در میان انبوهی از بازسازیهای سینمایی که در طول تاریخ هالیوود ساخته شدهاند، ۱۰ فیلم خاص نهتنها نتوانستند جایگاه نسخه اصلی خود را کسب کنند، بلکه بهعنوان بدترین بازسازیهای سینمایی شناخته میشوند.
با وجود آنکه برخی بازسازیهای فیلمها مانند The Thing یا True Grit توانستهاند حتی از نسخه اصلی خود پیشی بگیرند و با خلاقیت و دیدگاهی نو، تجربهای متفاوت ارائه دهند، اما این اتفاق در تمام موارد رخ نمیدهد. متاسفانه، بسیاری از استودیوها صرفا با هدف کسب درآمد و استفاده از شهرت آثار گذشته، دست به تولید بازسازیهایی میزنند که نهتنها بیارزشاند، بلکه به میراث نسخه اصلی خدشه وارد میکنند. در ادامه، به ۱۰ نمونه از بدترین بازسازیهای هالیوود میپردازیم که هرگز نباید ساخته میشدند.
۱۰. سیاره میمونها (۲۰۰۱)
تیم برتون، کارگردان صاحبنام دهههای ۱۹۸۰ و ۹۰، در سال ۲۰۰۱ با بازسازی فیلم سیاره میمونها (Planet of the Apes) اثری ناامیدکننده را ارائه داد. فیلم برتون همان اسکلت داستانی نسخه اصلی را دنبال میکند: فضانوردی به نام لئو (با بازی مارک والبرگ) در سیارهای مملو از میمونهای هوشمند فرود میآید. اما تمرکز بیش از حد فیلم بر انسانها بهجای میمونها، از نقاط ضعف اصلی آن محسوب میشود. همچنین، پایانبندی پیچیده و گیجکننده آن که در آن میمونها تاریخ را تغییر میدهند، نتوانست انتظار مخاطبان را برآورده کند و مانع از ساخت دنبالههای جدید برای این مجموعه شد.
۹. نقطه گسست (۲۰۱۵)
نقطه گسست (Point Break) محصول ۱۹۹۱ با بازی کیانو ریوز و پاتریک سوویزی، یک فیلم اکشن بینظیر با شخصیتپردازی قوی و عمق فلسفی بود. اما بازسازی آن در سال ۲۰۱۵ که با بودجهای بزرگتر (۱۰۵ میلیون دلار) ساخته شد، نتوانست همان تاثیرگذاری را داشته باشد. این نسخه جدید تنها روی صحنههای اکشن تمرکز کرده و عمق شخصیتی و مولفههای فلسفی نسخه اصلی را نادیده گرفته است. قوسهای شخصیتی کوتاه شدهاند و داستان تنها بهانهای برای نمایش صحنههای پرهزینه اکشن میشود که در نهایت حس پوچی به بیننده منتقل میکند. جالب اینکه فیلم سریع و خشن (The Fast and the Furious) محصول ۲۰۰۱، قبلا بازسازی موفقتری از این ایده (گروه خلافکار ورزشکار) را ارائه داده بود.
۸. کابوس در خیابان الم (۲۰۱۰)
دهه ۲۰۰۰ میلادی شاهد سیل عظیمی از بازسازیهای فیلمهای ترسناک کلاسیک بود که کابوس در خیابان الم (A Nightmare on Elm Street) محصول ۲۰۱۰ در قعر آنها قرار میگیرد. در حالی که فردی کروگر با بازی رابرت انگلند در نسخه اصلی شخصیتی بذلهگو و کاریزماتیک داشت، جکی ارل هیلی در بازسازی، فردی را به موجودی عبوس، تاریک و بدون حس شوخطبعی تبدیل کرد. این بازسازی همچنین با صراحت بیشتر به جنبه آزار جنسی فردی پرداخت که برای یک فیلم اسلشر نوجوانانه بسیار سنگین و نامناسب بود. این فیلم نمادهای نسخه اصلی را بدون درک واقعی جذابیتهای آن، بازتولید کرد و به بدترین فیلم در کل مجموعه کابوس در خیابان الم تبدیل شد.
