دست نوشته های گمشده انیشتین

کشف دست نوشته های گمشده انیشتین در خصوص نظریه همه چیز

دست نوشته هایی از آلبرت انیشتین فیزیک دان معروف قرن بیستم که در آن معادلات فیزیک مربوط به “نظریه همه چیز” یا Theory of Everything به رشته تحریر درآمده، کشف گردید.

دست نوشته هایی از آلبرت انیشتین کشف شده که در آن شاهد تلاش های این فیزیک دان نابغه برای گنجاندن همه چیز در یک نظریه هستیم. این دست نوشته معادلات فیزیک را در خود جای داده است.

این دست نوشته بخشی از مقاله ای بوده که انیشتین در سال 1930 به یک مجله علمی جهت چاپ ارسال کرده است. در این دست نوشته شاهد تلاش های این نابغه دنیای فیزیک برای تجمیع تمامی پدیده ها و دادن پاسخی واحد برای همه آنها هستیم. نظریه یا تئوری همه ‌چیز یک نظریهٔ فرضی در فیزیک نظری است که به بیان رابطهٔ همهٔ پدیده‌های فیزیکی با یکدیگر می‌پردازد.

دانشگاه هیبرو و خریداری دست نوشته های انیشتین

انیشتین قصد داشت با مجموعه ای واحد از معادلات فیزیک و ریاضی، در واقع پیش قراول تئوری همه چیز باشد. این دست نوشته در واقع از آرشیو دست نوشت های وی بدست آمد که اخیرا توسط دانشگاه هیبرو خریداری شده است.

ویمی خواست مقاله ای را تنظیم کند که به تئوری همه چیز می پردازد و در دهه 30 میلادی آن را برای آکادمی علمی پروس ارسال می کند، این دست نوشته در واقع بخشی از آن مقاله است.

طی تمامی دهه های گذشته کسی از این دست نوشته خبر نداشت و همه تصور می کردند برای همیشه گم شده است. اما یک مجموعه دار خصوصی در چاپل هیل واقع در کارولینای شمالی مجموعه از 110 صفحه دست نوشته از انیشتین را در اختیار داشت. دانشگاه هیبرو بسیار علاقمند بود تا تملک این دست نوشته ها را بدست آورد و در نهایت آن را از این مجموعه دار خصوصی خریداری کرد. در واقع صفحه ای که همه تصور می کردند برای همیشه گم شده است در این مجموعه قرار دارد.

دانشگاه هیبرو برای این مجموعه ارزش زیادی قائل است. بخشی از این مجموعه تاکنون به نمایش عموی درنیامده است. در واقع 84 صفحه از محاسبات ریاضی انیشتین که طی سال های 1944 تا 1948 توسط وی به رشته تحریر درآمده در این مجموعه قرار دارد. همچنین وجود تعدای از نامه های انیشتین به دوستان و خانواده اش ارزش این مجموعه را چند برابر کرده است.

در یکی از این نامه ها شاهد درد و دل های انیشتین با پسرش هانس آلبرت هستیم که در سال 1935 این نامه را برای وی ارسال می کند. در این نامه انیشتین بشدت در خصوص خطر نازیسم در آلمان و اروپا احساس نگرانی می کند.

وی در این نامه می نویسد: من اینگونه احساس می کنم که جنبشی در سوییس در حال شکل گیری است که توسط باندهای آلمانی تحریک می شود… اما اعتقاد دارم که حتی در آلمان هم همه چیز بتدریج در حال تغییر است. بیا فقط امیدوار باشیم که ما آغازگر جنگ اروپا نباشیم.

انیشتین یکی از بنیانگذاران اولیه دانشگاه هیبرو در اورشلیم بوده است. این دانشگاه در سال 1918 تاسیس شد. او در سال 1955 و با فرا رسیدن زمان مرگش تمامی دست نوشته های علمی و شخصی خود را به این دانشگاه اهدا کرد. در حال حاضر دانشگاه هیبرو بیش از 80 هزار از اقلام زندگی شخصی انیشتین را در تملک خود دارد.

ناگفته نماند که هانس آلبرت انیشتین که مخاطب یکی از نامه های پدر است نیز در سال 1973 درگذشته است. او متولد 14 می 1904 بود و در نهایت به پروفسور رشته مهندسی هیدرولیک در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی تبدیل شد. وی دومین فرزند و اولین پسر فیزیک‌دان مشهور آلبرت اینشتین و همسر اولش میلوا ماریچ بود.

پاسخ بدهید

وارد کردن نام و ایمیل اجباری است | در سایت ثبت نام کنید یا وارد شوید و بدون وارد کردن مشخصات نظر خود را ثبت کنید *

*

4 دیدگاه

  1. بعد از ارائه تئوری نسبیت عام ، انشتاین در بقیه طول زندگی خود در اوقات فراغت در این اندیشه بود که قانون یا اصل هم ارزی مکانزمان از یک طرف و از طرف دیگر انرژی و جرم را به زبان ریاضی فرمول بندی نماید، اما تا پایان عمر موفق به بیان ریاضی این اصل نشد. طوریکه اطلاع داریم تا عصر انشتاین دانشمندان رشته فیزیک، کمیت های بنیادی فیزیک یعنی جرم ، انرژی، زمان و مکان را جدا از هم بررسی میکردند و به اصالت و ریشه واحد آنها باور نداشتند. درست همانطوریکه تا عصر اُرستِد ( دانمارکی ) و فارادَی و ماکسول پدیده های برق و مغناطیس جدا از هم می پنداشتند. انشتاین متاثر از وحدت دینی در فکر رسیدن به وحدت مادی بود و برای رسیدن به این وحدت چهار راه ( با مفهوم نیرو پنج راه ) را در پیش پای علم فیزیک میدید. با نبوغ سرشار علمی موفق شد که این چهار راه را به دو شاهراه عظیم تبدیل نماید. کشف هم انرژی و جرم در قالب فرمول معروف ( E برابر است با حاصلضرب m در c بتوان دو ) دو راهه انرژی و جرم را به یک راه تبدیل نمود و همچنین زمان را بعد چهارم مکان نامگذاری نمود و دو راهه زمان و مکان را به یک راه تقلیل داد . از طرف دیگر با فرمول بندی معادلات میدان ها اثرات متقابل یا عمل و عکس‌العمل بین جرم و انرژی از یک طرف و زمانمکان از طرف دیگر ، علت جاذبه و حرکت را به زبان ریاضی بیان داشت. در فرمول میدان ها مفهوم نیرو ( راه پنجم ) از صحنه میدان جاذبه حذف گردید. اما مفهوم نیرو هنوز در مکانیک کوانتمی و مدل استاندارد ذرات بنیادی روی پای خود بطور استوار باقی مانده است. نیروی الکترو مغناطیس، نیروی قوی هسته ای و نیروی ضعیف هسته ای هنوز به قوت خود باقی مانده اند و حامل این نیرو ها هم از لحاظ تئوری تعیین گردیده اند. ذرات نور حامل نیروی الکترو مغناطیس، ذرات گلو اون ( gluon به معنای چسب یا ملات هستی مادی در بخش بنیادی ) حامل نیروی قوی هسته ای و دو ذره به نام بوزون z و w حامل نیروی ضعیف هسته ای می باشند. لذا حذف مفهوم نیرو از مکانیک کوانتمی در حال حاظر غیر قابل تصور می باشد مگر اینکه یک روزی ثابت شود که ذرات اتمی چیزی نیستند غیر از تراکم ذرات زمانمکان و بار الکتریکی چیزی نباشد غیر از کشش و دفع ( جاذبه و دافعه ) بین مکانهای هم نام و غیر هم نام. به این معنا که چاله های پروتونی به سمت درون خم شده باشند و چاله های الکترونی به سمت بیرون. و چاله های کوارکی هم به علت داشتن سه نوع بار الکتریکی دارای سه نوع خمیدگی باشند. در عوض چاله های نوترونی به علت خنثی بودن بار الکتریکی دارای انحنا نبوده بلکه تخت باشند. تخت بودن به معنای همگن بودن چاله طوریکه نه عمق داشته باشد و نه ارتفاع. آرزوی انشتاین این بود که این دو شاهراه را به سمت وحدت علمی جهان مادی به یک شاهراه اصلی تبدیل نماید. به این معنا که فرمول هم ارزی جرم یا انرژی با زمانمکان را به زبان ریاضی بیان دارد. اما این هم ارزی نیاز به یک ثابت طبیعی دارد و تا زمانیکه این ضریب تناسب کشف نشود، تئوری همه چیز فیزیکی هم غیر قابل فرمول بندی است. برای دست یابی به چنین ثابتی باید اول ماهیت بار الکتریکی را روشن کرد. تا کنون تعریف روشنی از ماهیت بار الکتریکی توسط علم فیزیک ارائه نشده است. همانطوریکه ماهیت نیروی جاذبه از زمان نیوتون تا زمان انشتاین مخفی مانده بود. اما امروز شاید بدانیم که غیر زمانمکان مترادف یک مختصات چهار بعدی دیگری وجود دارد که تاکنون از دید اندیشمندان مخفی مانده است و آن عبارت است از بیزمانی – بیمکانی که چهار بعد آن هم ارز چهار بعد زمانمکان مترادف است و به معنای وجود نداشتن زمان و مکان نیستند بلکه همزاد زمانمکان. این مختصات دارای جوهری متضاد با مختصات زمانمکان مترادف می باشد. زمانی که به هم می پیوندند با همدیگر شروع به نوسان میکنند. حال باید دید که در یک ذره اتمی و زیر اتمی چند تا از این ذرات ( این دو مختصات همزاد روی هم رفته یک گراویتون چهار قطبی تشکیل میدهند ) متراکم گردیده است. هر پژوهش گری که موفق به این محاسبه گردید، آرزوی انشتاین را بر آورده نموده و وحدت مادی را به زبان ساده ریاضی بیان داشته است. سوال چند تا ذره مکانزمان و بیمکانی بی زمانی در یک کوارک ، در یک الکترون ، در یک پروتون ، در یک نوترون و در یک ذره نور دور هم جمع یا متراکم گردیده اند ؟ فرمول آن در قالب کلمات بصورت زیر می باشد : جرم یا انرژی برابر است با حاصلضرب یک ثابت طبیعی در ( مکانزمان ، بیمکانی بیزمانی ) . به این معنا که اگر یک کوارک را ذوب نمائیم به چند گراویتون تبدیل میشود. البته از لحاظ تجربی ذوب کوارک ها در حال حاظر و تا آینده دور دستی غیر مقدور می باشد. اما بطور نظری میتوان آنرا پیشبینی نمود. موفق باشید.

  2. دست نوشته ما هم بخرن میلیاردر میشیم