریبا هیچ ایرادی ندارند؛ شاهکارهای بینقص ژانر وحشت
- بهترین فیلمهای ترسناک کلاسیک آمریکایی؛ شاهکارهایی که هنوز هم میترسانند
احضار آنقدر موفق بود که سازندگان سراغ سایر پروندههای اد و لورین وارن رفتند و چندین فیلم دیگر را نیز بر اساس تجربیات آنها ساختند. خبر خوب اینکه سریال کانجورینگ نیز بهزودی ساخته خواهد شد تا علاقهمندان به ژانر وحشت مجدد درگیر ماجراجوییهای ترسناک این زوج جذاب شوند.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: وسواس (Obsession)
وسواس ساخته سال ۲۰۲۶ است و این روزها همه در مورد آن صحبت میکنند. کری بارکر، کارگردان فیلم یک یوتیوبر بود و تجربه ساخت فیلم سینمایی بلند نداشت. فیلم با بودجه اندک ۷۵۰ هزار دلاری ساخته شد؛ اما توانست با فروش جهانی ۱۶۵ میلیون دلاری به موفقیتی چشمگیر دست پیدا کند.
وسواس داستان یک جوان خجالتی و درونگرا بهنام بر را روایت میکند که به همکار خود نیکی علاقه دارد. هرچند او شهامت کافی برای ابراز علاقه را ندارد و عذاب میکشد. تا اینکه ناگهان در یک فروشگاه عجیب با چیزی بهنام بید تک آرزو مواجه میشود. وسیلهای که بهواسطه آن میتوانید به تنها یک آرزوی خود برسید. بر نیز تصمیم میگیرد آرزو کند که نیکی او را بیشتر از هر شخص دیگری در جهان دوست داشته باشد. هرچند خیلی زود مشخص میشود که این آرزو اشتباهی بسیار بزرگ بوده است.
میزبان (The Host)
میزبان را باید دومین فیلم کرهای حاضر در لیست بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم دانست. این فیلم محصول سال ۲۰۰۶ است و در سئول رخ میدهد. رودخانه هان از میان سئول گذر میکند و هیچ چیز خاصی برای مردم ندارد. تا اینکه ناگهان روزی هیولایی باورنکردنی از دل رودخانه بیرون میآید و به مردم حمله میکند. 
شخصیت اصلی داستان فردی بهنام گانگدو است که در دکه کوچکی کنار رودخانه کار میکند. در نتیجه این اتفاق دختر او ربوده میشود و گانگدو هیچ کاری نمیتواند بکند. دولت کره نیز منطقه را قرنطینه میکند تا هیچکس به رودخانه نزدیک نشود. اینجاست که گانگدو و سایر اعضای خانواده تصمیم میگیرند بهتنهایی وارد شده و دختر را نجات دهند. هرچند آنها باید با موجودی مواجه شوند که رازهای عجیبی را پشت خود دارد.
نیمه تابستان (Midsommar)
اگر از داستانهای کلیشهای ارواح و موجودات ماورایی خسته شدهاید، میدسامر میتواند انتخابی جذاب برای تماشا باشد. فلورنس پیو و جک رینور در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند و زوج جوانی بهنامهای کریستین و دنی را به تصویر میکشند. رابطه آنها در وضعیت خوبی قرار ندارد و به پایان نزدیک میشود. اما مرگ اعضای خانواده کریستین باعث میشود که دنی فرصت دیگری به رابطه داده و کریستین را برای یک جشن سنتی به روستایی دورافتاده در سوئد ببرد.
انتظار میرود که جشن تجربهای آرام، متفاوت و شاد باشد. همهچیز زیبا است و اهالی روستا نیز رفتار بسیار صمیمانه و خوبی با مهمانهای خود دارند. هرچند کمکم مشخص میشود که برخی از آداب و رسوم اعضای روستا چندان عادی نیست و با مفاهیم انسانی بیگانه است. در واقع هرچه فیلم جلو میرود بیشتر حیرتزده خواهید شد و بیشتر انتظار رخ دادن فاجعهای بزرگ را خواهید داشت.
جادوگر (The Witch)
جادوگر محصول سال ۲۰۱۵ است و آنیا تیلور جوی و رالف اینسون در نقشهای اصلی فیلم ظاهر شدهاند. جادوگر با صحنههای ناگهانی شما را نمیترساند، بلکه وحشت آن بهصورت آهسته و خزنده پیش میرود. فیلم با انزوا، فضای مذهبی سنگین، جنگل ناشناخته و فروپاشی اعتماد میان اعضای خانواده اضطرابی را ایجاد میکند که هر لحظه بیشتر میشود. همین هم باعث میشود که تا مدتها پس از پایان فیلم فضای تاریک آن را فراموش نکنید.
داستان در سال ۱۶۳۰ در نیوانگلند رخ میدهد. یک خانواده مذهبی پس از بحث با اعضای جامعه خود تصمیم میگیرند خانه و مزرعهشان را ترک کرده و در منطقهای دورافتاده در نزدیکی یک جنگل سکونت کنند. در ابتدا آرامشی غیرواقعی دیده میشود؛ اما خیلی زود ناپدیدشدن نوزاد خانواده وضعیت را بههم میریزد. با گذر زمان اتفاقات ترسناک و عجیب نیز بیشتر میشود و اعضای خانواده به یکدیگر شک میکنند. آنها حس میکنند که یکی از خودشان سراغ جادوی سیاه رفته است.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: نابودی (Annihilation)
نابودی را نیز میتوان از جمله آثار متفاوت در میان بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم دانست. فیلم در سال ۲۰۱۸ ساخته شد و الکس گارلند کارگردانی آن را بر عهده داشت. ناتالی پورتمن و جنیفر جیسون لی نیز بازیگران نقشهای اصلی این فیلم هستند. داستان در مورد یک زیستشناس و استاد دانشگاه بهنام لنا است که بهخاطر ناپدید شدن همسرش حال و روز چندان خوبی ندارد. در اوج ناامیدی یک روز همسرش برمیگردد؛ اما خیلی زود مشخص میشود که فرد سابق نیست و اتفاقی وحشتناک برای او رخ داده است.
کمی بعد لنا به همراه گروهی از دانشمندان وارد منطقهای ناشناخته میشوند تا نیروی غیرقابل توضیح پیرامون آن را بررسی کنند. آنها خیلی زود متوجه میشوند که در یک جنگل معمولی قرار دارند و قوانین طبیعی در مورد آن مکان صدق نمیکنند. ساختارها، گیاهان و حیوانات نیز همگی شکلهایی ناآشنا و عجیب دارند. لنا در همان ابتدای کار متوجه میشود که با یک ماموریت علمی ساده مواجه نیست و ممکن است هرگز نتواند از جنگل خارج شود.
آدم درست را راه بده (Let the Right One In)
آدم درست را راه بده محصول سینمای سوئد است و در سال ۲۰۰۸ اکران شد. این اثر از عناصر وحشت روانشناختی، درام عاشقانه و وحشت فیزیکی استفاده میکند؛ اما در درجه اول یک فیلم خونآشامی محسوب میشود. فضای سرد و برفی سوئد نیز وحشت ناشی از فیلم را تقویت میکند.
اسکار پسری ۱۲ ساله و تنها است که وضعیت خوبی در مدرسه ندارد. او مرتب قربانی آزار و زورگویی میشود و زندگی تلخی مملو از ترس و تنهایی دارد. تا اینکه یک شب دختری بهنام الی با مردی میانسال به همسایگی آنها نقل مکان میکنند. میان اسکار و الی رابطهای دوستانه شکل میگیرد و پسرک را از وضعیت درماندهای که داشته است خارج میکند. هرچند کمکم اسکار متوجه میشود که رفتارهای الی عادی نیست و با سایر کودکان فرق دارد.
شیون (The Wailing)
شیون محصول سال ۲۰۱۶ کرهجنوبی است و در میان بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم قرار میگیرد. ترس واقعی فیلم از آنجا میآید که نمیدانید باید چهچیزی را باور کنید. در واقع فیلم دو ساعت و نیم فرصت دارد تا فضای روستا، شخصیتها و رازهایشان را به کابوسی پیچیده تبدیل کند. پس از آن نیز شاهد انفجار خشونت با شدتی باورنکردنی هستیم. ترکیب وحشت ماورایی، آیینهای شمنی و موسیقی سنگین از عناصر موفق این فیلم هستند.
داستان در روستایی کوچک و دورافتاده در کره جنوبی رخ میدهد. اهالی روستا یکی پس از دیگری به یک بیماری عجیب مبتلا میشوند و رفتارهایی غیرقابل باور از خود نشان میدهند. جونگگو، یک پلیس محلی که توانمندی چندان زیادی هم ندارد مسئول بررسی ماجرا میشود. او در ابتدا فکر میکند که مسئله یک مسمومیت ساده است. هرچند ورود یک غریبه ژاپنی، یک کشیش جوان و گرفتار شدن دختر جونگگو به بیماری سبب میشود ماجرا بسیار پیچیده و ماورایی گردد.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: بابادوک (The Babadook)
بابادوک بیشتر یک فیلم وحشت روانشناختی است؛ اما از عناصر وحشت ماورایی و هیولایی هم بهره میبرد. این فیلم در سال ۲۰۱۴ اکران شد و خیلی زود توانست مطرح شود. بابادوک به داستان مادری تنها بهنام آملیا میپردازد که چند سال از مرگ همسرش گذشته و باید پسر خردسالش ساموئل را بزرگ کند. هرچند مشکل اینجاست که ساموئل مرتب از وجود موجودی ترسناک بهنام بابادوک در خانه صحبت میکند.
یک شب آملیا بهصورت اتفاقی کتابی مصور را پیدا میکند که در آن داستان بابادوک نوشته شده است. از آن شب به بعد اتفاقات وحشتناک بیشتر میشود و آملیا نیز نمیتواند مرز میان توهم و واقعیت را تفکیک کند.
قوی سیاه (Black Swan)
قوی سیاه به کارگردانی دارن آرونوفسکی در سال ۲۰۱۰ اکران شد. ناتالی پورتمن و میلا کونیس از بازیگران اصلی این فیلم هستند و پورتمن بهخاطر قوی سیاه توانست جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را دریافت کند. قوی سیاه یک اثر ترسناک کلاسیک با موجودات ماورایی نیست و وحشت آن را باید بیشتر در ذهن ناپایدار و فشار روانی شخصیت اصلی دید. در واقع بیشتر با یک تریلر روانشناختی طرف هستیم.
قوی سیاه به داستان یک بالرین جوان و کمالگرا بهنام نینا میپردازد که میخواهد نقش اصلی اجرای دریاچه قو را بهدست آورد. نینا بهشدت تحت فشار قرار دارد تا بتواند هم معصومیت قوی سفید و هم جنبه اغواگر قوی سیاه را نشان دهد. در همین حال ورود یک بالرین جوان دیگر بهنام لیلی وضعیت را بدتر میکند.
۲۸ روز بعد (28 Days Later)
فیلم ۲۸ روز بعد محصول سال ۲۰۰۲ بریتانیا است و کیلین مورفی و نائومی هریس در آن بازی کردهاند. این اثر نهتنها بهعنوان یکی از بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم شناخته میشود، بلکه اغلب بهخاطر تاثیرگذاری روی موج مدرن فیلمهای زامبیمحور و آخرالزمانی نیز مورد تحسین قرار میگیرد.
جیم پس از یک حادثه در بیمارستان بیدار میشود و متوجه میشود که لندن متروکه و خالی از سکنه شده است. هیچکس به فریادهای او پاسخ نمیدهد و مغازهها نیز رها شدهاند. جیم متوجه میشود که ویروسی عجیب بخش بزرگ جامعه را به زامبی تبدیل کرده است. او و چند بازمانده دیگر تلاش میکنند مکانی امن پیدا کنند. هرچند بهخاطر فروپاشی نظم اجتماعی بازماندگان نیز بهاندازه زامبیها خطرناک هستند. به همین خاطر اعضای گروه مجبور هستند مرتب بین زنده ماندن و اعتماد کردن یکی را انتخاب کنند.
گناهکاران (Sinners)
گناهکاران در سال ۲۰۲۵ اکران شد و توانست خیلی زود توجهات را بهخود جلب کند. مایکل بی جردن و مایلز کاتن بازیگران اصلی این فیلم هستند و نقش دو برادر را بازی میکنند که پس از سالها دوری به زادگاه خود در میسیسیپی بازگشتهاند. آنها میخواهند زندگی جدیدی را برای خود شکل دهند و در همین مسیر به مردم محلی نیز کمک کنند. به همین خاطر یک سالن موسیقی زیبا را راهاندازی میکنند تا محلی برای تجمع سیاهپوستان باشد.
با فرا رسیدن شب دو برادر متوجه میشوند که هیچچیز عادی نیست و باید با تهدیدی بسیار مرگبار مقابله کنند. گناهکاران یک فیلم وحشت خونآشامی است؛ اما قرار گرفتن آن در دهه ۱۹۳۰ و تاکید بر فضای بسته و هویت فرهنگی خاص باعث شده که جلوه ویژهای داشته باشد.
بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم: برو بیرون (Get Out)
برو بیرون محصول مشترک آمریکا و ژاپن است و در سال ۲۰۱۷ اکران شد. برو بیرون بهخاطر داستان نوآورانه خود مورد استقبال قرار گرفت و حتی توانست جایزه اسکار بهترین فیلمنامه را هم دریافت کند. این فیلم با بودجه ۵ میلیون دلار ساخته شد؛ اما با فروش ۲۵۵ میلیون دلاری به موفقیت تجاری چشمگیری دست یافت.
داستان در مورد یک عکاس سیاهپوست بهنام کریس است که میخواهد برای اولینبار با خانواده دوستدختر سفیدپوست خود ملاقات کند. خانواده رز در منطقهای روستایی زندگی میکنند و برخورد بسیار صمیمانهای دارند. هرچند با نزدیک شدن به آخر هفته مهمانان غیرعادی به خانه اضافه میشوند و کریس بهخاطر رفتارهای غیرعادی آنها به همهچیز شک میکند. هرچقدر هم تکههای پازل را بیشتر کنار هم قرار میدهد، وضعیت نگرانکنندهتر میشود.
موروثی (Hereditary)
موروثی را باید بدون تردید در صدر بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم قرار داد. این فیلم محصول سال ۲۰۱۸ است و بهخاطر فضای سنگین و رویکرد متفاوت به وحشت بهیکی از آثار شاخص تبدیل شده است. داستان از مرگ مادربزرگ خانواده گراهام شروع میشود. از همان ابتدا اتفاقهای عجیب شروع میشود و هیچکس دیگر در خانه احساس امنیت نمیکند.
مادر خانواده فکر میکند بالاخره از رابطهای پیچیده و پرتنش رها شده است؛ اما مرگ مادربزرگ کابوسی را آزاد میکند که نسلها پنهان شده بود. رفتار اعضای خانواده عجیب میشود و از سوگ بهسمت جنون و فروپاشی روانی میروند. آنها متوجه میشوند که گویی چیزی نامرئی در وجود آنها ریشه دوانده و فرار فایده ندارد. در واقع گویی باید سرنوشت تاریک خود را بپذیرند. پایانبندی داستان نیز باورکردنی نیست و قطعا شما را حیرتزده خواهد کرد.
بهنظر شما کدام اثر از لیست بهترین فیلم های ترسناک قرن بیست و یکم جا مانده است؟
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 


