چشم سوم

در جستجوی چشم سوم

چشم سوم مقوله ای راز آمیز و اسطوره ای است که در مذاهب مختلف و نیز در تمدن های باستانی بسیاری به آن اشاره شده است.

آیا چشم سوم که در مذاهب مختلف مورد استناد قرار گفته در واقعیت وجود دارد و یا اینکه تنها یک افسانه است؟ آیا راهی برای تقویت بینایی چشم سوم وجود دارد؟

چشم سوم در واقع به توانایی های ماورایی انسان اشاره دارد. در صورت باز شدن چشم سوم انسان قادر خواهد بود به سطح بالاتری از کنترل خودآگاهی برسد. البته برای انسان های عادی چشم سومی وجود ندارد، زیرا این توانمندی در سطح نظری حاصل تلاش، ممارست و تمرین بسیار است تا بتوان در نهایت به این قدرت ماورایی دست یافت.

در سطح تئوری انسان موجودی با محدودیت های بسیار فیزیکی و ذهنی است، اما با انجام یک سری تمرینات می تواند تا حدودی خود را از این محدودیت ها برهاند و ارتباط عمیق تری با خود ایجاد کرده و جهش های بالاتری از آگاهی را تجربه نماید.

چشم سوم یا غده پینال؟

چشم سوم

برخی نیز غده پینال (Pineal gland) را همان چشم سومی می دانند. غده پینال یا غده کاجی یا صنوبری تودهٔ بافتی مخروطی ‌شکل بسیار کوچکی است که بوسیله ساقه ای به مغز متصل می شود. غده پینال در عمق مغز جای گرفته است و از سلول های پینه آل و بینایی تشکیل شده است. کارکرد دقیق آن هنوز مشخص نیست اما به این غده چشم سوم گفته می‌شود.

البته بیشترین نحله فکری که مبلغ چشم سوم بوده به هندوییسم مربوط می شود تا جایی که اغلب رب النوع های این آیین دارای چشم سومی در وسط پیشانی خود هستند. در آیین هندو آجنا یا چشم سوم به مقوله چاکراها مربوط است. در واقع آجنا یکی از چارکرا های اصلی بدن است. چارکرای آجنا منبع آگاهی تلقی می شود و معنای تحت الفظی آن هدایت است.

دانشمندان و طرفداران تئوری توطئه به مقوله چشم سوم علاقمند هستند و هر یک آن را از ذاویه ای خاصی تحلیل می کنند. حتی این مقوله وارد فیلم های هالیودی شده است. در بسیاری از این فیلم ها شاهد تاکید بر این موضوع هستیم که انسان تنها ده درصد از توانایی های خود را بکار می برد.

چشم سوم

این بدان معناست که ظرفیت و توانمندی انسان بسیاری بیشتر از آن چیزی است که خودش تصور می کند. البته برخی هم معتقدند حتی اگر هم چشم سومی وجود داشته باشد باز هم این موضوع ممکن است خطرناک باشد و توازن زندگی انسان را بر هم بزند.

به هر حال سنت های یوگا بر وجود چشم سوم تاکید بسیار دارند و با ارائه تمریناتی سعی می کنند این چشم را در انسان تقویت کند، اما آیا چشم سوم نوعی روشنگری و بینش را به همراه دارد یا اینکه می تواند خطرناک باشد؟

ممکن است با تقویت چشم سوم انسان دچار توهم شده و نتواند بین چیز هایی که می بیند تفاوت قائل شود، شاید هم چشم سوم تجربه ای جذاب و دارای پیامدهای توامان مثبت و منفی باشد.

با این وجود مزایایی را برای چشم سوم مطرح می کنند که بسیار جذاب و دلفریب است و نمی توان به راحتی از کنار آنها گذشت. اینکه انسان بتواند گذشته و آینده را با چشم سوم ببیند چیزی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت.د

برای آنان که علاقمند به تقویت چشم سوم خود هستند تمریناتی پیشنهاد شده است که در ذیل به برخی از آنها خواهیم پرداخت:

چشم سوم

 

  • مدیتیشن
  • عدم مصرف شکر و لبنیات
  • قدم زدن در طبیعت
  • خود آگاهی و حضور
  • نوشیدن آب
  • پوشیدن لباس هایی به رنگ خاص
  • بی توجهی به تعصبات فکری و تمرکز بر آزاد اندیشی
  • انجام فعالیت های زیباشناختی

آیا شما هم به چشم سوم اعتقاد دارید و آیا راهی وجود دارد تا انسان بر محدویت های فیزیکی و فکری خود غلبه کند و درجات بالاتری از فهم و بینش را درک کند؟

پاسخ بدهید

وارد کردن نام و ایمیل اجباری است | در سایت ثبت نام کنید یا وارد شوید و بدون وارد کردن مشخصات نظر خود را ثبت کنید *

*

۷ دیدگاه

  1. همه دارن اما طریقه استفاده کردنش ظرفیت میخواد، اگه کسی بخواد توی این راه میانبر بزنه چه با مصرف مواد توهمزا، چه گروه های خاص چه مواد ارگانیک یا غیر ارگانیک در واقع درب گاوصندوق زندگیش برای دزدها و اشرار باز میشه نه چشم سومش

  2. در پاسخ به سوال پیدا کردن فهم و شعور بیشتر بشخصه به اصطلاح روانشناسان cbt کار معتقدم که افکار ریز،لیز و تیز هستن و چنانچه بتوانیم افکار پشت هر هیجان خود را تشخیص دهیم و به چالش با آنها (لیست خطاهای شناختی )بپردازیم. در واقعه به نوعی از خودشناسی پرداخته وهمچنین اسباب خود مانیترینگ و خودمدیریتی بالا را محیا ساخته ایم.
    ومسیر دیگری هم که میتوانیم به وسیله آن رشد معنوی داشته باشیم مطالعه علم اخلاق است که به اصطلاح اخلاقیون شناخت رزائل و فضائل اخلاقی ست که کمتر مورد توجه قرارگرفته است و این در حالی ست که رسالت اصلی پیامبر عظیم شان اسلام هم اتمم مکارم اخلاق بوده است وانقدر سخت گیرانه و ترسان به احکام پرداختیم که دین را …..
    تمام کنم به مثنوی
    چونک گل رفت و گلستان درگذشت

    نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت

    جمله معشوقست و عاشق پرده‌ای

    زنده معشوقست و عاشق مرده‌ای

    چون نباشد عشق را پروای او

    او چو مرغی ماند بی‌پر وای او

  3. بی توجهی به تعصبات فکری و تمرکز بر آزاد اندیشی

    من زیاد در موردش تحقق کردم ،کلا بحث شیطان پرستی و نیروهای غیر اخلاقیه و پیشنهاد میکنم دنبالش نرین چون جن و شیطان دیگه ولتون نمیکنه و قلام حلقه به گوششون میشین این یک تله هستش