در تاریخ سینما، کم نیستند فیلمهای اکشنی که با وجود بودجههای کلان و ستارگان مشهور، به جای هیجان، ناامیدی به بار آوردهاند. با ما همراه باشید تا بدترین فیلمهای اکشن تاریخ را بشناسید.
ساخت یک فیلم اکشن موفق نیازمند تعادل ظریفی بین جلوههای بصری خیرهکننده و داستانی منسجم است. اما گاهی اوقات، حتی با حضور عناصر جذاب نیز، فیلمهایی پدید میآیند که به دلیل ضعف در فیلمنامه یا عدم درک درست از کارکرد اکشن، به فاجعههای سینمایی اکشن تبدیل میشوند.
این فهرست به فیلمهایی میپردازد که در ارائه لحظات اکشن تأثیرگذار، به طور کامل شکست خوردهاند.
10. کتوومن (Catwoman)
فیلم کتوومن محصول سال ۲۰۰۴ در تعریف منطق درونی قهرمانش شکست میخورد؛ به طوری که تواناییهای فوقانسانی «پیشن فیلیپس» (هالی بری) هرگز به درستی تعریف نمیشوند.
همین امر باعث میشود صحنههای اکشن فاقد هرگونه تنش یا ریسک باشند و مبارزات با تکیه بر جلوههای ویژه ضعیف و تدوین سریع، نامنظم و بیاثر جلوه کنند.
9. بتمن و رابین (Batman & Robin)
بتمن و رابین (۱۹۹۷) صحنههای اکشن را صرفاً به عنوان تزئین به کار میگیرد، نه عنصری روایی. لحن فیلم هرگز تهدیدات را جدی نمیگیرد و شخصیتها در اوج لحظات بحرانی شوخی میکنند.
این اغراق بصری و تکرار بیهدف صحنههای درگیری، هرگونه ریتم و درگیری عاطفی را از بین میبرد و اکشن به سر و صدایی پوچ تبدیل میشود.
8. سرعت 2: کنترل سفر دریایی (Speed 2: Cruise Control)
سرعت 2: کنترل سفر دریایی (۱۹۹۷) با تصور اشتباه که محیط بزرگتر هیجان بیشتری خلق میکند، ماهیت نسخه اصلی را نادیده میگیرد.
سرعت آهسته کشتی کروز و غیاب فشار زمانی مداوم، تعلیق را از بین برده و صحنههای اکشن را کشدار و بیرمق میکند. فقدان یک آنتاگونیست قوی نیز به بیحسی فیلم میافزاید.
7. جیآیجو: ظهور کبرا (G.I. Joe: The Rise of Cobra)
جیآیجو: ظهور کبرا (۲۰۰۹) به دلیل عدم پایبندی به یک لحن ثابت و تعریف نشدن قوانین دنیایش، دچار مشکل میشود.
صحنههای اکشن آن خودسرانه به نظر میرسند و شخصیتها بدون هیچ پیامدی از انفجارها جان سالم به در میبرند. تدوین سریعتر از وضوح عمل میکند و باعث میشود حرکتها بیمعنا و بدون هیچ منطق روایی به نظر آیند.
6. ضد حریق (Fireproof)
فیلم ضد حریق (۲۰۰۸)، هرچند یک فیلم اکشن سنتی نیست، اما تلاش میکند تا بر سناریوهای اکشنمحور، به خصوص صحنههای آتشنشانی تکیه کند.
این صحنهها به جای هیجانانگیز بودن، بیشتر شبیه به نمایشهایی بیروح هستند و فاقد هرگونه تنش یا ریسک واقعی هستند؛ چرا که هدف اصلی فیلم انتقال یک پیام بوده است نه ساخت اکشن.
5. مورتال کامبت: نابودی (Mortal Kombat: Annihilation)
مورتال کامبت: نابودی (۱۹۹۷) به سرعت سقوط میکند؛ زیرا قوانین سادهای که نسخه اول را پایهریزی کرده بود، رها میکند.
صحنههای اکشن آن بیش از حد بیهدف و آشفته به نظر میرسند. تدوین ضعیف، جلوههای بصری نامناسب و مبارزات بدون مقدمه، هرگونه حس خطر یا پیشرفت را از بین برده و مخاطب را خسته و گیج میکند.
4. افسانه هرکول (The Legend of Hercules)
فیلم افسانه هرکول (۲۰۱۴) به دلیل خالی کردن شخصیت اصلی از هرگونه اهمیت عاطفی، به عنوان یک فیلم اکشن شکست میخورد. هرکول (کلان لاتز) بدون هیچ مقاومت معناداری از میان نبردها میگذرد.
تکیه بیش از حد بر صحنههای اسلوموشن و مبارزات سبکدار، ضعف در طراحی مبارزهها را پنهان میکند و بدون انگیزههای عمیق شخصیتها، اکشن بیحمایت میماند.
3. بیمصرفها 2 (Expendables 2)
بیمصرفها 2 (۲۰۱۲) به اشتباه آشنایی مخاطب با ستارهها را به جای محتوای واقعی اکشن تلقی میکند. تیم «بارنی راس» از یک درگیری به درگیری دیگر میرود، بدون هیچ تنوعی، که خشونت را به یک وظیفه روتین تبدیل میکند. اکشن مکانیکی و قابل پیشبینی فیلم، هرگونه هیجان را از بین میبرد.
2. غرب وحشی وحشی (Wild Wild West)
غرب وحشی وحشی (۱۹۹۹) به دلیل عدم تصمیمگیری در مورد نوع فیلم اکشنی که میخواهد باشد، دچار مشکل میشود. این سردرگمی هر صحنه اصلی را تضعیف میکند.
طنز نامناسب فیلم با خطرات و جو کلی در تضاد است، و در نتیجه، درگیریها پیش از ایجاد تعلیق، ارزش خود را از دست میدهند. صحنههای بزرگ فقط برای نمایش وجود دارند و فاقد فشار روایی هستند.
1. سوپرمن 4: تلاش برای صلح (Superman IV: The Quest for Peace)
سوپرمن 4: تلاش برای صلح (۱۹۸۷) در سطح بنیادی شکست میخورد؛ زیرا یکی از قدرتمندترین قهرمانان سینما را به مجموعهای از صحنههای بیروح و بیاثر تقلیل میدهد.
سوپرمن با تهدیداتی مواجه میشود که فاقد مقیاس، انسجام و پیامد هستند. محدودیتهای بودجه نیز به وضوح در سراسر فیلم قابل مشاهده است و ریتم فیلم، تنش را از بین میبرد. این فیلم مفهوم سوپرمن را به عنوان یک قهرمان اکشن تضعیف میکند.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 










