ویرایش حافظه

دانشمندان به کلید ویرایش حافظه برای پاکسازی خاطرات بد نزدیک شدند

پژوهشگران به روشی تازه برای دستکاری و ویرایش خاطرات در حافظه مغز نزدیک شده‌اند که می‌تواند مسیر درمان آسیب‌های روانی را متحول کند.

ترومای ناشی از حوادثی همچون سوگ عزیزان، تجربیات تکان‌دهنده جنگی یا آزارهای دوران کودکی، برای بسیاری از افراد در قالب کابوس‌ها و یادآوری‌های ناخواسته، به‌طور مستمر در زمان حال بازتولید می‌شود. این تکرار ذهنی دردهای گذشته، هسته اصلی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را شکل می‌دهد که فرد را در زندان روانی وقایع هولناک محبوس می‌کند.

در حالی که شیوه‌های درمانی رایج، عمدتاً بر مدیریت دارویی و روان‌درمانی پیامدها متمرکز بوده‌اند، دانش نوین اکنون بر فرصت‌های طلایی بازنویسی خاطرات متمرکز شده است. دانشمندان با طرح این پرسش که آیا می‌توان در لحظه بازخوانی خاطره و پیش از ذخیره‌سازی مجدد آن در مغز مداخله کرد، به یافته‌های امیدوارکننده‌ای دست یافته‌اند.

طبق آخرین اخبار پزشکی و سلامت، با دستیابی به کلید ویرایش حافظه، پژوهشگران امیدوارند با کاهش بار احساسی تروما در لحظه ظهور، ذهن را از اسارت پیوسته در گذشته رها ساخته و چشم‌انداز تازه‌ای برای درمان ریشه‌ای این اختلال و ویرایش حافظه رقم بزنند.

فهرست مطالب

امکان ویرایش حافظه در پنجره زمانی شش‌ساعته

دانشمندان به‌تدریج به ابزاری برای ویرایش حافظه و کاهش شدت خاطرات بد نزدیک می‌شوند؛ فرایندی که در علوم اعصاب با عنوان بازتثبیت حافظه شناخته می‌شود. سال‌ها این تصور حاکم بود که پس از شکل‌گیری یک خاطره، ساختار آن تقریباً ثابت و تغییرناپذیر می‌ماند، اما این نگاه در آغاز دهه ۲۰۰۰ با پژوهش‌های کریم نادر، دانشمند علوم اعصاب دگرگون شد.

او در دوره فوق‌دکترای خود در دانشگاه نیویورک، موش‌هایی را آموزش داد تا میان شنیدن یک صدا و دریافت یک شوک خفیف در پا ارتباط برقرار کنند. سپس نشان داد وقتی حیوانات آن خاطره ترسناک را دوباره به یاد می‌آورند، خاطره برای مدت کوتاهی از حالت پایدار خارج می‌شود، آسیب‌پذیر می‌گردد و پیش از آن‌که دوباره در حافظه تثبیت شود، می‌توان آن را تغییر داد یا مختل کرد.

این کشف نگاه محققان به حافظه را به‌طور اساسی تغییر داد و مشخص کرد که یادآوری، صرفاً پخش دوباره یک فایل ذخیره‌شده نیست، بلکه نوعی بازگشایی موقت خاطره، قرار گرفتن آن در معرض تغییر و سپس ذخیره‌سازی دوباره است. این بازه کوتاه، که گاهی تا حدود شش ساعت ادامه دارد، فرصتی می‌سازد که خاطره نسبت به دستکاری، اصلاح یا تضعیف بار هیجانی حساس‌تر باشد و همین موضوع ایده استفاده درمانی از این پنجره زمانی را مطرح کرد.

بیشتر بخوانید

کاربرد تکنولوژی TMS در درمان اختلال PTSD

پژوهشگران اکنون می‌پرسند آیا می‌توان درست در لحظه‌ای که خاطره آسیب‌زا دوباره فعال می‌شود، از این فرصت برای کاهش اثر آن استفاده کرد و پیش از آن‌که بار عاطفی‌ آن دوباره در حافظه تثبیت شود، شدت واکنش ترس را پایین آورد. برای آزمودن همین فرضیه، مطالعه‌ای که در پایان سال ۲۰۲۵ در نشریه Brain Stimulation منتشر شد، روی ۱۰ فرد بزرگسال مبتلا به PTSD انجام گرفت.

این افراد در پنج جلسه درمانی هفتگی شرکت کردند و در آغاز هر جلسه از آنان خواسته شد یکی از خاطرات ناراحت‌کننده خود را آگاهانه به یاد بیاورند تا فرایند بازتثبیت فعال شود. بلافاصله پس از یادآوری خاطره، پژوهشگران از تحریک مغناطیسی فراجمجمه‌ای یا TMS استفاده کردند که با ارسال پالس‌های مغناطیسی به بخش بیرونی مغز، یعنی قشر مخ، فعالیت سلول‌های عصبی را تغییر می‌دهد.

از آنجا که هیپوکامپ، ناحیه‌ای حیاتی در شکل‌گیری و بازیابی خاطرات در عمق مغز قرار دارد و مستقیماً با TMS قابل دسترسی نیست، تیم پژوهش ابتدا با تصویربرداری عملکردی MRI یا fMRI برای هر فرد نقطه‌ای اختصاصی روی سطح مغز پیدا کرد که بیشترین ارتباط عملکردی را با هیپوکامپ داشت. سپس تحریک دقیقاً روی همان ناحیه شخصی‌سازی‌شده و درست پس از فعال شدن خاطره آسیب‌زا انجام شد.

بعد از پایان پنج جلسه، شرکت‌کنندگان گزارش کردند تعداد خاطرات مزاحم، هجوم ناگهانی تصاویر و صحنه‌های گذشته و تکرار ناخواسته رخدادهای آسیب‌زا در ذهنشان کاهش یافته است. اسکن‌های مغزی نیز نشان دادند ارتباط میان هیپوکامپ و ناحیه‌ای از قشر مغز که با TMS تحریک شده بود، نسبت به قبل تغییر کرده و همین امر نشان می‌دهد مدارهای حافظه در سطح عملکردی تحت تأثیر قرار گرفته‌اند.

همچنین بخوانید

 

پیشینه پژوهشی و دیدگاه‌های علمی محتاطانه

این نخستین باری نیست که دانشمندان بررسی می‌کنند آیا زمان‌بندی دقیق تحریک مغز می‌تواند به ویرایش حافظه ختم شود یا خاطرات هیجانی را تغییر دهد یا خیر. در سال ۲۰۲۰ پژوهشی در نشریه Current Biology نشان داد اگر پس از فعال شدن یک خاطره ترسناک از تحریک مغناطیسی تکرارشونده استفاده شود، بازتثبیت آن مختل می‌شود و بازگشت پاسخ‌های ترس در داوطلبان سالم کاهش می‌یابد.

چهار سال بعد نیز پژوهش دیگری گزارش کرد استفاده از TMS با فرکانس پایین در مراحل اولیه تثبیت خاطرات تهدیدآمیز می‌تواند ماندگاری آن‌ها را کمتر کند. این مجموعه یافته‌ها نشان می‌دهد تحریک مغز، اگر دقیق، هدفمند و در زمان مناسب انجام شود، قادر است بر نحوه ذخیره و پایداری خاطرات ناخوشایند اثر بگذارد.

راب نواز خان، متخصص مغز و اعصاب و پزشک درمان سکته مغزی، این نتایج را امیدوارکننده می‌داند و آن‌ها را گامی اولیه، علمی و محتاطانه در مسیر درمان PTSD توصیف می‌کند، اما هم‌زمان تأکید دارد که هنوز باید با احتیاط به آن نگریست. او توضیح می‌دهد برخلاف مطالعات قبلی که روی داوطلبان سالم انجام شده بودند، این پژوهش تنها ۱۰ بیمار مبتلا به PTSD را شامل می‌شد و گروه کنترل هم نداشت.

رویکردهای نوین و ابزارهای مکمل در روان‌پزشکی

تی‌جی تریپ، روان‌پزشک، بنیان‌گذار و مدیر ارشد پزشکی مراکز Serenity Mental Health Centers که در چندین نقطه آمریکا فعالیت دارند، نیز این مسیر پژوهشی را بسیار هیجان‌انگیز می‌داند. او توضیح می‌دهد این رویکردها به‌جای آن‌که فقط پس از بروز علائم برای کنترل آن‌ها وارد عمل شوند، می‌کوشند با ترکیب تحریک مغزی و فعال‌سازی دوباره خاطره، از همان ابتدا شدت و نفوذ خاطرات آسیب‌زا را پایین بیاورند.

تریپ همچنین به فناوری‌های دیگری اشاره می‌کند که در حال توسعه‌ هستند، از جمله روش‌های تنظیم فعالیت مغز با هدایت EEG و سامانه‌های نوروفیدبک مبتنی بر نشانگرهای زیستی مانند Prism. این ابزارها با تکیه بر تصاویر یا سیگنال‌های مغزی تلاش می‌کنند مدارهای عصبی مرتبط با PTSD را با دقت بیشتری هدف بگیرند و پاسخ‌های هیجانی ناخواسته را تعدیل کنند.

با این حال، او معتقد است بهترین درمان همچنان رویکردی جامع خواهد بود که روان‌درمانی متمرکز بر تروما، مصرف دارو در صورت نیاز، روش‌های تنظیم فعالیت مغز، بهبود کیفیت خواب، تقویت روابط اجتماعی و ارتقای عملکرد روزمره را هم‌زمان در بر بگیرد. از نگاه او اگر مطالعات بزرگ‌تر این نتایج را تأیید کنند، شاید برخی بیماران به‌ویژه افرادی که مشکل اصلی‌شان خاطرات ناخواسته، مرور مکرر تروما و واکنش شدید فیزیولوژیک به استرس است، در آینده کمتر به مصرف طولانی‌مدت دارو نیاز داشته باشند.

بازتعریف رابطه با خاطره و بازگشت به خویشتن

با وجود این امیدها، این دستاوردها تنها به درمان PTSD محدود نمی‌شوند و می‌توانند پرسش‌های عمیق‌تری درباره رابطه درد، رنج و هویت انسان مطرح کنند. اگر بتوان شدت اثر عاطفی زخم‌های روانی را کاهش داد، چه تغییری در بخش‌هایی از شخصیت رخ می‌دهد که همان تجربه‌های تلخ در شکل‌گیری آن نقش داشته‌اند؟

شانون فرانکلین، روان‌شناس و مدیر آموزش بالینی مرکز درمانی Element Q Healing Center در سن‌دیگو کالیفرنیا، توضیح می‌دهد که روان‌شناسان سال‌هاست با درمان‌های مبتنی بر شواهد، هدفی مشابه را دنبال می‌کنند. این درمان‌ها قصد ندارند گذشته دردناک را از ذهن افراد پاک کنند، بلکه می‌خواهند رابطه فرد با آن خاطرات تغییر کند تا بتواند همان رویدادها را بدون احساس شدید ترس، شرم یا سرزنش خود به یاد بیاورد.

بیشتر بخوانید

از نگاه او، تحریک مغز در آینده می‌تواند ابزاری کمکی و ارزشمند در کنار این درمان‌ها باشد، اما هرگز جایگزین رابطه درمانگر و بیمار نخواهد شد؛ رابطه‌ای که همچنان مهم‌ترین عنصر در روند بهبود بلندمدت است. او تأکید می‌کند درمان به معنای از دست دادن هویت نیست، بلکه بسیاری از افراد در مسیر بهبود، بخش‌هایی از وجود خود را که زیر سایه تروما پنهان شده بود دوباره پیدا می‌کنند؛ ویژگی‌هایی مانند اعتمادبه‌نفس، کنجکاوی، اعتماد به دیگران و امید.

از دید او، حادثه آسیب‌زا همیشه بخشی از گذشته فرد باقی می‌ماند، اما نباید هویت او را تعریف کند. به همین دلیل، ویرایش حافظه فراموش کردن گذشته نیست، بلکه کمک می‌کند انسان از آثار فلج‌کننده آن عبور کند و زندگی خود را با آزادی بیشتر ادامه دهد. راب نواز خان نیز با این نگاه موافق است و توضیح می‌دهد هدف چنین درمان‌هایی پاک کردن رویداد یا مجبور کردن فرد به فراموشی نیست، بلکه باید تجربه‌های ناخواسته و تکرارشونده آن‌قدر کاهش یابند که خاطره دیگر مانند اتفاقی که همین حالا در حال رخ دادن است احساس نشود.

تی‌جی تریپ نیز در جمع‌بندی می‌گوید درمان موفق تروما باید هویت، تاب‌آوری، خلاقیت و درس‌هایی را که فرد از زندگی آموخته حفظ کند و هم‌زمان رنج او را کاهش دهد تا بتواند مسیر زندگی‌ را ادامه دهد. به بیان دیگر، هدف نهایی تغییر شخصیت انسان نیست، بلکه کمک به اوست تا دوباره به همان کسی تبدیل شود که پیش از سلطه تروما بوده است.

0 دیدگاه
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات