راهبرد نظامی ایران که در تقابل با آمریکا کارآمدی خود را نشان داده، اکنون از سوی یک رسانه برجسته آمریکایی به عنوان الگویی برای چین برای مقابله با نیروی هوایی و دریایی ایالات متحده معرفی شده.
نشریه ۱۹FortyFive، یک رسانه تحلیلی آمریکایی، اخیراً در گزارشی به بررسی ابعاد جدیدی از تقابلات نظامی احتمالی پرداخته است. این نشریه اذعان میکند که رویکردهای نظامی ایران در جنگ با آمریکا، میتواند درسی بزرگ برای ایالات متحده باشد. آنچه بیش از پیش جلب توجه میکند، ارائه این راهبرد به عنوان مدلی قابل تقلید برای چین است تا در یک جنگ احتمالی، نیروهای هوایی و دریایی آمریکا را به چالش بکشد و شکست دهد.
جنگ ایالات متحده و ایران در سال ۲۰۲۶ (۱۴۰۴ شمسی) یک نتیجه ژئوپلیتیکی قابل توجه است. آمریکا با تمام قدرت سخت خود، نتوانسته است نتیجهای قاطع را به ایران تحمیل کند و به نظر میرسد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت ایالات متحده، توافقی برای پایان جنگ را خواهد پذیرفت که تقریباً هیچ یک از اهداف جنگی اعلامشده او را شامل نمیشود.
علت اصلی این امر، عدم تمایل (یا عدم توان) ترامپ برای حمله زمینی به ایران جهت وادار کردن آن به تسلیم قاطع، و همچنین محدودیتهای داراییهای هوایی آمریکا – هم موشکها و هم رهگیرهای موشکی – است که پس از ماهها حملات بینتیجه، گزینههای هوایی ایالات متحده را کاهش داده است. این یک درس حیاتی برای آمریکا و متحدانش محسوب میشود، زیرا ایالات متحده قصد دارد به همین شیوه با چین در شرق آسیا مقابله کند.
کارآمدی راهبرد ضد دسترسی ایران
همانطور که ایران از فناوریهای ضد دسترسی/منع منطقه ای (anti-access/area-denial) برای محدود کردن فضای مانور نیروی دریایی ایالات متحده در منطقه استفاده کرد، میتوان انتظار داشت که چین نیز همین کار را انجام دهد. به طور خاص، قدرت ارزان هوایی و دریایی ایران (پهپادها، مینها و موشکها) عملیات بازگشایی تنگه هرمز و فعالیت در نزدیکی سواحل ایران را برای نیروی دریایی آمریکا بسیار پرخطر ساخت. چین، با منابع بسیار بیشتر و پیچیدگی بالاتر خود، مطمئناً میتواند همین کار را به مراتب بهتر انجام دهد.
جنگ با ایران، باتلاقی که ترامپ در آن گرفتار شده است
در این مرحله باید گفت که ایالات متحده در حال هدر دادن ذخایر تسلیحاتی ارزشمند خود در یک درگیری بیهوده و غیرقابل پیروزی با ایران است. قدرت هوایی محدودیتهای اجباری خاص خود را دارد که بارها مورد تحقیق قرار گرفته است. ترامپ تنها با استفاده از نیروی هوایی پیروزی را بر ایران تحمیل نخواهد کرد.
اگر چنین چیزی امکانپذیر بود، احتمالاً تاکنون اتفاق افتاده بود. ترامپ نیز به ایران حمله زمینی نخواهد کرد و تصرف قلمرو و از بین بردن ظرفیتهای دولتی در شرایط فعلی امری غیر ممکن به نظر میرسد و احتمال اینکه چنین تهاجمی به یک «جنگ ابدی» به سبک عراق تبدیل شود، بسیار زیاد است. این امر ریاستجمهوری و میراث ترامپ را نابود خواهد کرد – همانطور که باتلاق ویتنام، میراث لیندون جانسون را از بین برد.
ظاهرا ترامپ خودش را قانع کرده که پیروزی ایران در جنگ، یک خسارت جدی برای آمریکا نیست. برخی قیمتهای مصرفکننده، به ویژه برای بنزین، به دلیل کنترل ایران بر تنگه افزایش خواهند یافت، اما مسئله فقط همین است!
البته، خطرات برای شرکای محلی ایالات متحده زیاد است. اسرائیل، سعودیها، کویت و دیگران عمیقاً در نتیجه این جنگ ذینفع هستند و مطمئناً خواهان پیروزی آمریکا هستند. اما آنها آمریکایی نیستند، و ترامپ، به عنوان یک رئیسجمهور آمریکایی، برای خارجیها ریسک بزرگی (تهاجم) را نخواهد پذیرفت.
چرا چین برای آمریکا «ارزش» مقابله دارد؟
رقابت با چین اما ارزشش را دارد. سلطه منطقهای چین در شرق آسیا، بسیار تهدیدآمیزتر از هژمونی ایران در خلیج فارس برای ایالات متحده خواهد بود. از زمان نیکلاس اسپایکمن (Nicholas Spykman)، راهبرد کلان ایالات متحده به دنبال جلوگیری از ظهور یک قدرت هژمون در هر دو انتهای اوراسیا بوده است.
سلطه بر هر یک از این دو منطقه صنعتی و ثروتمند میتواند یک رقیب همتا و بزرگ ایجاد کند – رقیبی که شاید آنقدر بزرگ باشد که بتواند از اقیانوس عبور کرده و سرزمین اصلی ایالات متحده را تهدید کند. بر این اساس، جلوگیری از سلطه دولتهای فاشیست و کمونیست بر اوراسیا، هدف اصلی آمریکا در جنگ جهانی دوم و جنگ سرد بود.
امروزه، روسیه یک تهدید هژمونیک در غرب نیست. اتحادیه اروپا منابع لازم برای مقابله با آن را دارد. اما در شرق، متحدان ایالات متحده کمتر، کوچکتر و از هم گسیختهتر هستند. قدرت آمریکا به تقویت اراده محلی و افزایش هماهنگی کمک میکند.
اما در دوران ترامپ، این متحدان از تواناییها و اراده ایالات متحده اطمینان کمتری دارند. حملات بیامان ترامپ به متحدان آمریکا، از جمله نقض پیمانهای تجاری تصویب شده با تعرفهها، به متحدان ایالات متحده این سیگنال را میدهد که او غیرقابل اعتماد و حتی متخاصم است. و شکست استراتژیک آمریکا در جنگ با ایران، نشان میدهد که ایالات متحده حتی اگر اراده لازم را داشته باشد، ممکن است توانایی عمل کردن را نداشته باشد.
چین تقریباً الگوی نظامی ایران را کپی خواهد کرد و از داراییهای هوایی و دریایی ارزان، خودکار و انبوه برای عقب راندن یا غرق کردن ناوگان سطحی بزرگ و کند آمریکا استفاده خواهد کرد. توانایی چین برای انجام این کار، به مراتب بهتر از ایران خواهد بود.
سوءاستفاده فاحش از داراییهای گرانقیمت آمریکا در خلیج فارس، نشان میدهد که ایالات متحده چقدر برای مبارزه با این نوع جدید از جنگ پهپادی ارزانقیمت، ناآماده است.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 

