الدورادو

حقایقی که باید درباره الدورادو «شهر افسانه‌ای طلا» بدانید

الدورادو، شهر افسانه‌ای طلا، نامی که سال‌ها کنجکاوی و اشتیاق بسیاری از کاشفان را برانگیخته است. اما آیا این شهر واقعا وجود داشته و ریشه‌های این اسطوره کجاست؟

تصور عمومی از شهر افسانه‌ای طلا، یک امپراتوری سرشار از گنج است، در حالی که ریشه‌های این افسانه به یک مراسم باستانی و یک پادشاه خاص بازمی‌گردد. درک تاریخچه الدورادو نیازمند سفری به دوران استعمار اسپانیا و فرهنگ‌های بومی آمریکای جنوبی است.

ریشه‌های افسانه الدورادو: از انسان طلایی تا شهر گمشده

واژه اسپانیایی «الدورادو» به معنای «طلایی» است و افسانه آن در ابتدا به یک شخص واحد بازمی‌گشت، نه یک شهر کامل. قدیمی‌ترین ارجاعات به این نام در دهه ۱۵۰۰ میلادی یافت شده و در ابتدا «ال امبره الدورادو» یا «مرد طلایی» (پادشاه طلایی) نامیده می‌شد. این اصطلاح را فاتحان اسپانیایی برای توصیف یک رئیس قبیله‌ای (ییپا) از مردم موئیسکا در کلمبیای امروزی به کار می‌بردند. تمدن موئیسکا، مشابه آزتک‌ها، مایاها و اینکاها، تمدنی پیشرفته بود.

مردم موئیسکا طلا را نه به خاطر ارزش مادی، بلکه به دلیل نمادی از انرژی سه‌گانه «چیمینیگاگوآ» (قدرت خالق هستی) مقدس می‌دانستند. بر اساس سنت موئیسکا، چیمینیگاگوآ خالق برتر جهان بود. در یک مراسم آیینی، حاکم موئیسکا بدن خود را با پودر طلا می‌پوشاند و در دریاچه گواتاویتا غوطه‌ور می‌شد. قلمرو موئیسکا شامل مکان‌های طبیعی مقدسی مانند دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و جنگل‌ها بود که در آن‌ها آیین‌ها و قربانی‌هایی با طلا و سنگ‌های قیمتی انجام می‌شد. همین امر سبب شد تا باور برود که این مناطق حاوی ثروت‌های بی‌اندازه هستند.

بیشتر بخوانید

ماجراجویی‌های پرخطر در جستجوی الدورادو

با گذشت زمان، افسانه الدورادو نیز دستخوش تغییر شد؛ از یک مرد به یک شهر طلایی به نام مانوآ، سپس یک پادشاهی و در نهایت یک امپراتوری طلایی ثروتمند که همه چیزش از طلا پوشیده شده بود، تبدیل شد. پس از ورود فاتحان اسپانیایی به قاره آمریکا و اطلاع از وجود طلاهای فراوان در تمدن‌هایی چون مایا و اینکا، باور به شهری از طلا برایشان دشوار نبود. این افسانه کاشفان و جویندگان گنج اروپایی را برای بیش از دو قرن به خود جذب کرد. در دهه ۱۵۰۰ میلادی، مردم برای یافتن مانوآ (که در سواحل دریاچه افسانه‌ای پاریمه قرار داشت) راهی سفر شدند، اما تلاش‌ها برای کشف دریاچه پاریمه به جایی نرسید و در نهایت آن را اسطوره قلمداد کردند.

از برجسته‌ترین لشکرکشی‌ها، می‌توان به سفرهای سر والتر رالی در قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی اشاره کرد. در سال‌های ۱۵۳۱ تا ۱۵۳۸، نیکلاوس فدرمان و گئورگ فون اشپایر، فاتحان آلمانی، در دشت‌های ونزوئلا و کلمبیا به دنبال الدورادو گشتند اما موفق نشدند. گونزالو خیمنز د کیسادا، فاتح اسپانیایی، نیز در سال ۱۵۳۶ با ارتش ۸۰۰ نفره خود مسیرش را تغییر داد تا این شهر را بیابد و تا سال ۱۵۳۸ گنجینه‌های مردم موئیسکا به دست اسپانیایی‌ها افتاد.

در سال ۱۵۴۰، گونزالو پیزارو، برادر ناتنی کوچک‌تر فرانسیسکو پیزارو، خبر دره‌ای پر از طلا و دارچین را شنید. او پس از تلفات زیاد، جستجو را رها کرد اما فرانسیسکو د اورلانا را مامور ادامه جستجو کرد. اورلانا بدون یافتن طلا یا دارچین به اقیانوس اطلس رسید، اما کشف رود آمازون به نام او ثبت شد. در سال ۱۵۶۰، پدرو د اورسوآ و لوپه د آگیره، فاتحان باسک، نیز در جستجوی الدورادو از رودهای مارانیون و آمازون پایین رفتند.

این جستجوهای بی‌وقفه برای الدورادو منجر به چاپ نقشه‌هایی از این شهر افسانه‌ای شد و به شهرت آن افزود. با وجود نزدیک به پانصد سال کاوش و عدم یافتن شواهد قطعی، ماجراجویان تا دوران مدرن همچنان به جستجوی الدورادو ادامه داده‌اند.

0 دیدگاه
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات