کهکشان های زیادی در گیتی وجود دارند که هرکدام میزبان تعداد زیادی سیاره و ستاره هستند؛ اما مرکز جهان هستی کجاست و آیا اصلا چنین جایی وجود دارد؟
بر اساس نظریه بیگ بنگ، هستی به واسطه انفجاری بزرگ از یک نقطه بیانتها با جرم بینهایت به نام تکینگی شکل گرفت. شاید این کلمه برای شما آشنا باشد. مخصوصا اینکه اخیرا به خاطر انتشار تصویر کمان ای (سیاه چالهای کلان جرم در مرکز کهکشان راه شیری) بیشتر به آن پرداخته میشود. در واقع مرکز سیاه چاله نیز با نام تکینگی شناخته میشود؛ اما مرکز جهان هستی کجاست؟
تلاش برای یافتن مرکز جهان هستی

اکثر افراد به اشتباه بیگ بنگ را همچون یک انفجار معمولی تصور میکنند که از یک نقطه مشخص (مثل بمب) آغاز شده است. هرچند که این انفجار عظیم کیهانی به این خاطر که بافت فضا و زمان را منبسط کرد و به تبع آن کل هستی را گسترش داد، با انفجارهای دیگر متفاوت است. در نتیجه بیگ بنگ جهان با یک نرخ تصاعدی گسترش مییابد و از همهچیز فاصله میگیرد.
در اینجا با یک مفهوم پیچیده طرف هستیم که اولین بار Arthur Eddington، اخترشناس انگلیسی آن را به بهترین وجه در کتاب جهان در حال گسترش (۱۹۳۳) توضیح داد. روی سطح یک بادکنک با ماژیک نقطههایی را علامتگذاری کرده و سپس شروع به باد کردن آن کنید. نقطهها به همان شکل که کهکشانها در هستی از هم فاصله میگیرند، از همدیگر دور میشوند. البته فراموش نکنید که کهکشان ها گسترش پیدا نمیکنند؛ زیرا به خاطر قوانین گرانش محدود شدهاند.

وقتی با استفاده از تلسکوپ به فضا نگاه میکنید، همهچیز یکسان به نظر میرسد و فرقی هم نمیکند که تلسکوپ خود را به کدام سمت بگیرید. بر اساس جامعه اخترشناسی آمریکا، از زمین همه کهکشانها به شکل متوازنی پراکنده شدهاند و به سمت هیچ جهت یا مرکز خاصی در جهان هستی نیستند.
این توضیح کاملا با اصل کیهانشناسی مطابقت دارد که بر اساس آن جهان همگن (خاص نبودن جایگاه) و همسانگرد (نبودن جهت خاص) است. البته جهان قابل مشاهده کمی فرق دارد. این بخش قسمتی از جهان است که میتوان آن را از زمین دید. در واقع ما اجرامی را مشاهده میکنید که نور آنها از لحظه رخ دادن بیگبنگ در ۱۳.۸ میلیارد سال قبل در سفر بوده و به زمین رسیدهاند.

جهان قابل مشاهده صرفا بر اساس نقطه نظر ما شکل گرفته است و اگر از یک سیاره که میلیونها سال نوری دورتر است به جهان نگاه کنید، دید شما به هستی کاملا تغییر میکند. در واقع فارغ از اینکه انسان تا چه حد دوست دارد خودش را خاص و مهم بداند، زمین مرکز جهان هستی نیست؛ زیرا گیتی اصلا هیچ مرکزی ندارد.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 






مرکز جهان هستی
شهر مهربان در دل آذربایجان شرقی هست
گفتی: “زمین مرکز جهان هستی نیست؛ زیرا گیتی اصلا هیچ مرکزی ندارد”!!!
رد یا اثبات هریک از این گزارهها نیازمند برهان است: ادعا را پشتبند دعوی نمودن، کار علم نیست جانا. پس عجالتاً همانطور که اعتراف نمودی “جهان قابل مشاهده صرفا بر اساس نقطهنظر ما شکل گرفته” و لا اقل تا رسیدن به نظرگاه بهتری منصفانه اینست که نگوئیم: گیتی مرکز ندارد.
امّا از لحاظ علمی -و فارغ از تحلیل منفی اخلاقیت- گیتی باید مرکز داشته باشد چون -همانطور که اقرار نمودی “کهکشانها گسترش پیدا نمیکنند؛ زیرا به خاطر قوانین گرانش محدود شدهاند”- اساس داستان بیگبنگ بر گرانش است و گرانش بیمرکز معنی ندارد. پس این ادعا که کهکشانها “به سمت هیچ جهت یا مرکز خاصی در جهان هستی نیستند” باطل است. نمیدانم دلیل خوبی برای انکار نیست!
امّا برای یافتن مرکز هرچیز اوّل باید بدانیم دقیقاً دنبال چه ميگردیم؟ مرکز “جهان قابل مشاهده” یا مرکز “جهان ممکن الوجود”؟ بدیهی است کشف هریک از این حوزهها پارامترهای خاص خود را دارد؛ همانطور که با پیچگوشتی نمیشود مهره را گشود.
واقعیت اینست که “جهان قابل مشاهده” کلّ هستی نیست و دنیای فیزیک با عالم متافیزیک احاطه شده. پس برای رسیدن به درک بهتری از تعامل فیمابین، فیزیک را بایستی توأم با متافیزیک دریابیم. اگر به یاری خدا و نور هدایت جانشینش (عج) در دهالیز انحرافی سردرگم نشویم، خواهیم توانست از علوم آل محمد (س) استفاده کنیم و با دستیابی به بینش درستی از توحید و نبوت و امامت به علم راستین (اعم از فیزیک/ متافیزیک) برسیم. البته هرکه بامش بیش، برفش بیشتر! و هرکه حلمش بیش، علمش بیشتر.
همینقدر بدانیم که همۀ این بحثها در دایرۀ امکانی است که -خواه ناخواه- سوژهاش همین انسان است که گرچه “قتل الإنسان ما أکفره” ولیک ١٢٤٠٠٠ پیمبر + اوصیاءشان (س) از برای هدایتش ازطرف پادشاه هستی مبعوث شدند. پس -دستکم نسبت به ما- هرچه هست اینجاست. خود غرب و شرق هم در پستوی دانشش دنبال سرنخی از ufo میگردد. زهی خیال باطل! آن را که خبری شد، خبری باز نیامد. لاکن تقواپیشه صبر کنیم! به وقتش خبر مهم را همگان خواهند شنید.
و السلام
(×) تصادی ← تصاعدی (√)
سلام،
خیلی ممنون. اشتباه تایپی بود. ویرایش شد.
فضا مرکز نداره
اما هر ان چه که در فضا وجود داره به عنوان فرم و تراکم هوشمندی اون نظام میتونه مرکزیتی جهت تجربه حیات بوجود بیاره ، و هیچ قانونی مطلق نیست ،و هیچ مرکزیتی نامتناهی نیست و محدود به انقضا میباشد
مرکزیت ، مبدا و مقصد به عنوان قانون نهایی یک توهم و طوطعه ایی بیش نیست …