فیلمهای ناامیدکننده ۲۰۲۶ تاکنون انتظارات بسیاری از علاقهمندان به سینما را برآورده نکردند و برخی از آثار پرانتظار، با استقبال سردی مواجه شدند که در ادامه به بررسی هشت مورد از این آثار میپردازیم.
سال ۲۰۲۶ میلادی برای دنیای سینما با رویدادها و اکرانهای پرشماری همراه بوده است. در حالی که برخی از این فیلمها توانستند نقدهای مثبتی دریافت کنند و نظر مخاطبان را به خود جلب نمایند، تعداد قابل توجهی از آنها نیز نتوانستند انتظارات را برآورده سازند. این آثار علیرغم حضور کارگردانان برجسته و ستارگان محبوب، به دلیل ضعفهای داستانی یا اجرایی، به فیلمهای شکستخورده تبدیل شدند و در سینمای ۲۰۲۶ جایگاه ویژهای پیدا نکردند.
نیمه اول سال ۲۰۲۶ شاهد اکران فیلمهای برجسته و همچنین تعدادی از ناامیدکنندهترین فیلمهای ۲۰۲۶ بوده است. تفاوت یک فیلم بد با یک اثر ناامیدکننده، در انتظاراتی است که پیش از اکران از آن وجود داشته است. در این سال، هشت فیلم خاص به دلایل اشتباهی برجسته شدند و نتوانستند انتظارات بالای سینما دوستان را برآورده کنند. از آثار مستقل تا بلاکباسترهای بزرگ، این فیلمها نشان دادند که سال ۲۰۲۶ میلادی با وجود موفقیتهایش، بیعیب و نقص نبوده است. برخی از آنها قابل قبول هستند، اما همگی در یک چیز مشترکند: مردم انتظار داشتند بسیار بهتر از آنچه بودند، عمل کنند.
Mother Mary
فیلم Mother Mary (مادر ماری) به کارگردانی دیوید لوری و با بازی آن هتوی (Anne Hathaway) و میکلا کوئل (Michaela Coel)، یک درام روانشناختی تاریک با عناصر موزیکال است که توسط A24 توزیع شد. این اثر که انتظارات بالایی را برای طرفداران فیلمهای هنری ایجاد کرده بود، نتوانست آنها را برآورده کند.
منتقدان دیدگاههای مثبتی به کارگردانی و بازی هتوی داشتند، اما تماشاگران کمتر از آن راضی بودند. Mother Mary فیلم بدی نیست و فضاسازی آن جذاب است، اما به اندازه کارهای قبلی لوری برای A24 (مانند A Ghost Story و The Green Knight) عمق روایی ندارد و بیش از حد به جلوههای بصری متکی است.
Peaky Blinders: The Immortal Man
فیلم Peaky Blinders: The Immortal Man (پیکی بلایندرز: مرد فناناپذیر)، دنبالهای مورد انتظار برای سریال محبوب Peaky Blinders بود که خالق آن، استیون نایت (Steven Knight)، قصد داشت با یک فیلم بلند به داستان آن پایان دهد. این فیلم که سالها انتظارش کشیده میشد، نتوانست انتظارات را برآورده کند.
با اینکه منتقدان و مخاطبان در Rotten Tomatoes آن را دوست داشتند، اما بسیاری از طرفداران در سایر پلتفرمها احساس کردند که فیلم ضعیف ظاهر شده است. این اثر دلیل محکمی برای اهمیت دادن به شخصیتها و دنیایش ارائه نمیدهد و پایانی صرفا «قابل قبول» را به نمایش میگذارد.
Iron Lung
Iron Lung (ریه آهنین)، اقتباسی سینمایی از بازی ترسناک مستقل محبوب دیوید شیمانسکی (David Szymanski)، اولین تجربه کارگردانی مارک فیشباخ (Mark Fischbach) معروف به Markiplier یوتیوبر مشهور بود که خودش نویسندگی، کارگردانی و بازیگری آن را برعهده داشت. این فیلم که در سال ۲۰۲۳ وارد فاز تولید شد و امسال اکران گشت، نتایج بسیار پایینتر از حد انتظار طرفداران بازی و کارگردانش داشت.
با اینکه Iron Lung تجربهای اتمسفریک و غوطهورکننده است و برخی آن را از بهترین فیلمهای ترسناک اقتباسی از بازیهای ویدیویی میدانند، اما تکراری، سطحی و طولانی (۱۲۷ دقیقه) است و برای این مدت زمان محتوای کافی ندارد. مارکیپلایر پتانسیل کارگردانی دارد، اما اولین فیلم او انتظارات زیادی را برآورده نکرد.
Supergirl
فیلم Supergirl (سوپرگرل) به کارگردانی کریگ گیلسپی (Craig Gillespie)، دومین اثر در دنیای سینمایی دیسی (DC Universe) به رهبری جیمز گان (James Gunn) و پیتر سافران (Peter Safran) است. این فیلم که اقتباسی مستقیم از مینیسریال کمیک Supergirl: Woman of Tomorrow بود و با بازی میلی آلکاک (Milly Alcock) عرضه شد، به بزرگی آنچه باید برای دومین فیلم یک دنیای سینمایی رو به رشد باشد، نیست.
با اینکه Supergirl فیلم ابرقهرمانی بدی نیست و انرژی سریع و بازی قوی آلکاک آن را از برخی آثار ضعیف این ژانر متمایز میکند، اما به دلیل داستان آشفته و فقدان هویت، نتوانست به یکی از بهترینهای دهه ۲۰۲۰ تبدیل شود. این فیلم سزاوار توجه بیشتری است، اما در حد و اندازه فیلم Superman (سوپرمن) سال گذشته ظاهر نشد.
Lee Cronin’s The Mummy
فیلم Lee Cronin’s The Mummy (مومیایی لی کرونین) به کارگردانی لی کرونین (Lee Cronin) که با فیلم موفق Evil Dead Rise شناخته شده بود، بازتصویری از فرنچایز The Mummy است. این فیلم که عناصر نمادین مصر باستان را با وحشت جنگیری ترکیب کرده، قرار بود تجربهای سرشار از خون و خونریزی ارائه دهد. اما برای کسانی که به دنبال داستانی کامل، شخصیتهای جذاب و فضاسازی واقعی هستند، راضیکننده نبود. این اثر باید در تابوت خود میماند و نتوانست انتظارات طرفداران کرونین و این فرنچایز را برآورده کند.
Star Wars: The Mandalorian and Grogu
پس از موفقیت سریال The Mandalorian (مندلورین) و با وجود فصل سوم ناامیدکنندهاش، لوکاسفیلم (Lucasfilm) تصمیم گرفت به جای ساخت فصل چهارم، یک فیلم سینمایی با عنوان Star Wars: The Mandalorian and Grogu (جنگ ستارگان: مندلورین و گروگو) تولید کند. این فیلم متاسفانه حتی کسلکنندهتر و بیاثرتر از فصل سوم سریال بود و یکی از فراموششدنیترین تجربیات Star Wars (جنگ ستارگان) را رقم زد.
با اینکه اثر بهطور خاص «بد» نیست و لحظات هیجانانگیزی دارد، اما در نهایت هیچ چیز جدیدی به اسطورهشناسی فرنچایز یا حتی خود سریال اضافه نمیکند. تماشای یکی از بهترین شکارچیان جایزهبگیر جنگ ستارگان بر روی پرده بزرگ سینما، اتفاقی ناامیدکننده از آب درآمد.
Scream 7
پس از انقلاب Scream (جیغ) وس کریون (Wes Craven) در ژانر اسلشر و وحشت در دهه ۹۰، فرنچایز آن تا Scream 6 ادامه یافت. اما با اخراج جنجالی ملیسا باررا (Melisa Barrera) و جدایی جنا اورتگا (Jenna Ortega)، داستان Scream 7 (جیغ ۷) نیاز به بازنویسی اساسی پیدا کرد. این بازنویسی منجر به ساخت یکی از بدترین فیلمهای ترسناک ۲۰۲۶ تا به امروز شد.
با وجود جنجالها، طرفداران امیدوار به یک فیلم قابل قبول بودند، اما نتیجه نهایی اثری عجولانه، بیروح، دستکاریکننده احساسات و کاملا تهی از آن رویکرد «متا» بود که فرنچایز را خاص کرده بود.
The Bride!
The Bride! (عروس!)، فیلمی به نویسندگی و کارگردانی مگی جیلنهال (Maggie Gyllenhaal) بود که با توجه به موفقیت تحسینشده اولین کار کارگردانی او، The Lost Daughter (دختر گمشده)، انتظارات بسیار بالایی را ایجاد کرده بود. این اثر که تفسیری جدید از داستانهای فرانکنشتاین (Frankenstein) و عروس فرانکنشتاین بود و با بازی جسی باکلی (Jessie Buckley) همراه شد، به جای تبدیل شدن به یکی از بزرگترین موفقیتهای سال، به یکی از بزرگترین شکستهای آن مبدل گشت.
- برترین فیلمهای مهیج تاریخ؛ آثاری که از ابتدا تا انتها مخاطب را میخکوب میکنند
- رتبهبندی ۱۵ تا از بدترین فیلمهای ابرقهرمانی DC
- 33 فیلم جذاب که در تابستان 2026 نباید از دست بدهید
- چرا فیلم Supergirl در گیشه شکست خورد؟ ۵ دلیل اصلی سقوط ابرقهرمان جدید دیسی
- معرفی جذابترین آثار علمی تخیلی سال ۲۰۲۶ که سینما را تسخیر کردهاند
ایرادات این فیلم، به دلیل فیلمنامه آشفته و کارگردانی ناموزون آن، غیرقابل چشمپوشی است. با اینکه جیلنهال همچنان پتانسیل ساخت فیلمهای موفق را دارد و بازی باکلی فراموشنشدنی است، اما The Bride! یک گام اشتباه و مهم در کارنامه او محسوب میشود.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 








