گاهی اوقات برخلاف انتظار یک شوخی بسیار جدی گرفته میشود و به یک بحران در ابعاد جهانی تبدیل میگردد. در میان آنها از انسانهای خفاشی در ماه تا محبوبیت احمدینژاد پیش زنان آمریکایی دیده میشود.
معمولا شوخی و جوک بیشتر برای سبک کردن فضا، کاهش تنش، مواجهه با ترس و … استفاده میشود. در اکثر مواقع نیز با یک لبخند از کنار آن رد میشویم. هرچند برخی مواقع نیز یک شوخی بهصورت ناخواسته بسیار جدی گرفته میشود و یک بحران جهانی را ایجاد میکند.
شوخی های عجیبی که حسابی جنجالی شدند
نگاهی به تاریخچه این موارد میتواند بسیار جالب و شگفتآور باشد. اینکه چطور یک شوخی ساده به رسانههای رسمی راه پیدا کرده و بازارهای مالی را تکان داده است. در مواردی حتی کار بهجایی رسیده که دولتها بهصورت رسمی واکنش نشان دادهاند.
مشاهده موجودات فضایی در ماه
هر وقت صحبت از ماه میشود، ذهن اکثر افراد سراغ بزرگترین تئوریهای توطئه جهان میرود. هرچند ما کاری با ماموریت آپولو و قدم زدن آمریکاییها روی ماه نداریم. داستان به سال ۱۸۳۵ مربوط میشود. یعنی زمانی که روزنامه سان مجموعهای از مقالههای ظاهرا علمی را منتشر کرد.
آنها صرفا میخواستند با مخاطبان خود شوخی کنند؛ اما شوخی از کنترل خارج شد و بحرانی جهانی را بهبار آورد. آنها ادعا کردند یک اخترشناس معروف بهنام جان هرشل موفق شده با تلسکوپ بسیار پیشرفته خود موجودات و مناظر عجیبی را روی ماه مشاهده کند. از جمله این موارد نیز میتوان به موجودات انساننما با ظاهر شبیه به خفاش و جنگلهای سبز و انبوه اشاره کرد.
خوانندگان با هیجان منتظر انتشار قسمتهای بعدی این گزارش ۶ قسمتی بودند و روزنامههای مختلف آن را پوشش میدادند. گزارش حتی از آمریکا نیز فراتر رفت و به محافل علمی اروپا راه پیدا کرد. همین شوخی کوچک باعث شد در آمریکا و اروپا بحثهای شدیدی پیرامون حضور موجودات بیگانه در ماه و پنهانکاری عامدانه دولتها مطرح شود.
شوخی جنگیری توسط شبکه بیبیسی
افراد زیادی به موجودات ماورایی باور دارند. حتی برخی افراد معروف مورد آزار و اذیت ارواح خبیث قرار گرفتهاند. شبکه بیبیسی نیز از همین وضعیت استفاده کرد تا جذابیت ویژهای به برنامه شب هالووین خود در سال ۱۹۹۲ بدهد. آنها برنامهای را پخش کردند که گویا یک گزارش زنده از فعالیتهای ماورایی مربوط به یک خانه در حومه لندن بود.
بیبیسی از مجریان معروف خود برای این برنامه استفاده کرده بود. آنها با اعضای خانوادهای مصاحبه میکردند که ظاهرا بهشدت توسط یک روح خبیث شکنجه شده بودند. جابهجایی بین مجریان حاضر در استودیو و افراد حاضر در خانه جنجالی، قطع برنامه به خاطر اختلالات فنی و افزایش تدریجی اتفاقات ترسناک باعث شد همه ماجرا را باور کنند.
ماجرا وقتی از شوخی به یک بحران جهانی تبدیل شد که بدانید همان شب بیبیسی حدود ۳۰ هزار تماس تلفنی دریافت کرد. بسیاری از بینندگان وحشت کرده بودند و نمیتوانستند در خانههای خود بمانند. پس از آشکار شدن ماجرا نیز شکایتهای متعددی از بیبیسی صورت گرفت تا دیگر مرز بین واقعیت و داستان را کمرنگ نکند.
علاقه زنان آمریکایی به محمود احمدینژاد
در سال ۲۰۱۲ روزنامه The Onion با انتشار مطلبی جنجالی حسابی خبرساز شد. آنها مدعی شده بودند که زنان سفیدپوست ساکن در مناطق روستایی آمریکا با اختلافی چشمگیر محمود احمدینژاد، رئیسجمهور ایران را به باراک اوباما ترجیح میدهند. این روزنامه با انتشار آمارها و نظرسنجیهای مختلف مدعی شده بود که احمدینژاد محبوبیت بسیار زیادی در میان این گروه از جامعه آمریکا دارد.
البته The Onion یک روزنامه خبری معمولی نیست. آنها مطالب خود را با لحن کاملا جدی و شبیه به گزارشهای خبری واقعی مینویسند؛ اما ماهیت کلی گزارشها طنز است. همین ویژگی خاص نیز باعث میشود که برخی مواقع افراد یا رسانههای خارج از آمریکا مطالب آن را جدی بگیرند. در مورد ماجرای احمدینژاد نیز همین اتفاق رخ داد.
برخی از خبرگزاریهای ایرانی مقاله را پوشش داده و با استناد به آمارهای آن اعلام کردند که احمدینژاد توانسته قلب آمریکاییها را بهدست آورد. آنها همچنین این واقعیت را بهعنوان شکستی برای سیاستهای باراک اوباما و کاهش قابل توجه محبوبیت او ارائه کردند. بدتر از همه اینکه پوشش خبری رسانههای ایرانی مجدد در رسانههای بینالمللی منعکس و به سخره گرفته شد.
اگر این شوخی به محافل رسمی سیاسی و موضعگیریهای دیپلماتیک راه پیدا میکرد، بدون شک یک بحران جهانی ایجاد میشد.
شوخی با فاجعه بوپال در هند
در سال ۱۹۸۴ یکی از مرگبارترین فجایع صنعتی جهان رخ داد. نشت مواد سمی از کارخانه تولید سموم دفع آفات شرکت یونین کارباید در بوپال هند باعث شد هزاران نفر جان خود را از دست بدهند. همچنین دهها هزار نفر نیز با مشکلات تنفسی، پوستی و بینایی مواجه شدند. پیامدهای زیستمحیطی این فاجعه نیز برای سالها ادامه داشت. هرچند شرکت داو کمیکال (مالک اصلی یونین کارباید) خود را مقصر نمیدانست و حاضر به جبران نبود.
در سال ۲۰۰۴ مردی در شبکه بیبیسی ظاهر شد و خود را بهعنوان سخنگوی این شرکت معرفی کرد. او اعلام کرد که شرکت داو کمیکال مسئولیت کامل این فاجعه را میپذیرد و هماکنون نیز میلیاردها دلار را برای جبران خسارت قربانیان اختصاص داده است. پس از این مصاحبه بازارهای مالی بهشدت واکنش نشان دادند و ارزش سهام شرکت به میزان بیسابقهای کاهش یافت.
- ۸ اختراع تاثیرگذار شوروی که جهان را متحول کردند
- کشف یک دنیای گمشده در دل درختان غولپیکر جنگلهای تایوان!
- 10 تا از بهترین کتابهای حماسی تاریخ؛ از ارباب حلقهها تا جنگ و صلح
- از دخمههای پاریس تا قلعه ادینبورگ؛ ترسناکترین مقاصد گردشگری جهان
کمی بعد مشخص شد شخصی که در بیبیسی حضور پیدا کرده نماینده واقعی شرکت نبوده است. او یکی از اعضای گروه The Yes Men بود که میخواست با یک شوخی رسانهای این شرکت بزرگ را به چالش بکشد. با وجود چنین نیتی تا مدتها مردم هند تصور میکردند که شرکت تغییر رویه داده و قصد دارد رنجهای قربانیان را جبران کند.
اخراج کارمندان بهخاطر شوخی احمقانه گوگل
شوخی اول آوریل چیز عجیبی نیست و بسیاری از شرکتها یک دروغ جذاب را در این روز اعلام میکنند. هرچند کمتر پیش میآید که تصمیم بگیرند آن دروغ را وارد یک محصول کاربردی کنند. این کاری بود که گوگل در سال ۲۰۱۶ با جیمیل انجام داد. آنها یک شوخی بهنام Mic Drop را برای اول آوریل آماده کرده بودند.
با این ویژگی کاربران میتوانستند با یک کلیک ایمیلی را ارسال کنند که در آن یک گیف از شخصیتهای مینیون در حال انداختن میکروفون دیده میشد. بدتر از همه اینکه پس از ارسال این ایمیل مکالمه نیز بهطور خودکار بیصدا میشد و شما متوجه پیام دریافتی از سمت مقابل نمیشدید. گوگل مثلا میخواست این گیف حس گفتن حرف آخر و ترک صحنه را منتقل کند.
تا به اینجای کار شوخی گوگل چندان مشکلساز نیست. هرچند بحران جهانی از وقتی ایجاد شد که گوگل این قابلیت را دقیقا در کنار دکمه ارسال ایمیل گذاشت. به همین خاطر بسیاری از افراد بهصورت ناخواسته این گیف را در ایمیلهای کاری خود از جمله درخواست استخدام، مکاتبات رسمی با مراکز مهم و حتی مذاکرات تجاری بزرگ استفاده کردند. بیصدا کردن پاسخ هم باعث شد متوجه واکنش طرف مقابل نشوند.
افراد زیادی گوگل را مورد شماتت قرار دادند. آنها نیز بهصورت عمومی از کاربران عذرخواهی کرده و ویژگی اشارهشده را حذف کردند.
خرید ناقوس آزادی آمریکا توسط تاکو بل
در اول آوریل سال ۱۹۹۶ شهروندان آمریکایی با مشاهده خبر منتشر شده در روزنامههای بزرگ این کشور شوکه شدند. شرکت تاکو بل اعلام کرده بود که موفق شده ناقوس آزادی که یکی از نمادهای تاریخی استقلال آمریکا محسوب میشود را خریداری کند. علت این اقدام نیز افزایش بدهیهای دولتی آمریکا عنوان شده بود. البته که ماجرا چیزی جز یک شوخی نبود؛ اما انتشار آگهی تمام صفحه در روزنامههای بزرگ باعث شد به یک بحران بزرگ تبدیل شود.
تاکو بل حتی اعلام کرده بود که نام ناقوس را به ناقوس آزادی تاکو تغییر خواهد داد. این خبر خشم شهروندان آمریکایی را برانگیخت. هزاران نفر با سازمان خدمات پارکهای ملی آمریکا (مسئول نگهداری از ناقوس) تماس گرفته و آنها را مورد لطف قرار دادند. همچنین سایر مقامهای مسئول و دولت آمریکا نیز از این انتقادها در امان نماندند. در مرحله بعدی حتی رسانههای آمریکایی نیز گزارشهایی را در این رابطه منتشر کردند.
کار بهجایی رسید که حتی سخنگوی کاخ سفید نیز در این مورد موضعگیری کرد و گفت که احتمالا خود کاخ سفید را هم به تاکو بل خواهند فروخت. همان روز تاکو بل اعلام کرد که کار آنها صرفا یک شوخی تبلیغاتی بوده و آنها حاضرند مبلغی را برای محافظت از ناقوس آزادی پرداخت کنند. البته که شوخی موفق آنها باعث شد نام تاکو بل در کل آمریکا شنیده شود.
مرگ بهخاطر نگه داشتن ادرار در مسابقه
در سال ۲۰۰۷ شبکه رادیویی KDND یک برنامه تبلیغاتی را برای کنسول بازی نینتندو Wii راهاندازی کرد. آنها از شرکتکنندگان میخواستند در فواصل زمانی مشخص آب بنوشند. کسی که بدون ادرار کردن بتواند بیشترین میزان آب را بنوشد، برنده خواهد بود و کنسول جدید نینتندو را دریافت میکند. در این مسابقه ۱۸ نفر شرکت کردند ولی هیچکس فکر نمیکرد یک شوخی ساده به جنجالی بزرگ تبدیل شود.
یکی از شرکتکنندگان یک زن ۲۸ ساله و مادر سه فرزند بود که بهخاطر مسمومیت با آب جان خود را از دست داد. این وضعیت بهخاطر رقیق شدن بیش از حد الکترولیتهای بدن ایجاد میشود. چند نفر دیگر از شرکتکنندگان نیز پس از سردرد و حالت تهوع شدید در بیمارستان بستری شدند. خیلی زود این اتفاق توجه رسانههای سرتاسر آمریکا را جلب کرد و نهادهای نظارتی نیز وارد شدند.
شبکه KDND مجبور شد بهعنوان خسارت مبلغ ۱۶.۵ میلیون دلار را به خانواده فرد جانباخته پرداخت کند. همچنین هنگام تمدید مجوز فعالیت ایستگاه رادیویی در سال ۲۰۱۶ نیز این پرونده مجدد باز شد. در آن زمان کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا به این نتیجه رسید که مدیران شبکه منافع شخصی را به سلامت افراد ترجیح دادهاند. به همینخاطر مجوز صادر نشد و کار شبکه به تعطیلی کشید.
فوران آتشفشان در آمریکا و فرار مردم
بدون تردید آتشفشانهای جزء خطرناکترین مکانهای کره زمین هستند و هنگام فوران میتوانند حتی یک شهر را بهکلی نابود کنند. بهخاطر همین انتخاب آتشفشان برای شوخی شاید چندان کار درستی نباشد. در اول آوریل ۱۹۸۰ یک شبکه تلویزیونی در بوستون در لحظات پایانی بخش اخبار خود یک خبر فوری را پخش کرد. آنها گفتند که کوه خاموش گریت بلو هیل ناگهان فعال شده و فوران کرده است. کمی بعد نیز تعدادی مصاحبه پخش شد که نشان میداد مقامات محلی نگران جان شهروندان هستند.
برای افزایش باورپذیری نیز تصاویری از فوران کوه سنت هلنز پخش شد. جالب اینکه اصلا مکانی بهنام کوه گریت بلو هیل وجود خارجی نداشت و این نام به یک تپه نسبتا کوچک اشاره میکرد. با وجود این، بسیاری از بینندگان متوجه شوخی نشدند. افراد زیادی با پلیس تماس گرفتند و بسیاری نیز خانههای خود را ترک کردند. ترافیک سنگینی نیز برای خروج از شهر و فرار از آتشفشان ایجاد شد.
پس از آشکار شدن ماجرا نوبت به واکنشهای منفی رسید. شبکه تلویزیونی به رفتار غیرمسئولانه متهم و تهیهکننده برنامه نیز برکنار شد. عجیب اینکه هفت هفته پس از این گزارش و پخش تصاویر، کوه سنت هلنز فعال شد و فوران کرد.
تکان دادن بازار سهام با تنها یک توییت
در آوریل ۲۰۱۳ حساب کاربری خبرگزاری آسوشیتدپرس هک شد. فرد هکر با انتشار یک توییت ادعا کرد که در کاخ سفید انفجارهای متعددی رخ داده و باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا نیز بهشدت زخمی شده است. این خبر خیلی زود پخش شد و تاثیر عجیب روی بازارها گذاشت.
سامانههای معاملاتی خودکار در تنها چند ثانیه به خبر واکنش نشان دادند. شاخص صنعتی داوجونز حدود ۱۵۰ واحد سقوط کرد و همهچیز بهسمت یک آشوب پیش میرفت. هرچند اندکی بعد آسوشیتدپرس با انتشار اعلامیهای در رسانههای مختلف گفت که حساب کاربری آنها هک شده است و این خبر صحت ندارد.
وحشت مردم از شوخی حمله مریخیها
در ۳۰ اکتبر ۱۹۳۸ اورسن ولز و گروه تئاتر مرکوری تصمیم گرفتند اقتباسی نمایشی از رمان جنگ دنیاها را از شبکه رادیویی CBS پخش کنند. آنها در ابتدا نیز بارها اعلام کردند که صرفا قرار است یک برنامه نمایشی پخش شود و واقعیت ندارد. با وجود این، شیوه خاص برنامه باعث شد افراد زیادی دچار سوء تفاهم شوند.
برنامه به حمله مریخیها به ایالت نیوجرسی میپرداخت. هر چند دقیقه یکبار نیز یک گزارش فوری از این ایالت پخش میشد. همچنین شاهدان عینی تماس میگرفتند و با اظهارات خود ترس را دو چندان میکردند. همین هم باعث شد که افراد زیادی حمله مریخیها را باور کرده و مرتبط با مقامهای مسئول تماس بگیرند.
به گفته روزنامههای آن دوران موجی از وحشت در سرتاسر آمریکا ایجاد شد و حتی برخی افراد راهی نیوجرسی شدند. البته تهیهکنندگان برنامه قصد نداشتند یک شوخی را در ابعاد ملی پیاده کنند؛ اما ناخواسته چنین اتفاقی رخ داد.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 

