بحران موشک تاماهاک

بحران موشک‌های تاماهاک ارتش آمریکا؛ چه تعداد باقی مانده و چه میزان در جنگ ایران استفاده شد؟

بحران موشک تاماهاک در ارتش آمریکا با مصرف بی‌سابقه این سلاح در جنگ ایران، نگرانی‌ها را در مورد ذخایر باقی‌مانده و توانایی پاسخگویی به درگیری‌های بزرگ آینده به شدت افزایش داده است.

نیروی دریایی ایالات متحده اخیراً شاهد مصرف بی‌سابقه‌ای از موشک‌های کروز تاماهاک (Tomahawk) در نبردهای خود بوده است. این وضعیت، لزوم ارزیابی مجدد «ذخایر موشکی آمریکا» و همچنین سرعت تولید این تسلیحات حیاتی را در مواجهه با تهدیدات جهانی برجسته می‌سازد. در این مقاله به بررسی دقیق بحران کمبود این موشک‌ها در جنگ ایران، وضعیت کنونی زرادخانه آمریکا و پیامدهای آن برای امنیت ملی ایالات متحده می‌پردازیم.

ذخایر موشکی تاماهاک آمریکا؛ چه میزان باقی مانده است؟

پیش از آغاز درگیری‌ها، ارزیابی‌ها تعداد کل موشک‌های Tomahawk موجود در زرادخانه آمریکا را بین ۳,۱۰۰ تا بیش از ۴,۰۰۰ فروند تخمین می‌زد. اما با تشدید جنگ، برآوردها به سمت پایین میل کرده‌اند.

بحران موشک تاماهاک

در حال حاضر، تخمین‌های معتبر نشان می‌دهد که موجودی موشک‌های تاماهاک ارتش آمریکا احتمالاً بین ۲,۰۰۰ تا نزدیک به ۳,۰۰۰ فروند است. این موشک‌ها در ناوگان ناوشکن‌ها، رزم‌ناو‌ها، زیردریایی‌های تهاجمی نیروی دریایی و همچنین پرتابگرهای زمینی جدید ارتش و تفنگداران دریایی ایالات متحده توزیع شده‌اند.

مصرف بی‌سابقه موشک‌های تاماهاک در جنگ ایران

مصرف موشک‌های تاماهاک در جنگ با ایران از هر نظر تاریخی بوده است. تنها در ۷۱ ساعت اولیه عملیات، کشتی‌های جنگی آمریکا حدود ۴۰۰ موشک Tomahawk شلیک کردند که عمدتاً برای انهدام سامانه‌های پدافند هوایی و مراکز فرماندهی ایران به کار رفتند. تا پایان ماه اول، این تعداد به بیش از ۸۵۰ موشک رسید و این عملیات را به بزرگ‌ترین کمپین استفاده از تاماهاک در تاریخ تبدیل کرد؛ رقمی که از مجموع ۳۲۵ موشک مصرف شده در عملیات «روباه صحرا» و ۲۸۸ موشک در «توفان صحرا» فراتر رفت. تا ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶، میزان مصرف از ۱,۰۰۰ موشک تاماهاک نیز گذشته و همچنان در حال افزایش است.

بحران موشک تاماهاک

این حجم از مصرف، حدود نیمی از موشک‌های Tomahawk بارگذاری شده در کل منطقه خاورمیانه را شامل می‌شد. نکته حائز اهمیت این است که این لانچرها در دریا قابل بارگذاری مجدد نیستند و ناوشکن‌ها برای تکمیل مهمات خود باید به بنادر مجهز بازگردند. مقامات نظامی نیز نسبت به کاهش خطرناک ذخایر تاماهاک در منطقه هشدار داده‌اند.

بیشتر بخوانید

چالش جنگ‌های آینده: سناریوهای چین و روسیه

بحران موشک تاماهاک با نگاهی به سناریوهای جنگی آینده، ابعاد نگران‌کننده‌تری پیدا می‌کند. شبیه‌سازی‌های جنگی پنتاگون در مورد تهاجم احتمالی چین به تایوان نشان می‌دهد که ایالات متحده ممکن است در کمتر از یک هفته با کمبود برخی تسلیحات دقیق دوربرد مواجه شود. این شبیه‌سازی‌ها تخمین می‌زنند که یک جنگ سه‌هفته‌ای با چین به‌طور متوسط به حدود ۴۰۰ موشک تاماهاک زمینی، ۴۵۰ موشک ضدکشتی دوربرد (LRASM) و هزاران موشک کروز هواپرتاب JASSM نیاز خواهد داشت.

جنگ ایران تاکنون بیش از دو برابر موشک‌های Tomahawk بیشتر از میانگین شبیه‌سازی‌های تایوان مصرف کرده است. این تفاوت به دلیل معکوس شدن ترکیب تسلیحات است؛ در برابر پدافند هوایی ضعیف ایران، تاماهاک سلاح اصلی بود، اما در برابر دفاع هوایی متراکم چین و ناوگان دریایی آن، بار اصلی به دوش موشک‌های پنهان‌کار هواپرتاب مانند JASSM و LRASM می‌افتد که شبیه‌سازی‌ها نشان می‌دهد این تسلیحات نیز به سرعت خالی می‌شوند و جنگ ایران باعث کاهش این ذخایر نیز شده است. علاوه بر این، تایوان یک جزیره است و برخلاف اوکراین، پس از شروع درگیری امکان ارسال مجدد تدارکات از طریق مرز زمینی را ندارد؛ بنابراین ذخایر اولیه حیاتی هستند. هرگونه درگیری با روسیه نیز همین ذخایر ملی را تحت فشار قرار خواهد داد.

معادله تولید: سرعت ساخت در برابر مصرف بالا

تولید موشک‌های تاماهاک در سال‌های اخیر بسیار ناچیز بوده است: ۶۸ فروند در سال ۲۰۲۳ و ۳۴ فروند در سال ۲۰۲۴. برای سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نیز به ترتیب ۲۲ و ۵۷ فروند برنامه‌ریزی شده است، در حالی که میانگین ده ساله تولید کمتر از ۹۰ فروند در سال بوده است. هر موشک حدود ۳.۶ میلیون دلار هزینه دارد و ساخت آن تا دو سال طول می‌کشد. با این نرخ، جایگزینی تنها آنچه در جنگ ایران مصرف شده، بیش از یک دهه زمان می‌برد.

در پاسخ به این وضعیت، نیروی دریایی آمریکا برای سال مالی ۲۰۲۷، حدود ۳ میلیارد دلار برای ۷۸۵ موشک تاماهاک درخواست کرده که افزایشی ۱۲۰۰ درصدی نسبت به سال قبل دارد. شرکت «ریتان» (Raytheon) نیز قراردادهایی را برای افزایش تولید به بیش از ۱۰۰۰ موشک در سال امضا کرده، اما این فرآیند سال‌ها زمان می‌برد و هدف شرکت رسیدن به اوایل دهه ۲۰۳۰ است. این بدان معناست که حتی با افزایش تولید، ذخایر به سطح پیش از جنگ به سرعت بازنخواهند گشت و بازیابی کامل زمان‌بر خواهد بود.

0 دیدگاه
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات