۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ؛ وقتی بزرگان هم اشتباه می‌کنند

حتی برندهای بزرگ هم در صنعت خودرو شکست می‌خورند؛ در این مطلب با ۱۵ خودرو ناموفق و شکست خورده از بزرگان بازار آشنا می‌شویم.

ساخت یک خودرو موفق فقط به موتور قدرتمند، طراحی جذاب یا اعتبار یک برند بزرگ وابسته نیست. حتی خودروسازانی مثل فورد، تویوتا، فولکس‌ واگن، نیسان، کادیلاک و شورولت نیز در طول تاریخ مدل‌هایی را روانه بازار کرده‌ که برخلاف انتظار با استقبال ضعیف مشتریان مواجه شده‌اند. بعضی از این خودروها به دلیل طراحی نامناسب شکست خوردند، برخی قیمت‌گذاری اشتباهی داشتند و تعدادی نیز قربانی تصمیمات بازاریابی یا زمان‌بندی نامناسب شدند.

معرفی ۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

نکته جالب اینجاست که بعضی از این خودروها لزوما محصولات بدی نبودند، بلکه در زمان، بازار یا جایگاه اشتباهی عرضه شدند. برای مثال، فولکس‌ واگن فائتون خودرویی بسیار پیشرفته بود، اما قرار دادن یک محصول لوکس در برندی که اساسا با خودروهای اقتصادی شناخته می‌شد، تصمیمی پرریسک بود. در ادامه 15 مورد از مشهورترین شکست‌های صنعت خودرو را بررسی می‌کنیم.

۱. فورد ادسل

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

فورد ادس شاید مشهورترین شکست تجاری تاریخ صنعت خودرو باشد. فورد برای عرضه این برند جدید در اواخر دهه ۱۹۵۰ تبلیغات بسیار گسترده‌ای انجام داد و آن را محصولی انقلابی معرفی کرد، اما طراحی بحث‌ برانگیز، قیمت نامناسب و رکود اقتصادی باعث شد مشتریان استقبال مورد انتظار را از آن نکنند. در واقع، خود خودرو لزوما از نظر مهندسی فاجعه نبود، اما انتظارات ایجاد شده بسیار فراتر از چیزی بود که محصول ارائه می‌کرد.

مشکل دیگر این بود که Edsel از بسیاری از قطعات و معماری‌های مشترک محصولات فورد و مرکوری استفاده می‌کرد و بنابراین آن محصول کاملا متفاوتی که تبلیغات وعده داده بود، از آب درنیامد. فورد در نهایت پس از حدود سه سال تولید را متوقف کرد و شکست این پروژه صدها میلیون دلار برای شرکت هزینه داشت. امروز این خودرو در فرهنگ عامه آمریکا تقریبا مترادف با یک شکست تجاری است.

بیشتر بخوانید

۲. کادیلاک سیمارون

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

کادیلاک سیمارون یکی از معروف‌ترین نمونه‌های اشتباه استراتژیک جنرال موتورز بود. این خودرو اساسا بر پایه شورولت کاوالیر شکل گرفته بود، اما کادیلاک تلاش کرد با افزودن تجهیزات لوکس، نشان تجاری گران‌ قیمت خود را روی آن قرار دهد. مشکل اینجا بود که مشتریان انتظار داشتند یک کادیلاک واقعی، از نظر کیفیت، قدرت و شخصیت با محصولات اقتصادی شورولت فاصله زیادی داشته باشد.

سیمارون حتی با وجود قیمت بسیار بالاتر، از موتور چهار سیلندر کم‌ توان و تجهیزات فنی نه‌ چندان چشمگیر استفاده می‌کرد. نتیجه محصولی بود که نه مشتری سنتی کادیلاک را راضی می‌کرد و نه خریدار خودروهای لوکس اروپایی را به سمت خود می‌کشاند. رسانه‌هایی مثل موتورترند این خودرو را نمونه کلاسیک Badge Engineering یا همان تغییر نشان یک محصول اقتصادی به خودرو لوکس دانسته‌اند.

۳. پونتیاک آزتک

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

پونتیاک آزتک امروزه یکی از مشهورترین خودروهای شکست‌ خورده تاریخ است، با این حال، ایده اولیه آن چندان بد نبود. جنرال موتورز قصد داشت خودرویی بسازد که قابلیت‌های شاسی بلند را با راحتی یک خودرو سواری ترکیب کند؛ مفهومی که سال‌ها بعد به یکی از محبوب‌ترین بخش‌های بازار تبدیل شد. مشکل اصلی، طراحی بحث‌ برانگیز و تصمیمات متعدد در فرآیند توسعه بود.

جنرال موتورز انتظار داشت سالانه حدود 70 هزار دستگاه از این ماشین بفروشد، اما در نخستین سال تنها کمی بیش از 12 هزار دستگاه فروش رفت و در بهترین سال خود نیز به حدود 28 هزار دستگاه رسید. قیمت نسبتا بالا، مشکلات مربوط به فراخوان‌های ایمنی و ظاهر جنجالی باعث شدند مشتریان هدف از آن استقبال نکنند. ماجرا این است که Aztek از نظر ایده، پیشگام کراس‌اوورهای امروزی بود اما محصولی ناموفق از آب درآمد.

بیشتر بخوانید

۴. فولکس‌ واگن فائتون

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

فولکس‌ واگن فائتون از آن خودروهایی است که شکست تجاری آن را نمی‌توان به کیفیت پایین نسبت داد. این سدان لوکس با هدف رقابت با مرسدس‌ بنز S-Class و بی‌ ام‌ و سری 7 ساخته شد و فولکس‌ واگن برای تولید آن حتی کارخانه‌ای بسیار مدرن در درسدن آلمان احداث کرد. مشکل اصلی این بود که مشتریان حاضر نبودند برای یک فولکس‌ واگن، پولی در حد محصولات لوکس آلمانی پرداخت کنند.

فولکس‌ واگن امیدوار بود اعتبار فنی Phaeton بتواند آن را به یک رقیب جدی در بازار خودروهای لوکس تبدیل کند، اما جایگاه برند مانع بزرگی بود. تنها حدود 5100 دستگاه در اروپا طی نخستین ماه‌های عرضه فروخته شد و گزارش‌های آن زمان از زیان قابل توجه پروژه حکایت داشتند. فائتون بعدها در چین موفق‌تر شد، اما در بسیاری از بازارهای جهانی نتوانست به اهداف تجاری خود برسد.

۵. لینکلن بلک وود

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

لینکلن بلک وود یکی از عجیب‌ترین تلاش‌های فورد برای ورود به بازار پیکاپ‌های لوکس بود. این خودرو با قیمت حدود 52 هزار دلار عرضه شد و کابینی لوکس داشت، اما در قسمت بار به جای یک فضای کاربردی، کفپوشی فرش‌ شده و پوششی نسبتا غیرعملی ارائه می‌کرد. حتی سیستم چهارچرخ محرک نیز در دسترس نبود؛ ویژگی‌ که برای بسیاری از خریداران پیکاپ اهمیت زیادی داشت.

مشکل Blackwood در واقع تضاد میان هویت خودرو و انتظارات مشتری بود. خریدار پیکاپ می‌خواست بتواند بار، تجهیزات و وسایل مختلف را حمل کند، در حالی که بلک وود بیشتر شبیه یک خودرو لوکس با قسمت بار بود. در ماه‌های ابتدایی عرضه، تنها 379 دستگاه در برابر 2236 دستگاه کادیلاک اسکالید EXT فروخته شد و پروژه خیلی زود کنار گذاشته شد.

بیشتر بخوانید

۶. شورولت SSR

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

شورولت SSR یکی از متفاوت‌ترین محصولات تاریخ جنرال موتورز بود؛ ترکیبی عجیب از پیکاپ، رودستر و خودرو نوستالژیک. کانسپت اولیه در نمایشگاه دیترویت 2000 توجه زیادی جلب کرد، اما نسخه تولیدی در سال ۲۰۰۳ با موتور ۵.۳ لیتری V8 و حدود ۳۰۰ اسب بخار عرضه شد، در حالی که بیش از دو تن وزن داشت و نمی‌توانست با ظاهر اسپرت خود هماهنگ شود.

مشکل SSR فقط عملکرد نبود. این خودرو عملا برای یک بازار بسیار محدود ساخته شده بود. قسمت بار پوشیده، سقف فلزی جمع‌ شونده و وزن بالا باعث شده بودند نه یک پیکاپ کاربردی باشد و نه یک خودرو اسپرت واقعی. جنرال موتورز بعدها موتور قدرتمندتر LS2 را روی آن نصب کرد، اما این تغییر برای نجات پروژه دیر بود و تولید SSR در سال بعد متوقف شد.

۷. نیسان مورانو کراس کابریولت

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

نیسان مورانو کراس کابریولت یکی از جسورانه‌ترین و در عین حال عجیب‌ترین محصولات این شرکت بود. نیسان در سال 2011 تصمیم گرفت سقف مورانو را حذف کند و از یک کراس‌ اوور خانوادگی، خودرویی کانورتیبل بسازد. این محصول چهار نفره با سیستم چهارچرخ محرک و قیمت پایه حدود 47 هزار دلار، اما بازار عملا چنین خودرویی را نمی‌خواست.

کراس کابریولت نه مزیت یک شاسی بلند واقعی را داشت و نه جذابیت یک کانورتیبل اسپرت را. طراحی نامتعارف، قیمت بالا، کاربرد محدود و سقف پارچه‌ای پیچیده، آن را به محصولی بسیار خاص تبدیل کردند و فروش ضعیف باعث شد نیسان پس از چهار سال تولید را متوقف کند. موتورترند نیز آن را یکی از عجیب‌ترین خودروهای تاریخ بازار کراس‌ اوورها توصیف کرده است.

بیشتر بخوانید

۸. سوزوکی X-90

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

سوزوکی X-90 ایده‌ای عجیب برای دهه ۱۹۹۰ بود: ترکیب یک خودرو اسپرت دو نفره با قابلیت‌های یک اس یو وی کوچک. این خودرو بر اساس سایدکیک ساخته شده بود، اما با تنها حدود ۹۵ اسب بخار قدرت، نمی‌توانست عملکرد یک خودرو اسپرت را ارائه کند. از طرف دیگر، نداشتن صندلی عقب و فضای بار بسیار محدود، کاربرد SUV آن را هم زیر سوال می‌برد.

مشکل اصلی X-90 در واقع نداشتن هویت مشخص بود. مشتری نمی‌دانست چرا باید آن را به جای یک شاسی بلند کوچک یا کوپه بخرد و ظاهر بسیار متفاوتش نیز کمکی به فروش نکرد. سوزوکی در سه سال تنها حدود 7 هزار دستگاه از این خودرو فروخت و X-90 خیلی زود از بازار کنار رفت.

۹. فورد تاندربرد مدل ۲۰۰۲

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

فورد تلاش کرد تاندربرد افسانه‌ای را در سال ۲۰۰۲ احیا کند و با طراحی رترو، سقف قابل جدا شدن و ظاهر الهام‌ گرفته از نسل‌های قدیمی، خریداران نوستالژیک را جذب کند. خودرو روی پلتفرم مشترک با لینکلن LS ساخته شده بود و از موتور V8 بهره می‌برد، اما وزن بالا و تنظیمات نه‌ چندان اسپرت باعث شدند تجربه رانندگی آن با انتظارات از یک خودرو دو نفره جذاب فاصله داشته باشد.

مشکل بزرگ‌تر، قیمت و جایگاه محصول بود؛ تاندربرد جدید گران بود، اما ویژگی‌های یک خودرو اسپرت واقعی را نداشت. Car and Driver در بررسی خود به وزن نزدیک به ۳۸۸۳ پوند، بدنه نه‌ چندان سفت و هندلینگ متوسط آن اشاره کرده بود. نتیجه این شد که موج اولیه هیجان خیلی زود فروکش کرد و نسل جدید Thunderbird نتوانست موفقیت تاریخی نام خود را تکرار کند.

بیشتر بخوانید

۱۰. کادیلاک ELR

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

کادیلاک ELR از نظر فنی پروژه جالبی بود. یک کوپه لوکس پلاگین‌ هیبریدی که از فناوری شورولت ولت استفاده می‌کرد. مشکل اینجا بود که کادیلاک برای خودرویی که اساسا بر همان معماری ولت ساخته شده بود، قیمت بسیار بالاتری تعیین کرد. در سال 2015 قیمت آن بیش از 70 هزار دلار بود، در حالی که مزیت‌های فنی آن برای توجیه چنین اختلاف قیمتی کافی نبود.

حتی مدیر بازاریابی کادیلاک نیز بعدها ELR را «یک ناامیدی بزرگ» توصیف کرد. تا نوامبر 2015، فروش این خودرو در آمریکا تنها به 889 دستگاه رسیده بود و همین عملکرد ضعیف نشان داد بازار هدف آن بیش از حد محدود بوده است. ELR نمونه‌ای روشن از این واقعیت است که گران‌تر کردن یک فناوری موجود لزوما آن را به محصول لوکس موفق تبدیل نمی‌کند.

۱۱. آکورا ZDX

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

آکورا ZDX در زمان عرضه تلاش کرد فرمولی شبیه کراس‌اوورهای کوپه امروزی را اجرا کند؛ خودرویی با سقف شیب‌دار، طراحی متفاوت و شخصیت لوکس. مشکل این بود که در زمان عرضه، چنین فرم بدنه‌ای هنوز به اندازه امروز محبوب نبود و قیمت بالای ZDX نیز باعث شد مشتریان زیادی به سمت آن نروند.

ZDX از نظر فنی الزاما خودرو بدی نبود، اما در بازاری قرار گرفته بود که هنوز برای چنین محصولی آماده نبود. طراحی خاص نیز بخشی از مشتریان را دور می‌کرد و خودرو نتوانست جایگاه روشنی میان شاسی‌بلندهای کاربردی و خودروهای لوکس اسپرت پیدا کند. ZDX به یکی از نمونه‌های کلاسیک محصولاتی تبدیل شد که شاید ایده‌شان درست بود، اما زمان عرضه‌شان اشتباه بود.

بیشتر بخوانید

۱۲. سوبارو بی 9 تریبکا

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

سوبارو B9 Tribeca قرار بود برند را وارد بازار کراس‌اوورهای بزرگ‌تر و خانوادگی کند، اما طراحی قسمت جلو به یکی از بزرگ‌ترین موانع فروش آن تبدیل شد. سوبارو ادعا می‌کرد طراحی جلو از خودروهای مسابقه‌ای آلفارومئو در دهه ۱۹۳۰ الهام گرفته، اما واکنش بسیاری از مشتریان و رسانه‌ها به این ظاهر بسیار منفی بود. سوبارو حتی برای سال ۲۰۰۸ طراحی قسمت جلو را تغییر داد و نام B9 را از نام خودرو حذف کرد. این اقدام نشان می‌داد شرکت از واکنش بازار به طراحی اولیه آگاه شده است. با وجود اصلاحات، تریبکا هرگز به یکی از محصولات موفق سوبارو تبدیل نشد و در نهایت تولید آن در سال ۲۰۱۴ پایان یافت.

۱۳. کادیلاک BLS

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

کادیلاک BLS یکی از تلاش‌های جنرال موتورز برای افزایش حضور برند لوکس آمریکایی در بازار اروپا بود. این خودرو در سوئد و بر اساس پلتفرم Saab ساخته شد و حتی نسخه‌های سدان و استیشن نیز داشت. اما مشکل این بود که BLS نتوانست هویت قدرتمند و متمایزی برای کادیلاک ایجاد کند و در بازار اروپا نیز با استقبال بسیار ضعیفی روبه‌رو شد.

اعداد فروش به‌ خوبی وضعیت را نشان می‌دهند: کادیلاک در شش ماه نخست حضور BLS در اروپا تنها 820 دستگاه فروخت، در حالی که حدود ۲۵۰۰ دستگاه تولید کرده بود. این یعنی شرکت با حجم قابل توجهی از موجودی فروخته‌ نشده مواجه شد. BLS نمونه‌ای بود از اینکه استفاده از پلتفرم موجود لزوما برای ورود موفق به یک بازار جدید کافی نیست.

بیشتر بخوانید

۱۴. شورولت تاهو هیبرید

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

شورولت تاهو هیبرید در دوره‌ای معرفی شد که جنرال موتورز تلاش می‌کرد فناوری هیبریدی را به خودروهای بزرگ آمریکایی وارد کند. خودرو همچنان قابلیت چهارچرخ محرک، ظرفیت هشت سرنشین و توانایی یدک‌کشی بالا را حفظ کرده بود، اما سیستم هیبریدی وزن خودرو را حدود 158 کیلوگرم افزایش می‌داد. در مقابل، صرفه‌جویی سوخت آن برای توجیه قیمت بالای خودرو کافی نبود.

وب سایت Car and Driver در آزمایش خود مصرف حدود 12.4 لیتر در شهر را ثبت کرد؛ عددی که نسبت به تاهو بنزینی بهتر بود، اما برای خودرویی با قیمت بیش از ۵۳ هزار دلار همچنان جذابیت کافی نداشت. با وجود توانایی‌های فنی قابل توجه، بازار به این نتیجه رسید که یک Tahoe بزرگ و گران‌ قیمت، بهترین گزینه برای صرفه‌ جویی سوخت نیست. تولید آن نیز پس از چند سال متوقف شد.

۱۵. هوندا CR-Z

۱۵ خودرو شکست‌ خورده از برندهای بزرگ

هوندا CR-Z از ابتدا ایده جذابی داشت: یک خودرو کوچک، سبک و اسپرت با سیستم هیبریدی، اما مشکل این بود که CR-Z نتوانست هیچ‌ کدام از دو هدف اصلی خود را به شکل کامل محقق کند. عملکرد آن به اندازه ظاهر اسپرتش هیجان‌ انگیز نبود و از طرف دیگر، مصرف سوخت آن نیز آن‌ قدر پایین نبود که بتواند در برابر خودروهای هیبریدی اقتصادی‌تر مزیت بزرگی ایجاد کند.

در نتیجه، CR-Z میان دو گروه مشتری گیر افتاد؛ علاقه‌مندان خودروهای اسپرت قدرت و عملکرد بیشتری می‌خواستند و خریداران خودروهای کم‌ مصرف نیز گزینه‌های کاربردی‌تر و اقتصادی‌تری در اختیار داشتند. این مشکل هویتی، در کنار فضای محدود کابین و بازار کوچک خودروهای کوپه، باعث شد CR-Z نتواند به موفقیتی پایدار تبدیل شود و در نهایت تولید آن متوقف شد.

بیشتر بخوانید

چرا حتی برندهای بزرگ هم خودروهای شکست‌ خورده می‌سازند؟

مرور این ۱۵ خودرو نشان می‌دهد شکست یک محصول الزاما به معنای بد بودن خود خودرو نیست. فولکس‌ واگن فائتون از نظر مهندسی محصولی جاه‌ طلبانه بود، اما این برند برای فروش یک خودرو لوکس چندان مناسب نبود یا تاهو هیبریدی فناوری جذابی داشت، اما قیمت و مصرف سوخت آن با انتظارات بازار هماهنگ نبود و آکورا ZDX نیز فرمولی را امتحان کرد که چند سال بعد در قالب کراس‌اوورهای کوپه به موفقیت رسید.

از طرف دیگر، مواردی مثل سیمارون، ادسل و آزتک نشان می‌دهند که بازاریابی، طراحی و شناخت مشتری به اندازه مهندسی اهمیت دارند. خودروساز ممکن است سال‌ها روی یک محصول سرمایه‌گذاری کند، اما اگر قیمت‌گذاری، جایگاه برند، طراحی یا زمان عرضه اشتباه باشد، تمام این سرمایه‌گذاری‌ها می‌تواند به یک شکست تجاری تبدیل شود. شاید به همین دلیل است که صنعت خودرو با وجود تمام فناوری و تجربه خود، هنوز هم گاهی محصولاتی می‌سازد که چند سال بعد به نمونه‌ای کلاسیک از «اشتباه بزرگ» تبدیل می‌شوند.

بیشتر بخوانید

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین رای
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات