باورهای اشتباه درباره دانشمندان

۱۰ باور اشتباه درباره مشهورترین دانشمندان تاریخ که هنوز بسیاری قبول دارند

۱۰ باور اشتباه درباره مشهورترین دانشمندان تاریخ را بخوانید که هنوز بسیاری از افراد آنها را قبول دارند.

بسیاری از باورهای اشتباه درباره دانشمندان مشهور جهان هنوز در افکار عمومی ریشه دارند، اما در پشت هر افسانه‌ای، حقیقت علمی غالبا جذاب‌تر و پیچیده‌تر از آن چیزی است که به ما گفته شده است.

تاریخ علم پر از حکایت‌های الهام‌بخش از نوابغی است که جهان را دگرگون کردند. با این حال، با گذشت زمان، روایت‌های ساده‌سازی‌شده، درس‌های کلاسیک و فرهنگ عامه، مرز بین واقعیت و افسانه‌های علمی را محو کرده‌اند. جداسازی حقایق تاریخی از این اسطوره‌های رایج، نه‌تنها اعتبار واقعی را به صاحبانش بازمی‌گرداند، بلکه نشان می‌دهد که پیشرفت‌های علمی چگونه از طریق مشاهده، آزمایش و همکاری مستمر به دست می‌آیند، نه با یک لحظه دراماتیک. در ادامه به ۱۰ باور اشتباه درباره دانشمندان بزرگی می‌پردازیم که احتمالا شما هم آن‌ها را شنیده‌اید.

۱۰. گالیله اجسام را از برج کج پیزا پرتاب نکرد

ارسطو، فیلسوف یونانی، برای قرن‌ها معتقد بود اجسام سنگین‌تر سریع‌تر از اجسام سبک‌تر سقوط می‌کنند. داستان مشهور می‌گوید گالیلئو گالیله این ایده را در اواخر قرن شانزدهم با انداختن دو گوی با وزن‌های مختلف از برج کج پیزا رد کرد. با این حال، بسیاری از مورخان تردید دارند که این نمایش هرگز اتفاق افتاده باشد. این روایت حدود شصت سال پس از واقعه احتمالی توسط شاگرد گالیله، وینچنزو ویویانی، منتشر شد و هیچ گزارش معاصری از آن وجود ندارد. گالیله در عوض آزمایش‌های دقیق‌تری را با غلتاندن گوی‌ها روی سطوح شیب‌دار انجام داد که نتایج آن‌ها فیزیک ارسطویی را نقض کرد.

۹. جیمز وات موتور بخار را اختراع نکرد

بسیاری جیمز وات، مهندس اسکاتلندی، را مخترع موتور بخار می‌دانند. اما موتورهای بخار کاربردی، دهه‌ها قبل از تلاش وات برای بهبود آن‌ها، وجود داشتند. توماس نیوکامن، مخترع انگلیسی، موتور بخار جوی خود را در سال ۱۷۱۲ بر اساس کارهای قبلی توماس ساوری معرفی کرد. وات در دهه ۱۷۶۰ با افزودن یک کندانسور مجزا، کارایی موتور را افزایش داد و مصرف سوخت را حدود ۷۵ درصد کاهش داد. این نوآوری‌های وات بود که موتور بخار را برای به کار افتادن کارخانه‌ها و حمل‌و‌نقل در مقیاس وسیع عملیاتی کرد و به یکی از پایه‌های کلیدی انقلاب صنعتی تبدیل شد.

۸. ایدا لاولیس از کار چارلز بابیج سوء‌استفاده نکرد

به دلیل طراحی موتور تحلیلی توسط چارلز بابیج، برخی منتقدان ادعا کرده‌اند که ایدا لاولیس اعتبار ناعادلانه‌ای به‌عنوان اولین برنامه‌نویس کامپیوتر دریافت کرده است. اما مکاتبات لاولیس نشان می‌دهد که او تحصیلات پیشرفته ریاضی داشت و یادداشت‌های او درباره موتور تحلیلی بابیج شامل الگوریتمی برای محاسبه اعداد برنولی است که به‌طور گسترده به‌عنوان اولین برنامه کامپیوتری منتشر شده شناخته می‌شود. لاولیس همچنین توانایی ماشین‌های برنامه‌پذیر را در دستکاری نمادها فراتر از اعداد (مانند ساخت موسیقی یا تولید گرافیک) پیش‌بینی کرد که دیدگاهی خیره‌کننده و آینده‌نگرانه از محاسبات مدرن بود. این یکی از باورهای اشتباه درباره دانشمندان پیشگام است.

۷. آلفرد نوبل به دلیل مثلث عشقی، ریاضیات را کنار نگذاشت

داستانی رایج ادعا می‌کند که آلفرد نوبل از گنجاندن جایزه ریاضیات در جوایز نوبل خودداری کرد، زیرا گویا ریاضیدانی به نام گوستا میتاگ-لفر با همسر نوبل رابطه داشته است. این روایت جذابیت شایعه‌ای سرگرم‌کننده دارد، اما با کمترین بررسی فرو می‌ریزد. نوبل هرگز ازدواج نکرد و مورخان هیچ مدرکی دال بر رقابت یا حتی آشنایی او با میتاگ-لفر نیافته‌اند. دلیل واقعی حذف ریاضیات نامشخص است، اما وصیت‌نامه نوبل بر حوزه‌هایی متمرکز بود که به اعتقاد او «بیشترین منفعت را برای بشریت» داشتند. هیچ مدرک معتبری دال بر تاثیر کینه شخصی بر تصمیم او وجود ندارد.

۶. ایزاک نیوتن از افتادن سیب الهام گرفت، نه این‌که سیب به سرش بخورد

تصور سیبی که به سر ایزاک نیوتن برخورد می‌کند، به یکی از ماندگارترین افسانه‌های علمی تبدیل شده است. با این حال، هیچ مدرکی مبنی بر برخورد سیب به سر او وجود ندارد. خود سیب اما ریشه‌های تاریخی دارد. نیوتن بعدها به چندین دوست خود گفت که تماشای افتادن یک سیب او را به این فکر انداخت که چرا اجسام همیشه به سمت زمین حرکت می‌کنند. این سوال الهام‌بخش سال‌ها تحقیق شد و در نهایت به نظریه گرانش جهانی او انجامید که نشان داد همان نیروی حاکم بر یک سیب در حال سقوط، حرکت ماه و سیارات را نیز کنترل می‌کند.

۵. ماری کوری فقط به دلیل حمل رادیوم در جیبش نمرد

ماری کوری اغلب به‌عنوان دانشمندی به یاد آورده می‌شود که کار پیشگامانه‌اش با رادیواکتیویته در نهایت به قیمت جانش تمام شد. افسانه‌ای رایج می‌گوید او به دلیل حمل مداوم لوله‌های آزمایش رادیوم در جیب‌هایش درگذشت. کوری گاهی نمونه‌های کوچکی از مواد رادیواکتیو را حمل می‌کرد، اما این مواجهه‌های کوتاه تنها بخش ناچیزی از کل پرتوگیری او در طول دوران کاری‌اش بود. او دهه‌ها بدون تجهیزات محافظ با مواد رادیواکتیو کار کرد و آزمایشگاه، دفترچه‌ها و لباس‌هایش به شدت با گرد و غبار رادیواکتیو آلوده شدند. او در سال ۱۹۳۴ به دلیل کم‌خونی آپلاستیک ناشی از سال‌ها مواجهه تجمعی با تشعشعات درگذشت.

۴. توماس ادیسون لامپ الکتریکی را اختراع نکرد

بسیاری تصور می‌کنند توماس ادیسون مخترع لامپ الکتریکی است، اما روشنایی الکتریکی عملی نتیجه دهه‌ها آزمایش مخترعان متعدد بود. هامفری دیوی در سال ۱۸۰۲ یک لامپ قوس الکتریکی را نشان داد. سهم اصلی ادیسون، اختراع خود لامپ نبود، بلکه تجاری‌سازی آن بود. او با تیمی از محققان، یک لامپ با رشته کربنی بادوام (بیش از ۱۲۰۰ ساعت) و مهم‌تر از آن، یک سیستم توزیع برق کامل ساخت که قادر به تامین انرژی خانه‌ها و مشاغل بود. جوزف سوان، مخترع بریتانیایی، نیز به‌طور مستقل یک لامپ رشته‌ای موفق توسعه داد و هر دو در سال ۱۸۸۳ شرکت مشترک «Edison & Swan United Electric Light Company» را تشکیل دادند.

۳. چارلز داروین به تنهایی نظریه انتخاب طبیعی را توسعه نداد

نظریه تکامل از طریق انتخاب طبیعی تقریبا با نام چارلز داروین گره خورده است. داروین مشاهدات حیاتی را در طول سفر خود با کشتی HMS Beagle جمع‌آوری کرد، اما آلفرد راسل والاس، طبیعت‌شناس بریتانیایی، نیز به‌طور مستقل به نتایج مشابهی در آسیای جنوب شرقی رسید. در سال ۱۸۵۸، والاس مقاله‌اش را برای داروین فرستاد و این دو دانشمند یافته‌های خود را مشترکا در انجمن لینه لندن ارائه کردند. انتشار کتاب «خاستگاه گونه‌ها» توسط داروین در سال بعد، جایگاه او را در تاریخ تثبیت کرد، اما سهم والاس بخش حیاتی این داستان است. این یکی از باورهای اشتباه درباره دانشمندان بزرگ است.

بیشتر بخوانید

۲. آلبرت اینشتین در ریاضیات مردود نشد

یکی از رایج‌ترین افسانه‌های آموزشی این است که آلبرت اینشتین در ریاضیات ضعیف بود و در این درس مشکل داشت. اما اینشتین از همان دوران کودکی در ریاضیات برجسته بود و قبل از ۱۵ سالگی بر حساب دیفرانسیل و انتگرال تسلط یافت. نمرات مدرسه‌اش همواره نشان‌دهنده عملکرد استثنایی در ریاضی و فیزیک بود. این باور غلط از دو اتفاق نشأت می‌گیرد: او در سال ۱۸۹۵ در آزمون ورودی دانشگاه پلی‌تکنیک فدرال زوریخ در دروسی مانند فرانسوی و گیاه‌شناسی مردود شد، نه ریاضیات. همچنین، تغییر در سیستم نمره‌دهی مدرسه‌اش باعث شد برخی نمرات بالای قبلی او، برای ناآشنایان با سیستم جدید، مردودی به‌نظر برسد.

۱. بادبادک بنجامین فرانکلین مورد اصابت صاعقه قرار نگرفت

تصویر بنجامین فرانکلین که زیر طوفان رعد و برق ایستاده و صاعقه به بادبادکش برخورد می‌کند، یکی از شناخته‌شده‌ترین صحنه‌ها در تاریخ علم است. اما اگر چنین اتفاقی می‌افتاد، فرانکلین تقریبا قطعا کشته می‌شد. اکثر مورخان معتقدند فرانکلین آزمایش معروف بادبادک خود را در سال ۱۷۵۲ انجام داد. فرانکلین بادبادک را به یک ابر طوفانی باردار الکتریکی فرستاد و الکتریسیته ساکن از طریق نخ خیس بادبادک به پایین منتقل شد. هنگامی که فرانکلین یک کلید فلزی متصل به نخ را لمس کرد، یک جرقه الکتریکی کوچک به انگشت او پرید، که نشان داد ابرهای طوفانی دارای بار الکتریکی هستند بدون نیاز به برخورد مستقیم صاعقه. پسرش ویلیام که در آن زمان ۲۱ ساله بود، در این آزمایش به پدرش کمک می‌کرد.

0 دیدگاه
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات