فیلمهای ناامیدکننده مارول همواره بحثبرانگیز بودهاند و برخی از آنها با وجود پتانسیل بالا، نتوانستند انتظارات طرفداران را برآورده کنند.
دنیای سینمایی مارول (MCU) از زمان آغاز به کار خود در سال ۲۰۰۸، مفهوم فیلمهای ابرقهرمانی را بازتعریف کرد و با داستانهای در هم تنیده و روایتی جامع، صنعت فیلمسازی را متحول ساخت؛ اما این غول شکستناپذیر پس از اوجگیری سهگانه «حماسه بینهایت» (Infinity Saga)، با چالشهایی روبرو شد و برخی از فیلمهای آن نتوانستند به عظمت گذشته دست یابند. این فیلمها، فرصتهای بزرگی بودند که به دلیلی بیبرنامگی یا ناهماهنگی، به ناامیدی تماشاچیان منجر شدند و در ادامه به شش فیلم مارول که انتظارات را برآورده نکردند، نگاهی خواهیم انداخت.
Iron Man 2 (۲۰۰۹)
«آیرون من ۲» که فقط دو سال پس از آغاز قدرتمند فرنچایز با «آیرون من» منتشر شد، نخستین دنباله در دنیای سینمایی مارول بود که با وجود حفظ کارگردان و لحن کلی، نتوانست موفقیت قسمت اول را تکرار کند. این فیلم با یک شخصیت شرور ناامیدکننده و داستانی بیهدف، بیشتر به بستری برای معرفی شخصیتهای آینده بدل شد و نتوانست انسجام و جذابیت فیلم نخست را ارائه دهد؛ از این رو، در زمان اکران بسیاری از هواداران را ناامید ساخت.
Doctor Strange In The Multiverse Of Madness (۲۰۲۲)
بازگشت «سم ریمی» به ژانر ابرقهرمانی با «دکتر استرنج در چندجهانی جنون» بسیار مورد انتظار بود؛ اما این فیلم، آن چیزی نبود که بسیاری انتظار داشتند. در این دنباله، «دکتر استرنج» عمدتا به حاشیه رانده شد تا داستان «واندا» پیش برود که به عدم تعادل جدی در روایت انجامید. با وجود مفهوم عظیم چندجهانی، فیلم نتوانست از پتانسیلهای آن به خوبی استفاده کند و با وجود تلاش برای ترسناک بودن، هرگز به این هدف نرسید؛ در نتیجه، فرصتهای بسیاری را هدر داد و الهامبخش نبود.
Thor: The Dark World (۲۰۱۳)
«ثور: دنیای تاریک» اغلب به عنوان یکی از ضعیفترین فیلمهای دنیای سینمایی مارول شناخته میشود. این دنباله، مشابه «آیرون من ۲»، فیلمی کسلکننده بود که در آن «ثور» در فیلم خودش به حاشیه رانده شد و «مالکیث» (Malekith) یکی از بیتفاوتترین شخصیتهای شرور این فرنچایز را به خود اختصاص داد. با وجود صحنههای جذاب بین «ثور» و «لوکی» که تقریبا کل فیلم را نجات دادند، جلوههای بصری تاریک و خط داستانی عاشقانه ملودرام آن، با تلاشهای فیلم برای شوخطبعی در تضاد بود و ارزش تماشای مجدد آن را به شدت کاهش داد.
The Incredible Hulk (۲۰۰۸)
با وجود اینکه «هالک» یکی از شخصیتهای اصلی مارول کامیکس است، هرگز نتوانست در پرده نقرهای به موفقیت دست یابد. «هالک شگفتانگیز» که یک ماه پس از «آیرون من» و بهعنوان دومین فیلم MCU منتشر شد، اثری ناامیدکننده بود. اگرچه بازی «ادوارد نورتون» به کشمکشهای احساسی «بروس بنر» عمق بخشید، اما بقیه فیلم نتوانست به همان اندازه قدرتمند ظاهر شود. این فیلم برای جا افتادن در چارچوب MCU، فداکاریهای زیادی کرد و به دلیل مشکلات حقوقی، نتوانست به جایگاهی که سزاوارش بود، دست یابد.
- ۱۵ تا از بهترین فیلمهای ابرقهرمانی تمام دوران از نظر سایت IMDB
- رتبهبندی 10 فیلم مرد عنکبوتی از بدترین تا بهترین بر اساس Letterboxd
- همه فیلمها و سریالهای مارول در سال 2026؛ هیجان به MCU بازمیگردد
- بهترین شخصیتهای هر فاز دنیای سینمایی مارول (MCU)
Thor: Love And Thunder (۲۰۲۲)
با بازگشت «تایکا وایتیتی» برای کارگردانی چهارمین فیلم «ثور»، انتظارات برای «ثور: عشق و تندر» بالا بود؛ اما این فیلم ناامیدکننده از آب درآمد. داستان «گور» (Gorr)، قصاب خدایان با بازی «کریستین بیل» (Christian Bale)، یکی از تاریکترین پیشینههای شرور در کل فرنچایز را داشت، اما با شوخیهای ضعیف و بیمزه، رویکردی بیتفاوت به داستانگویی، و لحنی طنزآمیز که نتوانست ضعفهای نگارشی را پوشش دهد، کاملا از بین رفت. این فیلم درسهای اشتباهی از «رگناروک» گرفت و بیشتر شبیه به وقتگذرانی بیهدف عوامل آن بود.
Ant-Man And The Wasp: Quantumania (۲۰۲۳)
«مرد مورچهای و زنبورک: شیدایی کوانتومی» را میتوان تعریف یک فیلم ناامیدکننده در دنیای سینمایی مارول دانست. این سومین ماجراجویی «مرد مورچهای»، از جذابیتهای ساده دو فیلم قبلی فاصله گرفت و «اسکات» (Scott) و «زنبورک» (The Wasp) را درگیر یک داستان کلیشهای کرد که تمام پیشرفت شخصیتی آنها را نادیده گرفت. با وجود صحنههای بصری پر زرق و برق، داستان آن صرفا یک پسزمینه برای جلوههای ویژه بود. مسائل پیشآمده پیرامون «جاناتان میجرز» (Jonathan Majors) نیز باعث شد «کانگ فاتح» (Kang the Conqueror) بهعنوان شرور اصلی آینده MCU، در هالهای از ابهام قرار گیرد و این فیلم را به بنبستی گیجکننده تبدیل کند.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 






