ناسا به دنبال اجرای یک پروژه جاه طلبانه است. آیا دانشمندان این سازمان موفق به ساخت راکتور هستهای روی ماه میشوند؟
ناسا و وزارت انرژی ایالات متحده در تاریخ 13 ژانویه 2026 اعلام کردند که با امضای یک تفاهم نامه، به طور رسمی همکاری خود را برای ساخت یک رآکتور شکافت هستهای در سطح ماه تا سال 2030 آغاز کردهاند. این توافق در واقع پایانی برای روندی است که از اوت 2025 شروع شده بود. در آن زمان شان دافی، مدیر موقت ناسا، دستور داد طرحی برای طراحی، ساخت و استقرار یک رآکتور هستهای با توان حداقل 100 کیلووات برق در ماه تا سه ماهه اول سال 2030 تهیه و اجرا شود.
پروژه ساخت راکتور هستهای روی ماه
در ادامه، در دسامبر 2025، رئیس جمهور ترامپ با صدور فرمان اجرایی «تضمین برتری فضایی آمریکا» این برنامه را در سطح کلانتری رسمی کرد و به نهادهای فدرال دستور داد برای پیشبرد هماهنگ ابتکار انرژی هستهای فضایی همکاری کنند. در نهایت، تفاهم نامه مذکور در سال جاری، نقش چارچوب اجرایی این پروژه را ایفا کرد و آن را از مرحله برنامهریزی به مسیر عملیاتی و اجرایی وارد ساخت.
در برداشت عمومی، این دستورالعمل معمولا به عنوان ابتکاری تازه از سوی دولت فعلی دیده میشود، اما اگر دقیقتر به آن نگاه کنیم، این تصویر چندان درست نیست. در واقع، این تصمیم را باید ادامه مجموعهای طولانی از تلاشهای ایالات متحده دانست که از دوران پروژه آپولو تاکنون، به صورت پراکنده اما پیوسته، با هدف وارد کردن انرژی هستهای به زیرساختهای اصلی اکتشافات فضایی انجام شدهاند.
با این حال، بیشتر این تلاشهای اولیه به نتایج محدود یا ناکام منتهی شدند. تفاوت مهم برنامه کنونی در این است که ساختار آن به گونهای طراحی شده تا از تکرار همان شکستهای گذشته جلوگیری کند و مسیر اجرای عملی و پایدار این فناوری را هموارتر سازد.
- ربات جدید ناسا با الهام از خرخاکی، تونلهای زیرزمینی مریخ را پیدا میکند
- نیروی فضایی آمریکا خود را برای درگیری احتمالی با چین روی ماه آماده میکند
تفاهم نامه ناسا و وزارت انرژی چه میگوید؟
آنچه این دستورالعمل واقعا از نظر اجرایی مطالبه میکند، نیازمند بحث و گفتگو است. دلیلش این است که در فضای عمومی، این طرح اغلب به شکل کلی و مبهم توصیف شده و جزئیات فنی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است، در حالی که واقعیت ماجرا بسیار دقیقتر و محدودتر از برداشتهای کلی است.
این دستورالعمل خواستار توسعه یک سامانه تولید برق هستهای سطحی است که بتواند حداقل 100 کیلووات توان الکتریکی تولید کند و تا سه ماهه نخست سال 2030 برای پرتاب آماده باشد. این رقم در مقایسه با برنامههای قبلی ناسا قابل توجه است، زیرا پروژههای قبلی تولید برق سطحی شکافت هستهای این رقم را در حد 40 کیلووات پیش بینی کرده بودند. به این ترتیب، هدف جدید بیش از دو برابر ظرفیت پیشین است.
بر اساس گزارش NPR، چنین سامانهای قادر خواهد بود برق مورد نیاز حدود 75 خانه متوسط آمریکایی را تأمین کند. با این حال، طراحی این رآکتور با چالشهای ویژهای همراه است. از آن جا که ماه فاقد جو و منابع آبی برای دفع گرماست، امکان خنکسازی به روشهای زمینی وجود ندارد؛ بنابراین، این سیستم باید در دماهای بالاتر کار کند و گرمای اضافی خود را به طور مستقیم از طریق پنلهای بزرگ رادیاتوری به فضای بیرونی تابش کند.
بر اساس تفاهم نامه مذکور که میان ناسا و وزارت انرژی ایالات متحده امضا شده، وظایف اجرایی این برنامه به طور مشخص میان دو سازمان تقسیم شده است. ناسا مسئول مدیریت کلی پروژه و تأمین بودجه آن خواهد بود و همچنین دادهها و تحلیلهای لازم را در اختیار وزارت انرژی قرار میدهد تا اطمینان حاصل شود که تمام مراحل با استانداردهای ایمنی هستهای همخوانی دارند.
در مقابل، وزارت انرژی نقش نظارتی و فنی را بر عهده دارد و علاوه بر ارائه پشتیبانی در طراحی رآکتور، مسئول تأمین حدود 400 کیلوگرم سوخت اورانیوم با غنای بالا (HALEU) نیز خواهد بود. این سوخت هم در آزمایشهای زمینی و هم در نسخه پروازی رآکتور استفاده میشود. در بیانیه رسمی وزارت انرژی نیز تأکید شده که این همکاری ادامه بیش از پنج دهه مشارکت مشترک میان دو نهاد در حوزه اکتشاف فضایی و توسعه فناوریهای پیشرفته است.
برآوردهای مالی این برنامه در مجموع رقم قابل توجهی را نشان میدهند. طبق تحلیلی که به تازگی توسط باویا لال و راجر مایرز، دو مقام پیشین ارشد ناسا، انجام شده، توسعه این رآکتور حدود 3 میلیارد دلار در بازهای پنج ساله هزینه خواهد داشت. این میزان هزینه در مقایسه با دیگر پروژههای بزرگ ناسا چندان غیرعادی نیست و در همان محدودهای قرار میگیرد که معمولا برای برنامههای با سطح مشابهی از پیچیدگی و جاهطلبی فنی صرف میشود.
- خیرهکنندهترین عکسهای ناسا از ماموریت آرتمیس 2 به دور ماه
- فضانوردان ناسا وجود بشقاب پرندهها را تایید میکنند؛ واقعیت یا برداشت اشتباه؟
چرا پروژه ناسا پیشرفتی نمیکند؟
اگر با نگاه دقیقتری به موضوع نگاه کنیم، پرسش اصلی این است که چرا ایالات متحده از دهه 1960 تاکنون بارها تلاش کرده سامانههای هستهای فضایی را توسعه دهد، اما در اغلب موارد به نتیجه عملیاتی نرسیده است. پاسخ این سؤال صرفا تاریخی نیست، بلکه به ساختار خود این نوع پروژهها برمیگردد. این ساختار اگر به درستی بررسی شود، نکات مهمی درباره چرایی این چرخه تکراری از آغاز تا نیمه کاره ماندن پروژه را آشکار میکند.
نخستین دلیل، همانطور که در تحلیل لال و مایرز توضیح داده شده، به این مسئله برمیگردد که فناوریهای هستهای فضایی اغلب بدون وجود یک نیاز عملی و مشخص توسعه یافتهاند. در بسیاری از موارد، این پروژهها نه بر اساس یک مأموریت واقعی و فوری، بلکه به عنوان نوعی سرمایهگذاری فناورانه آیندهنگر آغاز شدهاند، با این امید که در ادامه، مأموریتی پیدا شود که استفاده از این فناوری را ضروری و توجیهپذیر کند.
اما مشکل اینجاست که در اغلب مواقع، چنین نیازی در بازه زمانی پیشبینی شده هرگز ظاهر نشده است. در نتیجه، پیش از آنکه یک کاربرد واقعی برای این فناوری شکل بگیرد، حمایت سیاسی و مالی از پروژه کاهش یافته و در نهایت برنامهها متوقف شدهاند. دومین عامل، همانطور که در تحلیل لال و مایرز آمده، فقدان همزمانی است است. توسعه سامانههای هستهای فضایی، طبق تمام معیارهای شناخته شده در حوزه فناوریهای پیچیده، هم پرهزینه است و هم به زمان طولانی برای رسیدن به بلوغ نیاز دارد.
اما مشکل اینجاست که چرخههای تصمیمگیری و تأمین مالی سیاسی معمولا بسیار کوتاهتر از چرخه واقعی توسعه چنین فناوریهایی هستند. به بیان دیگر، سیاستگذاریها زودتر از آنکه فناوری به مرحله آمادگی کامل برسد تغییر میکنند. در نتیجه، در بسیاری از موارد بودجه پروژه پیش از تکمیل شدن آن به پایان میرسد و برنامه نیمه تمام باقی میماند.
سومین دلیل، کاملا ساختاری است. سامانههای هستهای فضایی نیازمند هماهنگی میان چندین نهاد فدرال از جمله ناسا، وزارت انرژی، وزارت دفاع و مجموعهای از نهادهای نظارتی هستند. تجربه تاریخی نشان داده که چنین سطحی از همکاری بین سازمانی ذاتا پیچیده و دشوار است. این پیچیدگی در بسیاری از پروژههای قبلی باعث یک مشکل تکرارشونده شده و به تدریج مالکیت آن را متزلزل کرده است. در چنین شرایطی، هر سازمان تصور میکند بخشی از کار که به طور رسمی به آن واگذار نشده، بر عهده سازمان دیگری است. نتیجه، پراکندگی مسئولیت و کاهش انسجام اجرایی بوده است.
اما برنامه فعلی تلاش کرده است این نقاط ضعف ساختاری را هدفگیری کند. استفاده از قراردادهای با قیمت ثابت برای کنترل هزینهها طراحی شده، تعیین یک رهبری مشخص برای جلوگیری از سردرگمی در هماهنگی میان نهادها انجام شده و یادداشت تفاهم میان سازمانی نیز برای روشن کردن حدود مالکیت و مسئولیتها تنظیم گردیده است. اینکه آیا این اصلاحات برای رسیدن به یک رآکتور عملی تا سال 2030 کافی خواهند بود یا نه، هنوز مشخص نیست. اما در مقایسه با تلاشهای گذشته، این بار طراحی برنامه از نظر ساختاری منسجمتر و جدیتر به نظر میرسد.
- مریخ نورد استقامت ناسا تاکنون چه مسافتی را روی سیاره سرخ پیموده است؟
- دانشمندان پس از سالها به داخل راکتور ذوبشده فوکوشیما دست یافتند
چگونگی توسعه پیشرانش هستهای
در نگاه دقیقتر، رآکتور سطح ماه تنها یکی از اجزای یک برنامه بزرگتر انرژی هستهای فضایی است. بخش دیگر این طرح که کمتر مورد توجه عمومی قرار گرفته اما ارتباط مستقیمی با آن دارد به توسعه پیشرانش هستهای برای مأموریتهای سرنشیندار به مریخ مربوط میشود.
در چارچوب سیاستگذاری فعلی، این بخش از برنامه به گونهای طراحی شده که از هدف بلندمدت اعزام انسان به مریخ در دهه 2030 حمایت کند. استدلال اصلی در اینجا ساختاری است. فناوریهای پیشرانش شیمیایی که امروز برای سفرهای میان سیارهای استفاده میشوند، به اندازه کافی سریع نیستند و زمان سفر را آن قدر طولانی میکنند که اجرای مأموریتهای سرنشیندار را دشوار و پرریسک میسازند.
چنین سفرهای طولانی باعث میشود فضانوردان برای مدتهای زیاد در معرض تابش کیهانی و اثرات بیوزنی قرار بگیرند. این شرایط توان فناوریهای فعلی پشتیبانی از حیات را به چالش میکشد. در مقابل، پیشرانش هستهای میتواند بازده بسیار بالاتری نسبت به پیشرانش شیمیایی ارائه دهد. این به معنای سفرهای کوتاهتر، زمان قرارگیری کمتر در محیط پرخطر فضای میان سیارهای و در نتیجه افزایش ایمنی و عملی بودن مأموریتهای انسانی به مریخ است.
برنامه فعلی پیشرانش هستهای شامل طرحی است که جرد آیزاکمن، مدیر ناسا، آن را SR-1 Freedom نامیده است. طبق گزارش Space Policy Online از رویداد معرفی این برنامه، SR-1 Freedom یک سامانه کوچک پیشرانش هستهای – الکتریکی برای مأموریتهای میان سیارهای است که هدف آن پرتاب در سال 2028 تعیین شده است.
این سامانه قرار است سه هلیکوپتر کوچک در مقیاس بالگرد نبوغ ناسا را که معروف به پروژه اسکای فال شدهاند، به مریخ منتقل کند و سپس مسیر خود را به سمت بخشهای دورتر منظومه شمسی ادامه دهد. نکته مهم در این میان، نحوه تنظیم زمانی این پروژه است. آزمایش این فناوری پیشرانش هستهای برای سال 2028 برنامهریزی شده، یعنی دو سال پیش از آنکه رآکتور سطح ماه وارد مرحله استقرار شود. این ترتیب زمانی نشان میدهد که پروژهها به صورت مستقل اما هماهنگ طراحی شدهاند.
در مجموع، این ابتکار شامل دو مسیر اصلی است: یکی توسعه رآکتور سطح ماه برای تولید انرژی و دیگری توسعه سامانه پیشرانش هستهای برای آزمایش فناوری در مأموریتهای میان سیارهای. این دو مسیر، بر اساس شواهد موجود، به گونهای طراحی شدهاند که مکمل یکدیگر باشند و در نهایت زیرساخت لازم برای مأموریتهای سرنشیندار آینده به مریخ را فراهم کنند.
- یک تئوری قدیمی که دوباره خبرساز شد: ماه ممکن است یک سازه مصنوعی باشد!
- ناسا قصد دارد برای نخستینبار روی ماه آتش روشن کند
زمینه ژئوپلیتیکی طرح ساخت راکتور هستهای در ماه
اگر یک کشور زودتر از دیگران رآکتور هستهای را روی ماه مستقر کند، ممکن است بتواند به صورت عملی یک محدوده مشخص اطراف آن ایجاد کند و دسترسی سایر کشورها را حتی بدون ادعای رسمی مالکیت کاهش دهد. این موضوع در قالب محدودیتهای ایمنی و عملیاتی توجیه میشود.
چین و روسیه برنامه مشترکی برای ساخت رآکتور هستهای و ایجاد پایگاه تحقیقاتی روی ماه در دهه 2030 دارند که در رقابت با طرحهای مشابه آمریکا قرار میگیرد. این پروژهها از نظر مقیاس و هدف، بسیار گسترده و بلندپروازانه هستند.
در نهایت، این دیدگاه مطرح است که چنین زیرساختهایی میتوانند به شکل غیرمستقیم نواحی غیرقابل دسترس ایجاد کنند. هرچند این برداشت محل اختلاف است، اما همین چارچوب باعث شده حمایت سیاسی و مالی لازم برای پیشبرد این برنامهها شکل بگیرد.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 




