نامه مخفیانه انیشتین در واکنش به باورهای مذهبی قدیمی نوشته شده و بینش او از ارتباط علم و دین را در اختیار بشر قرار میدهد.
آلبرت انیشتین در سال 1950، نامهای را به رشته تحریر درآورد که در آن باورهای مذهبی قدیمی را به چالش کشیده است. اکنون این نامه نادر بار دیگر خبرساز شده و با قیمت 125 هزار دلار به حراج گذاشته شد.
نامه مخفیانه انیشتین خطاب به مارتا مونک، همسر یک خاخام برجسته و معلم علوم دینی، در تاریخ 11 آوریل 1950 نوشته شد. خانوم مونک به نمایندگی از دانشجویان یهویی در آمریکا به دیدار انیشتین رفته بود و بهدنبال راهی برای آشتی دادن او با خدا بود.
باور دینی انیشتین در نامه مخفیانه او
پاسخ انیشتین اما چیز دیگری بود. او اعتقاد داشت برای دانشمندی که بر اصول تفکر علمی متکی باشد، پذیرش شرح آفرینش دینی که در کتاب مقدس پیدایش به آن اشاره شده را دشوار میبیند. بهگفته انیشتین، علم بهطور کامل جایگزین چنین مفاهیم دینی میشود و توصیه کرده داستان خلقت در تورات نیز باید به صورت نمادین یا استعاری تفسیر شود.

زمینه تاریخی این نامه را نیز نمیتوان نادیده گرفت. انیشتین که در دهه 40 میلادی شهروند آمریکا بود، در سال 1933 در جریان آزار و شکنجه ظالمانه یهودیان توسط حزب نازی، از آلمان گریخت. این نامه که در بروکلین نیویورک نوشته شده است، از جنبه تلاش او برای آشتی دادن دانش علمی با باورهای مذهبی عمیقا ریشهدار، حائز اهمیت است.
این نامه که پیشتر از اذهان عموم مخفی مانده بود و تاکنون هرگز بهصورت علنی فروخته نشده، با رقم حیرتانگیز 125 هزار دلار، بهزودی توسط «مجموعه راب» به حراج گذاشته خواهد شد. این اولین باری نیست که نامههای شخصی انیشتین توجهها را به خود جلب میکند. در سال 2018 نیز نوشته موسوم به «نامه خدا» که پیشتر طی سال 1954 خطاب به اریک گوتکیند، فیلسوف وقت نوشته شده بود، به مبلغ حیرت آور 3 میلیون دلار فروخته شد.
بهطور مشخص، بینش انیشتین در مورد دین، جهان و خدا تا مدتها پس از مرگش همچنان مورد بحث بوده است. همزمان با داغ شدن رقابت بر سر خرید این نامه مخفی، محققان و مورخان نیز مشتاقانه در پی فرصتی برای در اختیار داشتن این یادگاری تاریخی هستند تا بتوانند از عمیقترین افکار یکی از بزرگترین ذهنهای قرن بیستم بهرهمند شوند. این نامه با پتانسیل تغییر دیدگاهها در مورد مفاهیم علم و دین، نه تنها یک یادگاری ارزشمند، بلکه گواهی بر جستجوی ابدی در باب دانش و حقیقت است.
گجت نیوز آخرین اخبار تکنولوژی، علم و خودرو 






امیدوارم نسل نویسندگان این دوتا کامنت آخر، از گجت نیوز، کره خاکی، دنیای برین، دنیای زیرین، کهکشان راه شیری و سایر منظومههای وابسته، حذف بشه. هم چرندمیگن، هم پوچ و بدبخت و بی ادبن.
گویند: آرزو بر جوانان عیب نیست! ولیک تا وقتی میشود دعا کرد، نفرین چرا؟ بنده از خدای منّان برای خود و دیگران طلب عفو و هدایت نموده و با کسی دشمنی ندارم. حرفی زده شد بنده هم جواب دادم. و نمیدانم کجاش به تو یکی اهانت نمودم؟ شما هم اگر سخنی دارید باسم الله! شکرخدا مدیر سایت که بخیل نیست.
شاید فکر میکنی طرف ارزش پاسخگویی هم ندارد؛ باشد! امّا اینکه به صرف دگراندیشی آرزوی نیست و نابودی کنی، به خودت قبل از دیگری ظلم کردی. چون خدانکرده اگر همه مثل تو باشند، آنگاه مخالف دستش برسد سر به تنت نمیگذارد! بی آنکه توضیح دهد برای چه؟ فرعون و داعش جز تبلور همین عقده نیست. باید یاد بگیرم جز من ٨ ملیارد آدم متفاوت روی زمین زندگی میکنند که با هیچ وعظ/ احسان مادّی نیز همرأی نخواهند شد؛ چه رسد به زور و کتک.
چاره چیست جز گفتمان بخردانه؟ من و تو که کارهای نیستیم؛ خدای والا به پیمبرش ص فرموده:
«قُلْ أَطيعُو اللهَ وَ أَطيعُو الرَّسولَ فَإنْ تَوَلَّوْ فَإنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُم مّا حُمِّلْتُمْ وَ إنْ تُطيعوهُ تَهْتَدو وَ ما عَلَى الرَّسولِ إلَّا الْبَلاغُ الْمُبينُ» ﴿النور ٥٤﴾ بگو خدا و پیمبر را اطاعت کنید. اگر روی گردانند پس تکلیفش بر اوست؛ و برشماست تکلیفتان. وگر اطاعتش کنید، هدایت یابید. و بر فرستاده چیزی جز ابلاغ آشکار، نیست».
وگرنه حسابرسی قیامت و بهشت و جهنم برای چیست؟
و السلام علیٰ من اتبع الهدیٰ
برادر من، شما یه موقعی داری از الفاظ بالامنبری استفاده میکنی که دیگه خریداری نداره. لطفا این مدل یادداشت هات رو جایی بنویس که توش تربیت شدی وگرنه هوو میشی!
از ما گفتن بود..
بدون این نامه کافیه هورمون کورتیزول و دوپامین خودتون رو لال کنید تا متوجه بشید که هزاران و میلیون ها ساله که بشر تحت تاثیر این دو هورمون یا از ترس چیزی رو قبول کرده یا برای پاداش !!!
موجودی که تحته هورمون زندگی میکنه به درد کوده پای درختا میخوره …
وقتی از ترس یا پاداش چیزی رو قبول یا انکار میکنی بدون یک موجود کاااااملا فیک و تقلبی و البته صرفا یک واکنش عصبی هستی که ظاهرا تداعی موجود هوشمند رو میکنی اما در اصل یک موجود مصرف گرای فکری یا فیزیکی هستی که به نسبت برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی یا سیاسی و …واکنشی از قبل طراحی شده نشون میدی …
بشر ؟
ریییییدم بهت …..
فحشهای جلوی آینهای جایش اینجا نیست. لزومی هم ندارد به دیگران نشان دهم چقدر ادب دارم. تازه، اینکه بشر از اکثر حیوانات ضعیفتره را همه میدانند: کشف سنگین/ چیز مهمّی نیست تا اینقدر هیجان خرجش کنم. امّا همین حیوان ناطق امتیازش به عقل و ایمان و اخلاق است. نعمت گرانبهایی که هواپرستی باعث انکارش میشود. برای اینست که احساس پوچی میکند. چون اگر کفران نعمت نکند باید تشکّر نماید از خالقی که عصیانش نموده. بدتر اینکه از رحمتش مأیوس گشته. همچو بچۀ خطاکاری کز مهر مادر و عفو پدر ناامید شده وز خانه فراری گشته. بینوا نمیداند که «لا یمکن الفرار مِن حکومتک». شاید هم بعدها بفهمد ولیک از ترس سرش را مثل کبک زیر برف کرده تا چیزی نبیند. هرکه را بندگی خدای رحیم خوش نیاید لاجرم به بردگی شیطان رجیم مبتلا شود؛ شقّ سوّم ندارد.
شیطان هم -رفیق جهنم میجوید- برای جذب نومیدان و سستباوران دامهایی با رنگهای جالب اسطوره/ شبه علم گسترده. علم حقیقی نزد پیشوایان هدایت است نه آن طوطی که سرچشمۀ دانش را منکر شود.
تازگی هم ندارد این شکوک/ چپکردگی از قدیم بوده با کشفیات جدیدتر بیشتر هم خواهد شد؛ برای نااهل/ کمظرفیتی که زیر بار اندکی فلسفه/ تصوّف به گندهگویی افتاده از حلّاج و خیّام گرفته تا هاوکینگ غرّه به ذرّهای فیزیک. آنقدر ناچیز که نداند بشقاب پرنده چطور کار میکند؟ چه رسد به امور دگر که از حوصلۀ بحث خارج است.
جهل ویرانگر اینست که از هزاران سررشتۀ علمی یکی را آنهم ناقص بدانم ولیک اصرار نمایم تا چگونگی کارکرد موضوعات را نفهمم بجای «لا أدری» و پرسش از اهلش، نیست و محال انگارم.
امّا میدانیم این جهان مرئی و عوالم دیگر را خدای والای آفرینندۀ مهر مادری/ عشق دلبری با قدرت رئوفانه و نظم حکیمانه پدید آورده. شاید فقط یک سرِ تصادفی توهّم کند هستی به این عظمت ناشی از صُدفه است. مبدأ پیدایش را «مهبانگ» معرفی نموده که شکّ دارد ١٤ ملیارد ساله است یا جدید/ قدیمتر.
خوب، قبلش چی؟ نمیداند امّا با وقاحت گوید: هیچی!
پس این ملیونها نوع موجودات را کی آفریده؟ خودت با اینهمه ادّعا از کجا آمدی؟ میگه از تاریخم نپرس که بلانسبت عنترزادهام! اهل دین و معنویات هم باشی افسانۀ ازدواج فرزندان آدم با محارم تف میدهد تا از هر دری که مایلی به تله افتی.
جوان خام سرخورده از خاخام/ سیاست هم که بین حرامزادگی و عنترزادگی گیر افتاده، دیگر دلیلی نمیبیند خودش را به زحمت اندازد و به اخلاق حسنه مقیّد سازد. یارو هم گفته:
هیچ آدابی و ترتیبی مجوی! هر چه میخواهد دل تنگت بگوی
فردا پس فردا که رباتهای آدمنما با گوشت و پوست و استخوان ساختند، دیگه بدتر
سرمست از نمی فنآوری خدای والا را از بن منکر میشود.
کسی هم نیست بگوید: لیاقت ایمان نداری، باری از اخلاق چرا بیزاری؟
گیرم داستان خلقت همینه که نظام ماسونی میگه یا موجود فضائی ساخته؛ گیرم بشر از زمین کوچیده به مریّخ رفته، آنگاه آیا اخلاق حسنه بد خواهد بود؟ یا هرقدر بگذرد و هرجا رود بازهم دروغ بد است. سایر گناهان کبیره/ صغیره چی؟ جرم و جنایت که در نبود تقوا بیشتر خواهد شد آیا حدود و دیات نمیخواهد؟ در آرمانشهر آیا معاملات اقتصادی/ اجتماعی را احکام و قوانین لازم نیست؟
میگه چرا ولی بین خودمان توافق میکنیم! بر چه مبنائی به تفاهم میرسید؟ ترفند دموی کراسی احالۀ مردم به خودشان است که جفاست نه آزادی! انگار در جواب نابلدی که نشانی پرسد گویی: خوددانی!
بیچاره اگر میدانست از توی ظاهراً عالم نمیپرسید که بیمهابا میبافی تا بندگان خدا را سرگشته کنی؟ ازیرا ریاستطلب ملعون است و هرکه حتی ریاست را حدیث نفس کند.
خدای والا جانشینی دارد حيّ و ناظر. گرچه منها نمیگذارند، امّا پیمانه ظلم پُر شود، صبرش هم لبریز و خواهد آمد تا جهان را مملو از عدل کند. دیر/ زود دارد؛ سوخت و سوز ندارد.
اللهم عجل لولیک الفرج
با حرفت تا حد زیادی موافقم ولی پیچیده تر ازاین هست که گفتی داستان این است که تکامل سیستم عصبی ما قبل از تاریخ بوده وعقل وآگاهی دیر وارد تاریخ شدند ما اگر کاملا این بودیم که تو میگویی از جهتی بهتر هم شاید بود ولی تفاوت ما با حیوانات این است که ما در میان کشمکش بین ناخود آگاه و آگاهی گیر کردیم وکار چندانی از ما برنمی آید یعنی از آگاهی ما برنمی آید ولی حیوانات بر اساس همان قسمت نا هشیار ذهن عمل می کنند برای همین هم هر عملی که انجام دهند نمی توان گفت که غلط است ولی ما انسانها در کشمکش بین نا خودآگاه وآگاهی گرفتاریم که شور بختانه زور با نا خودآگاه است یعنی همان بخش از قبل برنامه ریزی شده ذهن ما که از دسترس آگاهی خارج است وکار زیادی نمی توانیم انجام دهیم