۷. مرد حصیری (۲۰۰۶)
مرد حصیری (The Wicker Man) محصول ۲۰۰۶ اغلب بهخاطر صحنه مشهور جیغ کشیدن نیکلاس کیج در برابر زنبورها به یاد آورده میشود. اما این فیلم، بر خلاف جذابیت کمدی ناخواستهی آن صحنه، در باقی دقایق خود بسیار ضعیف عمل میکند. نسخه اصلی محصول ۱۹۷۳، یک شاهکار ژانر وحشت فولکلور است که با ایجاد فضایی آرام اما اضطرابآور، مخاطب را به آرامی درگیر میکند. اما بازسازی ۲۰۰۶ با بازی کیج، تمام این ظرافتها را از بین برده و با سروصدای بیمورد و نمایشهای اغراقآمیز، حس وحشت تدریجی را غیرممکن میسازد. این فیلم با حذف هرگونه ظرافت و ابهام، ماهیت شوم فرقه را بلافاصله لو میدهد، در حالی که نسخه اصلی بیننده را به چالش میکشید.
۶. شیرشاه (۲۰۱۹)
با وجود اینکه بسیاری روانی (Psycho) محصول ۱۹۹۸ گاس ون سنت را در لیست بدترین بازسازیها قرار میدهند، اما میتوان گفت که این بازسازی شیرشاه (The Lion King) محصول ۲۰۱۹ دیزنی است که به واقع نمونهای بدتر است. نسخه اصلی شیرشاه یک انیمیشن کلاسیک با داستانی جاودانه و انیمیشنی است که حتی امروز هم جذاب است. این بازسازی، با حیوانات CGI فوتورئالیستی که نمیتوانند احساسات کارتونی را به خوبی بیان کنند، صحنههای بسیاری را کپیبرداری کرده اما نتیجه بیروح و فاقد جذابیت نسخه اصلی است. شیرشاه ۲۰۱۹ بهخوبی نشان میدهد که چگونه استودیوها بهجای سرمایهگذاری بر پروژههای اصیل، صرفا بهخاطر نوستالژی مخاطب، دست به بازسازیهای بیدلیل میزنند.
۵. نردبان جیکوب (۲۰۱۹)
فیلم نردبان جیکوب (Jacob’s Ladder) محصول ۱۹۹۰ با وجود موفقیت متوسط در گیشه، بهمرور زمان به یک اثر کالت و فیلمی روانشناختی مهم درباره اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) تبدیل شد. اما بازسازی ۲۰۱۹ این فیلم که عمدتا نادیده گرفته شد، نتوانست با هیچیک از این مضامین عمیق درگیر شود. این بازسازی که بهعنوان «وحشت روانشناختی» تبلیغ شد، بیشتر شبیه یک درام خانوادگی عمل میکند و علاقه چندانی به کاوش تاثیرات روانی جنگ ندارد. بهنظر میرسد این فیلم در ابتدا قرار بوده یک داستان کاملا جدید باشد، اما برای جذب مخاطب، عنوان شناختهشده نردبان جیکوب بر آن گذاشته شده است.
۴. رولربال (۲۰۰۲)
فیلم رولربال (Rollerball) محصول ۱۹۷۵، اثری علمی-تخیلی پادآرمانشهری قابل قبول بود که در آن شرکتها جایگزین دولتها شده و ورزشی مرگبار به نام رولربال محبوبیت داشت. این فیلم زیربنای بسیاری از داستانهای پادآرمانشهری دیگر درباره بازیهای مرگبار را بنا نهاد. اما بازسازی آن در سال ۲۰۰۲ به کارگردانی جان مکتیرنان (کارگردان جانسخت)، به یک فاجعه تبدیل شد. مکتیرنان بهجای پرداختن به نقد اجتماعی و پیشبینیهای نسخه اصلی درباره قدرت شرکتها، صرفا بر خشونت و صحنههای تکراری اکشن تمرکز کرد. بازیهای ضعیف و اکشن خستهکننده باعث شد این فیلم در IMDB یکی از پایینترین امتیازها را کسب کند.
- بهترین فیلمهای اکشن دهه 1980 که دورانی طلایی را رقم زدند
- 10 تا از بدترین فیلمهای دهه 2020 میلادی
- ۱۰ فیلم کمهزینه که به شاهکار تبدیل شدند
- بهترین فیلمهای صامت در تاریخ سینما برای طرفداران آثار کلاسیک
۳. بن هور (۲۰۱۶)
در طول تاریخ، پنج اقتباس سینمایی از رمان بن هور: روایتی از مسیح ساخته شده، اما نسخه ۱۹۵۹ به یک کلاسیک بیبدیل برای سینهفیلها تبدیل شده است. این فیلم چهار ساعته با بازیهای درخشان، فیلمبرداری عالی و مضامین عمیق، تقریبا بینقص است. از این رو، بازسازی بن هور (Ben-Hur) محصول ۲۰۱۶ تقریبا شانسی برای موفقیت نداشت. این نسخه جدید حتی در صحنههای مسابقه ارابه رانی که میتوانست با CGI پیشرفت کند، با نماهای بسیار نزدیک و جلوههای ویژه ضعیف، مخاطب را از خود دور میکند. کارگردانی تیمور بکمامبتوف که بیشتر برای فیلمهای اکشن پر زرق و برق شناخته شده، نتوانست ظرافت و عمق انسانی مورد نیاز بن هور را ارائه دهد و فیلم به یک شکست بزرگ گیشه تبدیل شد.
۲. مومیایی (۲۰۱۷)
در تاریخ هالیوود، فیلمهای مومیایی (The Mummy) موفقی وجود داشتهاند، اما نسخه ۲۰۱۷ با بازی تام کروز با مشکلی اساسی مواجه بود: تلاش برای راهاندازی یک دنیای سینمایی جدید (Dark Universe) به تقلید از مارول. این فیلم بهجای اینکه ابتدا یک داستان مستقل و قوی ارائه دهد، سعی کرد بهزور ارجاعاتی به دیگر هیولاهای یونیورسال (مانند دکتر جکیل با بازی راسل کرو) داشته باشد. شخصیت نیک مورتون با بازی کروز بسیار خستهکننده بود و خود مومیایی، اهمنیت (با بازی سوفیا بوتلا)، بیشتر یک آنتاگونیست اکشن عمومی بهنظر میرسید تا یک هیولای ترسناک. این رویکرد باعث شد Dark Universe از همان ابتدا شکست بخورد.
۱. اولدبوی (۲۰۱۳)
بازسازی اولدبوی (Oldboy) محصول ۲۰۱۳ به کارگردانی اسپایک لی، در مقایسه با شاهکار پارک چان-ووک، یک تقلید رنگپریده است. این فیلم نهتنها چیز جدیدی ارائه نمیدهد، بلکه نسخه اصلی را تا حد توهینآمیزی اشتباه درک کرده است. در حالی که نسخه پارک چان-ووک با خشونت دردناک و واقعی خود مخاطب را درگیر میکند، نسخه لی با صحنههای اکشن بیش از حد سبکپردازی شده، شبیه فیلمهای اکشن درجه B بهنظر میرسد. اسپایک لی ادعا کرد که این فیلم بازتفسیری از مانگا بوده، اما در عمل بسیاری از جنبههای فیلم اصلی پارک چان-ووک را در خود جای داده است. تلاش برای «آمریکاییسازی» این اثر و ساخت آن برای سلیقه مخاطبان غربی، در نهایت منجر به خلق بدترین بازسازی سینمایی شد.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 










