فیلم‌های خانوادگی

فاجعه‌های سینمای خانوادگی؛ ۱۰ فیلم که اعتبار ژانر را خدشه‌دار کردند

فیلم‌های خانوادگی بخش مهمی از صنعت سرگرمی را تشکیل می‌دهند، اما تاریخ سینما مملو از آثاری است که نه‌تنها نتوانستند انتظارات را برآورده کنند، بلکه به اعتباری که این ژانر شایسته آن است، ضربه زدند.

در دنیای پررونق سینما، فیلم‌های خانوادگی اغلب با هدف سرگرمی و آموزش به مخاطبان جوان و بزرگسال ساخته می‌شوند. با این حال، کیفیت این آثار همیشه تضمین‌شده نیست و گاهی اوقات شاهد خلق فاجعه‌های سینمایی هستیم که به‌جای تجربه لذت‌بخش، مایه شرمساری ژانر می‌شوند. این فیلم‌ها ثابت می‌کنند که حتی برای کودکان نیز باید به ارزش‌های هنری و کیفیت تولید پایبند بود.

تعداد زیادی از بهترین فیلم‌های تاریخ در ژانر خانوادگی جای می‌گیرند، اما گاهی اوقات استودیوها با این توجیه که مخاطب اصلی کودکان هستند، فیلم‌هایی با کیفیت پایین تولید می‌کنند. با این حال، حد و مرزهایی وجود دارد و در ۱۰ مورد خاص، فیلمسازان از این مرزها عبور کرده و آثاری خلق کرده‌اند که توهینی به مخاطبان خانوادگی محسوب می‌شود. از کپی‌های ناموفق فیلم‌های کلاسیک موفق مانند نوکی گرفته تا فاجعه‌های انیمیشنی فراموش‌شده‌ای مثل مارمادوک، این فهرست ثابت می‌کند که حتی فیلم‌های خانوادگی نیز شایسته تولیدات باکیفیت و ماندگار هستند، زیرا سینما می‌تواند نقشی اساسی در شکل‌گیری درک کودکان از هنر ایفا کند.

نوکی (Nukie)؛ یک تقلید بی‌شرمانه از ای.تی (1987)

پس از موفقیت خیره‌کننده فیلم E.T. the Extra-Terrestrial استیون اسپیلبرگ در سال ۱۹۸۲، بسیاری از آثار به دنبال کپی‌برداری از آن بودند که فیلم نوکی ساخته آفریقای جنوبی، بدترین نمونه محسوب می‌شود. این اثر که توسط سیاس اودندال و مایکل پاکلپا کارگردانی شد، نه‌تنها فاقد جذابیت، کیفیت و جلوه‌های بصری E.T. است، بلکه یک فیلم کاملا افتضاح به‌شمار می‌رود. با موجودی زشت، داستانی بی‌محتوا و درهم‌برهم، و ریتمی خسته‌کننده از ابتدا تا انتها، نوکی به‌عنوان یک فاجعه سینمایی خانوادگی شناخته می‌شود.

افسانه تایتانیک (The Legend of the Titanic)؛ بی‌احترامی انیمیشنی به یک تراژدی (1999)

پس از فاجعه غرق شدن کشتی RMS Titanic و موفقیت فیلم تایتانیک جیمز کامرون، فیلم‌های کپی‌برداری شده زیادی تولید شد که انیمیشن افسانه تایتانیک (The Legend of the Titanic) محصول مشترک بین‌المللی، یکی از بی‌شرم‌ترین آن‌هاست. این اثر با بی‌احترامی به یک تراژدی واقعی، عناصر فانتزی عجیب و غریب را وارد داستان می‌کند و پایان آن را به‌گونه‌ای تغییر می‌دهد که هیچ‌کس نمی‌میرد. بی‌ذوق، از نظر بصری افتضاح و کاملا بی‌معنی، تماشای ۸۴ دقیقه از این فیلم برای هر خانواده‌ای غیرقابل تحمل است.

فیلم ایموجی (The Emoji Movie)؛ تبلیغی بی‌روح و بی‌ارزش (2017)

فیلم ایموجی (The Emoji Movie) یکی از بدنام‌ترین فیلم‌های خانوادگی دهه اخیر است که با الهام از داستان اسباب‌بازی ساخته شد، اما هیچ‌یک از موفقیت‌های فرهنگی یا تجاری آن را تکرار نکرد. ایده ساخت یک فیلم کامل درباره ایموجی‌ها در دنیای واقعی، روی کاغذ نیز مضحک بود و اجرای آن در این فیلم، آن را حتی احمقانه‌تر کرد. این انیمیشن با فیلم‌نامه وحشتناک، صداپیشگی ضعیف (با وجود حضور ستارگان) و انیمیشنی غیرقابل قبول، عملا هیچ نکته مثبتی برای ارائه ندارد. به نظر می‌رسد فیلم ایموجی چیزی بیش از یک تبلیغ شرکتی برای فروش تلفن همراه به کودکان نیست.

در جستجوی عیسی (Finding Jesus)؛ یک موک‌باستر مذهبی آماتور (2020)

در جستجوی عیسی (Finding Jesus) یک محصول ارزان‌قیمت و کپی‌برداری شده است که با هدف فریب خانواده‌ها به تماشای فیلمی با کیفیت پایین تولید شده. این فیلم نمونه‌ای از بدترین فیلم‌های خانوادگی پنج سال اخیر است که با انیمیشن وحشتناک، صداپیشگی آماتور و داستانی کاملا بی‌معنی، هیچ تلاشی برای روایتگری نمی‌کند. در جستجوی عیسی بیشتر شبیه یک موعظه ارزان یک ساعته است تا یک فیلم که از نظر بصری و صوتی دافعه‌آور است.

مارمادوک (Marmaduke)؛ شرمساری نتفلیکس در دنیای انیمیشن (2022)

مارمادوک یکی از شرم‌آورترین آثار سینمایی است که نتفلیکس توزیع کرده و اقتباسی از کمیک استریپ پال و برند اندرسون است که هیچ‌یک از جذابیت‌های نسخه اصلی را ندارد. این انیمیشن با امتیاز صفر درصد از منتقدان در راتن تومیتوز، نمونه‌ای از بدترین فیلم‌های انیمیشنی تاریخ است. انیمیشن آن به‌طرز وحشتناکی زشت، شوخی‌های زننده آن مشمئزکننده و حتی صداپیشگی‌ها نیز به‌طرز گیج‌کننده‌ای ضعیف هستند. مارمادوک صرفا یک اثر بی‌ارزش و تهاجمی است.

آرتمیس فاول (Artemis Fowl)؛ اقتباسی فاجعه‌بار از دیزنی (2020)

اقتباس سینمایی دیزنی پلاس از مجموعه رمان‌های فانتزی آرتیمیس فاول (Artemis Fowl) نوشته اوین کولفر، یکی از بدترین اقتباس‌های سینمایی تاریخ و توهینی به ژانر فیلم‌های خانوادگی است. این فیلم به کارگردانی کنت برانا، نزدیک به دو دهه در برزخ ساخت قرار داشت و تغییرات گیج‌کننده آن نسبت به منبع اصلی، عملکرد‌های بازیگری ضعیف، فیلم‌نامه نامفهوم و تولید بصری فاجعه‌بار، آن را به یکی از بدترین فیلم‌های دهه ۲۰۲۰ تبدیل کرده است.

تنها در خانه ۴ (Home Alone 4)؛ دنباله‌ای بی‌روح و بی‌کیفیت (2002)

فیلم تنها در خانه کریس کلمبوس نه‌تنها از بهترین کلاسیک‌های کریسمس است، بلکه از بهترین فیلم‌های خانوادگی دهه ۹۰ میلادی نیز به‌شمار می‌رود. اما تنها در خانه ۴ که یک فاجعه تلویزیونی بود، تنها نام و پیش‌فرض آن را یدک می‌کشد و یکی از بدترین فیلم‌های دهه ۲۰۰۰ میلادی محسوب می‌شود. بودجه پایین تلویزیونی، تله‌های کوین مک‌کالیستر را بی‌اثر کرده، شخصیت کوین به‌جای باهوش، آزاردهنده به‌نظر می‌رسد و کل فیلم به‌قدری بی‌کیفیت است که تماشای آن دشوار است. این اثر کاملا فاقد جذابیت کریسمسی و بسیار ضعیف است.

ابربچه‌ها: نابغه‌های کوچک ۲ (Superbabies: Baby Geniuses 2)؛ بدترین دنباله تاریخ؟ (2004)

با وجود استقبال ضعیف منتقدان از فیلم نابغه‌های کوچک در سال ۱۹۹۹، موفقیت مالی آن به تولید دنباله ابربچه‌ها: نابغه‌های کوچک ۲ در سال ۲۰۰۴ منجر شد. این فیلم نه‌تنها در گیشه شکست خورد، بلکه به یکی از بدنام‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما تبدیل شد و از جهات گوناگون یک فاجعه سینمایی خانوادگی است. با شوخی‌های مبتذل و بچگانه که برای کودکان نامناسب و برای بزرگسالان بی‌مزه و احمقانه است، ابربچه‌ها شاید بدترین دنباله فیلمی باشد که تاکنون ساخته شده است.

بیشتر بخوانید

پسر ماسک (Son of the Mask)؛ وقتی جیم کری نباشد… (2005)

فیلم کمدی ماسک سال ۱۹۹۴ با بازی جیم کری بر اساس کمیک‌بوکی از جان آرکودی و داگ مانک، بسیار موفق و محبوب بود. اما با وجود عدم تمایل کری برای بازی در دنباله، استودیو پسر ماسک را در سال ۲۰۰۵ ساخت که به‌عنوان یکی از بدترین فیلم‌های تمام دوران شناخته می‌شود. این فیلم نه‌تنها تلاش نمی‌کند جذابیت و انرژی نسخه اصلی را بازسازی کند، بلکه «بلندتر و تهاجمی‌تر» بودن را با «خنده‌دارتر» بودن اشتباه گرفته و دارای یکی از فاجعه‌بارترین فیلم‌نامه‌ها در میان دنباله‌های سینمایی است.

فودفایت! (Foodfight!)؛ صدرنشین بلامنازع فیلم‌های فاجعه‌آمیز خانوادگی (2012)

در میان بدترین فیلم‌های خانوادگی تاریخ، فودفایت! که از سال ۲۰۱۲ صدرنشین بلامنازع این فهرست است، رقیبی ندارد. این فیلم آنچنان فاجعه‌بار است که حتی نمی‌توان آن را در دسته «آنقدر بد که خوب است» قرار داد. انیمیشن آن توهینی به چشم، صداپیشگی آن (با حضور ستارگانی چون چارلی شین و اوا لانگوریا) شرم‌آور و فیلم‌نامه آن آنقدر بی‌معنی است که به نظر می‌رسد توسط یک موجود فضایی نوشته شده. تبلیغات محصولات در این فیلم نیز بی‌شرمانه‌ترین نمونه در تاریخ سینماست. هیچ والدین مسئولی این فاجعه را به خانه خود راه نمی‌دهد.

0 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین رای
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات