ناوهای هستهای کلاس ترامپ، بزرگترین پروژه دریایی ایالات متحده با ۲۰۰ میلیارد دلار هزینه، به دلیل ناکارآمدی استراتژیک در نبردهای مدرن و هزینههای گزاف، با انتقادهای گستردهای مواجه است.
طرح بلندپروازانه نیروی دریایی آمریکا برای ساخت ۱۵ فروند ناوهای هستهای کلاس ترامپ تا سال ۲۰۵۵، بحثهای زیادی را برانگیخته است. این پروژه عظیم نهتنها از نظر اقتصادی مورد پرسش قرار گرفته، بلکه کارشناسان در مورد اثربخشی آن در عصر جنگهای پهپادی و موشکهای مافوق صوت تردید دارند. این ناوهای غولپیکر پاسخی مناسب به چالشهای دفاعی آینده نیستند.
هزینه سرسامآور ناوگان کلاس ترامپ
نیروی دریایی آمریکا هزینه ساخت اولین ناوهای هستهای کلاس ترامپ (USS Defiant) را ۱۷٫۴۷ میلیارد دلار برآورد کرده که گرانتر از یک ناو هواپیمابر کلاس فورد (Ford-class) است. سه ناو اول نیز مجموعا ۴۳٫۵ میلیارد دلار هزینه خواهند داشت. برآوردها نشان میدهد هزینه کلی ساخت ۱۵ فروند از این ناوها، تنها برای خرید، به حدود ۲۰۰ میلیارد دلار میرسد. این مبلغ شامل هزینههای نگهداری چهار دهه، پرسنل (بیش از ۶۵۰ خدمه) و تجهیزات نمیشود، که مجموع هزینه را به پرهزینهترین پروژه کشتیهای جنگی سطحی در تاریخ آمریکا تبدیل میکند.
عدم تطابق با واقعیتهای نبرد مدرن
مشکل اصلی این پروژه، عدم تناسب آن با واقعیتهای نبرد مدرن است. چین زرادخانهای شامل موشکهای ضد کشتی و سلاحهای مافوق صوت توسعه داده که برای نابودی کشتیهای بزرگ طراحی شدهاند. پهپادهای ارزانقیمت نیز توانستهاند کشتیهای جنگی دهها میلیون دلاری را غرق کنند. در چنین محیطی، نیروی دریایی قصد دارد ناوهای ۳۵ تا ۴۱ هزار تنی با بیش از ۶۵۰ خدمه را وارد اقیانوس کند، جایی که بزرگترین هدف بودن یک مشکل جدی است. این رویکرد با دکترین «عملیات دریایی توزیعشده» خود نیروی دریایی در تضاد است و کارشناسان معتقدند این ناوها هرگز عملیاتی نخواهند شد.
ایرادات طراحی و چالشهای برنامهریزی
این برنامه از مشکلات اکتساب مشابه پروژههای قبلی رنج میبرد. مشخصات اولیه ناوهای هستهای کلاس ترامپ شامل تسلیحاتی نظیر برجکهای لیزری و ریلگان (railgun) است که هنوز به شکل قابل استقراری وجود ندارند؛ نیروی دریایی خود ریلگان را در سال ۲۰۲۱ لغو کرد. این وضعیت یادآور «بیماری کلاس فورد» است که ناو هواپیمابر با ۲۳ فناوری نابالغ ساخته شد و میلیاردها دلار فراتر از بودجه رفت. الزامات طراحی نیز ناپایدار است: تناقض در نوع پیشرانه (معمولی در آوریل، هستهای در می) در عرض یک فصل، نشاندهنده نبود ثبات در برنامهای است که ساخت آن در سال ۲۰۲۸ آغاز میشود.
تردیدهای سیاسی و آینده مبهم
«نیمهعمر سیاسی» این پروژه نیز محل پرسش است. برنامههای ۳۰ ساله اسنادی بلندپروازانه محسوب میشوند و یک پروژه پرهزینه و با وابستگی شخصی بالا به رئیسجمهور فعلی، اصلیترین نامزد برای لغو در صورت تغییر قدرت سیاسی است. تحویل اولین ناو در سال ۲۰۳۶ یعنی این پروژه باید از سه دولت ریاستجمهوری مختلف جان سالم به در ببرد. مثال ناوشکن زاموالت (Zumwalt) که تنها سه فروند از ۳۲ فروند برنامهریزیشده آن تحویل شد، نمونهای از این وضعیت است.
گزینههای ارزانتر و موثرتر
برخی کارشناسان نیاز به افزایش ظرفیت موشکی و فضای رشد در ناوگان سطحی را تایید میکنند. اما میتوان این اهداف را با مسیرهای ارزانتر دنبال کرد. راهکار جایگزین، ارتقای طراحیهای اثباتشده مانند ناوشکنهای کلاس آرلی برک (Arleigh Burke) و افزایش تولید است. هزینه فرصت ساخت یک ناو «دیفایانت»، ساخت شش ناوشکن آرلی برک یا هزاران موشک توزیعشده در میان شناورها و پهپادها است. بمبافکن بی-۲۱ (B-21) با قرارداد قیمت ثابت و فناوری بالغ به موفقیت رسید، اما پروژه ناوهای هستهای کلاس ترامپ این اصول را نقض میکند.
- نسل جدید کشتیهای جنگی به مرحله عملیاتی نزدیکتر میشوند
- ناو جنگی ترامپ میتواند گرانترین کشتی جنگی تاریخ آمریکا باشد
- وحشت بزرگ نیروی دریایی آمریکا؛ آتشسوزی پیاپی در ناوگان جنگی
- نیروی دریایی آمریکا با بحران کمبود خلبان مواجه است؛ ۲۸۰ هزار دلار پاداش برای ماندن!
تاریخ این درس را قبلا آموخته است
آمریکا قبلا این آزمایش را انجام داده است. ناوهای جنگی کلاس آیووا (Iowa-class) در دهه ۱۹۸۰ بازنشسته شدند، زیرا دوران ناوهای جنگی به پایان رسیده بود. از آن زمان، دنیا به سمت موشکها، پهپادها و حملات توزیعشده پیش رفته و از تمرکز ثروت ملی در یک بدنه فولادی عظیم فاصله گرفته است. اسناد بودجه نیروی دریایی، هشدارهای دفتر بودجه کنگره و تضاد دکترین نظامی، همگی به یک نتیجه اشاره دارند: ۲۰۰ میلیارد دلار برای ۱۵ فروند ناو در کشندهترین محیط ضد کشتی، هدر دادن پول است.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 




