انیمیشنهای پیکسار با داستانهای عمیق و شخصیتهای بهیادماندنی، توانایی بینظیری در خلق لحظات سرگرمکننده و فراموشنشدنی دارند که در این فهرست به برترینهای آنها میپردازیم.
استودیوی پیکسار با شهرت دیرینهاش در ساخت داستانهای احساسی، مهارت چشمگیری نیز در ارائه فیلمهای سرگرمکننده و پرماجرا دارد. در کنار لحظات تأثیرگذار، آثاری خلق کرده که مخاطب را به خنده و هیجان وا میدارد. گاهی اوقات برای فرار از واقعیت، نیازمند غوطهور شدن در دنیایی پر از رنگ و فانتزی هستیم. این انیمیشنها با حفظ ماهیت داستانی خود، انرژی بالا و سرگرمی بیپایانی را برای تماشاگران به ارمغان میآورند.
۸. هوپرز (Hoppers) – سال ۲۰۲۶
هوپرز داستان دختر جوانی به نام میبل (Mabel با صدای پایپر کوردا) را روایت میکند که برای نجات زیستگاه طبیعیاش از تخریب، از فناوری انتقال هوشیاری انسان به حیوانات رباتیک استفاده میکند. او در قالب یک سگ آبی، وارد دنیای حیوانات میشود تا حیات اکوسیستم را اثبات کرده و جلوی برنامههای ساختوساز شهردار را بگیرد. این انیمیشن با ایده بازیگوشانه خود درباره دنیای درون حیوانات، فرصتهای فراوانی برای کمدی فیزیکی و اکشن خلاقانه فراهم میکند و با شخصیتهای عجیبوغریب و موقعیتهای فزاینده پوچ، سرگرمی تماشاگران را حفظ میکند.
۷. قرمز شدن (Turning Red) – سال ۲۰۲۲
وقتی مِی لی (Mei Lee با صدای روزالی چیانگ)، دختر ۱۳ ساله، متوجه میشود که زنان خانوادهاش با هر حس قوی، به پانداهای قرمز غولپیکر تبدیل میشوند، زندگی آشفته نوجوانیاش پیچیدهتر میشود. او باید با مادر سختگیر، دوستان، مدرسه و علاقه شدیدش به گروههای موسیقی پسرانه کنار بیاید و همچنین نحوه زندگی با شکل جدیدش را یاد بگیرد. انیمیشن قرمز شدن سراسر انرژی است؛ پاندای مِی اضطراب نوجوانی را به کمدی فیزیکی اغراقآمیز تبدیل میکند و دوستیها و علاقهاش به بوی بندها، به فیلم شخصیتی پرشور میبخشد. این اثر رشد کردن را مضحک، طاقتفرسا و گاهی خجالتآور نشان میدهد، اما هیچوقت این احساسات را شرمآور نمیداند.
۶. راتاتویی (Ratatouille) – سال ۲۰۰۷
رمی (Remy با صدای پاتون اسوالت)، موشی با ذائقهای خاص و جاهطلبی بینظیر برای سرآشپز شدن است. او بهطور اتفاقی در آشپزخانه یک رستوران معتبر پاریسی خود را مییابد و با آلفردو لینگویینی (Alfredo Linguini با صدای لو رومانو) همکاری غیرمنتظرهای را آغاز میکند. رمی حرکات این آشپز بیتجربه را پنهانی از زیر کلاه سرآشپزیاش کنترل میکند. نبوغ راتاتویی در تبدیل یک موقعیت نامعقول به کمدی اشتباهات است؛ رمی باید دائم از دست خدمه آشپزخانه و موشها فرار کند، در حالی که لینگویینی تلاش میکند همه را متقاعد سازد که میتواند آشپزی کند. آشپزخانه پرجنبوجوش و شخصیتهای مکمل آن، مانند اسکینر (Skinner با صدای ایان هولم) و منتقد غذای رک، آنتون اگو (Anton Ego با صدای پیتر اوتول)، به ماهیت سرگرمکننده فیلم میافزایند.
۵. ماشینها (Cars) – سال ۲۰۰۶
لایتنینگ مککوئین (Lightning McQueen با صدای اوون ویلسون)، یک ماشین مسابقه پرشور است که باور دارد فقط پیروزی اهمیت دارد. اما پس از اینکه بهطور اتفاقی در شهر فراموششده رادیاتور اسپرینگز گیر میافتد، مجبور میشود سرعت خود را کم کرده و به محیط اطرافش، از جمله اهالی عجیبوغریب مانند مِیتِر (Mater با صدای لری دِ کِیبِل گای)، سَلی (Sally با صدای بانی هانت) و اسطوره سابق مسابقه، داک هادسن (Doc Hudson با صدای پل نیومن)، توجه کند. ماشینها یکی از سادهترین داستانهای پیکسار، اما در عین حال از سرگرمکنندهترین آنهاست. تبدیل تمام دنیا به وسایل نقلیه سخنگو، منبع بیپایانی از شوخیهای بصری را فراهم میکند که توسط شخصیتهای دوستداشتنی رادیاتور اسپرینگز تقویت میشود. صحنههای هیجانانگیز مسابقه نیز جلوهای تازه به این فیلم جادهای حماسی میبخشند.
- رتبهبندی تمام انیمیشنهای پیکسار در دهه 2020 از بدترین تا بهترین
- ۶ تا از بهترین انیمیشن های سال 2026 تاکنون
- 10 تا از بهترین انیمیشنهای تاریخ استودیوی پیکسار
۴. در جستجوی نمو (Finding Nemo) – سال ۲۰۰۳
پس از اینکه پسرش، نمو (Nemo با صدای الکساندر گولد)، در یک سفر مدرسهای توسط یک غواص گرفتار میشود، مارلین (Marlin با صدای آلبرت بروکس)، یک دلقکماهی، برای یافتن او راهی سفری طولانی به سیدنی میشود. در این راه، دوری فراموشکار (Dory با صدای الن دیجنرس) به او میپیوندد و این زوج بعید با کوسهها، عروسهای دریایی، لاکپشتهای دریایی و موانع دیگر در مسیر خود روبرو میشوند. در جستجوی نمو اقیانوس را به یک زمین بازی پرماجرا تبدیل میکند. خوشبینی آشفته دوری بخش عمدهای از کمدی فیلم را فراهم میکند، در حالی که زندگی نمو در آکواریوم مجموعهای متفاوت از شخصیتهای عجیبوغریب را به فیلم میآورد. زیر تمام این هرجومرج، داستانی عمیق درباره والدین و رها کردن نهفته است.
۳. داستان اسباببازی (Toy Story) – سال ۱۹۹۵
در دنیایی که اسباببازیها موجوداتی حساس هستند، وودی (Woody با صدای تام هنکس)، یک عروسک گاوچران، به شدت حسادت میکند وقتی باز لایتیر (Buzz Lightyear با صدای تیم آلن)، اکشنفیگور جدید، جای او را به عنوان اسباببازی محبوب اتاق اندی میگیرد. تلاشهای وودی برای خلاص شدن از باز به اشتباه پیش میرود و هر دو اسباببازی گم میشوند، که آنها را مجبور به آغاز ماجراجویی پرهرجومرج برای بازگشت به خانه میکند. داستان اسباببازی به عنوان اولین انیمیشن بلند پیکسار، یکی از سرگرمکنندهترین ماجراجوییهای آن باقی مانده است. تقابل وودی مضطرب و باز با اعتمادبهنفس مضحکش، کمدی ناب را خلق میکند، در حالی که دیدگاه فیلم از چشم اسباببازیها، محیط حومه شهر را به یک زمین بازی بزرگ تبدیل میکند.
۲. شرکت هیولاها (Monsters Inc.) – سال ۲۰۰۱
در مانستروپلیس (Monstropolis)، هیولاها با ترساندن کودکان امرار معاش میکنند و جیغ آنها انرژی شهر را تأمین میکند. اما سالی (Sulley با صدای جان گودمن)، بهترین ترساننده، و دوست صمیمیاش مایک وازوفسکی (Mike Wazowski با صدای بیلی کریستال) زندگی سازمانیافتهشان را در آشفتگی میبینند، وقتی یک دختر کوچک بهطور تصادفی وارد دنیای هیولاها میشود. این دو مجبور میشوند او را پنهانی جابهجا کنند و راهی برای بازگرداندنش به خانه پیدا کنند. کمتر انیمیشن پیکسار اینقدر با خلاقیت کمدی آمیخته شده است. بخش عمدهای از آن به وسعت جهانسازی داستان برمیگردد. سالی، مایک و بو (Boo) یک گروه سه نفره بینهایت خندهدار را تشکیل میدهند. شرکت هیولاها به دلیل ایده اصلیاش که «خنده از ترس قدرتمندتر است»، میدرخشد و این پیام، داستان کمدی آن را به روایتی دلگرمکننده درباره دوستی و دلسوزی تبدیل میکند.
۱. شگفتانگیزان (The Incredibles) – سال ۲۰۰۴
در دنیایی که زندگی ابرقهرمانی توسط دولت ممنوع شده است، ابرقهرمانان سابق باب (Bob با صدای کرگ تی. نلسون) و هلن پار (Helen Parr با صدای هالی هانتر) مجبورند با سه فرزندشان زندگی عادی را در حومه شهر بگذرانند. اما همین که باب از زندگی یکنواختش خسته میشود، زنی مرموز او را با مأموریتی فوق سری به دنیای قهرمانی بازمیگرداند. او بیخبر است که این ماجرا بخشی از نقشه انتقام بزرگی توسط فردی است که قبلاً میشناخته است. شگفتانگیزان را میتوان کاملترین مجموعه سرگرمی ناب پیکسار دانست. این انیمیشن اکشن دیدنی، پویاییهای خانوادگی خندهدار، یک شرور عالی و خلاقیت بصری کافی برای متمایز کردن هر صحنه را دارد. فیلم به خوبی میداند چگونه شخصیتهایش را سرگرمکننده جلوه دهد، چه از طریق شیطنتهای دش (Dash با صدای اسپنسر فاکس)، آسیبپذیری وایولت (Violet با صدای سارا وُل) یا ازدواج صادقانه باب و هلن. نباید از ادنا مود (Edna Mode با صدای برد برد) نمادین نیز غافل شد که مسئول نیمی از بهترین خندههای فیلم است.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 









