در این مقاله فهرستی دقیق از ۱۴ خودروی افسانهای را گردآوری کرده که در قاب دوربینهای سینمایی، نقش کلیدی در موفقیتهای جیمز باند ایفا کردند.
فرنچایز سینمایی جیمز باند فراتر از روایتهای جاسوسی و مأموریتهای امنیتی، در طول بیش از شش دهه حضور بر پرده نقرهای، به بستری برای پیوند میان هنر هفتم و صنعت خودروسازی جهان تبدیل شده است که در آن خودروها نه تنها به عنوان وسیلهای برای جابهجایی، بلکه به عنوان ابزاری وفادار و مجهز به پیچیدهترین گجتهای حفاظتی، نقشی محوری در ارتقای جذابیتهای این مجموعه ایفا کردهاند.
از نخستین لحظات حضور مأمور ۰۰۷ در کانون توجهات جهانی، انتخاب اتومبیلهایی با امضای طراحی لوکس و عملکرد فنی خیرهکننده، به یکی از ارکان اصلی شکلگیری این شخصیت بریتانیایی تبدیل شد. در ادامه این مطلب از گجت نیوز، ۱۴ خودروی جیمز باند را مورد بررسی قرار میدهیم.
۱۴ خودروی فراموشنشدنی جیمز باند در گذر زمان
امروزه بسیاری از مخاطبان، سری فیلمهای جیمز باند را با غرش موتور و نمایش خیرهکننده قابلیتهای دفاعی خودروها به یاد میآورند. در واقع، این خودروهای استثنایی در بسیاری از سکانسهای کلیدی به ستارگان اصلی داستان تبدیل شدهاند و چنان در تار و پود ماجراجوییهای جیمز باند تنیده شدهاند که فقدان هر یک از آنها این میراث سینمایی را دچار شکست میکند.
فهرست پیشرو، مروری بر ۱۴ خودروی جیمز باند است که در طول دهههای متمادی، از دوران کلاسیک تا مدرن، همراه با مأمور ۰۰۷، مرزهای هیجان و تکنولوژی را در تعقیب و گریزهای نفسگیر جابهجا کرده و جایگاهی بزرگ در تاریخ سینما و حافظه تاریخی دوستداران دنیای اتومبیل برای خود دست و پا کردهاند.
14. سانبیم آلپاین (Sunbeam Alpine)
نخستین حضور مأمور ۰۰۷ در دنیای سینما با خودروی سانبیم آلپاین در فیلم «دکتر نو» محصول سال ۱۹۶۲ رقم خورد. این خودروی جمعوجور و سبکوزن بریتانیایی که در لوکیشنهای آفتابی جامائیکا تصویربرداری شد، به جای آنکه به تجهیزات پیچیده مجهز باشد، بیشتر بر ظاهر کلاسیک و ظریف خود تکیه داشت تا شخصیت باند را در بدو ورود، نجیب و در عین حال جسور نشان دهد.
جالب است بدانید که طبق روایات سینمایی انتخاب این مدل به دلیل ملاحظات بودجهای و سهولت در دسترسی به خودروهای موجود در محل فیلمبرداری صورت گرفت. با این حال، همین حضور ساده سنگبنای سنتی را در این مجموعه محبوب گذاشت که بعدها به برند تجاری جیمز باند یعنی همنشینی با ماشینهای خاص بدل شد. سانبیم آلپاین اگرچه به عنوان یک خودروی جیمز باند ناتوان به نظر میرسد، اما همچنان به عنوان نمادی از این فرنچایز در حافظه تاریخی سینمادوستان باقی مانده است.
این ماشین نه به خاطر سرعت سرسامآور یا سلاحهای مخفی، بلکه به دلیل جسارتش در شکستن هنجارهای فیلمهای اکشن آن زمان و پیوند دادن هویت باند با صنعت خودروسازی بریتانیا، جایگاهی ویژه دارد. در واقع، این خودروی آبیرنگ کوچک روحیه ماجراجویانه مأمور ۰۰۷ را در اولین مأموریتش بهخوبی منعکس کرد.
13. بنتلی (Bentley Mark IV)
حضور بنتلی مارک ۴ در فیلم «از روسیه با عشق» در سال ۱۹۶۳، انتخابی بود که به ریشههای شخصیتپردازی ایان فلمینگ در کتابهایش بازمیگشت. در حالی که فیلمهای جیمز باند در حال گذار به سوی اکشنهای پرتحرکتر بودند، بازگشت به این برند اصیل بریتانیایی، ادای احترامی به پیشینه این جاسوس محسوب میشد که برای طرفداران قدیمی بسیار دلنشین بود.
اگرچه این خودروی جیمز باند تنها در سکانسی کوتاه و گذرا دیده شد، اما سنگینی، وقار و استایل کلاسیک آن تعادلی میان دنیای پرشتاب مدرن و سنتهای اشرافی بریتانیایی برقرار کرد. طراحی بدنه این بنتلی با خطوط منحنی و ظرافتهای مهندسی دهه چهل و پنجاه میلادی، تضادی جذاب با محیطهای جاسوسی سرد فیلم داشت.
این ماشین هیچگونه تجهیزات دفاعی یا هجومی ویژهای نداشت و دقیقاً به همین دلیل، قدرت حضور آن در ذهن مخاطب نه از طریق گجتها، بلکه از طریق القای حس نوستالژی و اصالت به دست آمد. بنتلی مارک ۴ به خوبی یادآور دورانی بود که جاسوسی بیشتر با هوشمندی و سبک شخصی گره خورده بود تا با آتشبازیهای بیپایان.
- 10 تا از جالبترین گجتهای سری فیلم های جیمزباند
- رتبهبندی بازیگران فیلمهای جیمزباند از بدترین تا بهترین
- رتبهبندی تمام فیلمهای جیمزباند از بدترین تا بهترین
12. استون مارتین دیبی۵ (Aston Martin DB5)
استون مارتین دیبی۵ بدون شک افسانهایترین خودروی تاریخ سینماست که از زمان معرفی در فیلم «گلدفینگر» در سال ۱۹۶۴، به بخشی جداییناپذیر از هویت برند جیمز باند تبدیل شد. این خودروی جیمز باند با طراحی بینظیر و کلاسیک خود مانند یک شخصیت مستقل عمل میکرد که با انبوهی از گجتهای مرگبار نظیر صندلیهای اجکتور، مسلسلهای مخفی در چراغهای جلو و پلاکهای چرخان برای فرار از دید دوربینها، استاندارد جدیدی برای فیلمهای اکشن تعریف کرد.
ارتباط میان باند و این استون مارتین نقرهای چنان عمیق و نمادین است که در هفت فیلم دیگر نیز حضور یافت و در نهایت در عصر دنیای مدرن، در فیلم «زمانی برای مردن نیست» با شکوهی دوباره به میدان بازگشت تا پیوند میان دوران کلاسیک و مدرن را تثبیت کند. دیبی۵ عصارهای از شخصیت چندوجهی جیمز باند است؛ شیکپوش، متمول و در عین حال بینهایت خطرناک که در عین حفظ وقار و پرستیژ، در لحظه نیاز به یک ماشین کشتار تبدیل میشود.
هرگاه صدای موتور این استون مارتین در فیلمی طنینانداز میشود، مخاطب ناخودآگاه با تجربهای از هیجان، اصالت و نوستالژی مواجه میگردد که هیچ خودروی دیگری توان رقابت با آن را ندارد. این ماشین ثابت کرد که دیبی۵ نه فقط برای جابهجایی در خیابانها، بلکه برای نفوذ در قلب سینما طراحی شده است.
11. تویوتا ۲۰۰۰ جیتی (Toyota 2000GT)
تویوتا ۲۰۰۰ جیتی که در فیلم «فقط دوبار زندگی میکنید» محصول سال ۱۹۶۷ به نمایش درآمد، به عنوان نخستین سوپراسپرت واقعی ژاپن، نقطه عطفی در تاریخ همکاریهای خودروسازان و سینما بود. برای اینکه قد بلند شان کانری بتواند به راحتی در کابین این خودروی جیمز باند کوپه قرار بگیرد، تیم مهندسی یاماها و تویوتا با اعمال تغییراتی سقف آن را حذف کردند و یک نسخه رودستر اختصاصی برای فیلم ساختند که همین موضوع، جذابیت آن را دوچندان کرد.
ظاهر کشیده، آیرودینامیک خاص و عملکرد فنی تحسینبرانگیز این مدل در مقایسه با استانداردهای آن زمان، آن را به انتخابی هوشمندانه برای محیطهای پرجنبوجوش و مدرن توکیو تبدیل کرده بود. تویوتا ۲۰۰۰ جیتی در این فیلم چیزی بیش از یک خودروی معمولی بود؛ این ماشین تجسم فناوری بومی ژاپن محسوب میشد که در هماهنگی کامل با تجهیزات جاسوسی باند، جلوهای از آینده را به تصویر میکشید.
اگرچه حضور آن در مقایسه با خودروهای انگلیسی باند کوتاه بود، اما قدرت مانور بالای آن در دل تعقیب و گریزهای پیچیده شهری، تأثیر ماندگاری بر مخاطبان گذاشت. این خودروی جیمز باند ظریف اما قدرتمند، ترکیبی از دقت ژاپنی و روحیه ماجراجویانه مأمور ۰۰۷ را به نمایش گذاشت.
10. مرکوری کوگر (Mercury Cougar)
مرکوری کوگر که در سال ۱۹۶۹ در فیلم «در خدمت سرویس مخفی ملکه» با بازی جرج لازنبی درخشید، نمادی از تفاوت در سبکوسیاق خودروهای همراه جیمز باند بود که اتفاقاً در اختیار شخصیت تریسی، همسر آینده باند قرار داشت. این خودرو که در واقع نسخه لوکس و متمایزتر فورد موستانگ محسوب میشد، با ابعاد بزرگتر و خطوط بدنه کشیدهتر تضادی دیدنی با خودروهای ظریف و کوچک بریتانیایی داشت که پیش از آن دیده بودیم.
سکانسهای فراموشنشدنی و پرهیجان این فیلم در کوهستانهای برفی و مسیرهای یخزده، نشان داد که تریسی پشت فرمان این مرکوری قدرتمند، جسارت و مهارتی همتراز با مأمور ۰۰۷ دارد که در نوع خود اتفاقی جذاب در سینمای اکشن آن زمان بود. این خودرو نه تنها نقش یک ابزار حرکتی را داشت، بلکه به عنوان جزء جداییناپذیر داستان عاشقانه و در نهایت پایان تراژیک ازدواج آنها، حضوری عاطفی و نمادین یافت.
زیبایی کلاسیک آمریکایی کوگر با آن رنگ تند و بدنه مستحکم، به خوبی با محیطهای خشن و سرد فیلم ترکیب شده بود و جلوهای خاص به صحنههای اکشن میبخشید. تضاد فرهنگی میان این خودروی عضلانی ایالات متحده و دنیای اشرافی باند، لایهای از جذابیت و غیرقابلپیشبینی بودن را به فیلم اضافه کرد که تا به امروز نیز از به یاد ماندنیترین لحظات این مجموعه به شمار میرود و تماشاگر را با ابعادی جدید از زندگی و مأموریتهای این جاسوس افسانهای آشنا ساخت.
- راز پشت پرده انتخاب جیمز باند: چرا مأمور 007 هیچوقت جوان نخواهد بود؟
- استون مارتین DB12 S رسما معرفی شد: ۶۹۰ اسب بخار قدرت برای به چالش کشیدن فراری
- چرا نام خودروهای استون مارتین با حرف V شروع میشود؟
9. فورد موستانگ (Ford Mustang)
فورد موستانگ در فیلم «الماسها همیشگیاند» محصول سال ۱۹۷۱، با بازگشت شان کانری به نقش جیمز باند، به عنوان یکی از نمادینترین خودروهای عضلانی آمریکایی وارد چرخه عملیاتی مأمور ۰۰۷ شد. این خودرو که با حمایت مستقیم تبلیغاتی فورد در فیلم گنجانده شده بود، به ابزار اصلی فرار و تعقیب و گریز در خیابانهای پرزرقوبرق و شلوغ لاسوگاس تبدیل گشت و تواناییهای بالای خود را به رخ کشید.
یکی از ماندگارترین بدلکاریهای تاریخ سینما در این فیلم رقم خورد؛ جایی که موستانگ با مهارتی خیرهکننده در یک کوچه باریک روی دو چرخ حرکت کرد. طراحی خشن و عضلانی این ماشین، کاملاً با فضای شهری، نورهای نئون و حالوهوای خاص و پرانرژی شهر لاسوگاس هماهنگ بود و قدرت بیچونوچرای خودروهای آمریکایی را به نمایش گذاشت.
برخلاف برخی خودروهای پیشین باند که بیشتر به تجهیزات گجتی متکی بودند، موستانگ بر قدرت موتور، چابکی در پیچها و صلابت بدنه خود تکیه داشت تا از میان موانع عبور کند. اگرچه این مدل فاقد پیچیدگیهای فنی دیبی۵ بود، اما به واسطه همین سادگی قدرتمند، توانست جایگاه خود را به عنوان یکی از خودروهای اکشنمحور در حافظه طرفداران تثبیت کند.
8. ایامسی هورنت (AMC Hornet)
ایامسی هورنت در فیلم «طپانچه طلایی» سال ۱۹۷۴، اگرچه به عنوان یک انتخاب اولیه توسط راجر مور برای ماموریتهای کلاسیک نبود و باند عملاً آن را به سرقت برد، اما به واسطه یک سکانس تاریخی به شهرتی ابدی رسید. پرش مارپیچ و خیرهکننده این خودروی جیمز باند از روی رودخانه با چرخش ۳۶۰ درجه در هوا، یکی از شاهکارهای بینظیر بدلکاری در تاریخ سینماست که هنوز هم با گذشت دههها بسیاری را حیرتزده میکند.
ایامسی هورنت در مقایسه با استون مارتینهای اشرافی یا سوپراسپرتهای خاص، فاقد پرستیژ بالایی بود، اما این سکانس خاص باعث شد تا جذابیت عمل و مهارت رانندگی، بر خود وسیله نقلیه پیشی بگیرد. در واقع، این لحظه به یادماندنی تعریف تازهای از توانمندی خودروها در فیلمهای باند ارائه داد و نشان داد که مأمور ۰۰۷ میتواند با هر وسیلهای که در اختیار دارد، غیرممکنها را به واقعیت تبدیل کند.
این خودروی جیمز باند برای طرفداران، نمادی از نبوغ بدلکاران و کارگردانان در خلق سکانسهایی است که بدون تکیه بر جلوههای ویژه رایانهای امروزی، لرزه بر اندام تماشاگر میانداخت.
7. لوتوس اسپریت (Lotus Esprit)
لوتوس اسپریت که در فیلم «جاسوسی که دوستم داشت» محصول سال ۱۹۷۷ با حضور راجر مور به نمایش درآمد، بدون شک یکی از انقلابیترین خودروهای تاریخ این مجموعه است. این اتومبیل که به دلیل قابلیت تبدیل شدن به یک زیردریایی تمامعیار در حافظه سینمایی جهان حک شده، در یکی از بهیادماندنیترین سکانسهای تعقیب و گریز تمام دوران، از جاده به دل دریا زد و توانست با قابلیتهای تهاجمی زیرسطحی خود از مهلکه فرار کند.
طراحی زاویهدار و مدرن اسپریت که در آن سالها نمادی از آیندهنگری در صنعت خودروسازی محسوب میشد، کاملاً با فضای تخیلی فیلم همخوانی داشت و به شخصیت باند ابزاری داد که تا پیش از آن در فکر هیچ مخاطبی نمیگنجید. این خودرو نه تنها در صحنه سینما بلکه در دنیای واقعی نیز غوغا کرد و پس از اکران فیلم، فروش شرکت لوتوس با جهشی خیرهکننده همراه شد که جایگاه آن را در میان برترین برندهای اسپرت جهان تثبیت نمود.
جذابیت این مدل چنان عمیق و ماندگار بود که حتی ایلان ماسک یکی از نمونههای واقعی استفادهشده در فیلم را خریداری کرد. لوتوس اسپریت در دستان جیمز باند، تنها یک خودرو نبود بلکه نمادی از شکستن محدودیتها و توانایی انسان برای غلبه بر محیطهای غیرممکن محسوب میشد.
- سودآورترین فیلمهای تاریخ سینما؛ آثاری که سازندگانشان را ثروتمند کردند
- بهترین خودروهای چهار چرخ محرک در بازار جهانی؛ برترین مدلهای دو دیفرانسیل را بشناسید
- ۷ خودرو عضلانی دوستداشتنی دهه ۷۰ که تاریخ به اشتباه آنها را فراموش کرد
6. استون مارتین وی۸ (Aston Martin V8)
بازگشت استون مارتین در فیلم «روزهای روشن زندگی» محصول سال ۱۹۸۷ با مدل وی۸، نقطه عطفی برای طرفداران کلاسیک این مجموعه بود که تیموتی دالتون را در قامت جاسوسی خشنتر و واقعگرایانهتر به تصویر میکشید. این خودرو که پس از سالها دوری استون مارتین از لیست ماشینهای اصلی باند دوباره به خدمت گرفته شده بود، به مجمومه کاملی از تجهیزات پیشرفته از جمله موشکهای هدایتشونده، پرتوهای لیزری و لاستیکهای میخدار برای حرکت در سطوح یخزده مجهز گشته بود.
ظاهر کلاسیک، تنومند و در عین حال باوقار استون مارتین وی۸، تعادلی بینظیر با وجه خشن و جدی شخصیت جیمز باند در این نسخه از فیلم داشت. سکانس فرار نفسگیر این خودرو از نیروهای امنیتی شوروی در محیطهای برفی و کوهستانی، ترکیبی فوقالعاده از مهندسی دقیق و جسارت رانندگی بود که توانست استانداردهای جدیدی را برای صحنههای تعقیب و گریز در دنیای جاسوسی وضع کند.
این خودروی جیمز باند با تکیه بر ابهت خود، به خوبی توانست اصالت این فرنچایز را حفظ کرده و در عین حال، روحیه نبردطلبانه 007 را در دهه هشتاد میلادی به بهترین شکل ممکن بازتاب دهد و نام خود را به عنوان یکی از محبوبترین ماشینهای این جاسوس در تاریخ سینما ثبت کند.
5. بی ام و سری ۷ (BMW 750IL)
بی ام و سری ۷ مدل ۷۵۰آیال که در فیلم «فردا هرگز نمیمیرد» محصول سال ۱۹۹۷ با بازی پیرس برازنان به نمایش درآمد، تعریف تازهای از خودروهای جاسوسی را در دهه نود میلادی ارائه داد. این سدان لوکس و قدرتمند که به انواع گجتهای مخفی، بدنه ضدگلوله و سیستمهای دفاعی مجهز بود، با قابلیت کنترل از راه دور توسط تلفن همراه جیمز باند، مرزهای فناوری روز را جابهجا کرد.
صحنه فرار نفسگیر باند از پارکینگ طبقاتی در حالی که در صندلی عقب نشسته بود و با موبایلش ماشین را هدایت میکرد، یکی از خلاقانهترین و هوشمندانهترین لحظات اکشن در تاریخ مجموعه ۰۰۷ محسوب میشود که قدرت همکاری تجاری میان بی ام و و این فرنچایز را به رخ کشید. طراحی این خودرو که با خطوط مدرن و ابهتی اشرافی همراه بود، به خوبی با پرستیژ پیرس برازنان و نیازهای دنیای جاسوسی در آن دوران سازگاری داشت.
استفاده از این مدل بی ام و در فضای نئونی و مدرن فیلم، گواهی بر تمایل تولیدکنندگان به تلفیق فناوریهای دیجیتال با دنیای کلاسیک جاسوسی بود که نتیجهای بسیار موفقیتآمیز در گیشه و در نظر منتقدان به همراه داشت. بامو ۷۵۰آیال با تکیه بر تکنولوژی پیشرفته و ظاهری فریبنده، به یکی از نمادهای موفقیت باند در دهه ۹۰ میلادی تبدیل شد.
4. بی ام و زد۸ (BMW Z8)
بی ام و زد۸ که در سال ۱۹۹۹ در فیلم «دنیا کافی نیست» با بازی پیرس برازنان به ایفای نقش پرداخت، نمادی از رویکرد جسورانهتر و اسپرتتر این مجموعه نسبت به خودروهای جیمز باند بود. این خودرو با طراحی خیرهکننده، منحنیهای زیبا و استایل کلاسیک رودسترهای بریتانیایی، از تجهیزات پیشرفتهای مانند موشکهای جانبی و سیستم هدایت دیجیتالی بهره میبرد که آن را به ابزاری کشنده در دستان جاسوس بریتانیایی تبدیل کرده بود.
هرچند که عمر حضور این خودرو در فیلم کوتاه بود و به شکلی دراماتیک و زودهنگام نابود شد، اما همین حضور گذرا نیز برای ماندگاری طراحی خاص و چشمنواز آن در ذهنها کافی بود. بی ام و زد۸ آخرین همکاری بزرگ این برند آلمانی با مجموعه جیمز باند به شمار میرود که پیوند میان سبک طراحی اروپایی و نوآوریهای تکنولوژیک را به بهترین نحو ممکن به تصویر کشید.
علیرغم سرنوشت تلخ این خودرو در داستان، طرفداران این مجموعه همچنان از زد۸ به عنوان یکی از زیباترین و خوشساختترین خودروی جیمز باند یاد میکنند. ترکیب ابعاد جمعوجور، موتور قدرتمند و تزریق فناوریهای پیچیده جاسوسی در بدنه این ماشین، آن را به گزینهای ایدهآل برای مأموریتهای سریع و پرتحرک تبدیل کرده بود که متأسفانه فرصت درخشش بیشتر در سکانسهای طولانی را پیدا نکرد.
- بهترین فیلمهای انگیزشی برای کسانی که میخواهند موفقیت را تجربه کنند
- رویدادهای تاریخی فراموششدهای که باید فیلم آنها ساخته شود
- معرفی جذابترین آثار علمی تخیلی سال ۲۰۲۶ که سینما را تسخیر کردهاند
3. استون مارتین وی۱۲ (Aston Martin V12)
استون مارتین وی۱۲ در فیلم «روزی دیگر بمیر» محصول سال ۲۰۰۲، بازگشتی جنجالی به خودروهای اصیل بریتانیایی بود که با افزودن المانهای علمی-تخیلی و قابلیت نامرئی شدن، مرزهای تخیل را در این مجموعه به شدت گسترش داد. این حرکت که در آن زمان با استقبال مواجه شد اما برخی از منتقدان آن را بیشازحد فانتزی میدانستند، ابعاد جدیدی از جنگافزارهای جاسوسی را به نمایش گذاشت که در میدانهای یخزده و برفی فیلم به یکی از پرزرقوبرقترین تعقیبوگریزهای کل این فرنچایز تبدیل گردید.
بازگشت استون مارتین به صحنه پس از سالها غیبت، حس وفاداری عمیقی را در طرفداران زنده کرد و نشان داد که هیچ برندی نمیتواند به اندازه استون مارتین با شخصیت کلاسیک و شیک جیمز باند پیوند بخورد. طراحی زیبا، خطوط آیرودینامیک و قدرت موتور خیرهکننده این مدل، در کنار قابلیتهای خارقالعادهای که در فیلم به آن افزوده شده بود، تجربهای تکرار نشدنی را برای مخاطب رقم زد.
استفاده از استون مارتین وی۱۲ در شرایط اقلیمی سخت، بر توانمندی فنی آن تأکید داشت و به باند اجازه داد تا در هر شرایطی، برتری خود را بر دشمنان حفظ کند.
2. استون مارتین دیبیاس وی۱۲ (Aston Martin DBS V12)
استون مارتین دیبیاس وی۱۲ که در دو فیلم «کازینو رویال» و «ذرهای آرامش» با بازی دنیل کریگ به کار گرفته شد، نمادی از بازآفرینی جدیتر، خشنتر و واقعگرایانهتر جیمز باند در عصر جدید بود. در این دوره، تمرکز فیلمسازان از گجتهای تخیلی و اغراقآمیز به سمت قدرت خام ماشین، مهارت رانندگی و مقاومت فیزیکی خودرو تغییر یافت تا با شخصیت تازه و درونیتر جیمز باند دنیل کریگ همخوانی داشته باشد.
در فیلم کازینو رویال، شاهد یکی از وحشتناکترین و در عین حال پرشمارترین سکانسهای چپ شدن و واژگونی خودرو در تاریخ سینما بودیم که به خوبی استقامت شگفتانگیز بدنه این مدل را به رخ کشید. دیبیاس وی۱۲ به واسطه طراحی تهاجمی، بدنه عضلانی و عملکرد فنی فوقالعادهاش، به بخشی از شخصیت سرد و عملگرای باند در این دو فیلم تبدیل شد.
این خودرو مکمل بینقصی برای شخصیت پردازی واقعگرایانهتر باند بود و ثابت کرد که بدون تکیه بر جلوههای ویژه، همچنان میتوان با تکیه بر هندلینگ عالی و سرعت سرسامآور، سکانسهایی نفسگیر و ماندگار خلق کرد. انتخاب این ماشین بازتابدهنده نگاهی بود که در آن باند به جای یک قهرمان فانتزی، به یک جاسوس آسیبپذیر اما تسلیمناپذیر تبدیل شده بود و این دیبیاس بود که او را در تمامی مأموریتهای مرگبارش همراهی میکرد.
1. استون مارتین دیبی۱۰ (Aston Martin DB10)
استون مارتین دیبی۱۰ که به طور اختصاصی برای فیلم «اسپکتر» در سال ۲۰۱۵ طراحی و تنها ۱۰ عدد از آن ساخته شد، نمونهای کمیاب و منحصربهفرد از هنر مهندسی و همکاری میان سینما و خودروسازی است. این خودرو با طراحی ظریف، هویتی خاص و خطوط بدنه بسیار آیندهنگرانه، تصویری کاملاً متفاوت از استون مارتینهای کلاسیک ارائه داد که بدون نیاز به استفاده بیشازحد از امکانات پیچیده، قدرت و ابهت خود را به رخ میکشید.
در تعقیبوگریزهای شبانه و هیجانانگیز خیابانهای رم، دیبی۱۰ به بهترین شکل ممکن خودنمایی کرد و نشان داد که چگونه یک خودروی سفارشی میتواند به عنوان ستارهای مستقل در یک سکانس اکشن بدرخشد. این مدل در واقع پلی میان میراث گذشته و جهتگیری آینده استون مارتینها بود که توانست روحیه اشرافی و در عین حال وحشی جیمز باند را به طور همزمان بازتاب دهد.
طراحی خاص دیبی۱۰ بر ذات و عملکرد این برند متمرکز بود و آن را به یکی از محبوبترین طراحیهای کل این مجموعه تبدیل کرد. وجود تنها ۱۰ نسخه از این ماشین، به آن جلوهای از نایابی و شکوه بخشید که باعث شد در حافظه طرفداران، جایگاهی بالاتر از مدلهای تولید انبوه پیدا کند.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 















