با وجود آن که دهه ۹۰ میلادی فیلمهای ترسناک بینظیری را به سینما معرفی کرد، بسیاری از فیلمهای ترسناک دهه ۲۰۰۰ نتوانستند انتظارات را برآورده کنند. این مقاله به بررسی شش فیلم وحشتناک این ژانر میپردازد که نهتنها ترسناک نبودند، بلکه به دلیل ضعفهای فراوان، تنها بهعنوان فاجعهای در تاریخ سینما به یاد ماندهاند و امتیاز صفر از ۱۰ را به خود اختصاص دادند.
دهه ۲۰۰۰ میلادی با امید فراوان برای آغاز قرنی نو در سینما آغاز شد و بهویژه در ژانر وحشت، انتظارات بسیار بالا بود. با این حال، همانطور که در این فهرست ششگانه خواهید دید، بسیاری از آثار این دوره نهتنها نتوانستند به موفقیتهای دهه ۹۰ نزدیک شوند، بلکه با شکستهای فاجعهبار خود، باور مخاطبان به این ژانر را خدشهدار کردند. این فیلمها آنقدر ضعیف بودند که نامشان تنها بهدلیل کیفیت بسیار پایینشان در یادها مانده است.
«کتاب سایهها: جادوگر بلر ۲» (Book of Shadows: Blair Witch 2) سال ۲۰۰۰
فیلم پروژه جادوگر بلر (The Blair Witch Project) محصول سال ۱۹۹۹، با رویکرد «یافتهشده» (found-footage) خود، کل دنیا را شوکه کرد و پدیدهای نو در ژانر وحشت قرن ۲۱ به راه انداخت. اما زمانی که اعلام شد دنبالهای برای آن در راه است، طرفداران سردرگم شدند؛ زیرا مشخص نبود چگونه میتوان شوک و عدم قطعیت واقعیت یا تخیل بودن فیلم اصلی را در دنباله تکرار کرد.
متاسفانه، کتاب سایهها: جادوگر بلر ۲ فرمت نوآورانه نسخه اصلی را کنار گذاشت و به یک روایت سنتی روی آورد که بسیاری از طرفداران اصلی آرزو میکردند هرگز ساخته نمیشد. داستان در دنیایی اتفاق میافتد که فیلم پروژه جادوگر بلر یک اثر مستقل مشهور است. گردشگران به امید یافتن سرنخهایی از افسانه، به شهر برکیتسویل (Burkittsville) مریلند هجوم میآورند. جفری پترسون (Jeffrey Donovan)، مردی محلی که پیشتر در یک آسایشگاه بوده، تور جادوگر بلر را اداره میکند. اولین گروه او تجربهای هولناک را پشت سر میگذارند و متوجه میشوند واقعیت آنها توسط ذهنهای آسیبدیده خودشان و البته جادوگر، ساخته شده است.
این فیلم که قرار بود نقدی بر هیستری جمعی باشد، به دلیل دخالتهای استودیو به یک فیلم ترسناک نوجوانانه سردرگم، پر از کلیشههای بیمحتوا، خشونت بیدلیل و تدوین آشفته تبدیل شد. شخصیتها نیز کلیشههای ناپسند «گوتبازها» بودند که به نظر میرسید طرفداران فیلم اول را مسخره میکنند. امتیاز ۱۴ درصد در راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes)، هرچند صفر نیست، اما همچنان وحشتناک است.
«فرداتکام» (FeardotCom) سال ۲۰۰۲
اصطلاح «غیرقابل تماشا» ممکن است اغراقآمیز بهنظر برسد، اما بهترین توصیف برای فیلم فرداتکام است. در سال ۲۰۰۲، دوران اولیه اینترنت جهانی بود، بنابراین ساخت یک فیلم ترسناک ماوراءطبیعی مرتبط با اینترنت عجیب نبود. با این حال، اجرای آن فاجعهآمیز بود. این فیلم تکنوهارور به کارگردانی ویلیام مالون، داستان مایک رایلی (Stephen Dorff)، کارآگاه نیویورکی، و تری هاستون (Natascha McElhone)، بازرس بهداشتی را دنبال میکند که وبسایتی مرموز را کشف میکنند. هر کس وارد این وبسایت شود، دقیقا ۴۸ ساعت بعد میمیرد و توسط عمیقترین ترسهایش شکنجه میشود.
فیلم فرداتکام در تلاش برای تقلید از موفقیت نسخه ژاپنی حلقه (The Ring)، یک شکست ناامیدکننده، نامفهوم و ناخواسته خندهدار بود. این فیلم ثابت کرد که فیلمنامهای ضعیف، تنها به معنی مرگ یک پروژه است. فیلمنامه پیچیده، به صحنههای طولانی و کشدار تبدیل میشد که بهجای محتوا، فقط لحظات شوکدهنده ارائه میکرد. منطق پشت داستان ضعیف بود؛ زیرا مشخص شد که وبسایت مرگبار توسط روح یک قربانی شکنجه اداره میشود. همچنین، نامگذاری وبسایت به «feardotcom.com» نشان میداد که سازندگان هنوز از نحوه عملکرد اینترنت بیخبر بودند. این فیلم که قرار بود یک تریلر کابوسآور و شیک باشد، چیزی جز یک اثر خستهکننده نبود.
«خانه مردگان» (House of the Dead) سال ۲۰۰۳
گرفتن الهام از یک بازی ویدیویی در اوایل دهه ۲۰۰۰ یک ایده جدید بود. در سال ۲۰۰۳، اوه بول (Uwe Boll) امتیاز فرنچایز خانه مردگان را خرید و ادعا کرد که فیلمش پیشدرآمدی بر بازی اصلی سال ۱۹۹۷ است. نتیجه تقریبا از همان ابتدا مرده بود. این فیلم اکشن-ترسناک رده ب، گروهی از دانشجویان را دنبال میکند که برای شرکت در یک رِیو شبانه به جزیرهای دورافتاده و متروک سفر میکنند، اما متوجه میشوند که جزیره توسط زامبیهای خونخوار تسخیر شده است. آنها که راه فراری ندارند، به خانهای مرموز پناه میبرند و باید با انبوهی از مردگان متحرک مبارزه کرده و تاریخچه تاریک و ماوراءطبیعی جزیره را کشف کنند.
خانه مردگان نقطه عطفی بسیار پایین در دنیای ژانر وحشت است. اوه بول بهطرز فاحشی تصمیم گرفت صحنههای واقعی از گیمپلی و کاتسینهای بازی با رزولوشن پایین را مستقیما در فیلم نهایی بگنجاند. این کار نهتنها تنبلانه بود، بلکه انسجام دنیای فیلم را از بین برد. با یک فیلمنامه بیمعنی، بازیگری نیز فاجعهبار بود. این فیلم پر از صحنههای چرخشی ۳۶۰ درجه گیجکننده و فریزفریم در حین تیراندازی بود. سپس، ژستهای اغراقآمیز و دراماتیک که برای تقلید از بازی طراحی شده بودند، به سادگی مضحک بودند. این فیلم غیرمنطقی و نسبت به منبع اصلی خود بیاحترامی بود.
«تماس از دست رفته» (One Missed Call) سال ۲۰۰۸
گاهی اوقات بازسازی فیلمهای خارجی موفق میتواند پاداش داشته باشد، اما در ژانر وحشت، یافتن موفقیت بسیار دشوارتر است. فیلم تماس از دست رفته که بر اساس یک فیلم ژاپنی به همین نام ساخته شده، اثری ترسناک ماوراءطبیعی است که درباره افرادی است که پیامهای صوتی مرموزی از آینده خود دریافت میکنند؛ این پیامها شامل تاریخ، زمان و صداهای پایانی وحشتناک مرگ خودشان است.
فیلم داستان بث (Shannyn Sossamon)، دانشجوی کالج، و جک (Edward Burns)، کارآگاه پلیس را دنبال میکند که خواهرش قربانی این پدیده شده است. همانطور که دوستان بث یکی یکی میمیرند، او برای کشف منبع این نفرین و جلوگیری از مرگ پیشبینی شده خود، با زمان مسابقه میدهد. تماس از دست رفته احتمالا بدترین بازسازی J-Horror در تاریخ سینما بود و به اندازه یک جسد بیروح به نظر میرسید. فیلم اصلی تاکاشی میکه (Takashi Miike) به شدت بر تعلیق اتمسفریک متکی بود. اما در سال ۲۰۰۸، کارگردان اندرو کلاون (Andrew Klavan) برای ایجاد حس مقیاس، به CGI مضحک متوسل شد.
قوانین شیطانی فیلم نیز نامنظم و متغیر بودند؛ گاهی روح بهصورت فیزیکی ظاهر میشد تا قربانی را از پل به پایین هل دهد، در حالی که در مواقع دیگر، نفرین مانند مقصد نهایی (Final Destination) با انفجارهای محیطی کاملا تصادفی عمل میکرد. این فیلم بر شوک و جامپاسکرها (Jump Scare) تمرکز داشت، اما موفق نشد و با کسب امتیاز صفر درصد در راتن تومیتوز، به اثری فراموششدنی تبدیل شد.
«بقا» (Stay Alive) سال ۲۰۰۶
شعار تبلیغاتی فیلم بقا، «در بازی بمیری، در واقعیت میمیری»، بسیار جذاب بود، اما اجرای آن، که پر از حفرههای داستانی بود، به یک تریلر ترسناک ضعیف و آماتورگونه منجر شد. این فیلم تکنوهارور فاجعهبار به کارگردانی ویلیام برنت بل (William Brent Bell)، داستان گروهی از دوستان را دنبال میکند که یک بازی ویدیویی مخفیانه و منتشرنشده را بازی میکنند.
این بازی بر اساس افسانههای خونین کنتس الیزابت باتوری (Elizabeth Bathory) از قرن ۱۷ ساخته شده است. آنها بهزودی کشف میکنند که وقتی شخصیتهایشان در بازی میمیرند، همان سرنوشت را در دنیای واقعی تجربه میکنند. برای متوقف کردن این نفرین، دوستان بازمانده باید برای یافتن عمارت تاریخی کنتس رقابت کرده و بازی را قبل از کشته شدنشان به پایان برسانند. جدا از اینکه چگونه یک موجود قرن ۱۷ میتواند بهطور منطقی یک بازی ویدیویی را تسخیر کند، وقایع در زمان حال نیز بیمعنی بودند.
بقا یک شکست «بدون خون و خونریزی» بود که نتوانست ماموریت خود را به انجام برساند. این فیلم محصول زمان خود بود و با گرافیک بازیهای ویدیویی سال ۲۰۰۶، نه آن زمان خوب بهنظر میرسید و نه اکنون. اگرچه استفاده از یک شخصیت تاریخی واقعی (باتوری) قابل ستایش است، اما تغییر غیرمنطقی پیشینه او از تاریخ مجارستان به یک مزرعه در لوئیزیانا، سست و بیمنطق بود. حفرههای داستانی نیز یکی پس از دیگری ظاهر میشدند؛ برای مثال، هرگز توضیح داده نمیشود که چرا یا چگونه روح قاتل به شخصیتهایی حمله میکند که حتی در حال بازی نیستند.
«رخداد» (The Happening) سال ۲۰۰۸
حتی بزرگترین رویاپردازان نیز پروژههای ناموفق دارند. با اینکه بهنظر میرسد این اتفاق برای ام. نایت شیامالان (M. Night Shyamalan) بیش از حد معمول تکرار شده، اما در دوران پس از فیلمهای موفق حس ششم (The Sixth Sense) و نشانهها (Signs)، انتظار میرفت هر فیلم او خارقالعاده باشد و پایانی غافلگیرکننده داشته باشد. اما در سال ۲۰۰۸، شیامالان یکی از بزرگترین اشتباهات خود را مرتکب شد: رخداد.
این فیلم علمی تخیلی ترسناک، داستان یک نوروتوکسین (neurotoxin) مرموز و قابل انتقال از طریق هوا را دنبال میکند که باعث میشود انسانها خودبهخود و بهطرز خشونتآمیزی خودکشی کنند. الیوت مور (Mark Wahlberg)، معلم دبیرستان، همسرش آلما (Zooey Deschanel) و جس (Ashlyn Sanchez)، دختر همکار مرحومش جولیان (John Leguizamo)، در سراسر شمال شرقی ایالات متحده فرار میکنند و در نهایت کشف میکنند که گیاهان در حال انتشار این سم بهعنوان مکانیسم دفاعی در برابر بشریت هستند. رخداد که قرار بود پیامی محیط زیستی و اخلاقی را منتقل کند، در نهایت به یک کمدی ناخواسته درباره گیاهان قاتل تبدیل شد.
- رتبهبندی 5 تا از پرفروشترین سری فیلمهای ترسناک در تاریخ سینما
- 7 تا از محبوبترین فیلمهای خونآشامی در تاریخ سینما
- ۱۱ تا از ترسناکترین شرورهای فیلمهای سینمایی در طول تاریخ
- 33 فیلم جذاب که در تابستان 2026 نباید از دست بدهید
- 5 تا از بهترین فیلمهای ترسناک سال 2026 تاکنون
زمانی که شیامالان از رویکردهای موفق خود دور میشود، معمولا شکست میخورد و رخداد نمونه بارز آن بود. مخاطبان انتظار صحنههای ترسناک و شوکآور داشتند، اما با فیلمی روبرو شدند که دیالوگهای عجیب و غریب و مصنوعی آن، حتی توسط بازیگر نقش اصلی (مارک والبرگ) نیز به خوبی اجرا نمیشد. پیچش داستانی گیاهان قاتل، به اندازه فیلمهای موفق شیامالان لازم و جذاب نبود. تهدید آخرالزمانی نه ترسناک بود و نه یک داستان هشداردهنده، بلکه صرفا پوچ و مضحک بهنظر میرسید. رخداد فیلمی است که به دلیل «آنقدر بد است که خوب است»، طرفداران خاص خود را پیدا کرده و به شیوهای اشتباه، کمپ (campy) محسوب میشود.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 






